پروفسور فریبرز درجزی روزنامهنگار و استاد دانشگاه
کمال آتاتورک، بنیانگذار جمهوری ترکیه حدود 9 دهه قبل آنگاه که به تاسیس این جمهوری میپرداخت با تجارب حاصل از حضورش در فرانسه، شاکله سکولاریسم فرانسوی را در دکترین جمهوری نوپای ترکیه نهادینه کرد و از آنجا که این سکولاریسم در پارهای جهات با سکولاریسم آمریکایی متفاوت است لذا نه همچون نوع یانکی خود منادی آزادی مذهب که در پی آزادی از مذهب و به حاشیه راندن آن بود. از این رو بر مبنای کمالیسم سنتی ورود بانوان محجبه به مدارس، دانشگاهها و کلا اماکن دولتی در بطن قانون اساسی ملهم از سکولاریسم فرانسوی قدغن شده و لائیکها هرگونه پوشش مذهبی در ادارات و دولت را نوعی تبلیغ سیاسی دانسته و میدانند. اینک اما با هژمون اسلامگرایان مدرن وابسته به حزب عدالت و توسعه، ترکیه در مسیر چرخشی راهبردی به سمت اصول سکولاریسم آمریکایی و لذا عدول از اصول سکولاریسم فرانسوی و کمالیسم سنتی است لیکن سکولاریسم آمریکایی برخلاف سلف فرانسوی خود، حضور بانوان محجبه در سازمانهای دولتی را برمیتابد.
رجب طیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه اما در همان 5 سال قبل در پارادایم استحالهای آشکار از مواضع پیشین خود که مدعی سیاسی نبودن نماد حجاب بود، اذعان داشت: «محدودیت حجاب در دانشگاهها حتی اگر آنگونه که برخی ادعا میکنند نمادی سیاسی باشد و نه مذهبی، باز هم از نظر ما غیرقابل قبول است». لیکن محافل لائیک ترکیه همیشه از حرکت خزنده اسلامگرایان بیمناک بودهاند. یوسف کانلی، سردبیر «ترکیش دیلینیوز» همان زمان در این باره مینویسد: «بنا بر اصل دوم قانون اساسی ترکیه هر اصلاحیهای آنگونه که حزب عدالت و توسعه و حزب حرکت ملی خواستار ایجاد آن در مواد 10 و 42 قانون اساسیاند با متن و روح قانون اساسی مغایر است». سونر جاگاپتای از دیگر لائیکهای پرشور با تقسیمبندی انواع حجاب، پوشش «توربان» که از دهه 1980 در ترکیه رواج یافت را نماد اسلام سیاسی دانسته که اسلامگرایان وابسته به حزب عدالت و توسعه به شکلی نوستالژیک در حال دامن زدن به آن هستند. از طرفی اگرچه ارتش ترکیه به عنوان دژ مدافع لائیسم در دهه اخیر ضربات سختی از جانب اسلامگرایان معتدل و عملگرا دریافت کرده لیکن در ظاهر این ناکامیها به معنای مایوس شدن ژنرالهای ارتش برای بازگشت مجدد به جریان تاثیرگذاری در صحنه سیاست نبوده است.
عبدالله گل، رئیسجمهور ترکیه اما حمایت خود را از پیشنهاد دولت به رهبری اردوغان جهت رفع ممنوعیت حجاب اعلام کرد و معنای آن این است که وی برخلاف سلفش، احمد نجدت سزر از حق وتو علیه چنین قوانینی استفاده نخواهد کرد. در واقع گل، وزیر خارجه اسبق ترکیه نخستین اسلامگرای حاضر در کاخ ریاستجمهوری ترکیه «چانکایا» پس از انقلاب آتاتورک محسوب شده که با حمایت حزب عدالت و توسعه البته به این مهم نائل شده است. حتی سلیمان دمیرل، رئیسجمهور نهم ترکیه نیز در زمره لائیکهایی بود که دیدگاهی معتدل نسبت به حجاب داشته و آن را نوعی سنت، عرف یا عادت میدانست هرچند برای حجاب تقدسی قائل نبود. وی یک بار در حضور خبرنگاران عکس مادر خود را با حجاب اسلامی که بر تابلویی نقش بسته بود نشان داد و به خبرنگاران گفت: «این تمثال مادرم است که همه میبینید حجاب دارد. او زنی بسیار مهربان و دیندار بود». دمیرل حتی در دوران ریاستجمهوریاش هر ساله سنت قربانی کردن در عید سعید قربان را به جای آورده و تصاویر آن از رسانههای ترکیه پخش میشد.
از طرفی آزادی حجاب و کار کردن زنان محجبه در دولت و تحصیلشان در مراکز آموزش عالی بیانگر پتانسیل بالای کشوری مدرن، دموکراتیک و در عین حال اسلامی است و ادعای آشتی اسلام و دموکراسی را نیز تقویت بخشیده و گارانتی میکند. در جایی که از منظر و دیدگاه حقوقدانان ترک حجاب به مفهوم ضربه زدن به اصل اساسی و شاکله تشکیل دولت لائیک ترکیه است که همانا جدایی دین از سیاست است، به طور قطع پیروزی اسلامگرایان در این مراحل اخیر چالشبرانگیز و تحریککننده نظامیان و افراطیون لائیک در حزب جمهوری خلق را باید مرهون درایت سیاسی و برنامهریزی دقیق حزبی سران عدالت و توسعه و بالاخص شخص اردوغان دانست که با اتحاد رویکردی «امتیازی» در پیشبرد اهداف اجتماعی توانست مخالفان بیقرار را آرام کند. آنگاه که در دوران کودکی رجب طیب اردوغان، مدیر مدرسه ابتدایی از دانشآموزان خواست نماز بخوانند، وی تنها کسی بود که داوطلب خواندن نماز شد اما وقتی متوجه شد قرار است روی روزنامه نماز بخواند به خاطر تصاویر روی روزنامه از این کار امتناع کرد لیکن مدیر مدرسه برای نماز خواندن رجب طیب اردوغان که دانشآموز خردسالی بیش نبود رومیزی روی زمین پهن کرد.
(نشریه اکونومیست، ژانویه 2004) این ماجرا خود حاکی از اعتقادات ذاتی وی به اسلام و نیز بیانگر ویژگیهای منحصر به فردش در امر رهبری از زمانی که فرزند یک خانواده فقیر در منطقه دریای سیاه ترکیه تا روزهای به مقام شهردار استانبول رسیدنش بود، است. رجب طیب اردوغان فرزند یک کاپیتان دریایی که به هیچ زبان خارجی هم صحبت نمیکند، از یک شبهنظامی که زمانی به دلیل قرائت یک شعر اسلامی در میان جمع به زندان افتاد تا حالا که تبدیل به یک دموکرات محافظهکار شده همچنان در پی دور کردن ترکیه از سکولاریسم سنتیاش است. برخورد تند او با روزنامهنگار ترکی که دهانش بوی الکل میداد تا مدتها نقل محافل غرب بود. واقعیت آن است که اردوغان که یک استراتژیست زبردست و دقیق است قصد رئیسجمهور شدن داشته و آن را پنهان نیز نمیکند ولی زمانی که توسط پارلمان در دست حزب خود تغییرات محتمل در گفتمانهای مدنظرش در قانون اساسی را جهت بیشینه کردن قدرت و اختیارات رئیسجمهور به انجام رسانده باشد.
از طرفی گویا تجربه گرانسگ دموکراسی در ترکیه به کاتالیزورهای نوینی از اوضاع اجتماعی و شعور سیاسی نیازمند است و مبنای مقایسههای پیشین را به چالش جدی گرفته و از دیگر سو اما ظرفیت دخالت ارتش در امور سیاسی و مدیریت استراتژیک از کودتای 1960 و واژگونی «عدنان مندرس» کاهش نیافته و هنوز هم تیرگی اوان براندازی نرم دولت «اربکان» در واپسین سالهای دهه 1990 از یادها زدوده نشده است. در این بین به میان کشیدن ماجرای کشتار 1907 ارامنه توسط دولت عثمانی در کمیته سیاست خارجی سنای آمریکا عامل دیگری بود تا اسلامگرایان با تحصیل این فرصت جدید خود را در پیگیری ارزشهای ناسیونالیستی عیان کرده لذا از اتهام اعتقاد به اسلامگرایی فرامیهنی مبرا شوند. در نتیجه آنچه امروز مشاهده میشود انبوه امتیازاتی است که تیم 2 نفره اردوغان- گل توانسته با اقتدار با به دست آوردن دل نظامیان و زدودن غبار بیاعتمادی از بدنه دولت و ارتش حاصل کرده و ما به ازای اثبات اعتقاد خویش به مبادی سکولاریسم و لائیسیسم سکوت رضایتآمیز ارتش در تصویب قانون منع ممنوعیت حجاب را ابتیاع کنند و سمپاتی ضروری مخالفان را به دست آورند.
ظرافت این تیم 2نفره در فراست وقوف به دووجهی بودن نظامیان در قلمرو سیاست بود، بدینسان که در پرده نخست نظامیان همچون دیگر اقشار جامعه مطالباتی داشته که انتظار دارند در بستر مشارکت اجتماعی برآورده شود و در پرده دوم در قامت الیگارشهای حرفهای ظاهر شده که برای استجابت مطلوب خویش آماده معامله و چانهزنی و در صورت لزوم شورش نظامیاند. در وجه اول نظامیان در وضعیتی منفعل و کنشپذیر توصیف شده و عمده تلاش خود را مصروف تعریف بنیانهای هویتی قشری و طبقاتی خود کرده و در شکل دوم اما این هویت پردازش شده به فعلیت کشیده شده و داعیه دخالت و مشارکت در تقسیم قدرت اجتماعی و سیاسی داشته و به اصطلاح کنشگذار میشود. بیگمان بدون چراغ سبز ارتش، تصویب و اجرای طرح لغو ممنوعیت حجاب امکانپذیر نبود لذا برای وصول به این درجه ترکهای مسلمان در دولت و مجلس محور اصلی را بر تعامل بنا گذاشته و از تقابل رویگردان شده و معامله را بر مقابله ترجیح دادند و بدینسان اسلامگرایان جوان، ترکهای جوان را از رده خارج کردند.