تحلیل واقعه هفتم تیر
پس از آنکه آمریکای جنایتکار با وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی ایران منافع خود را یکی پس از دیگری از کف داد و هیچ راه سازش و رخنهای را در نظام مقدس نوپای جمهوری اسلامی ایران نیافت، تمام سعی و تلاش خود را صرف روی کار آوردن یک دولت متمایل به غرب کرد.
در اسناد لانه جاسوسی میبینیم که شیطان بزرگ سخن از یک دولت میانهرو بمیان میآورد و تمایل خویش را از به قدرت رسیدن چنین دولتی اعلام میدارد. آمریکا تاکید میکند که چنین دولتی هرگز نباید راه نفوذ و قدرت و نظارت روحانیون را در مسایل مربوط به حکومت بازگذارد و این دولت، دولتی خواهد بود که در آن ملیگرایان در رأس قدرت قرار دارند و از قدرت و نفوذ روحانیت خبری نخواهد بود!
پس از روی کار آمدن «دولت موقت»، آمریکا آرزویش را متحقق یافت و جهت نیل به اهداف و مطامع شیطانی به زمینهسازی برای هموار کردن راه ارتباط با نظام جمهوری اسلامی ایران پرداخت.
مامور سیاسی سفارت آمریکا طی گزارش به دولت متبوعش این واقعیت را مطرح میسازد که بین حضرت امام خمینی و اعضاء دولت موقت بر سر ارتباط با آمریکا اختلاف تفکر وجود دارد:
«دولت موقت ایران و (امام) خمینی درباره ارزش مناسبات با آمریکا اختلاف نظر دارند. ماهیت ضد آمریکایی نظریات (امام) خمینی باعث شده است که فعالیتهای ضد آمریکائی افزایش یابد... در حالی که دولت موقت ایران اهمیت مناسبات حسنه را با ما به رسمیت شناخته است آیتالله خمینی و اطرافیان او چنین اهمیتی را به رسمیت نمیشناسند.»(3)
همچنین کاردار سفارت به وزارت امور خارجه آمریکا درباره تثبیت یک موقعیت مناسب در ایران برای آمریکا در صورت دوام دولت موقت چنین مینویسد:
«اگر این دولت دوام پیدا کند روابط اقتصادی و سیاسی چنان خواهد بود که یک موقعیت بهتری برای ما بدست خواهد آورد.»(4)
از همین رو بود که آمریکا تمام تلاشهای خویش را متوجه به انحراف کشیدن دولت موقت نمود و سعی کرد بطرق گوناگون عناصر ملیگرایی که در هیئت دولت بودند بطرف خود متمایل ساخته و راه را برای هدف شیطانی خویش هموار سازد. علت توجه آمریکا به دولت موقت جز این نبود که افراد ملیگرا و لیبرالی که در آن مجموعه قرار داشتند از سالها قبل مورد شناسائی قرار گرفته و نسبت به اندیشهها و تفکرات خاص آنها شناخت پیدا شده بود.
آمریکا میدانست که طیف ملیگرای هیئت دولت موقت نسبت به غرب و ارزشهای برخاسته از تفکرات غربی دلبستگیهایی دارند و آنگونه نیست که سر ستیزه با آن داشته و هیچ راهی را برای بازگشت ایدئولوژی و فرهنگ غرب بازنگذارند.
بر این اساس بود که آمریکا دولت موقت را مورد توجه قرار داد و بزودی پی برد که پیشبینیاش درباره اندیشههای غربگرایانه عناصر لیبرال دولت موقت درست از آب درآمده است.
شرایط پس از انقلاب و بیداریهای رهبر بیداردل امت اسلام باعث گشت که دولت موقت نتواند به مسیر باطل خویش که عبارت بود از نزدیکی با غرب و ایجاد روابط با عامل و مسبب همه بدبختیها و نابسامانیها یعنی آمریکای جهانخوار، ادامه دهد و در نتیجه این دولت پس از مدتها اشتباهکاری و انحراف و ضرر و زیانهایی که متوجه انقلاب نمود، از کار برکنار شد و امید آمریکا از این جهت تبدیل به یأس گشت.
پس از سقوط دولت موقت آمریکا به بنیصدر امید بست.
بنیصدر بدلیل وابستگی فکریاش به غرب و از آنجا که ارزشهای غربی با گوشت و پوست او درآمیخته و جداناشدنی بود، مورد توجه آمریکا واقع شد و بصورت یک مهره کارساز و امیدبخش درآمد.
طرح آمریکا این بود که بنیصدر روی کار بیاید و قدرت را در دست گیرد و به کمک سایر همفکرانش روحانیت و نیروهای انقلابی را منزوی نموده و از صحنه خارج کند و پس از آنکه مراکز حساس دولتی را بچنگ گروه خود درآورد، راه نفوذ آمریکا را باز و هموار نماید.
برای نیل به این مقصود ماموران سیا در پاریس خود را به بنیصدر نزدیک کردند و صحبتهایی بین آنها رد و بدل شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی این ملاقاتها در ایران ادامه پیدا کرد و بنیصدر قول همکاریهای لازم را به آمریکائیان داد.
درباره ارتباط بنیصدر با ماموران آمریکا اسنادی در سفارتخانه آمریکا در ایران بدست آمد که دانشجویان مسلمان پیرو خط امام پس از فتح لانه جاسوسی این اسناد را کشف نمودند و پس از عزل بنیصدر از ریاست جمهوری به نشر آن اقدام کردند. این اسناد در تیرماه سال 1360 در روزنامهها منتشر شد(5)
بنیصدر پس از بقدرت رسیدن بنای مخالفت با نظام را گذاشت و با نقشههای ماهرانه و شیطانی خویش اساس اسلام و جمهوری اسلامی را به خطر افکند.
او نظام نوپا و مقدس جمهوری اسلامی را که ثمره هزاران شهید و معلول و ماحصل سالهای دراز رنج و درد و شکنجه و محرومیت بود مورد انتقادهای تند قرار داد که این انتقادها و حملات ناجوانمردانه جز اینکه مخالفتها و دشمنیهای دشمنان انقلاب را مهر تائید بزند و در همه جا آنان را حق جلوه دهد، چیز دیگری ببار نیاورد.
حرکات بنیصدر بهترین خوراک تبلیغاتی ضد انقلاب از جمله هواداران فریبخورده منافقین بود و رسانههای گروهی دنیا با آب و تاب عبارات ناحق او را بیان میکردند و اتفاقا مورد تائید و قبول همگان قرار میگرفت. زیرا او رئیسجمهور قانونی بود و گفتههای او برای همه صائب و درست مینمود. او و همفکرانش مصمم بودند نظام جمهوری اسلامی را براندازند و بنیصدر برای نیل بمقاصد شوم خویش ائتلاف با سرسخترین دشمن اسلام و روحانیت یعنی سازمان منافقین را نزدیکترین راه تشخیص داد.
درست در زمانی که طبق رهنمودهای امام تمام مسئولین کشور این گروه را «منافق» مینامیدند و بشدت با آنان مبارزه میکردند، بنیصدر خائن دست در دستشان نهاد و برای منحرف کردن نهضت و کنار گزاردن روحانیت و افراد مومن و متعهد عزم خویش را جزم نمود.
وجود بنیصدر خائن برای آمریکا نعمت بزرگی بود که بدینوسیله میتوانست اهداف شوم خویش را در ایران جامه عمل بپوشاند.
همچنین منافقین چشم امیدشان به او بود و راه پیروزی بر جمهوری اسلامی را جز با اتحاد نامقدس با بنیصدر عملی نمیدیدند.