* در شرایط فعلی در منطقه خاورمیانه چه کشوری قدرت اقتصادی را به دست دارد و توانسته از نظر اقتصادی هم در کشور خودش و هم در ارتباط با کشورهای خاورمیانه و کشورهای اروپایی موفق ظاهر شود؟
** اگر سوالتان به لحاظ رشد اقتصادی و قویتر شدن در شرایط فعلی و آینده باشد، قطع یقین میتوان گفت ترکیه. یعنی کشوری که بیشترین قدرت را در سالهای اخیر به لحاظ اقتصادی پیدا کرده و موفق بوده، ارتباطهایش را با جهان بیرون خیلی گسترده و در سرمایهگذاری خارجی خیلی افزایش پیدا کرده؛ این کشور ترکیه است. باوجود اینکه منابع و ذخایر زیرزمینی مثل نفت، گاز و... را که همسایههایش دارند، ندارد. از این نظر میتوانیم بگوییم که ترکیه دارد به مهمترین قدرت اقتصادی منطقه تبدیل میشود و همه آینده خیلی نویدبخشی را برایش پیشبینی میکنند. همچنین تلاشهای این کشور برای نزدیک شدن به اروپاییها و غربیها از یک سو و سرکردگی دنیای اسلام از سوی دیگر نکته قابل توجهی است.
به اصطلاح، الان داعیه ترکیه به لحاظ اقتصادی و سیاسی این است که هدایتکننده و لیدر دنیای اسلام یا سخنگوی دنیای اسلام تلقی شود و دارد در این جهت میرود و میتوان گفت مهمترین رقیبش در منطقه الان مصر نیست و با توجه به وضعیتی که فعلا دارد، میتوان عربستان سعودی و ایران را به عنوان رقبای این کشور نام برد، البته ایران از لحاظ اقتصادی و روابط خارجیاش موقعیت خوبی ندارد، عربستان سعودی هم یک کشور ویژهای است یعنی قدرت اقتصادیاش صرفا وابسته به نفت است و بدون نفت، آینده زیادی را نمیتوان برای آن تصور کرد، مضافا اینکه به شدت وابسته به سیاست خارجی آمریکاست. برخلاف ترکیه که اینطور نیست.
* یک بحثی که در ارتباط با ترکیه مطرح است این است که با پیروزی حزب عدالت و توسعه و تداوم پیروزیهایی که داشته، این حزب توانست شرایط اقتصادی این کشور را تغییر دهد، تورمهای چند رقمی -ترکیه تا سه رقم دچار تورم شده بود- را توانست مهار بکند. از چه مدل اقتصادی پیروی کردند؟ چه فرآیندی را انتخاب کردند که هم توانستند سرمایهگذاری خارجی را در کشورشان رونق دهند و هم تورم را مهار کنند و آیا فکر میکنید این روشی که در پیش گرفتند برای سالهای بعدهم ضمانت اجرایی دارد؟ این کارکرد را دارد که همچنان اقتصاد ترکیه این موفقیت را داشته باشد یا خیر؟
** علت موفقیت ترکیه را قبل از اینکه به مدلهای اقتصادی نسبت دهم، به عقل نسبت میدهم. رهبران نهضت عدالت و توسعه و جریان اسلامگرای معتدلی که در صحنه سیاسی ترکیه پیدا شده، بسیار عاقلانه عمل میکنند.
یعنی ترکیه به لحاظ اقتصادی در دهه 90 وضعیت خوبی داشت، منتهی اینها نتوانسته بودند مشکل تورم را کنترل کنند، اما از کارشناسان بسیار قوی استفاده کردند، البته ترکیه طبقه تحصیلکرده فوقالعاده خوبی دارد، یعنی یک خبرگان تحصیلکرده خیلی پیشرفته دارد که بیشتر از آنها استفاده کردند و تجربههای کشورهای مختلف دنیا چه پیشرفته و چه در حال توسعه راجع به کنترل تورم را به کار گرفتند و این خیلی پدیده پیچیدهای نیست و شناخته شده است. اینکه عمدتا باید سیاستهای پولی را اصلاح کرد، مساله تورم یک مساله پولی است و پیششرط آن هم کنترل کسری بودجه است. آنها توانستند به این دو عمل بکنند و موفق شدند.
* فکر میکنید این سیستمی که اینها در پیش گرفتند آیا میتواند همچنان ادامه داشته باشد؟ فرض این است که گاهی اوقات تمرکز قدرت در یک حزب و تداوم آن باعث میشود، دموکراسی را آرام به سمت دیکتاتوری سوق میدهد و همین خیلی شرایط را مهیا نمیکند، یعنی سرمایهگذار از این شرایط احساس خطر میکند و ممکن است که خیلی تمایل چندانی نداشته باشد که بخواهد در آن کشور سرمایهگذاری بکند.
** در مورد ترکیه اصلا اینطور نیست. برای اینکه ترکیه یک کشور ویژه است، در ترکیه یک نیروی کنترلکننده خیلی قوی به اسم ارتش وجود دارد که بسیار در بین مردم محبوبیت و نفوذ دارد و به محض اینکه اسلامگراها بخواهند جنبه انحصارگرایی و دیکتاتوری به خودشان بگیرند، این ارتش لاییک که خیلی دلخوشی از اینها ندارد واضح است که میتواند این توازن نیرو را برقرار کند و اینکه شما میگویید مثلا دیکتاتوری آنجا بر سرکار بیاید به هیچوجه قابل تصور نیست، تنها جایی که این اتفاق نمیافتد، ترکیه است و دلیلی هم ندارد طرفداران اسلامگرای ترک به آن مسیر بروند، چون نه منافع خودشان ایجاب میکند و نه مصلحت ترکیه و الان اینها به شدت هم در صحنه داخلی و هم در صحنه بینالمللی موفق هستند، بنابراین دلیلی ندارد که قدرت خودشان را تبدیل به یک قدرت دیکتاتوری بکنند. وقتی با دموکراسی میشود به نتایج مطلوب رسید، چرا دیکتاتوری.
* به جهت اینکه این حزب مدام پیروزیهای مکرری را به دست آورده، برخی تحلیلشان این است که ممکن است تمرکز قدرت در یک حزب...
** به هرحال آنجا انتخابات آزاد است. به جز سختگیریهایی که برای اقلیتهایی مثل کردها میکنند، ترکیه آن قواعد دموکراتیک، قواعد نظام آزاد رقابتی را رعایت میکند و یکی از دغدغههای مهم ترکیه عضویت در اتحادیه اروپاست و برای رفتن به اتحادیه اروپا، سیاستها باید دموکراتیک و باز باشند و اگر غیر از این باشد اصلا شانسی ندارد و اینها که آنقدر وابسته هستند به آن طرف بروند، واضح است که بیشتر در جهت دموکراتیک شدن حرکت میکنند تا برعکس. این رفتارشان نسبت به کردها هم این را به وضوح نشان میدهد و حتی رفتارشان نسبت به اسلامگراهای منطقه و ارمنیها که یک چرخشهای ملایم در این جهت میبینیم. بنابراین من اصلا این افق را حداقل در کوتاهمدت و میانمدت نمیبینم که ترکیه در معرض یک خطر دیکتاتوری باشد.
* پس چشماندازی که میتوانیم برای اقتصاد ترکیه داشته باشیم، این است که این شرایط مثبت را همچنان پیش روی خودش دارد، به جهت اینکه حالا هم در این شرایطی که منطقه خاورمیانه دچار ناامنی است از یک امنیت قابل اطمینانی برای سرمایهگذاری برخوردار است و چون به قواعد دموکراتیک پایبند است اینها همه شرایط را برای هرگونه فعالیت اقتصادی مهیا میکنند. بنابراین میتوانیم چنین تصوری داشته باشیم که این شرایط ادامه پیدا کند؟
** بله، من فکر میکنم الان ترکیه در یک وضعیت ممتاز قرار دارد و خودشان هم این را میدانند و به بهترین وجه هم استفاده میکنند.
در تحولات خاورمیانه و اتفاقاتی که افتاده (حالا آن چیزی که به آن بهار عربی میگویند و کشورهای عربی را درگیر کرده) یکسری کشورها مثل ایران هستند که الان معتقد است که از وزن قابل توجهی در خاورمیانه برخوردار است و روی معادلات سیاسی و اقتصادی که در منطقه دارد اتفاق میافتد تأثیر میگذارد از طرفی میبینیم که ترکیه هم در همین قدوقواره ظاهر شده و ناخودآگاه دارد رقابتی بین ایران و ترکیه شکل میگیرد، اینکه بتوانند در تحولات سیاسی کشورهایی که درگیر تحولات هستند هم تاثیرگذار باشند و هم اینکه بتوانند از فرصتهای اقتصادی که میتواند برایشان فراهم کند استفاده کنند.
* در این شرایط با توجه به شرایطی که به لحاظ اقتصادی و سیاسی در داخل دارند و به جهت نقشآفرینی که میتوانند از همین جهات در این کشورها داشته باشند. سهم ترکیه را چقدر میبینید و سهم ایران را چقدر؟
** به لحاظ اقتصادی الان ترکیه دستش خیلی باز است. ارتباطش با غرب، با روسیه و با همه کشورها فوقالعاده گسترده است. سرمایهگذاری خارجی به شدت بالا رفته، صنعت توریسمش خیلی شکوفاست، بنابراین هیچ مشکلی از این جهت ندارد اما برخلاف ترکیه ایران بسیار مشکل دارد. تحریمها به شدت زیاد شده و چشماندازی هم نیست که کم بشود و دارد بیشتر هم میشود. ما ارتباطمان را با کشورهای پیشرفته صنعتی به ویژه غربیها داریم از دست میدهیم. این یک خطر نگرانکننده برای اقتصاد ماست، بنابراین ما از لحاظ اقتصادی در موقعیتی نیستیم که بتوانیم با ترکیه رقابت کنیم. مضافا اینکه سیاستهای اقتصادی که در کشور ما در پیش گرفته شده، درست برخلاف سیاستهای اقتصادی ترکیه است، ناهمگون و غیرمنسجم است و چشماندازی نیست که ما در چارچوب منسجم بینش اقتصادی منطقی بتوانیم اوضاع اقتصادی خودمان را سروسامان دهیم. کارهایی که انجام میشود مثلا هدفمندسازی یارانهها باوجود اینکه جنبههای مثبتی دارد ولی آنقدر آثار منفی و پشت صحنههای منفی دارد که آن آثار مثبتش را هم خنثی میکند.
یعنی ما در یک جنبش اقتصادی منسجم مثل ترکها قرار نداریم که بدانیم از کجا شروع کردیم و به کجا داریم میرویم و تاثیرگذاری ما به لحاظ اقتصادی فقط از جهت نفت و گازها میتواند باشد که آن هم به نظر من خوب مدیریت نمیشود، سرمایهگذاریهای خوبی به اندازه کافی روی نفت و گاز انجام نشده، ما ظرفیتهای تولیدیمان دارد پایین میآید. در نتیجه ما در صحنه رقابت عرصه نفت و گاز هم داریم ضعیفتر میشویم، بنابراین من متاسفانه ایران را در شرایط اقتصادی مناسبی نمیبینیم که بتواند قادر به رقابت با ترکیه باشد و تجربه فروپاشی شوروی را شما دیدید که ترکها خیلی بهتر از ما عمل کردند، آنجاهایی که بهطور طبیعی میتوانست حوزه نفوذ ایران باشد به دست ترکها افتاد، به دلیل اینکه سیاست خارجی ما هیچوقت خوب نبود و درست نتوانستیم عمل بکنیم و اغلب این بازارهای کشورهای تازه استقلالیافته همسایه خودمان را که تحت نفوذ شوروی بودند آزاد شدند، از دست دادیم. بیشتر ترکها تا آذربایجان نفوذ کردند. الان ما دیگر در آن منطقه (کشورهای حوزه دریای خزر) نفوذی نداریم، این کشورها بیشتر رفتند زیر بلیت ترکها و ما این فرصتها را از دست دادیم، بنابراین من چشماندازی هم نمیبینم که کاری بکنیم تا این مسیر را اصلاح بکنیم و متاسفانه من ایران را رقیب ترکیه نمیبینم.
* بزرگترین کشوری که در منطقه دچار این تحولات شده مصر است، مصر تا زمانیکه حسنیمبارک بر سر حکومت بود به جهت رابطههایی که با آمریکا و یکسری از کشورهای اروپایی داشت و حالا سر جریان پیمان صلح کمپدیوید از اتحادیه عرب جدا شده بود، طبیعتا بیشتر روابط اقتصادی و تجاری و سیاسیاش با این کشورها انجام میگرفت، علاوه بر اینکه مصر به جهت اقتصادی هم فعلا در شرایط مناسبی به سر نمیبرد.
جمیعت زیر خط فقر زیادی دارد، به هرحال به جهت اینکه ارتش و نظامیان حکومتش را به عهده داشتند، سیستم رانتی و فساد اقتصادی در این کشور زیاد بوده، در چنین شرایطی اولا چشماندازتان از اقتصاد مصر چیست و فکر میکنید بر اثر این تغییراتی که اتفاق میافتد به چه سمتی میرود؟
** به نظرم الان زود است که قضاوت کنیم. هنوز چیزی مشخص نیست که در صورت برگزاری انتخابات چه گروههایی پیروز میشوند، چه شکلبندی سیاسی در مصر اتفاق خواهد افتاد. هنوز معلوم نیست و وزنکشی نشده، گروهبندی و ائتلافها شکل نگرفتند و همان قدرت نظامی سابق است که فعلا بر سر کار است، بنابراین باید صبر بکنیم و ببینیم که آنجا چه گروههایی و چه ائتلافهای سیاسی میتواند قدرت را بگیرند و تثبیت کنند. مصر خیلی کار دارد تا بخواهد به عنوان یک بازیگر مهم اقتصادی وارد صحنه شود و خیلی زمان میبرد. خبرهایی هم که میآید خیلی مشخص نیست و چیزهای متناقضی است که وزن گروههای سیاسی که در آینده احتمالا بر مصر حاکم خواهند شد به چه صورت است و معلوم نیست توزیع قدرت به چه صورتی خواهد بود، بنابراین اینجا هر اظهارنظری بکنیم، خیلی اظهارنظر بدون مبنا و مبانی خواهد بود.
* خود مصر به لحاظ اقتصادی دارای چه مزیتهایی است؟ حالا شاید به دلیل شرایط اقتصادی که داشته آن مزیتها خیلی امکان بروز پیدا نکردند و حالا در اثر تحولات ممکن است که به اینها مجال داده شود و مثلا میشود روی آن مزیتها برنامهریزی کرد و در نهایت بر اثر ارتباطی که ممکن است در آینده شکل بگیرد، بشود روی آنها حساب و به عنوان فرصت به آن نگاه کرد.
** بزرگترین مزیت هر کشوری از لحاظ اقتصادی نیروی انسانیاش است. مصر هم یک کشوری است که از لحاظ نیروی انسانی کشور بزرگی است و اقشار تحصیلکرده خیلی خوبی را دارد، خبرگان و متخصصان و تحصیلکردههای زیادی دارد. بنابراین اگر شرایط سیاسی فراهم شود و سیاستهای اقتصادی درستی در پیش گرفته شود پتانسیل و رشد اقتصادی مصر خیلی بالاست و به لحاظ جغرافیایی هم در جای خیلی خوبی قرار دارد و انتظار میرود که اگر شرایط مناسب باشد از آن پتانسیل میشود به نحو احسن استفاده کرد. اما اینکه آیا شرایط این اجازه را خواهد داد یا نه، قضاوت زود است.
* بحثی که بهطور ویژه بین ایران و ترکیه و مصر مطرح است ناظر بر سابقه تاریخی این سه کشور بوده و اینکه در گذشته خیلی دور هرکدام تمدنهای بزرگی داشتند، صاحب امپراتوریهای بزرگی بودند و اینکه بزرگترین قدرتهای اقتصادی و سیاسی جهان شرایط تاریخی خاص خودشان را داشتند. با توجه به اتفاقاتی که افتاده این سوال مطرح است که آیا این سه کشور یعنی مثلث ایران- ترکیه – مصر میتواند به آن شرایط ایدهآل خودش در آن مقاطع تاریخی برگردد و مثلا قدرتی را در منطقه خاورمیانه به لحاظ اقتصادی و سیاسی ایجاد کند که بتواند قابلیت رقابت را داشته باشد، یعنی در حقیقت میتواند در شرایط خیلی ایدهآل یک بلوک اقتصادی و سیاسی خاص را تشکیل دهد در مقابل آمریکا و غرب؟ فکر میکنید این شرایط مهیاست؟
** این تصویری که شما مطرح کردید یک تصویر آرمانی خیلی جالب و جذابی است ولی به نظر من حداقل در شرایط فعلی خیلی آرمانگرایانه است و مصر بهخصوص فعلا در آن وضعیتی نیست که بتواند وزنه قابل ملاحظهای باشد که بتواند چنین اتحادی را تشکیل دهد. ایران و ترکیه الان هستند ولی آن کشور سوم مصر نیست، بلکه در حال حاضر عربستان است. الان این سه کشور خیلی مهم هستند و در این سه کشور هم بازیها خیلی متفاوت است و به فرض اگر رقابتی بین ایران با ترکیه باشد، ممکن است یک روزی این دو کشور به توافق برسند و مثلا یک اتحاد منطقهای درست کنند از لحاظ اقتصادی یا حتی سیاسی ولی با عربستان بعید به نظر میرسد. برای اینکه عربستان سعودی به لحاظ سیاسی یک کشور ایدئولوژیک است. یعنی یک ایدئولوژی آنجا حاکم است که یک گرایشهای خیلی شدیدی هم به گذشته و سلفیها دارند. به هر صورت کسی دچار توهم راجع به آن رژیم نیست حتی آمریکاییها. میتوانیم با عربستان یک روابط دوستانه برقرار کنیم ولی اینکه بتوانیم یک اتحاد با آنها تشکیل دهیم، بعید میدانم، چون حتی به لحاظ اقتصادی هم ما رقیب هستیم.
مثلا ما با ترکیه به لحاظ اینکه گاز داریم و آنها ندارند مکمل هم هستیم، یا اینکه ایران نفت دارد و آنها ندارند میتوانیم مکمل هم باشیم، ولی به لحاظ اقتصادی ما با عربستان سعودی رقیب هستیم و در مقاطع خیلی زیادی هم عربستانیها با توجه به توان تولید نفتشان خلاف منافع ایران عمل کردند. یعنی اینها چیزهایی نیست که قابل پنهان کردن باشد. من آن چشمانداز را خیلی واقعبینانه نمیبینم که در این سه کشور یک اتحاد درست شود. ولی ایران و ترکیه و حتی اگر مصر در آینده کشور باثبات و به لحاظ اقتصادی تحکمیافتهای بشود این قابل تصور است که یک پیمان منطقهای، اقتصادی درست کنیم ولی الان نه، به نظر من در شرایط فعلی فقط میشود توافقهای مقطعی کرد و فعلا بزرگترین قدرت تعیینکننده در منطقه ترکیه است؛ چه از لحاظ سیاسی و چه از نظر اقتصادی.
* بنابراین ارزیابی این است که فضای آینده در منطقه خاورمیانه بین کشورهایی که درگیر این اتفاقات نشدند و بیشتر دارند برنامهریزی و سرمایهگذاری میکنند که بتوانند از شرایطی که برایشان فراهم است استفاده کنند بیشتر فضای رقابتی خواهد بود یعنی ایران و ترکیه از این به بعد در منطقه رقیب خواهند بود. حالا بهناچار ممکن است به دلیل بعضی از شرایط بخواهند با همدیگر ارتباطاتی هم داشته باشند ولی آنچه که بیشتر میخواهد بین دو کشور اتفاق بیفتد شرایط رقابتی است و اینکه در این شرایط رقابتی هم طبیعتا ترکیه نقش موفقتری خواهد داشت و احتمالا بیشتر میتواند از شرایط استفاده کند.
** البته گفتم ترکها خیلی عاقلتر از آن هستند که آن شرایط رقابتیشان را با ایران تبدیل به یک وضعیت تخاصمی بکنند. الان ترکها بهشدت در سوریه و عربستان سعودی رقابت دارند هر دو میخواهند بشار اسد را بردارند و هر دو هم میخواهند جایپایی برای خودشان (برای ترکیه یا عربستان درست کنند) ایران هم طبیعتا میخواهد نفوذش در منطقه بالا باشد. ایران نفوذش در عراق زیاد است و خوب است، ولی در سوریه معلوم نیست چون تا حالا خوب بازی نکرده است، معلوم نیست اگر اسد برود آنجا چه اتفاقی میافتد. ولی این رقابتها همیشه بوده و الان هم هست. شدیدتر شده چون آن بهار عربی آمده و آنجا تغییراتی داده و بهاصطلاح یک صحنه جدیدی دارد درست میشود. در آن صحنه هر کسی میخواهد سهم خودش را بیشتر بکند. اینجا باید دید چه کسی چطور بازی میکند. اینجا هم به نظر من (در این بهار عربی) ایرانیها خوب بازی نکردند.
* فکر میکنید ایران توانسته حرکتی مناسب در مسیر این رقابت انجام دهد؟
** ایران به نظر من استراتژی خیلی بستهای نسبت به سایر کشورهای دنیا دارد و این مانع از آن شده که ابتکار عمل داشته باشد. نتیجه این سیاستها همین میشود که الان هست، درست است، الان ما در عراق نفوذ داریم ولی نفوذ ایران در عراق به دلیل گذشته تاریخی دو کشور است. به دلیل آن اکثریت شیعی آنجاست و ارتباطی که شیعهها در زمان صدام با ایران داشتند. این سرمایه ایران در عراق است که اگر آن را بد بازی کنند آن را هم از دست میدهند. یعنی ما آن را هم برحسب تاریخی به دست آوردیم نه اینکه بگوییم یک دیپلماسی خیلی فعال و مبتکرانهای داشتیم. این اشکال دیپلماسی خارجی ما هست و بوده.
* فکر میکنید شرایطی که از نظر اقتصادی الان در کشور حاکم است به دولت این امکان را میدهد که بتواند فارغ از مباحثی که در داخل با آن روبروست به فکر این باشد که بخواهد با کشورهای روبهرو این اتفاقات یا کشورهای منطقه روی فرصتهای اقتصادی و ارتباطات اقتصادی برنامهریزی منسجمی داشته باشد؟
** اول ما باید این امکان را در داخل برای خودمان داشته باشیم تا برای خارج، الان از این منابع بزرگ اقتصادی که نفت و گازمان است خوب نمیتوانیم استفاده کنیم و همانطور که قبلا اشاره کردم سرمایهگذاری به اندازه کافی در این زمینهها نشده. بنابراین ما در موقعیتی نیستیم که اینجا وقتی نتوانستیم مسایل خودمان را حل کنیم به فرصتهای اقتصادی کشورهای دیگر فکر کنیم. به نظر من نیازمند یک اصلاحات جدی از لحاظ سیاست اقتصادی چه در داخل و چه در ارتباط با خارج هستیم.
* فکر میکنید چه اصلاحاتی باید انجام گیرد؟ از کجا باید شروع شود؟
** به نظر من باید یک بینش اقتصادی منسجم داشته باشیم. ما حرفهای متناقضی میزنیم که اقتصاد باید مردمی باشد، بعد به بخش خصوصی واگذار میکنیم؛ خصوصیسازی میکنیم، بعد از آن طرف قیمتگذاری میکنیم یعنی دولت دخالت میکند. یعنی این عدم انسجام در سیاستگذاری راه به جایی نمیبرد و همدیگر را خنثی میکنند. اولین نیاز از لحاظ اصلاحات، نیاز فکری است که ما یک رویکرد و یک بینش منسجم راجع به نظام اقتصادی پیدا کنیم که در ایران چه میخواهیم، بعد آن وقت بر مبنای آن میتوانیم حرکت کنیم. تا وقتی که به این نرسیدهایم همین است.
* فکر میکنید بین ایران و عربستان و ترکیه که گفتید در حالحاضر بیشتر دارند فعالیت میکنند و رقابت بین این کشورها بیشتر است، در نهایت کشوری که دستکم در چند سال آینده میتواند قدرت برتر باشد و حرف اول و آخر را به لحاظ اقتصادی و سیاسی در منطقه بزند ترکیه است، به دلیل شرایطی که بر آن حکمفرماست یا اینکه این معادله میتواند به هم بخورد و شرایط دیگری حاکم شود؟
** فعلا آن چیزی که به نظر میرسد این است که ترکیه شانس بیشتری دارد و خوب عمل میکند و همانطور که قبلا هم گفتم به نظر من در کوتاهمدت و میانمدت شانس ترکها بیشتر است که اینجا غالب شوند یعنی سیاست آنها و استراتژی آنها ببرد ولی در سیاست هم نمیتوان چیزی را پیشبینی کرد و بستگی به این دارد که بعدا چه اتفاقهایی بیفتد. در شرایط فعلی به نظر میرسد همانطور که شما هم اشاره کردید ترکیه در موقعیت ممتاز قرار دارد.
* بهعنوان سوال آخر، ترکیه از اقتصاد بازار و شرایط اقتصاد باز پیروی کرد و توانست به این شرایط ایدهآل برسد، ایران به دلیل اینکه حرفش را میزند ولی در عمل نتوانسته این کار را بکند و هنوز درگیر اقتصاد دولتی است، فکر میکنید چه مدل اقتصادی در نهایت در منطقه بیشتر مورد استقبال قرار میگیرد؟
** کشوری که نتواند اقتصاد خودش را کارآمد کند به لحاظ سیاسی هم نمیتواند در موقعیت خوبی قرار بگیرد. ترکیه اگر موفق شده به دلیل این است که توانسته اقتصادش را آزاد کند، کارآمد کند، غیردولتی کند، رشد اقتصادش را بالا ببرد، تورم را پایین بیاورد و پایگاه تودهای پیدا کند زیرا اسلامگراها مخالفان سرسختی در ترکیه دارند ولی علت اینکه مردم از آنها پشتیبانی میکنند موفقیتهای اقتصادیشان است که هم توانستند تورم را پایین بیاورند، هم رشد بالایی ایجاد کردند، هم سرمایهگذاران خارجی را جذب کردند. اینها در یک چارچوب استراتژی منسجم اقتصادی امکانپذیر است.
آنها توانستند یک اقتصاد آزاد به ذائقه ترکی درست کنند و موفقیت بزرگشان در این است که تورم را پایین آوردند، با آزاد کردن اقتصاد و با ایجاد بانکداری خصوصی، بنگاهها را غیردولتی کردند، قیمتها را آزاد کردند، تجارت خارجی را آزاد کردند، سدهای گمرکی و غیرگمرکی را برداشتند. اینها عوامل موفقیت آنهاست. هر کشوری در منطقه بخواهد موفق شود باید همین کارها را بکند و راه سومی وجود ندارد چون راه دومی هم نیست. خودتان هم گفتید ما در حرف همه اینها را میگوییم ولی عمل نمیکنیم، برعکس عمل میکنیم، متناقض عمل میکنیم و نتیجه نمیگیریم.