حسین منصوری
روابط جمهوری ترکیه با ایران عصر پهلوی بسیار صمیمانه بود. رضاشاه که سفر وی به ترکیه تنها سفر رسمی وی به خارج از کشور است، مجذوب شخصیت مصطفی کمال شده و به تقلید از اقدامات وی در ایران پرداخت. رضاشاه را میتوان برگردانی ناموفق از آتاتورک در ایران خواند. دوستی و نزدیکی ایران و ترکیه در دوران شاه مخلوع نیز ادامه پیدا کرد. ترکیه و ایران علاوه بر روابط نزدیک و صمیمانه دو جانبه، در پیمانهای منطقهای با یکدیگر همکاری داشتند. بعد از جنگ دوم و تبدیل شوروی به یک ابرقدرت، دولتهای ایران، ترکیه و پاکستان به عنوان حلقه مرکزی سد نفوذ کمونیسم اهمیت فوق العادهای برای آمریکا و بلوک غرب پیدا کرد. این امر در سال 1334 به پیمان همکاری متقابل (پیمان بغداد) با شرکت کشورهای ایران، ترکیه، عراق و پاکستان و با پشتیبانی انگلیس و آمریکا منجر شد(1).
پس از کودتای 1337 عراق و سقوط رژیم هاشمی و خروج این کشور از پیمان بغداد، سایر کشورهای عضو پیمان بغداد با نام پیمان سنتو به همکاری خود ادامه دادند و از سال 1338 دبیرخانه آن را از بغداد به آنکارا منتقل کردند. این دو عامل یعنی تشابهات حکومت پهلوی با کمالیسم ترکیه و اهمیت یافتن دو کشور در استراتژیهای دفاعی و امنیتی غرب، زمینه را برای همگرایی هر چه بیشتر دو کشور فراهم کرد و روابط آنها را در زمینههای اقتصادی، نظامی و فرهنگی تحکیم و تقویت بخشید. بنابراین وقوع یک تفکر بسیار سریع و شدید سیاسی و دینی در ایران معادلات فوق را به سرعت در هم ریخت و انقلاب اسلامی ایران به یکی از بزرگترین فرصتها و تهدیدها برای ترکیه مبدل گردید(2).
تهدیدها: انرژی فروخفته اسلامی در ترکیه لائیک به طور طبیعی میتوانست با امواج انقلاب اسلامی فعلیت یافته و توسعه و تحکیم یابد. بالطبع امواج اسلامی ترکیه نیز میتواند احیاگر بنیه تاریخی اسلام در بالکان و اروپا شود. ترکیه رقبای سرسختی چون روسیه، شوروی، ارمنستان، سوریه و یونان را داشته و نظام انقلابی ایران نیز میتوانست به تعداد این رقبا بیفزاید.
فرصتها: خروج ایران از سنتو و گسست سد نفوذ شوروی، ارزش ترکیه را در محاسبات بلوک غرب بالا برد و در عین حال این کشور میتوانست یکی از خطوط اصلی در مهار انقلاب اسلامی ایران باشد. با شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی، به طور طبیعی رابطه ایران با بلوک شرق در شمال و با بلوک غرب که دوستان و متحدانی در خلیج فارس داشتند تیره شد و ترکیه یک راه ترانزیت استراتژیک برای دولت نوین انقلابی تلقی میشد. دولت ترکیه در مقاطع مختلف، بخصوص در زمان جنگ ایران و عراق، از این فرصت به خوبی بهرهبرداری کرد.وسعت و شدت فرصتها و تهدیدهای ناشی از انقلاب میتواند پارادوکس بسیار مهمی برای ترکیه باشد. چون اگر در مقابل تهدیدها، عکسالعملهای شدید نشان دهد، فرصتهای ارزشمند را نیز از دست میدهد و بالعکس(3).
در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، مقامات رسمی ترکیه از تحولاتی که در کشور همسایه آنها جریان داشت، شدیدا نگران بودند. این مقامات عمدتاً نظامی عقیده داشتند تحولات و وقایع ایران به ضرر ترکیه و بلوک غرب تمام خواهد شد. به علاوه ترس از تجزیه ایران و ازدیاد نفوذ شوروی نیز از جمله نگرانیهای مقامات ترک بوده است. مع الوصف دولت سوسیال دموکراتیک بلند اجویت در جهت افتتاح باب مراوده با دولت انقلابی ایران و تقویت مناسبات دو کشور پیشقدم شد، اما شکست اجویت در انتخابات اکتبر 1979 و روی کار آمدن سلیمان دمیرل رهبر حزب عدالت، گرایش شدید به راست در سیاستهای داخلی و خارجی ترکیه پدید آمد. در این زمان دولت دمیرل نسبت به بیانات حضرت امام خمینی (ره) که فرموده بود: "اگر ملتهای مسلمان از جمله ترکیه زیر فشار سرنیزه نباشند حکومت اسلامی را انتخاب خواهند کرد"(4) عکس العمل نشان داد و خانوادههای دیپلماتهای ترک در ایران را فرا خواند.
از دیگر نکات این دوره میتوان به امضای قرارداد اقتصادی و دفاعی ترکیه و آمریکا در فروردین 1359 اشاره کرد. این قرارداد در میان کشورهای منطقه این سوء ظن را بهوجود آورد که ترکیه به صورت عنصر تهدید کننده علیه آنها درآمده است، به همبن جهت دمیرل اعلام کرد ترکیه اجازه نخواهد داد از پایگاههای آن کشور علیه ایران استفاده شود. پس از انجام عملیات نافرجام آمریکا در طبس، دولت ترکیه طی بیانیهای ضمن تکذیب شایعه استفاده آمریکا از پایگاه اینجرلیک در این عملیات اعلام کرد که چنان اقدامی میتوانست بحران در این منطقه قابل انفجار را تشدید نماید(5).
مردم ترکیه در قبال انقلاب اسلامی، از اوایل انقلاب روی خوش نشان داده و خیلی زود آثار خود را بروز داد. ترکها بر این باور بودند که انقلاب اسلامی در ایران بزرگترین حرکت تاریخی برای بازگشت به دوران طلایی اسلامی و حذف دیکتاتورهاست. این تاثیر در اوایل انقلاب به حدی بود که در ماه می 1980 نمازگزاران مسجد فاتح استانبول علیه آتاتورک شعار داده و او را به تمسخر گرفتند و حتی رسانهها این تظاهرات را منعکس کردند. نجم الدین اربکان به عنوان نماینده اسلامگرا از این حرکت اظهار تاسف کرد ولی از آتاتورک دفاع نکرد. در 6 سپتامبر همان سال نیز طرفداران حزب سلامت ملی در یک راهپیمایی در قونیه از خواندن سرود ملی اجتناب کرده و خواستار بازگشت به شریعت شدند. ا
ما باید توجه کرد مذهب در ترکیه مثل مذهب شیعه در ایران توسط طبقه خاص هدایت و کنترل نمیشود. شاید اسلام ترکیه را بتوان اسلام طریقتها دانست. در مورد طریقتها، نکته اساسی آن است که پیروان آنها غالبا افرادی بیاطلاع هستند و موضعگیری آنها هم از روی احساسات و تابع رئیس طریقت است. از طرف دیگر آگاهی آنها از انقلاب ایران بیشتر از طریق رسانههای غیر ایرانی است که تصویر خوبی از انقلاب ارائه نمیدهند، لذا موضعگیریهای این طریقتها نسبت به انقلاب ایران متفاوت بوده و این امر بر روی گروههای طرفدار آنها موثر است.
انقلاب اسلامی ایران برای بسیاری از مسلمانان جهان پس از گذشت سالهای اولیه بیش از آنکه به عنوان الگویی اجتماعی قابل تکرار باشد، به مثابه منبعی الهام بخش تلقی گردیده که موجب تجدید توان حرکت اسلامی در این جوامع شده است. یکی از نمونههای اجتماعی این فرایند در ترکیه در رفتارهای مذهبی مردم جلوهگر شده است. از جمله این رفتارها رشد رو به افزایش استفاده از پوشش اسلامی توسط زنان است. با پیروزی انقلاب اسلامی، و به دنبال کودتای نظامیان در ترکیه، سرفصل جدیدی در مبارزه با اسلامگرایی تحت عنوان مبارزه با ارتجاع در این کشور آغاز شد.
روزنامه حریت مینویسد: "حجاب اسلامی و مقنعه و چادر سمبل حکومت امام خمینی از ابتدا تا انتهای این دوره بود. بنیادگرایی اسلامی از ایران شروع شد و در ترکیه نیز اثر گذاشت. لذا ارتش ترکیه مبارزه شدیدی را با حرکتهای اسلامی آغاز کرد. از جمله جلوگیری از ورود دختران محجبه به دانشگاهها". اما با وجود تمامی این تلاشها حجاب به عنوان سمبل هویت اسلامی رشد قابل ملاحظهای داشته است. خانم پروفسور نیلوفر نارلی استاد دانشگاه مرمره استانبول میگوید: "در حالی که هنوز بیش از نیم قرن از زمانی که زنان ترک پای از حرم بیرون نهادهاند و حجاب را به دور افکندهاند نگذشته است که امروز مشاهده میشود برخی از اخلاف آنها آرزوی بازگشت به دنیای اسلام و احیای سنت حجاب را در سر میپرورانند، این دختران و زنان نوع جدیدی از حجاب اسلامی به نام مقنعه را به عنوان وسیلهای برای اعتراض به رژیم حاکم که آن را رژیم فاسد و کافر میدانند و همچنین به عنوان سمبل مبارزه با امپریالیسم غرب میدانند"(6).
افزایش اقبال عمومی نسبت به فرایض دینی و آداب اسلامی از دیگر تاثیرات انقلاب اسلامی ایران بر ترکیه است. گروه تحقیق و بررسیهای بینالمللی طی گزارشی این مسئله را در ترکیه به این شرح مطرح میکند: "مغازهها و ادارات دولتی با توجه به فراخوانی به نماز که از منارهها با صدای بلند پخش میشود چندین بار در روز تعطیل میشود و مردم در مسجد تجمع میکنند..."(7). همچنین بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، فعالیتهای قرآنی افزایش یافته شاهد رشد کلاسهای آموزش قرآن در این کشور هستیم(8). ادامه دارد...
پینوشتها و منابع در دفتر روزنامه موجوداست.