محمدعلی دستمالی
خطاست اگر فکر کنیم که روابط آمریکا و ترکیه فاز جدیدی از فعالیت های پیشروی سیاسی ایالات متحده در خاورمیانه است. چرا که روابط استراتژیک ترکیه و آمریکا به زمینه تاریخی دور و دراز ناتو و روابط سیاسی و نظامی ۶۰ساله تکیه دارد و از آن گذشته با توجه به این که لاییسم و دور کردن دین از تمام مجاری نظری، سیاسی و اجرایی، یکی از ارکان مهم کمالیسم و بنیاد ایدئولوژیکی مصطفی کمال است.
آمریکا از دیرباز و همزمان با تاسیس نظام لاییکی جمهوری در این کشور، چشم به تغییر و تحولات سیاسی ترکیه داشته است. موقعیت ویژه ژئوپولیتیک ترکیه این کشور را در شرایطی قرار داده است که آمریکا هم از آن برای مقابله با روسیه بهره می برد و هم می تواند استفاده ابزاری خاصی از ترکیه برای کنترل کشورهای جهان اسلام داشته باشد. پس از شکل گیری نظام جمهوری اسلامی در ایران، ویژگی لاییستی ترکیه برای آمریکایی ها اهمیت بیشتری پیدا کرده است و در شرایط فعلی با وجود پدیده بیسامان و متناقضی به نام عراق، باز هم این ترکیه است که می تواند برای آمریکایی ها نقش یک نماینده و شریک منطقه ای را ایفا کند.
آمریکا؛ فرشته یا شیطان؟!
پروفسور دکتر ارسین انولدوران استاد علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه آنکارا در گزارش سیاسی شماره۴ مرکز تحقیقات سیاسی بیلگه سام نوشته است: وقتی که روابط ترکیه و آمریکا را تحلیل می کنیم نباید به شریک بزرگی به نام آمریکا به چشم فرشته یا شیطان نگاه کنیم. آمریکا نیز کشوری است مانند همه کشورهای دنیا که بهدنبال منافع خود میباشد. تنها چیزی که در این میان تعیین کننده و حیاتی است، به خاطرداشتن همیشگی این ضرورت است که همه تصمیم ها باید بر مبنای حفظ و تقویت منافع ملی باشد.
ذکر این نکته خالی از لطف نیست که آمار دانشجویان ترکیه ای در دانشگاه های ایالات متحده آمریکا در سالیان گذشته افزایش چشمگیری یافته و ترکیه از این حیث مقام هفتم را بین کشورهای جهان دارد. در میادین فرهنگی و رسانهای نیز نفوذ شیوهها و تاکتیکهای رسانه ای آمریکایی در ترکیه روز به روز بیشتر شده و به عنوان مثال در شرایط کنونی گروه رسانهای سی ان ان ترک در این کشور بسیار توانمندتر و بانفوذتر از گروهی است که تحت عنوان ان تی وی و بر اساس شیوه رسانه ای بی بی سی، فعالیت می کند.
فراز و فرودهایی دیپلماتیک، مبتنی بر منافع ملی
اگر چه در حال حاضر روابط بین ترکیه و آمریکا برای هر دو طرف رضایت بخش و امیدوار کننده است اما در دهه اخیر گاهی نیز شاهد فراز و نشیب های زیادی در روابط ترکیه و آمریکا بوده ایم. مثلا در سال۲۰۰۳ مجلس ملی ترکیه به دولت اجازه نداد که فرودگاه های مناطق کردنشین این کشور را برای حمله به عراق در اختیار آمریکا بگذارد. چند سال بعد از آن نیز شاهد بودیم که در سنای آمریکا مساله تاریخی ادعای قتل عام ارمنی ها چنان مورد استفاده قرار گرفت که دولت ترکیه به شدت به آن واکنش نشان داده و مطرح ساختن این مساله در سطح جهان را یک تهدید جدی علیه روابط ترکیه و آمریکا تلقی کرد. این در حالی بود که در حملات پس از ۱۱ سپتامبر، ترکیه ابتدا گروهی از نیروهای ویژه و سپس ۸۲۵ سرباز خود را برای کمک به آمریکا به افغانستان فرستاده بود و علاوه بر آن در مورد مساله عراق نیز هیچگاه به طور صریح و شفاف علیه سیاست های آمریکا موضع نگرفته بود.
در حال حاضر نیز چالشهایی در روابط آمریکا و ترکیه وجود دارد که به فراخور شرایط حاکم بر منطقه گاهی به موضوع بحث سیاستمداران دو طرف تبدیل می شود. به عنوان مثال آمریکا از ترکیه توقع داشته است که در مساله عراق، شاهد همکاری بیشتری از جانب ترک ها باشد اما ترکیه نیز بر این موضوع پافشاری می کند که با تغییراتی که آمریکا در عراق ایجاد کرده یک دولت مستقل به نام اقلیم کردستان به وجود آمده و این مساله به سود منافع ملی و امنیتی ترکیه نیست و از این گذشته در مورد حزب کارگران کردستان ترکیه و موضعگیری آنان در کوهستان های شمال عراق نیز از آمریکا گلایه دارد. در سفر ۲۰۰۷ اردوغان به آمریکا و در سفر ۲۰۰۸ عبدالله گل به آمریکا، جورج بوش اعلام کرد: PKK دشمن مشترک آمریکا، ترکیه و عراق است. بیان این سخن از سوی رییس جمهور وقت ایالات متحده و به موازات آن همکاری اطلاعاتی آمریکا با ارتش ترکیه در مورد شناسایی مواضع چریکهای حزب کارگران کردستان ترکیه، آرامش خاطری جدی به مسئولان ترک داده و موضوع گلایه ترکیه از آمریکا، مثل سابق تکرار نمیشود.
در حال حاضر آمریکا هم در گروه ناتو اهمیت ویژه ای برای توان نظامی ترکیه قائل است و هم در روابط دوسویه خود با ترکیه، قصد دارد از ظرفیت های ترکیه به ویژه از گذشته استفاده کند. با وجود آن که آمریکا در سیاست خارجی خود، حمایت مدام از اسراییل را به عنوان یک اصل در عرصه دیپلماسی منطقهای، همیشگی و یک ضرورت پایدار در نظر دارد، اما در ماههای اخیر ترجیح داده است در تضادهای آنکارا و تل آویو به گونه ای عمل نکند که ترک ها را آزرده خاطر سازد. با وجود آن که رسانههای ترکیه سخن از احتمال دیدار سه جانبه رهبران ترکیه، آمریکا و اسراییل در نیویورک و در اجلاس سالانه سران جهان سخن به میان آوردند، اما این اتفاق نیفتاد و اردوغان نیز در سازمان ملل با ادبیاتی کاملا انتقادی بر مواضع دولت خود علیه رژیم صهیونیستی پافشاری کرد و پیداست که نخست وزیر ترکیه در این شرایط، توان سیاسی و ابتکار عمل دیپلماسی تیم سیاست خارجی خود را در قد و قواره ای می بیند که در مورد مساله رابطه با اسراییل با آمریکایی ها چانهزنی کند. اما به موازات همه این رویدادها، نباید این واقعیت را از نظر دور بداریم که ترکیه در سیاست خارجی خود، در سال های اخیر و به ویژه در حوزه جهان اسلام، آفریقا و رابطه با امریکا، بنا را بر عمل گرایی گذاشته و گاه در رفتارشناسی سیاسی این کشور با نمونه ها و اقداماتی برخورد می کنیم که نشان میدهد تعریف ترکیه از منافع ملی، گاه چنان افراطی می شود که از اصول و باورهایی که مدام از آن سخن می گوید، عدول می کند.
غرب و توسعه الگوی ترکیه
ترکیه در حالی که با دهها مشکل داخلی روبروست و در شرایطی که هم در زمینه تامین منابع انرژی و هم در حوزه تامین امنیت داخلی، مشکلات بزرگی دارد، در حوزههایی همچون فلسطین، لیبی، سوریه، افغانستان، اروپا، تونس، سومالی، مصر و… حضور پررنگ و ملموسی دارد و ناگفته پیداست که مواضع تیم اردوغان، به گونه ای است که در کنار بهانه ها و اهدافی همچون منافع ملی، انسانیت، دموکراسی و برادری اسلامی، پای مساله بزرگ دیگری نیز در میان است که همانا وجود سناریوهای آمریکایی ویژه ای است که قصد دارد این الگوی لاییستی را در منطقه برجسته سازد و در برابر امواجی همچون اسلام انقلابی ایران و سایر الگوها، ترکیه را مانند یک آلترنایو جایگزین مهم مطرح سازد.
در سال ۲۰۰۸ میلادی دو ترکیهشناس آمریکایی به نام های استفان لارابی و ویان لِسِر درباره ظرفیت های چالشی ترکیه و آمریکا دو گزارش نوشتند. لارابی از نگاهی سلبی به ماجرا نگریسته و مسائلی همچون اسلامیت و دخالت در مساله فلسطین را به عنوان خطرات موجود بر سر راه روابط ترکیه و آمریکا بررسی کرده است. اما لسر بیشتر به راهکارها و تدابیر تقویت کننده روابط این دو کشور پرداخته است. اما نکته جالب اینجاست که هر دو پژوهشگر بر این باورند که در برابر ایران هستهای باید آمریکا و ترکیه واکنش مشترک داشته باشند و ترکیه اجازه دهد که ارتش ایالات متحده آمریکا فرودگاه اینجرلیک را برای مقاصدی غیر از ماموریت های ناتو به کار گیرد.