علیرضا راضی
هدف اصلی این مقاله بررسی مفهوم ابعاد و ویژگیهای تهدید نرم و رویکردهای نرمافزارانه در رهیافتها و نظریههای امنیت و قدرت است. در این مقاله سعی شده به منظور درکی اساسی از مقوله قدرت و تهدید نرم، منابع و سطوح مختلف قدرت تبلیغی – روانی در حوزههای سهگانه نخبگان، مردم و نیروهای مسلح معرفی و در نهایت به کار ویژههای تهدید نرم در این سطوح اشاره شود. اصولاً نرمافزارگرایی فراتر از سختافزارگرایی و ملاحظات سنتی امنیتی – راهبردی به آن طیف از ملاحظات در سیاست خارجی اشاره دارد که ارزشی و فرهنگی بوده و از ابعاد و پیامدهای سیاسی – امنیتی نیز برخوردار است. اگر امنیت ملی یک کشور را شرایط و فضایی بدانیم که یک ملت در چارچوب آن میتواند اهداف و منافع ملی و حیاتی خود را در برابر تهدیدات داخلی و خارجی حفظ نماید، با این تعریف امنیت ملی یا ارزشهای حیاتی یک کشور دارای سه محور کلی خواهد بود. (1)
الف. تمامیت ارضی؛
ب. ایده و الگوهای رفتاری؛
ج. حاکمیت سیاسی؛
با توجه به توضیحات فوق منظور از تهدید، عنصر یا وضعیتی است که ارزشهای حیاتی سه گانه یاد شده را به خطر اندازد. بنابراین میتوان گفت، سادهترین تعریف از تهدید، فقدان مفهوم دیگر، یعنی امنیت است، این وضعیت با به خطر افتادن ارزشها و منافع حیاتی یک کشور به وجود میآید. لکن مطالعات امنیتی و تهدیدشناسی همزمان با تحول جوامع، توسعه و تغییریافته و در مفاهیم امنیت، قدرت و تهدید تحول ایجاد شده است.
تهدیدات را میتوان از جهت شدت، شکل، هدف، موضوع، ماهیت و... دستهبندی نمود. در این مبحث تهدیدات را به لحاظ شدت و با توجه به موضوع این مقاله به دو گروه سخت و نرم تقسیم میکنیم. (2)
1- تهدید سخت
هر گاه به موجب اقداماتی استقلال و تمامیت ارضی کشور در خطر (بالفعل یا بالقوه) هجوم نیروهای نظامی کشور دیگر یا اتحادی از کشورهای خارجی یا گروههای معارض مسلح داخلی قرار گیرد، تهدید سخت واقع شده است. در این تهدید عمدتاً هدف اشغال سرزمین است. تهدیدات سخت متکی به روشهای فیزیکی، عینی، سختافزارانه و همراه با اعمال و رفتارهای خشونتآمیز، براندازی آشکار و با استفاده از شیوه زور و اجبار و حذف دفعی و اشغال سرزمین است. این تهدیدات عمدتاً محسوس، واقعی و عینی و با عکسالعملهای فیزیکی همراه میباشد. ظهور این نوع تهدیدات عمدتاً مربوط به دوره استعمار کهن است که قدرتهای استعماری با لشرکشی، اعمال زور و کشتار و اشغال و الحاق سرزمین، اهداف خود را تأمین میکردند. البته شکلهای مدرن تهدید سخت در عصر حاضر را میتوان در لشکرکشیهای آمریکا و متحدان آن را به افغانستان و عراق مشاهده کرد.
2- تهدید نرم
یکی از متغیرهای محوری نوشتار حاضر، نرمافزارگرایی بر پایه قدرت نرم در چارچوب امنیت ملی است. این قدرت به عنوان منبع خاص اعمال قدرت آمریکا بر مبانی فرهنگی، ارزشی و اقتصادی مبتنی است. تهدید نرم را میتوان تحولاتی دانست که موجب دگرگونی در هویت فرهنگی و الگوهای رفتاری مورد قبول یک نظام سیاسی میشود. تهدید نرم نوعی سلطه کامل در ابعاد سه گانه حکومت، اقتصاد و فرهنگ است که از طریق استحاله الگوهای رفتاری ملی در این حوزهها و جایگزینی الگوهای نظام سلطهای تهدید محقق میشود. با این نگرش، تمامی اقداماتی که موجب شود تا اهداف و ارزشهای حیاتی یک نظام سیاسی (زیرساختهای فکری، باورها و الگوهای رفتاری در حوزه اقتصاد، فرهنگ و سیاست) به خطر افتد، یا موجب ایجاد تغییر و دگرگونی اساسی در عوامل تعیینکننده هویت ملی یک کشور شود، تهدید نرم به شمار آید. در تهدید نرم، بدون منازعه و لشکرکشی فیزیکی، کشور مهاجم اراده خود را بر یک ملت تحمیل و آن را در ابعاد گوناگون با روشهای نرمافزارانه اشغال میکند.
تردید در مبانی و زیرساختهای فکری یک نظام سیاسی، بحران در ارزشهای و باورهای اساسی جامعه، بحران در الگوهای رفتاری جامعه و بحرانهای پنجگانه سیاسی (هویت، مقبولیت، مشارکت، نفوذ و توزیع) را میتوان از مؤلفههای این تهدید نام برد. تغییرات حاصل از تهدید نرم، ماهوی، آرام، ذهنی، تدریجی و نرمافزارانه است. این تهدید همراه با آرامش و خالی از روشهای فیزیکی و با استفاده از ابزارهای تبلیغات، رسانه، احزاب، تشکلهای صنفی و قشری و شیوه القاء و اقناع انجام میپذیرد. در حال حاضر جهانیسازی فرهنگ مترادف با مفهوم تهدید نرم تلقی میشود. در مجموع میتوان فهرست زیر را به مثابه نقاط افتراق تهدیدات سخت و نرم در این مقاله، برشمرد:
2 – 1. حوزه تهدید نرم، حوزه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است در حالی که حوزه تهدید سخت امنیتی – نظامی میباشد.
2 – 2. تهدیدات نرم پیچیده و محصول پردازش ذهنی نخبگان و اندازهگیری آن مشکل است در حالی که تهدیدات سخت عینی، واقعی و محسوس است و میتوان آن را با ارائه برخی از معیارها، اندازهگیری کرد.
2 – 3. روش اعمال تهدیدات سخت، استفاده از زور و اجبار است در حالی که در تهدید نرم، از روش القاء اقناعسازی بهرهگیری میشود.
امام راحل(ره)
در جلد 7 صحیفه نور در این باره میفرماید: «اکنون وصیت من، آن است که نگذارند این دستگاههای خبری و مطبوعات و مجلهها، از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند و باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران میشود، از نظر اسلام و عقل محکوم است.»
2 – 4. هدف در تهدیدات سخت، تخریب و حذف فیزیکی حریف و تصرف و اشغال سرزمین است. در حالی که در تهدید نرم هدف تأثیرگذاری بر انتخابها، فرایند تصمیمگیری و الگوهای رفتاری حریف و در نهایت سلب هویتهای فرهنگی است.
2 – 5. مفهوم امنیت در رهیافتهای نرمافزارانه شامل امنیت ارزشها و هویتهای اجتماعی است در حالی که این مفهوم در رهیافتهای سختافزارانه به معنای نبود تهدید خارجی تلقی میشود.
2 – 6. تهدیدات سخت، محسوس و همراه با عکسالعمل و برانگیختن است. در حالی که تهدیدات نرم به دلیل ماهیت غیرعینی و محسوس آن، عمدتاً فاقد عکسالعمل است.
2 – 7. مرجع امنیت در حوزه تهدیدات سخت عمدتاً دولتها هستند در حالی که مرجع امنیت در تهدیدات نرم محیط فروملی و فراملی (هویتهای فروملی و جهانی) است.
2 – 8. کاربرد قدرت سخت در رویکرد امنیتی جدید عمدتاً مترادف با فروپاشی نظامهای سیاسی – امنیتی مخالف یا معارض است، در حالی که کاربرد قدرت نرم در رویکردهای امنیتی جدید علیه نظامهای سیاسی مخالف یا معارض، مترادف با فرهنگسازی و نهادسازی در چارچوب اندیشه و الگوهای رفتاری نظامهای لیبرال و دموکراسی تلقی میشود.
تهدیدات علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در برهه زمانی کنونی را میتوان در قالب دو نوع تهدیدات نظامی و تهدیدات نرم تقسیمبندی کرد 3. اولویت قائل شدن برای هر کدام از این تهدیدات، استراتژی امنیتی متفاوتی را در برابر تصمیمگیران قرار میدهد. در صورتی که تهدیدات نظامی در تحلیلهای امنیتی از اولویت برخوردار باشند، استراتژی امنیتی کشور نیز تحت تأثیر تفکرات و رویکردهای نظامی و سختافزاری قرار خواهد گرفت و به زمینههای اجتماعی تهدید علیه امنیت ملی توجه کمتری مبذول خواهد شد. نوشتار حاضر بر این اعتقاد است که استراتژی دشمنان جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی مبتنی بر اقدامات غیرنظامی و نرم در کنار تهدید به اقدام نظامی است.
هدف اصلی دشمن از چنین اقداماتی، تضعیف حاکمیت ایران و افزایش هزینههای نظامی و امنیتی کشور است. به عبارت دیگر ایالات متحده و سایر دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران با تأکید لفظی بر گفتمان اقدام نظامی علیه ایران، تلاش میکنند استراتژی امنیت ملی ایران را به سمت برنامهریزیهای پرهزینه سوق دهند.
این در حالی است که به نظر میرسد آمریکا و متحدان او نیازی به حمله نظامی به ایران ندارند. در شرایط فعلی ایالات متحده با حضور در مرزهای ایران و منطقه خلیجفارس، ظرفیت لازم برای کنترل ایران و منطقه را در اختیار دارد و نیازی به ظرفیتسازی جدید در راستای کنترل ایران و خلیجفارس ندارد. از این رو میتوان گفت که حمله نظامی به ایران با سنت حاکم بر سیاست خارجی آمریکا، منطبق نیست. آنها امروزه مطلوبترین امکانات و شرایط (طی سه دهه اخیر) را برای کنترل و محدود کردن ایران با کمترین هزینه ممکن در اختیار دارند و تحمیل هزینههای غیرقابل پیشبینی اقدام نظامی، غیرعقلانی و فاقد پشتوانه، تحلیلی در نزد نخبگان سیاسی و افکار عمومی آمریکاست. (4)
یافتههای کلیدی را درباره قدرت نرم علیه ایران بطور خلاصه به شرح زیر اعلام نمود: (5)
- ایالات متحده میخواهد برای ایجاد شبکههای میانهرو تصمیم روشن و قاطعی اتخاذ نماید
- بنا به تعریف آمریکا، اسلامگرایان بنیادگرا مسلمانانی هستند که برای پیشبرد عقاید خود به استفاده از خشونت متوسل میشوند. (این تعریف به نوعی هم ردیف قرار دادن گروههای به حقی مانند حزبالله با تروریستهایی مانند القاعده است.)
- مسلمانان میانه آنهایی هستند که به ابعاد کلیدی فرهنگ دموکراتیک غربی شامل به رسمیت شناختن حقوق بشر، احترام به کثرتگرایی، اعتقاد به منشأ غیردینی برای قوانین و مخالفت با تروریسم پایبند هستند.
- در سالهای اخیر تفسیرهای بنیادگرایانه از اسلام، در بسیاری از جوامع اسلامی به جایگاه قابل توجهی دست یافتهاند.
- به زعم آمریکا اسلامگرایان بنیادگرا با وجود آنکه در جهان اسلام در اقلیت هستند، اما بر میانهروها توفق داشتهاند.
- بنیادگرایان از دو امتیاز نسبت به میانهروها برخوردارند: الف) سرمایه ب) سازماندهی
- مسلمانان میانهرو سازمانی ندارند و برای ساختن شبکه نیاز به کمک خارجی دارند و اینجاست که غرب میخواهد وارد عمل شود.
- آمریکا تجربه قابل توجهی در حمایت از شبکههای افراد معتقد به دموکراسی دارد که حاصل دوران جنگ سرد است و قصد دارد از این تجربیات در ساخت شبکههای مشابهی در دنیای اسلام استفاده نماید.
اطلاق واژه تروریست به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (اشاره به قطعنامه 1929 شورای امنیت علیه ایران) و یا خرابکار به دولت و مسئولان نظام اسلامی ایران و نیروهای بسیج و سپاه که به هیچ عنوان سر سازش با آمریکا را ندارند و در مقابل، نامیدن مردم ایران به عنوان دوست، تلاشی برای ایجاد گروهبندی و تفرقه در بین مردم ایران است. در این بین اقداماتی نظیر جلب چهرههای رسانهای، فرهنگی و سیاسی را نیز میتوان افزود.
از سوی دیگر ورود تفسیرها و تعابیر جدید از سوی مسلمانان میانهرو به دنیای اسلام و آگاهی طیف عظیم جوانان کشور (که به گسترش فناوری اطلاعات) که از داخل به درستی تغذیه فرهنگی نمیشوند، میتواند باعث ایجاد اخلال در روابط و یا شکاف میان مردم و حاکمیت شده، مقبولیت تفکر و شیوه زندگی آمریکایی را افزایش داده و راه را برای تحقق اغراض ایالات متحده باز کند.
نتیجه:
حال با این رویکرد میتوان راهکارهای مقابله با تهدید نرم را بازگو نمود 6:
پیشگیری از نفوذ عوامل فرهنگی دشمن
در طول تاریخ دشمنان اسلام در جهت مقابله با آرمانها، ارزشها و جوامع اسلامی همواره از سیاست نفوذ استفاده کرده و ضربههای مهلکی را به پیکره اسلام وارد آوردهاند. امام راحل(ره) در جلد 7 صحیفه نور در این باره میفرماید: «اکنون وصیت من، آن است که نگذارند این دستگاههای خبری و مطبوعات و مجلهها، از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند و باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران میشود، از نظر اسلام و عقل محکوم است.»
تولید علم و جنبش نرمافزاری
غرب در این تهاجم آرام و فراگیر و تهدید نرم از فنآوری پیشرفته ماهوارهها، سایتها و رسانهها و... استفاده میکند. بنابراین اصلیترین راه مبارزه آن است که با استفاده از آخرین دستاوردهای علمی و تکنولوژیکی دانشها و ارزشهای اسلامی خود را در قالب هنرمندانهترین فیلمها، سریالها، بازیهای رایانهای، نمایشنامهها، کتابها، رمانها و در قالب آثار هنری دیگر مانند عرصه سینما و... به جامعه و مخاطبین خود ارائه نماییم.
مقابله با گروههای مروج فساد و ابزارهای تهاجم فرهنگی
عمقبخشی فرهنگی
یکی از راهکارهای ماندگاری و اثربخشی پیام در ذهن و رفتار مخاطب این است که از حجم فعالیتهای صوری احساسی و گذار کم کنیم و به یک سری برنامههای کیفی و محتوایی که از فرآیند تأثیرگذاری عمیقتری برخوردار است بیافزاییم.
تقویت فریضه امر به معروف و نهی از منکر
از آنجا که فریضه مقدس امر به معروف و نهی از منکر استراتژی مقابله با هر گونه انحراف و کجروی در جامعه اسلامی میباشد، بنابراین بر مسئولین و فرهنگسازان جامعه لازم است که برای جلوگیری از نفوذ فرهنگ غرب و سلطه بیگانگان همواره این ارزش الهی را در جامعه زنده نگه دارند.
مبارزه با روحیه تجملگرایی
امروزه اثر مستقیم روحیه تجملگرایی بر واردات کالای مصرفی لوکس و پیروی از مدهای گوناگونی که حجم انبوهی از فرهنگ و ارزشهای غربی را یدک میکشند بر کسی پوشیده نیست، از این رو بر مسئولین و مردم لازم است آفات و آثار منفی این فرهنگ را مورد توجه جدی قرار داده تا از تسلیم بیچون و چرا در برابر امواج ویرانگر این شبیخون فرهنگی در امان باشند
تقویت امنیت فرهنگی
امنیت فرهنگی مهمترین و نامحسوسترین بعد امنیت اجتماعی و ملی است. چرا که در پرتو آن ملت میتواند ضمن حفظ هویت فرهنگی خویش و بدون برخورد با موانع، مسیر رشد و تکامل خود را طی نماید. در این راستا اگر هر نظام سیاسی نتواند و یا قادر نباشد متناسب با شرایط زمانی و مکانی به نیازهای فرهنگی مردم پاسخ مناسبی بدهد و به شکل صحیح پیامها و مبانی فرهنگی ملی و دینی را در جامعه ترویج نماید، در چنین شرایطی به طور طبیعی زمینه برای نفوذ و رسوخ فرهنگ بیگانه و مغایر با نظام ارزشی در جامعه فراهم میشود.