* وضعیت کنونی مصر را پس از اعلام قانون اساسی جدید چگونه میبینید؟
** موارد جدیدی پیش آمده که مطلوب است. یعنی تعیین یک دوره زمانی مشخص برای پایان دوره انتقالی. پس از دوران جمهوری دوم مصر، دوران تازهای شروع خواهد شد. تعیین زمانبندیها به خودی خود امر مطلوبی است، اما بیانیه قانون اساسی زمان معینی را هنوز برای برگزاری انتخابات تعیین نکرده که قرار است اواخر این سال اجرا شود.
* اگر انتخابات ریاستجمهوری به تعویق افتد، چه بر سر دوره انتقالی خواهد آمد؟
** اطلاعاتی وجود دارد که نشان میدهد انتخابات ریاستجمهوری در پایان سال 2012 برگزار خواهد شد. طبعا جمهوری سوم مصر در سال 2013 شروع خواهد شد. به نظر من انتخابات پارلمانی و آمادگی برای انتخابات ریاستجمهوری، میتواند در طول شش ماه و نه 14 یا 15 ماه فراهم شود. به خصوص اینکه همه ما در این شرایط احتیاج به کوتاهکردن این زمانها داریم. این چیزی است که تمام نامزدهای ریاستجمهوری به آن دل بستهاند. کشدادن مرحله انتقالی تا سال آینده یعنی خیلی چیزها، یعنی تداوم زندگی و معیشت مردم به صورت مرحلهای؛ زیرا برنامههای دراز مدت و سرمایهگذاریهای سنگین خارجی صورت نمیگیرد.
به دلیل تداوم این شرایط سرمایهگذاران میپرسند: مصر به کجا میرود؟ آیا در آینده دولتی پارلمانی خواهد بود یا ریاستجمهوری؟ اگر دولتی پارلمانی باشد چه میشود؟ اینجاست که پرسشهای جدیدی مطرح میشود: جایگاه رییسجمهور کجاست و چه نقشی در یک سیستم پارلمانی خواهد داشت؟ چگونه انتخاب میشود؟ زیرا انتخاب رییسجمهور وضعیت جدیدی را پدید میآورد که ناشناخته است. آیا در این صورت بین نهادهای دولتی توازن وجود خواهد داشت یا خیر؟ تقریبا تمام امیدهای انقلاب و رشد و توسعه مصر به تشکیل دولت جدید گره خورده است. به تعویق انداختن این کار برای 14 ماه دیگر موجب تاخیر در تحقق همه این آرزوها خواهد شد.
* بنابراین به نظر شما باید ابتدا انتخابات ریاستجمهوری برگزار شود؟
** من از همان ابتدا از طرفداران برگزاری انتخابات ریاستجمهوری بودم، اما در همان زمان طرفدار این بودم که در حال حاضر وارد بحثهایی نشویم که لازم نیست. اگر بنا بر این شد که ابتدا انتخابات پارلمانی برگزار شود خب باید این کار را کرد، ولی باید زمان انتخابات ریاستجمهوری کوتاه شود. اگر بناباشد انتخابات پارلمانی، ماه نوامبر برگزار شود، من پیشنهاد میکنم این انتخابات تا ماه آوریل آینده فیصله یابد تا شکل نظام و اینکه آیا باید ریاستجمهوری باشد یا پارلمانی یا مختلط مثل فرانسه مشخص شود به خصوص که نوشتن قانون اساسی به یک سال یا شش ماه احتیاج ندارد و میتوان آن را در طول یکی ، دو ماه آماده کرد، چون مواد اصلی آن در رفراندوم معین شده است. به همین دلیل من از بعضیها میپرسم برای چه میخواهند شورای نظامی شش ماه دیگر به کارش ادامه دهد.
* به نظر شما چه کسی از این مرحله انتقالی سود میبرد؟
** برخی از نیروهای سیاسی. چون تعداد کمی از این گروهها بودند که از استمرار دوره انتقالی تا دو یا سه سال آینده حمایت کردند. برخی برگزاری انتخابات در این شرایط را نمیپذیرند و خواستار تشکیل یک شورای ریاستجمهوری هستند. بعضی از گروههای سیاسی اینطور اوضاع را آشفته میکنند اما باید گفت همه آنها اینگونه نیستند.
* به طور روشن برای مثال محمد البرادعی از به تعویق افتادن انتخابات تا پایان تدوین قانون اساسی صحبت میکند.
** من با دکتر محمد البرادعی نامزد احتمالی ریاستجمهوری مخالف هستم. به خصوص دراینباره که انتخابات به تعویق افتد تا قانون اساسی تدوین شود. اما در عین حال اگر او با این مساله موافق باشد که تدوین قانون اساسی به یک سال نیاز ندارد من هم قبول میکنم. یعنی مانعی ندارد که اول قانون اساسی نوشته شود و بعد انتخابات برگزارشود، ولی تا حالا که زمانی برای انتخابات ریاستجمهوری تعیین نشده است.
* استمرار دوره انتقالی و تعویق انتخابات ریاستجمهوری، بعضی را در مقاصد شورای نظامی حاکم به شک و تردید انداخته است. آنها میگویند این شورا میخواهد در قدرت باقی بماند. آیا شما هم با این نظر موافقید؟
** چیزی که من میبینم، این است که شورای نظامی به حرفهای دیگران گوش میدهد، البته در این جا یک اجماع کامل از محافل سیاسی وجود ندارد که بخواهند این دوره به سرعت تمام شود. طبعا شورا بنابر آنچه که میشنود عمل میکند. بعضی میخواهند انتخابات به تعویق افتاده و بعضی دیگر میخواهند زودتر برگزار شود؛ من شخصا طرفدار این هستم که ابتدا انتخابات ریاستجمهوری برگزار شود؛ چون از سیستم ریاستجمهوری دفاع میکنم اما اگر انتخاب مجلس الشعب شروع یک حرکت دموکراتیک و اجرای نقشه راه باشد، من با آن موافق هستم.
* آیا شما در دیدارهایی که با شورای نظامی داشتهاید از این مساله مطمئن هستید؟
** این آن چیزی است که میگویند و بارها تکرار کردهاند که کشور را تحویل یک قدرت غیرنظامی خواهند داد. بنابراین مساله مربوط به زمان این کار است و نه شرط این کار. ما نمیدانیم دیگران چه مقاصدی در دل دارند و کسی را به سوءنیت متهم نمیکنیم، اما مصریها تا زمانی که یک انتخابات دولت شهروندی برگزار نشود، اطمینان خاطر پیدا نمیکنند. در حال حاضر همه میپرسند که این دوره انتقالی تا کی میخواهد ادامه داشته باشد. اکثریت احساس میکنند که این وضعیت نباید استمرار پیدا کند.
* به مناسبت سالگرد وفات جمال عبدالناصر رهبر تاریخی مصر، این سوال به ذهنم میرسد که آیا شما هم عقیده دارید مصر احتیاج به یک عبدالناصر دموکراتیک دارد یا خیر؟
** آن دوران گذشت و تمام شد. من به عبدالناصر خیلی احترام میگذارم. آن دوران یک مرحله تاریخی در حیات مصر و کل منطقه بود. امروز دوران دموکراسی است. این خود دموکراسی است که رهبر تولید میکند و مساله رهبری جاودانه، دیگر وجود ندارد.
* نظر شما درباره اینکه محمد حسین طنطاوی فرمانده کل نیروهای مسلح با لباس غیرنظامی به میان مردم رفت چیست؟
** واقعا من آن برداشتی را ندارم که دیگران دارند و میگویند این شروع یک تبلیغات انتخاباتی است. به نظرم او میخواهد بین خودش و ملت یک رابطه طبیعی وجود داشته باشد.
* آیا مصریها یک حکومت نظامی جدید را میپذیرند؟
** نه به اعتقاد من ،آنها یک حکومت غیرنظامی میخواهند.
* منظور شما سیاستمداران هستند یا روشنفکران؟
** مردم خودشان به سادگی آدمها را با هم مقایسه میکنند. من از طریق تماسهایی که با مردم داشتهام احساس میکنم مصر میخواهد یک رییسجمهور غیرنظامی داشته باشد و دولتی جدید ایجاد کند.
* نظر شما درباره نگرانی نیروهای سیاسی به دلیل عدم صدور قانون «غدر» تا حالا چیست؟ آنها نگران این هستند که گروههای وابسته به حزب حاکم سابق دوباره بر پارلمان تسلط پیدا کنند.
** درباره قانون غدر (قانونی که دولت عصام شرف برای تحت تعقیب قراردادن و محاکمه سران نظام سابق تصویب کرد و هنوز به اجرا در نیامده است) هنوز مشورتهای لازم صورت نگرفته و نشستهای کافی برای بررسی این قانون صورت نگرفته و به نظرم نه همه مردم، بلکه گروهی این نگرانی را دارند. دکتر عصام شرف در اجتماعی که در میدان التحریر شکل گرفته بود به مردم وعده آن را داد و ما باید بپرسیم که چرا تاکنون به تاخیر افتاده است.
* بعضی میگویند نخستوزیر اختیار آن را ندارد که چنین قانونی را تصویب کند.
** کسی که قدرت تصویب قانون را ندارد، نباید درباره آن حرف بزند. واقعیت این است که خوب نیست ما بگوییم نخستوزیر «نمیتواند نمیتواند»، چون دولت را سست میکند. نخستوزیر هم اختیاراتی دارد. حتی اگر نخستوزیر یک دوره انتقالی باشد.
* آیا شما با صدور این قانون موافق هستید؟
** به نظر من باید معیارهای دقیقی برای کسانی که میخواهند در انتخابات یا روند سیاسی شرکت کنند تعیین شود تا کسی به ورطه انتقامگیری شخصی نیفتد. ما باید این مساله را روشن کنیم که باید افراد وابسته به حزب ملی سابق را کنار بگذاریم، یا تنها باید کسانی کنار گذاشته شوند که حیات سیاسی جامعه را به فساد آلودهاند، یعنی کسانی که متهم هستند و پرونده دارند. این مسایل احتیاج به بحث و بررسی دارد.
* آیا به نظر شما افراد وابسته به حزب حاکم سابق میتوانند در مجلس شرکت کنند؟
** دموکراسی این است که شما نماینده داشته باشید. نیروهای سیاسی باید خود را برای انتخابات آماده کنند و ما باید معیارهای معینی داشته باشیم تا این روند از طریق آن صورت گیرد. من میترسم این معیارها چنان توسعه پیدا کنند که ما هم وضعیتی مثل عراق پیدا کنیم و دچار فجایعی شویم که در آینده بر جامعه اثرات منفی بگذارد.