احمد آذری قمی
بسماللهالرحمنالرحیم
فزونطلبی سرمایهداری
در این چند شمارۀ اخیر، پیرامون جبر و اختیار و سوءاستفاده صاحبان زر و زور، از این دو ابزار مطالبی تقدیم داشتیم، و گفتیم این دو مفهوم، از زمان معاویه به بعد مورد بهرهبرداری طرفداران اسلام اموی قرار گرفت و هماکنون نیز جانبداران، اسلام آمریکائی از آن سود میجویند، تا بتوانند حاکمیت سرمایه را تثبیت کنند و بار خویش را بر گردۀ مستضعفان و محرومان نهند و از دسترنج آنها به نفع مقاصد خویش بهرهمند شوند. اینک دنبالۀ بحث از نظر گرامیتان میگذرد.
بنابر آنچه گفته شد، مشیت و خواستۀ الهی هیچگاه، اختیار و مسئولیت انسان را سلب نمیکند زیرا حکمت بالغۀ خداوندی بر این تعلق گرفته که مردم مؤمن و مسلمان، در مقابل کفر جهانی بایستند و سد و مانع راه خدا را در حمایت از محرمان و رنجدیدگان تاریخ از میان بردارند و به «اِحْدی الحسنیین» برسند یعنی یا دردمندان و غارتشدگان را از زیر یوغ گردنکشان ستمگر برهانند یا به فیض جاودانۀ شهادت در راه حق نائل گردند.
جهاد و تلاش مسلمین در راه خدا و نبرد با کفار، مقدمۀ پیروزی و کمک پروردگار است، که البته بدون مشیت خداوندی انجام نخواهد گرفت ولی مشیت او هم مانع حرکت ما مسلمانان نخواهد بود. به همین جهت، قیام و انقلاب «حضرت اباعبدالله الحسینع» علیه ظلم و ستم امویان مورد ارج و ارزش بسیار قرار میگیرد «یا حسین انِّ لَک درجةً فیالجّنه لاتَنالُها الّا بالشّهاده»
یعنی از حسین برای تو درجهای در بهشت وجود دارد که جز از طریق شهادت به آن نمیرسی.
پس جبر و تفویض دو مطلبی بوده که عناصری چون معاویه و عبدالملک و یزید و ابنزیاد و... و... آنرا برای تسلط بر مسلمین ایجاد و اظهار کردند و امروز هم خلف ناصالح آنها یعنی استعمارگران آمریکائی و انگلیسی و فرانسوی آنرا زنده نگهداشته و دلارها برای حفظ و تداوم آن صرف میکنند تا از این رهگذر، بر تخدیر تودهها و حاکمیت و غارت خویش ادامه دهند. اگرچه با طلوع آفتاب انقلاب اسلامی، میرود تا انشاءالله کابوس آنها به یأس مبدّل شود.
طبق نقل قرآن کریم غولهای اقتصادی، سرمایهداران، غارتگران و صاحبان مال و ثروت و نیروی انسانی، خود و اعوان و انصار خویش را خدای روی زمین و نمایندۀ تامالاختیار آفریدگار جهان و دارای بالاترین مقام میدانسته و میدانند. فرعون دلیل حقانیت و استکبار و تکبر خود را، داشتن سلطنت کشور مصر و رودخانههای آن ذکر میکند. مترفین و مستکبرین به سفیران الهی میگفتند اموال و اولاد ما از شما زیادتر است، پس ما از شما برتریم.
و هرگز نه از جانب خدا و نه از جانب هیچکس دیگر عذاب و درد به سراغ ما نمیآید زیرا مال و اولاد بیشتر ما دلیل بر گرامی بودن ما نزد خداوند است، پس از جانب او عذابی نخواهیم دید و از طرف دیگر با نیروی انسانی خود (فرزند و عشیره) و با ثروت و تکنیک و تکنولوژی وافر خویش بر همه چیز و همه کس تفوق داریم و باصطلاح امروز، ابرقدرت هستیم، قیم همه جهانیم، همۀ مردم در استثمار و بندگی ما هستند و کسی حق و جرأت مبارزه و قیام در مقابل ما را ندارد «وَ ما نَقَموا منهم اِلاّ اَنْ اغنیهُم الله و رسوله»
این خودکامگان، ثروت/مکنت مادی را دلیل بر انتقام و خردهگیری و قیمومیّت و استکبار خویش میدانند، همانگونه که کفار و مشرکین مکه هم معتقد بودند که باید قرآن، بر دو نفر از سرمایهدارترین آنها نازل میشد و خلعت نبوت هم بر اندام آنان پوشانده میشد و چون چنین نشد، نبوت پیامبر اکرم را تکذیب نمودند و کلام الهی را دروغ پنداشتند، قارون هم ثروت بیکران خود را دلیل بر عزت و کرامت خویش و مجوز استکبار و عدم احسان به خلق خدا میشمرد، فرعون هم قدرت و نفوذ و ثروت خود را دلیلی بر حقارت و ضعف موسی علی نبینا و علی آله و علیه السلام میپنداشت وی گفت: «فَلولا اُلقی علیه اَسِوَرٌه مِن ذَهب» چرا به موسی دستبند طلا داده نشده است.
این دیوسیرتان خودکامه و عیاش نمیدانستند و هنوز هم نمیتوانند که خدا برای ابتلا و آزمایش، گاهی به بندۀ خود موقعیت اجتماعی، نیروی انسانی نعمتهای مادی ارزانی میکند ولی اینها هستند که آنرا دلیل بر عزت و کرامت خود نزد خداوند جهان میدانند. البته اینها از این مطلب غفلت کردهاند که اگر خودشان هم تلاشی میکنند باز نتیجه این تلاش به اراده و مشیت الهی بوده که حکمتهای آن مختلف است گاهی به عنوان پاداش و استحقاق تفضل است و گاهی به عنوان نقمت و منشأ عذاب دنیوی اخروی و گاهی برای آزمایش و ابتلای بنده تا معلوم شود که چه راهی را انتخاب میکند. ادامه دارد...