تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۶  ، 
کد خبر : ۲۳۰۲۷۹

مکالمه پالیزدار از مکان نامعلوم

صبا آذرپیک اشاره: روزنامه اعتماد روز گذشته خبری را درباره متواری شدن عباس پالیزدار از محل سکونتش در تهران منتشر کرد، در حالی که برخی رسانه ها با انتشار تکذیبیه هایی مدعی شدند پالیزدار در ایران است و به خارج از کشور نرفته است. این در حالی است که در گزارش «اعتماد» هم عنوان نشده بود پالیزدار از ایران گریخته است بلکه در تمام گزارش خود بر این نکته تاکید داشت که پالیزدار در اعتراض به اجرای حکم اوین خود از محل سکونتش در تهران متواری شده تا با اجرای احکام، راهی اوین نشود. عباس پالیزدار روز گذشته خود با خبرنگار «اعتماد» تماس تلفنی گرفت و با تایید اینکه از تهران خارج و مخفی شده است، اعلام کرد که به دلیل مشکلات قلبی حتی مدتی در یکی از بیمارستان ها در شهرستان بستری بوده و فعلاقصد دارد به مخفی بودن خود ادامه دهد. وی در این گفت وگو تاکید دارد که حضورش در تهران و دستگیر شدنش به معنی تسلیم خود به اجرای حکمی است که از نگاه وی غیرقانونی است. فایل صوتی مصاحبه تفصیلی « اعتماد» با عباس پالیزدار در دفتر روزنامه موجود است.

* آقای پالیزدار روز گذشته در «اعتماد» خبری منتشر کردیم که شما در اعتراض به اجرای حکم اوین و برای جلوگیری از اجرای حکم، محل سکونت در تهران را ترک کردید. آیا این خبر را تایید می کنید؟
** بله، من در بیمارستانی در شهرستان(وی نام شهرستان را عنوان نکرد) برای مدتی بستری شدم و در حال حاضر هم در این شهر سکونت دارم، البته برخلاف برخی جریان های خبری و سایت ها تاکید می کنم که هنوز از ایران خارج نشده ام و همانطور که شما دیروز در گزارش تان عنوان کرده بودید، تنها از تهران خارج شدم تا به دنبال اجرای حکم اوین، به زندان نروم.
* الان شما در بیمارستان بستری هستید؟
** خیر، به دلیل شیمی درمانی همسرم فعلااز بیمارستان خارج شدم تا درمان همسرم را پیگیری کنم، اما برای عمل جراحی باز قلب دوباره به بیمارستان برمی گردم.
* آقای پالیزدار، برخی رسانه ها تلاش داشتند به دلیل انتشار خبر «اعتماد»، این جریان را راه بیندازند که شما از ایران خارج شدید و پس از آن برخی سایت ها به انتشار اخباری جعلی در مورد تکذیب متواری شدن شما پرداختند. می توانید توضیح بدهید که شما چرا محل سکونت تان را مخفی کردید؟
** به دلیل صدور حکم اوین از تهران خارج شدم.وقتی هیچ دلیلی برای بردن من به زندان وجود ندارد، نمی خواهم بی هیچ دلیل خودم را تسلیم کنم. بیماری همسرم سرطان است. اگر من دستگیر شوم، استرس وارده به همسرم سبب مرگ وی می شود. برای «هیچ» چرا باید خودم را گرفتار کنم و سبب مرگ همسرم شوم؟ به همین دلیل حاضر نبودم در تهران بمانم تا بیایند و من را دستگیر کنند.
* شما معتقد هستید که با مخفی شدن در شهرستان، حکم شما را تا چه زمانی اجرا نمی کنند؟
** نمی دانم. من تلاشم را می کنم تا به اوین فرستاده نشوم. اگر بیایند، بگیرند که به هرحال دیگر کاری از دستم ساخته نیست. هر اتفاقی برای من بیفتد آن را در راه خدا می دانم،من تلاشم را می کنم که دستگیر نشوم، اما با دست خودم، نمی خواهم دستگیر شوم و تمهیدات دستگیری ام را فراهم کنم. به همین دلیل به تهران نمی آیم، اما اگر می خواهند، بیایند و من را دستگیر کنند.
* شما اظهار می کنید که حکم صادره برای شما با قوانین قضایی منطبق نیست. دلایل تان را برای «اعتماد» توضیح می دهید؟
** ما در دادسرای انتظامی قضات در مورد دو مقامی که در صدور حکم بازداشت و همچنین صدور حکم اولیه علیه تیم ما نقش داشتند، شکایت کردیم. استناد ما این بود که ادله کافی برای صدور احکام وجود ندارد. با کمک و حمایت خوب آیت الله لاریجانی، رییس قوه قضاییه به شکایت ما رسیدگی شد و در دادسرای انتظامی قضات احکام لغو مصونیت قضایی این افراد را صادر کردند. همان مطالبی که شما هم به درستی در روزنامه منتشر کردید. ما از دادسرای انتظامی قضات به خاطر این داوری بی طرفانه تشکر می کنیم، اما یک تعارض به وجود آمده است که اصلاخوب نیست.سوال صریح ما این بود که چرا مراجع بالادر دستگاه قضایی، قاضی پرونده و رییس دادسرای کارکنان دولت را به دلیل اشتباه در برخورد با پرونده و صدور حکم تعلیق می کنند، اما بعد می گوییم احکام صادره و تایید شده توسط این افراد تعلیق نمی شود و احکام مانند قرار بازداشت برای حبس اجرا می شود.
* نباید اجرا شود؟
** دادسرای انتظامی قضات حکم داد که دلایل لازم برای مجرم شناختن ما وجود نداشت و در حکم خطا بود، پس چرا اجازه می دهید که حکم اجرا شود. این دوگانگی برای دستگاه قضایی خوب نیست. من برای قوه قضاییه دلسوز هستم. قوه قضاییه تلاش می کند که از نام اسلام و عدالت اسلامی حفاظت کند. خب آیت الله لاریجانی با این تلاش ها نباید اجازه دهد چنین اشتباهاتی رخ دهد. از یک طرف به شکایت ما رسیدگی می کنند و می گویند شما درست می گویید و بعد می گویند بیایید اوین حکم تان اجرا شود. آخر واقعا این چه کاری است که با ما می شود؟
* شما چرا می گویید مورد تسویه حساب سیاسی قرار گرفتید؟
** من قربانی تسویه حساب سیاسی شدم. برخی می گویند من قربانی آن شدم، چون دولت نهم به من چراغ سبز نشان داد تا از برخی تخلف ها صحبت کنم و آن را رسانه یی کنم، اما من الان حتی با آن افراد دولت اصلادیداری ندارم و ابدا از آنان نمی خواهم برای من کاری کنند.
* شنیده می شود شما الان هنوز شاکی خصوصی دارید؟
** در حال حاضر آیت الله یزدی رییس اسبق قوه قضاییه در دهه 70 به عنوان شاکی خصوصی من هستند. از دفتر فرزند ایشان با من تماس گرفتند و رضایت دادن را منوط به عذرخواهی رسمی من از این مقام در رسانه ها کردند. می گویند من باید بگویم اشتباه کردم تا رضایت دهند، اما من واقعا اشتباهی نکردم چون وظایفم را در تیم تحقیق و تفحص از سازمان بازرسی انجام دادم. به هرحال گفتند حالاکه نمی گویید اشتباه کردم، از شکایت شان صرفنظر نمی کنند. من اسنادی داشتم که براساس آن اقدام کردم، تمام شکات من جز آقای یزدی از شکایت علیه من انصراف دادند.
* مگر شما اسنادی داشتید که بخواهید ارایه دهید؟پیش از این گفته بودید اسناد در اختیارتان نیست.ماجرای این اسناد را توضیح می دهید؟
** من یک وانت سند از سازمان بازرسی داشتم. با تایید و دستور مستقیم رییس وقت قوه قضاییه به رییس وقت سازمان بازرسی این اسناد در اختیار من قرار گرفت تا تمام آنها را اسکن کنم و از آنها یک DVD تهیه کردم و در اختیار نمایندگان مجلس، آقای حدادعادل به عنوان رییس کمیته تحقیق، خانم آجورلو، آقای کامران و آقای ناطق نوری قرار داده بودم.
* شما در دادگاه به افشای این اسناد محکوم شدید؟
** تمام این اسناد را حفاظت اطلاعات قوه قضاییه از من گرفت. به همین دلیل در دادگاه بدوی چون از زندان به دفتر قاضی می رفتم، این اسناد را در دست نداشتم. قاضی می گفت تو در سخنرانی هایت اتهام زدی، اسنادش کجاست؟ من هم پاسخ می دادم این اسناد در اختیار من نیست و من از داخل زندان نمی توانم سند بیاورم. این اسناد را به قاضی هم ندادند و قاضی هم عنوان می کرد من به عنوان بررسی کننده پرونده باید ببینم پالیزدار چه اسنادی داشته و می خواسته چه چیزی را افشا کند، اما این اسناد را در نهایت به قاضی ندادند. اما در دادگاه تجدیدنظر ماجرا فرق کرد. من بیرون از زندان بودم، تمام اسناد را در 400 صفحه در دو جلد به قطع روزنامه در اختیار قاضی تجدیدنظر قرار دادم. بعد سوال تیم ما این بود که براساس این اسناد، آیا اتهام ما مبنی بر نشر اکاذیب را تایید می کنید؟
* به همین دلیل سیر پرونده شما برعکس شد و شما توانستید اعتراض تان را به نتیجه برسانید؟
** بله، حکم بدوی ما یک ایراد اصلی داشت. یک جا عنوان شده افشای اسناد محرمانه کشور و جای دیگر عنوان شده نشر اکاذیب. خب، قاضی هم سوالش این بود: اگر اسناد محرمانه کشور بوده که نباید افشا شود، پس اتهام نشر اکاذیب که دقیقا برعکس این اتهام اول است نمی تواند صادق باشد. حکم من در یک اتفاق نادر سه سال برای افشای اسناد محرمانه و یک سال نشر اکاذیب بود که قاضی تجدیدنظر با یک تعارض مواجه شده بود.
* در نهایت شما سند محرمانه را افشا کردید یا اکاذیب را منتشر کردید؟
** افشای اسناد محرمانه، یعنی اسناد من درست بوده و نباید منتشر می شد. من نه افترا زدم، نه نشر اکاذیب کردم. سند غلط که محرمانه نمی شود. پس سند درست بود که نباید افشا می شد.
* پس چرا شما اسناد محرمانه را رسانه یی کردید.
** اسناد محرمانه تعریف دارد. این اسناد در وقت خودش محرمانه بود. در زمان خودش رسیدگی شد و مختومه شد. وقتی سند مختومه شده طبق قوانین دیگر محرمانه نیست. طبق ماده 173 آیین دادرسی کشوری پرونده یی که مختومه شود دیگر محرمانه نیست، به همین دلیل می گویم احکام علیه من وقتی سندی محرمانه نبوده، غیراخلاقی و غیرقانونی است.
* پاسخ دستگاه قضایی به این دو ادله چه بود که اولانشر اکاذیب نشده، چون سندها واقعی بود و دوما اسناد محرمانه نبوده، چون مختومه بوده است؟
** من در مرحله تجدیدنظر، 400 صفحه از آن اسناد معروف را به قاضی دادم و قاضی دو دفترچه 200 برگی از اسنادی که من و تیمم در سازمان بازرسی رسیدگی کرده بودیم و پرونده های معروف سازمان بازرسی بود را رویت کرد.
* این اسناد همان اسنادی است که از سازمان بازرسی خارج کردید؟
** بله، همان اسناد است و هنوز آنها را در اختیار دارم.
* شما این کارتان خلاف نبوده که از این اسناد برای خودتان کپی تهیه کردید؟
** خیر، بارها گفته ا م. اسکن این اسناد وظیفه حقوقی من بود.
* این کار شما خیانت در امانت نبود؟ افشای آنها درست است؟ برخی معتقدند شما از این اسناد استفاده هایی خواهید کرد که ممکن است منافع نظام به خطر بیفتد؟
** تا زمانی که رهبری تشخیص بدهند که این اسناد باید افشا شود، من سکوت می کنم. من زمانی که احساس کنم ایشان مایل هستند همه در جریان این اسناد قرار بگیرند، آنها را رسانه یی می کنم. من همیشه منتظر چراغ سبز بودم و هستم و خیانت در امانت نمی کنم. تا زمانی که ایشان صلاح ندانند من این اسناد را ارائه نمی دهم.
* آقای پالیزدار، شما به دنبال دلسوزی برای نظام جهت بروز برخی تخلفات اقتصادی بودید یا اینکه با حمایت برخی افراد دنبال منافع خاص سیاسی می گشتید؟
** جریان های تخلف کنونی را ببینید. جرایم مالی یک حرکت سازماندهی شده و تشکیلاتی بود. الان شما ببینید آقای خاوری اصلافرد مهمی در اختلاس بزرگ نیست. من اطلاعات موثقی دارم که در تخلف سه هزار میلیاردی هم پشت پرده افراد بسیار دانه درشت تری وجود دارند. من با برخی از 32 نفر بازداشتی این پرونده ارتباط داشتم.
حتی در رسانه ها سفارش نامه های سه هزار میلیاردی منتشر شد. آنها هم باید به اسم محرمانه افشا نمی شد؟
* چرا شما بارها عنوان کردید مجلس پشت تان را خالی کرد. اگر به قول شما دستور اسکن اسناد از سوی مجلس و تیم تفحص بود، چرا قاضی با این ادله شما قانع نشد؟
** من نمی خواهم در این مورد صحبت کنم. دوره تایید صلاحیت شورای نگهبان است. فقط یک جمله می گویم، همه کارهای من با تایید آنها بود.
* شما عنوان کردید دنبال ماجرای عفو و لغو حکم اوین با وساطت یکی از شخصیت ها هستید. روند این عفو به چه صورت است؟
** من مراحل عفو را پیگیری کردم و الان در دیوان عدالت اداری مراحل نهایی را طی می کند.
*واقعا تصمیمی برای اجرای حکم شما وجود دارد؟ به هر حال شما همین الان آزادید و در حال گفت وگو با ما هستید، اگر قرار بر بازداشت شما بود الان محل اختفای شما به راحتی قابل شناسایی نبود؟
** نمی دانم. به هر حال دنبال دستگیری من هستند. با اطلاعاتی که دوستانم به من دادند، حرفشان این است که بخشی از دستگاه امنیتی با دستگیری من مخالف است و می گویند نباید با من برخورد شود. من توی یک بیمارستان در شهرستان هستم.
* پس چرا در شهرستان مخفی هستید و تهران نمی آیید؟
** من باید رای مختومه شدن را بگیرم و بعد تهران بیایم.
* اگر حکم تان لغو نشود چه کار می کنید؟ ابتدای مصاحبه گفتید تسلیم نمی شوم، بیایند من را ببرند.
** من امیدوارم یک مقام ارشد قضایی دستور توقف حکم را صادر کند. ایرادی ندارد اگر تا آخر آبان ماه این کار نشد خودم را معرفی می کنم اما الان زمان این کار نیست. البته من برای خودم تنها این کار را نمی کنم. برای ترابی و آجیلی هم که یک تایپیست و کارمند ساده بودند، باید تلاش کنم. من مانند مجلس پشت همکارانم را خالی نمی کنم.
* شما پاسخ این سوال را ندادید، چرا اسناد را مخفیانه اسکن می کردید؟
** ببینید در جریان تحقیق و تفحص از سازمان بازرسی اصلامجلس تقاضا کرد که اسکنر را در اختیار ما قرار دهند. خود سازمان بازرسی کل کشور اسکنر را در اختیار ما گذاشت. اسناد را هم تماما سازمان بازرسی به ما داد.
* چرا سازمان بازرسی چنین کاری کرد که به قول شما اسناد تخلفات بایگانی شده در دو دهه گذشته را یکجا به شما بدهد؟
** اصلاباید اسناد را می دادند. چون ما قرار بود از اشکالات قوه قضاییه تحقیق و تفحص کنیم که سازمان بازرسی بخشی از آن بود. ما که نمی توانستیم بدون سند حرف بزنیم. خودشان می دانند همه کارهای من قانونی و با دستور آیت الله شاهرودی و اجرای آن توسط آیت الله نیازی بود.
* شما DVD های حاصل از اسکن اسناد را نباید منتشر می کردید. یکی از جرایم شما همین است؟
** DVDها را از من گرفتند. درخواست می دادند که باید DVDها را به آقای حدادعادل، آجرلو، کامران و دهقان تحویل بدهم. این DVD 54 هزار صفحه سند در مورد بیش از 200 پرونده تخلف مالی بود که چون در سازمان بازرسی به آنها رسیدگی نشد باید ما رسیدگی می کردیم.
* اما قرار نبود که در دانشگاه ها سخنرانی کنید. الان صحبتی با افرادی که شما را تشویق به سخنرانی کردند و به شما تضمین در امان بودن داده بودند، ندارید؟
** من به ایشان می گویم، شما من را بازی دادید. ای کاش من وارد بازی شما نمی شدم. اگر می دانستم شما می خواهید روزی در مسیری خلاف آن صحبت ها و حرف ها بروید، من کار خودم را می کردم اما حداقل به اسم و به پشتوانه شما این کار را نمی کردم.
* یعنی اگر این پشتوانه نبود وارد این دردسر نمی شدید؟
** خیر. قرآن بر من مسلمان تکلیف کرده است. سوره هود آیه 116 تاکید کرده که خدا در قیامت از ما خواهد پرسید آیا جامعه را از حضور مفسدان آگاه کردید؟ من نمی توانستم به قیامت و برزخ در جواب خداوند سکوت کنم، مسلما باز آنچه انجام داده بودم را انجام می دادم. من مقابل خون شهدا و قرآن مسوول بودم و هستم اما کاش آن آقا به من می گفت من بخشی از یک بازی هستم تا از ایشان آن قدر تعریف نمی کردم. من فکر می کردم ایشان قرار است همپای من باشند.
* الان بعد از تمام این اتفاقات، فکر می کنید چرا اصلامجلس وارد این ماجرا شد. در حالی که به هر حال به قول شما مسوولان از وجود این پرونده ها اطلاع داشتند؟
** برخی افراد که حالادیگر همه می دانند دنبال سند علیه برخی افراد در کشور بودند، از اطلاعات این پرونده ها می خواستند به نفع جریان سیاسی نوپای خود استفاده کنند که البته این کار را هم کردند. رییس قوه قضاییه هم اوایل به شدت مخالف بود که این جریان دنبال این روند برود اما در نهایت ایشان پذیرفت که به تیم مجلس برای حضور در بخش های مختلف این قوه اجازه ورود بدهد. آقای خزعلی به من می گفت این اسناد وجود دارد. همه می دانند رییس قوه هم می گوید همه این حرف ها درست اما نباید این طور مطرح شود. الان که دارم قضیه را از دور نگاه می کنم، مجلس هم از سوی آن جریان خاص بازی خورد.
* و خودتان را هم معرفی نمی کنید؟
** بله، خودم را معرفی نمی کنم تا سراغم بیایند. البته امیدوارم چنین ظلمی به من و همکارانم صورت نگیرد. من جانباز 50 درصد دفاع مقدسم. فرمانده جنگ بودم. پزشکی قانونی می گفت من تحمل حبس را به دلیل مشکل قلب ندارم.
* شما چند روز حبس داشتید؟
** 8 ماه انفرادی اوین که معادل 80 ماه حبس عادی است. یعنی 7 سال زندان که از حکم 5 ساله ام بیشتر است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات