علی رضائی
بازخوانی زایش و رویش برخی از احزاب و گروه های سیاسی در تاریخ تحولات ایران قبل از بررسی تحرکات جریان انحرافی در زمان حال، طول مسیر حرکت و پرش یک سایه از دریچه دیروز به امروز را روشن می کند. وجود تشابهات میان آهنگ برخی از شیپورها و سازهای سیاسی به قدری آشکار است که گاها می توان از تولد یک جریان سیاسی به عنوان به روز شده گفتمان یک جریان کهنه و قدیمی یاد کرد.
تشکیل کارگزاران به سبب ضرورتهای مقطعی
در آستانه انتخابات مجلس پنجم عده ای از دولتمردان دولت هاشمی رفسنجانی به تشکیل یک گروه سیاسی با عنوان «کارگزاران سازندگی ایران» در مقابل جامعه روحانیت مبارز پرداختند که پس از اعتراض بسیاری دیگر از کارگزاران نظام ناگزیر تا رسمی شدن و کسب پروانه و نیز برای فرار از مشکلات حقوقی آن از عنوان «جمعی از کارگزاران سازندگی ایران» استفاده کردند. حضور چهره های آشنایی که سال ها سابقه حضور در قدرت را داشتند به خوبی بیانگر آن بود که مدیران اجرایی کشور با تشکیل گروه، قصد بسط قدرت خود به دیگر عرصه های حاکمیت را داشتند تا شرایطی فراهم آورند که در مسند قدرت باقی بمانند. غلامحسین کرباسچی دبیرکل کارگزاران در این باره چنین می گوید: «کارگزاران یک گروه سیاسی دارای آیین نامه و اساسنامه نیست، بلکه به سبب ضرورت های مقطعی دوران انتخاب مجلس به وجود آمد، یعنی ما بر اساس ضرورت هایی که در مقاطع مختلف انقلاب پیش می آید، فعالیت می کنیم.» (روزنامه اخبار، ۱۲/۶/۷۵) در آن اوضاع و شرایط برخی از بزرگان نظام از جمله رهبر معظم انقلاب به موسسان این حزب هشدار دادند و نسبت به مشکلات احزاب دولت ساخته برای کشور احساس خطر کردند. در پی این هشدارها در همان ابتدای امر برخی از وزیران موسس حزب انصراف خود را از حضور تشکیلاتی در کارگزاران اعلام کردند؛ گرچه همواره به عنوان یار و همراهی موثر برای این حزب نوپا به حساب می آمدند. کارگزاران بدین نحو با انگیزه انتخاباتی تشکیل و مدتی بعد هم وارد میدان تخریب شد؛ حداقل تخریب آنها این بود که با حجم پول زیاد، روزنامه بهمن را راه انداختند و در عرصه انتخابات نیز با حجم عظیمی از تبلیغات، جامعه روحانیت را بایکوت کردند.
گره زدن فساد مالی و سیاسی توسط جریان انحرافی
تا همین اندازه تعریف و توصیفی که از چگونگی روی کار آمدن کارگزاران شد، می توان شباهت هایی میان آن حزب سیاسی با جریان انحرافی را پیدا و دمیدن روح کارگزاران به کالبد جریان انحرافی را به وضوح مشاهده کرد. بخشی از این شباهت ها البته به نفوذ برخی از کارگزارانی ها در حلقه جریان انحرافی باز می گردد. برای مثال فقط به دو مورد در این زمینه اشاره می شود: ۱- طه هاشمی از اعضای کارگزاران در زمان تصدی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری توسط مشایی، معاونت وی را بر عهده داشت. وی از اولین کسانی بود که لفظ کوتوله سیاسی را برای محمود احمدینژاد به کار برد. ۲- مهدی جهانگیری یکی از عوامل اصلی بانک گردشگری است که با حمایت مشایی و بقایی راهاندازی شده است و ارتباط نزدیکی با عوامل اصلی جریان انحرافی دارد. وی عضو کارگزاران و از وزرای دولت سازندگی است. علاوه بر نفوذ آشکار کارگزاران در جریان انحرافی که شباهت کاری آنها را اثبات می کند، نگاهی به حرکات و سکنات سیاسی جریان انحرافی نیز یادآور تلاش کارگزاران در دهه ۷۰ است. این جریان نیز به فراخور زمان و شرایط به صورت مقطعی و تنها برای رقابت های انتخاباتی خلق شده است و برای رو در رویی با اصولگرایان آنچنان به بیت المال و منابع مالی چنگ انداخته که به نوعی می توان ادعا کرد برای ماندن در دایره قدرت و ثروت، فساد مالی و سیاسی را در هم گره زده است و در واقع بسیاری از انحرافات سیاسی خود را با خریدن افراد و هزینه کردن بی حد و حصر در زمین رقابت پیش می برد.
تلاش رسانه ای جریان انحرافی برای تخریب دیگر گروه های سیاسی خصوصا اصولگرایان نیز راهبردی مشابه است به مانند سناریوهای سوخته کارگزاران که در زمان خود بایکوت جامعه روحانیت مبارز را در بر داشتند. نگاه مشابه هر دو جریان مزبور به برخی از مفاهیم سیاسی و مبانی نظام جمهوری اسلامی نیز اثبات کننده این ادعاست که جریان انحرافی، کارگزاران امروز است. در این زمینه به طور خلاصه می توان گفت که کارگزاران در زمان قدرت خود معتقد بودند: اختیارات ولی فقیه محدود به قانون اساسی است، آزادی (در قالب تعریف لیبرالیستی) حق است نه امتیاز، انقلاب نباید صادر شود، دولت باید در فعالیت های فرهنگی نظارت داشته باشد نه دخالت و در مقابل تهاجم فرهنگی باید صرفا به ایمن سازی پرداخت. اکنون نیز اگر به تعاریف جریان انحرافی در زمینه فرهنگ، اجتماع و سیاست بنگریم همان اعتقادات کارگزاران را در مسیر تندتر مشاهده خواهیم کرد. تکاپوی جریان انحرافی برای دوقطبی سازی فرهنگی در جامعه، نگاه لیبرالیستی این جریان به مقوله فرهنگ و نیز آزادی مردم، زاویه گرفتن با ولایت فقیه و مواردی از این قبیل گویای بخشی دیگر از شباهت های جریان انحرافی با کارگزاران است.
تشکیلات باندی جریان انحرافی
اما در میان این تشابهات، به یک تفاوت هم باید اشاره کرد. کارگزاران در زمان قدرت در قالب یک حزب شکل گرفت و پس از آن به رقابت در انتخابات و دیگر فعالیت های حزبی پرداخت. اما از آنجا که تشکیل این حزب از داخل دولت وقت بود و این مساله مورد انتقاد بسیاری از سیاسیون و بزرگان نظام قرار گرفت، جریان انحرافی این اشتباه را تکرار نکرد و در مقابل دست به اشتباهی بزرگتر زد. این جریان امروز نه یک حزب محسوب می شود و نه حتی یک گروه سیاسی بلکه از آن می توان به عنوان یک جریان انحرافی که فعالیت های خود را به حالت تشکیلات یک باند پیش می برد، یاد کرد؛ باندی که برای ثابت نگه داشتن خود در قدرت به منابع ثروت چنگ انداخته و برای هر طرز فکری خوراک تبلیغاتی دارد.