* طرح تحقیق و تفحص مجلس از قوهقضاییه را مجلس چه زمانی به تصویب رساند؟
** سال 85 بود که این طرح تصویب شد و تیمی از نمایندگان مجلس عهدهدار اجرای این مصوبه شدند. این نمایندگان کمیتههای فرعی درست کردند. یک کمیته تحقیق و تفحص در سازمان بازرسی کل کشور مستقر شد، یک کمیته در سازمان ثبت اسناد و سایر سازمانهای زیرمجموعه قوهقضاییه. خانم آجرلو و آقای محمد دهقان هم متولی کمیتهای شدند که در سازمان بازرسی کل کشور مستقر شدند. قرار این شد که این دو نماینده در سازمان بازرسی کل کشور مستقر شوند و مکاتباتی هم بین این دو نفر با آقای نیازی رییس وقت سازمان بازرسی انجام شد، گفتند که ما در اجرای مصوبه مجلس امکانات و اطلاعاتی را از شما میخواهیم. آنموقع آقای شاهرودی ریاست قوهقضاییه را بر عهده داشتند.
* نیازی همان ابتدا موافقت خود را با این موضوع اعلام کرد؟
** آقای نیازی ابتدا به ساکن میگفتند در اینجا بحث استقلال قوا مطرح است و این دخالت قوا در همدیگر است. اما در نهایت همکاریشان را آغاز کردند.
* و پالیزدار چطور وارد کمیته تحقیق و تفحص از قوهقضاییه شد؟
** آقای عباس پالیزدار اینطور که خودش میگوید از رزمندگان همرزم برادران شهید آجرلو در سپاه کرج بوده. خانم آجرلو از سالها قبل با ایشان از طریق برادرانش ارتباط داشته و با هم کار سیاسی میکردند.
* یعنی عضو ستاد آجرلو بوده؟
** آنطور که آقای پالیزدار میگوید عضو ستاد خانم آجرلو بوده است. بعد از اینکه خانم آجرلو از حوزه کرج نماینده مجلس شدند، ایشان هم همکاریاش را با آقای پالیزدار ادامه داده است.
* ارتباط فامیلی که با هم نداشتند؟
** فکر نمیکنم. بعد از اینکه تحقیق و تفحص از قوهقضاییه تصویب شد خانم آجرلو به جهت اعتمادی که به آقای پالیزدار داشت ایشان را بهعنوان دبیر کمیته تحقیق و تفحص انتخاب کرد.
* تحصیلات پالیزدار چیست؟
** اینطور که به من گفته از دانشگاه راجویل آمریکا فوقلیسانس و دکترایش را گرفته.
* در چه رشتهای؟
** مدیریت اقتصاد و مدیریت بازرگانی.
* لیسانس کجا بوده؟
** نمیدانم.
* پالیزدار قبل از آن چه سمتی داشته؟
** مدتی با آقای توکلی در مرکز پژوهشهای مجلس کار میکردند اما در ستاد رایحه خوش خدمت نیز فعالیت داشته است. شغل رسمی بهعنوان کارمند رسمی دولت نداشتند.
اما با دعوت خانم آجرلو میشود دبیر کمیته تحقیق و تفحص در سازمان بازرسی کل کشور و با سایر بخشها کار نداشتند.
* از چه طریقی با این کمیته آشنا شدید و همکاریتان را آغاز کردید؟
** بعد از گذشت مدتی از فعالیت اعضای کمیته تحقیق و تفحص از طریق آقای محمدعلی رامین به خانم آجرلو برای مشاورت حقوقی این کمیته معرفی شدم.
* مشاور کل کمیته؟
** کمیته بازرسی کل کشور.
* چطور از طریق رامین معرفی شدید؟
** آقای رامین از بستگان ما یعنی داماد داییام هستند. عید نوروز 86 که به منزل داییام رفته بودم، در آنجا من درباره مفاسد اقتصادی بعضی سازمانهای دولتی و اینکه متاسفانه بعضی از قضات رسیدگیهای درستی در این مورد نکردند، صحبت میکردم و از آقای رامین خواستم با توجه به ارتباطاتی که دارند این را به اطلاع مسوولان عالیرتبه کشور برسانند.
* و رامین چه میگفت؟
** متاسفانه استقبال زیادی از من نکرد. اما خانم ایشان که دختر دایی من است گفت اگر شما مستنداتی برای این ادعاها دارید در اختیار ما بگذارید. من نیز اطلاعاتم را در اختیار خانم آجرلو و خانم پروین احمدینژاد که آن موقع هنوز عضو شورای شهر نشده بود گذاشتم.
20 روز بعد خانم آجرلو و خانم پروین احمدینژاد به منزل دختر دایی من آمدند. دخترداییام با من تماس گرفت و گفت که مستنداتی را که درخصوص آن صحبت کردی بیاور.
* چه کسانی به آن جلسه آمده بودند؟
** من، دخترداییام، خانم آجرلو و خانم پروین احمدینژاد.
* مستندات چه بودند؟
** یکسری پروندههای سوءاستفادههای مالی که در بعضی از شرکتهای دولتی اتفاق افتاده بود و من باخبر بودم.
* از کجا باخبر بودید؟
** چون من مشاور شرکتی وابسته به سازمان تامین اجتماعی (شستا) بودم.
* و در آن جلسه چهارنفره بحث عام داشتید یا بحث پروندههای خودتان؟
** نه. من میخواستم این پروندهها را بهعنوان نمونه بگویم. خانم احمدینژاد از فسادی که گفتم خیلی ناراحت شد و گفت همین الان به اخوی زنگ میزنم و میگویم با فلان مسوول برخورد کنند. اما من خواهش کردم که بگذارید از مبادی قانونیاش مراحل طی شود. اعلام کرد که شما را به برادر داوود که در آن موقع بازرس ریاستجمهوری بود معرفی میکنم. سپس خانم آجرلو گفتند که اگر واقعا شما آنقدر برای بیتالمال دلسوز هستید ما کمیتهای را در مجلس تشکیل دادهایم که آقای دکتر عباس پالیزدار دبیر آن کمیته هستند و دنبال یک مشاور حقوقی میگردند. من هم گفتم مگر آقای پالیزدار تحصیلاتشان چیست که گفتند تحصیلات ایشان اقتصاد است.
* شما پذیرفتید؟
** من استقبال کردم و خانم آجرلو نیز گفتند شما به صورت آزمایشی با کمیته همکاری میکنید و اگر طرفین بر ادامه کارشان توافق داشتند با شما قرارداد میبندیم.
* جلسهتان چقدر طول کشید؟
** حدود یک ساعت و نیم.
* دخترداییتان آنجا چه نقشی داشت؟
** میزبان بودند.
* رامین در جلسه حضور داشت؟
** در جلسه حضور نداشتند. اما موقعی که در حال رفتن بودیم آقای رامین از سر کار برگشتند و از من پرسیدند توانستید با سرکار خانم آجرلو درددل بکنید؟ گفتم حاجآقا از درددل گذشته است. خانم آجرلو هم گفتند الان دولت و مجلس برای مبارزه با مفاسد اقتصادی همداستان هستند و ما میخواهیم از وجود آقای عطار در آن کمیته استفاده کنیم. آقای رامین هم چیزی نگفتند. خداحافظی کردیم و جدا شدیم. خانم احمدینژاد هم با سکوت، تمام حرفهای بنده و خانم آجرلو را تایید میکردند.
* بعد چه اتفاقی افتاد؟
** جلسه بعد به خردادماه موکول شد. خانم آجرلو از طریق دخترداییام به من پیغام دادند که فلان روز به سازمان بازرسی بروم. من طبق همان قرار به طبقه چهارم سازمان بازرسی رفتم. به اتفاق خانم آجرلو به اتاقی رفتیم که آقای پالیزدار در آنجا بود.
* واکنش پالیزدار چه بود؟
** آقای پالیزدار استقبال گرمی کردند و گفتند ما دنبال چنین فردی میگشتیم.
* فقط شما بودید، آجرلو و پالیزدار؟
** نکته قابلتوجه همین است؛ جواد ترابی که اکنون به سه سال حبس محکوم شده هم آنجا بود. شخص دیگری به نام آقای عباس خجسته نیز بودند.
* سمت این دو نفر چه بود؟
** عباس خجسته و جواد ترابی قبلا کارمندان رسمی سازمان بازرسی کل کشور بودند اما به دلایلی از سازمان بازرسی منفک شده بودند. آقای پالیزدار متوجه این قضیه شده بود و این دو نفر را به همکاری دعوت کرده بود.
* چرا این دو نفر؟
** آقای پالیزدار و کمیته تحقیق و تفحص هرکسی را که داوطلب بود، دعوت میکرد.
* سمت این دو چه بود؟
** فکر کنم کارشناس بودند.
* دلیل بیرون رفتنشان چه بود؟
** این دو نفر کارشناس بودند. سر یکسری مسایل، نمیدانم بازخرید یا اخراج شده بودند، ولی خودشان داوطلب شدند که با کمیته تحقیق و تفحص همکاری کنند.
* آجرلو شما را به پالیزدار معرفی کرد؟
** بله. گفتند ایشان از بستگان آقای محمدعلی رامین و مورد اعتماد ایشان هستند و میتوانند با ما همکاری کنند. خانم آجرلو به آقای پالیزدار گفت: آقای پالیزدار ایشان مدتی با مجموعه همکاری میکند، اگر شما کار ایشان را مثبت ارزیابی کردید، با وی قرارداد مشاوره بسته شود.
آقای پالیزدار یکمقدار توضیح دادند. من هم گفتم اجازه دهید من یکی، دو پرونده را بخوانم. به آقایان گفتم: من هفتهای دو سه روز بیشتر نمیتوانم اینجا بیایم آن هم فقط بعدازظهرها.
اما روز بعدش به موبایل من زنگ زد و گفت اگر امکان دارد فردا ساعت 11 صبح به دفتر من بیایید. چون با آقای نیازی و خانم آجرلو جلسه دارند و آقای نیازی گفتند که دبیر کمیته و مشاور حقوقیشان هم باید اینجا حضور داشته باشند.
* فردای آن روز به جلسه رفتید؟
** همان ساعت 11 تعیینشده به دفتر رییس سازمان بازرسی رفتم. خانم آجرلو با تاخیر آمدند.
* نیازی از شما استقبال کرد؟
** خیلی گرم، آقای نیازی رو کردند به خانم آجرلو و گفتند: حاجخانم، این پروندههایی که شما بررسی میکنید خوب است، اما یکسری پروندهها را من در اختیارتان قرار میدهم که اگر واقعا کمیته میخواهد از عملکرد قوهقضاییه تحقیق و تفحص بکند و سیاسیکاری نیست و میخواهید واقعا به مردم خدمت کنید، به دنبال تحقیق و تفحص از این پروندهها بروید.
* واکنش حاضران چه بود؟
** خانم آجرلو گفتند ما هم دنبال همین پروندهها هستیم. آقای نیازی نیز گفتند من نگران هستم.
* نگران از چه؟
** آقای نیازی میگفت در دورههای مختلف مجلس از این تحقیق و تفحصها زیاد تصویب شده ولی نتیجهای نداشته. نگران هستم که این یکی نیز به سرنوشت قبلیها دچار شود. خانم آجرلو گفت ما این موضوع را تا آخرش ادامه میدهیم. دولت و آقای احمدینژاد با شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی رأی آورد و خوشبختانه، قوه مجریه و مقننه همه همصدا هستیم و شما هم باید با ما همکاری کنید.
آقای نیازی هم گفتند اگر اینطور است من در خدمتتان هستم و بعد دکمهای را فشار داد که یکسری پرونده را داخل آوردند. این پروندهها آنقدر قطور بودند که کارگران آنها را بهسختی در دست گرفته بودند.آقای نیازی به آقای پالیزدار گفت لطفا اینها را بشمارید. شمردند و گفتند 124 پرونده است.
* بعد چه شد؟
** فضا خیلی عرفانی و معنوی شده بود. آقای نیازی گفتند خانم آجرلو نیت تقرب بکنید به نیت 124 هزار پیامبر و اینها را بدهید کمیتهتان بررسی کند.
* تا قبل از آن کمیته چه چیزهایی را پیگیری میکرد؟
** جزیی بود؛ مثلا فلان بانک ملی وام داده و دنبال استرداد اقساط وام نبوده و سندی هم که گرفته بوده با وام برابری نداشته و طرف هم فراری شده و از این نوع پروندهها.
* یعنی تخلفات حول اشخاص نبود، حول نهادها بود؟
** بله.
* رقمها هم خیلی بالا نبود.
** خیر
* بعد یکدفعه هم رقم ها و هم افراد بالا رفت؟
** بله، خانم آجرلو در همان جلسه گفت: آقای پالیزدار از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس و جانباز است و جبهه با جبهه برای وی فرقی نمیکند. چه جبهه علیه بعثیهای عراق باشد و چه علیه مفسدان اقتصادی.
و آن روزها روزهایی بود که مدام آقای احمدینژاد میخواست اسامی مفسدان اقتصادی را منتشر کند؟
دقیقا همینطور است. وقتی از طرف خانم آجرلو و آقای پالیزدار اعلام آمادگی شد، دوباره آقای نیازی دفتردارشان را صدا کردند - که بعدها فهمیدم آقای قائمینسب هستند ایشان هم یکماه حبس برای همین پرونده داشتند - به ایشان گفتند این پروندهها را صورتجلسه کنید و تحویل آقای دکتر عباس پالیزدار بدهید.
* یادتان هست موضوع پروندهها چه بود؟
** بله، یکی از پروندهها را بهعنوان نمونه به من دادند دیدم، پرونده لاستیک دنا بود. یک موسسه خیریه با وزارت صنایع مکاتبه کرده بود که لاستیک دنا را به ما بفروشید.
* بر چه اساسی خواستار خرید این کارخانه شده بود؟
** برای کارهای خیریه!
* چه سالی بود؟
** اوایل دهه 70 بود؛ زمان ریاستجمهوری آقای هاشمی، بعد ارجاع شده بود به کارشناس و کارشناس یک رقمی گذاشته بود. موسسه گفته بود این رقم خیلی بالاست و معقول نیست و دوباره کارشناسی شود. گفته بودند که شما دستمزد کارشناس را بدهید، اما آنها میگویند ما نداریم بدهیم که خودشان دادند و در کارشناسی بعدی رقم خیلی افت کرد.
* چقدر؟
** یادم نیست، من اصلا به رقمهایش دقت نمیکردم. من داشتم سیکل حقوقیاش را نگاه میکردم که آیا از لحاظ حقوقی ضوابط قانونی رعایت شده یا خیر. کارشناسی بعدی که دوباره صادر شد و رقم خیلی پایینتری از آن رقم ارایه شده بود باز به موسسه ابلاغ شد و موسسه گفت ما این را هم نداریم بدهیم اجازه دهید که ما کارخانه را تملک کنیم و از درآمد ناشی از کار، پول خرید را قسطی میدهیم. وزارتخانه میگوید پس ما یک قراردادی با شما میبندیم اما شما باید به ما چک بدهید، آنها میگویند ما چک هم نداریم، گفتند سفته بدهید، میگویند پول خرید سفته را هم نداریم. سفتهها را هم از جیب دولت میخرند و دو نفر از اعضای هیاتمدیره پشت سفتهها را امضا میکنند و بعد اسناد نقل و انتقال صورت میگیرد.
* بعد چه شد؟
** کارخانه به تملک موسسه خیریه درآمد و سفتهها هم وصول نشد. در نتیجه سازمان بازرسی ورود کرده و اعلام جرم شده بود. روزهای بعد پرونده یک معدن سنگ را خواندم.
* گفتم آقای پالیزدار اینها را میخواهید چه کار کنید؟ این پروندهها در همان مقطع سازمان بازرسی مختومه شده بود.
با حکم چه کسی؟
** بدون هیچ حکمی بایگانی شده بود. یکسری از اینها به دادسرای مفاسد اقتصادی رفته و مدت زمان زیادی مانده بود. وقتی وکیل متهم مراجعه میکرد به او گفته میشد این پرونده مشمول مرور زمان شده و قرار موقوفی تعقیب صادر شده بود.
من دیدم که در گزارش تحقیق و تفحصمان میشود روی اینها کار حقوقی کرد. یکی اینکه با کارشناسان سازمان بازرسی که کار را نیمهتمام رها کرده بودند برخورد شود و دیگر اینکه با قضاتی که باعث شده بودند برخی پروندهها بدون اقدام بماند و مشمول مرور زمان شود برخورد صورت گیرد. من گفتم بهعنوان مشاور حقوقی میتوانم به مجلس گزارش کنم مجلس بیاید. قانونی درست کنید که سوءاستفادهها نسبت به اموال دولتی مشمول مرور زمان نشود من کتبا گزارش نوشتم و به خانم آجرلو دادم. علت خروج من بعد از سه ماه از کمیته هم این بود که هیچ وقعی به کارهای من گذاشته نشد. بعد از مدتی به آقای پالیزدار گفتم که اینجا امکاناتی نیست و او گفت که اگر شما صلاح میدانید این پروندهها را به دفترتان ببرید. از طرفی من گفتم این پروندهها همه محرمانه است. گفت: پس چه کار کنیم. گفتم: اگر صلاح میدانید من کپی اینها را بگیرم. در نتیجه با انتشارات مجلس هماهنگ کردند و اینها را کپی کردند.
* با دستور چه کسی؟
** با دستور خود آقای پالیزدار. جالب اینکه ما یک روز که داشتیم با هم ناهار میخوردیم گفتم: شما دبیر کمیته تحقیق و تفحص هستید؟ گفت: بله گفتم: با چه استنادی؟ گفت: خانم آجرلو جلو خود شما گفتند. گفتم: آمدیم فردا خانم آجرلو گفتند نیستید.
* پس هنوز حکم رسمی به ایشان نداده بودند؟
** نداده بودند، بعد ایشان گفتند که یعنی شما میفرمایید ایشان زیر حرفش میزند. گفتم: به نظر من این اسناد و مدارک همه طبقهبندی دارد باید با شما و با یک مجوز رسمی این بررسیها را انجام بدهند. گفت: من با خانم آجرلو رودربایستی دارم. گفتم: خودم از او میگیرم. خودم نشستم پشت مانیتور، تایپ کردم جناب آقای عباس پالیزدار به موجب این حکم شما بهعنوان دبیر کمیته تحقیق و تفحص مجلس در سازمان بازرسی کل کشور منصوب میشوید. فاطمه آجرلو نماینده کرج. این را در دو نسخه کپی گرفتم یک ساعت بعد خانم آجرلو آمدند و گفتم: بیزحمت این را امضا کنید که جلو خود من، این را امضا کرد.
بعدا پالیزدار رفت کارگزینی و دبیرخانه مجلس این نامه را شماره و تاریخ کرد؛ یعنی این نامه رسمیت پیدا کرد. بعد من را دعا کرد که تو چقدر لطف بزرگی کردی.
* چطور جرات کردید بدون دستور کتبی، پروندههای مهم را جابهجا کنید؟
** کار بدی که نمیخواستیم بکنیم. در حضور خود من به آقای پالیزدار گفتند چند روز پروندهها را ندهید.
* مگر آنها پروندهها را نمیخواستند؟
** بله. ولی اعضا نمیخواستند پس بدهند. بعد من متوجه شدم که آقای پالیزدار پروندهها را میگذارد در صندوق عقب ماشین و میبرد بیرون. گفتم آقای پالیزدار اگر جلو در بگردند چه میکنید؟ گفت ما اینها را هماهنگ کردیم که ببریم از اینها اسکن بکنیم. بعد از مدتی به حراست جلو در گفته شد که اینها را راه ندهید.
* از چه تاریخی؟
** من از مرداد آن سال با کمیته شروع به کار کردم و مهر ماه بود که این دستور را دادند.
* مگر خود آنها همکاری نکرده بودند؟
** چرا، اما نمیدانم، شاید موضوع زمان بود که این دستور را دادند. بعد خانم آجرلو گفت: من در مجلس یک جایی به شما میدهم. در زیرزمین ساختمان بهارستان یک اتاقی را به ما دادند. چند روز بعد به آقای پالیزدار گفتم: من چندبار به شما عرض کردم که یک جلسه با حاج خانم بگذارید که من بروم گزارش بانک پارسیان و مرور زمان را در پروندهها بگویم. ما چند بار قرار گذاشتیم و هر دفعه نشد تا اینکه یکبار آنقدر جلو در ورودی کمیسیون آموزشعالی نشستیم تا پیدایشان کردیم.
* چند وقت از این قضیه که شما مستقر شده بودید، میگذشت؟
** سه ماه!
* چند تا از آن 124 پرونده را خواندید؟
** چهار مورد را. یکی هم قضیه داروهایی بود که وارد شده بود اما بعد از مدتی آنها را در بیابانهای ورامین دفن کرده بودند.
* در این مدت با شما تماس گرفته میشد که پیگیری نکنید.
** خیر.
* بعد شما گفتید که من نمیآیم.
** بعد دو، سه بار آقایان ترابی، خجسته و پالیزدار به من زنگ زدند و من هم عذرخواهی کردم و رابطهمان به کل قطع شد تا اردیبهشت 87 که در روزنامهها خواندم ایشان سخنرانیهای افشاگرانهای کرده، من هم رفتم تلفنش را از سررسید سال قبل پیدا کردم.
* یعنی با هم در تماس نبودید؟
** اصلا. حتی شماره پالیزدار را هم از موبایلم پاک کرده بودم.
* با دخترداییتان چطور؟ آقای رامین از شما نپرسیدند چه شد؟
** ارتباط خانوادگی را داشتیم. آقای رامین با همه فامیل خانمش ارتباط ندارد. هر وقت ما میرفتیم منزل داییمان اگر ایشان را میدیدیم همان بود. تا اینکه من به آقای پالیزدار زنگ زدم و گفتم این چه کاری بود که کردید. گفت شما ترسو هستی و در اوج نیازی که به شما داشتیم، ما را تنها گذاشتید.
* اینها ادامه داده بودند؟
** بله.
* یعنی مجلس همچنان اجازه میداد که اینها به کارشان ادامه بدهند؟
** بعدها در جلسات بازجویی فهمیدم داستان از این قرار بوده که بعد از اینکه من از مجموعه خارج شدم اینها مهندس کامپیوتری را آوردند که الان به دوسال حبس محکوم شده و با ایشان قرارداد بستند برای اسکن پروندهها.
* بعد چه شد؟
** اینطور که من بعدها متوجه شدم، این بود که اینها را دیویدی کردند و این دیویدیها را در اختیار خانم آجرلو و سایر اعضا قرار دادند.
* چه زمانی؟
** همان سال 86 در اختیار آنها گذاشتند و رابطهشان کلا با سازمان بازرسی قطع شد. بعدش همزمان کمیتههای دیگر تحقیق و تفحص در سازمانهای دیگر هم گزارششان را دادند و گزارش کامل شد و در زمستان 86 تحویل مجلس داده شد که حدود 150 صفحه بود بعد آنقدر اصلاحیه خورد که نزدیک 12 صفحه شد.
* یعنی پالیزدار دیماه 86 آن را تمام کرد و دیگر به مجلس هم نرفت؟
** بله، 150 صفحه گزارش را به خانم آجرلو میدهد. خانم آجرلو و سایر دوستان امضایش میکنند میدهند به رییس مجلس. آقای پالیزدار از همان دیماه 86 به جاهای مختلف میرود و شروع میکند به سخنرانی کردن.
* با چه هدفی؟
** پاسداشت خون شهدا و مبارزه با مفاسد اقتصادی.
* اولینبار کجا سخنرانی کرد؟
** جاهای مختلف مثلا در ستاد انتخابات خانم آجرلو در کرج، ستاد انتخابات آقای حسین رضاخواه در قم که یکی از متهمان هم هست.
همدانی: کسانی هم بودند که در این میان خط و خطوطی میدادند و سفارش میکردند.
* بعد چه شد؟
** از دیماه 86 تا خرداد 87 به مدت شش ماه اینطور که پالیزدار میگوید در هشت مرکز سخنرانی کردند.
* هیچ اعلام جرمی هم علیهشان نمیشد؟
** نه، در 14/2/87 ایشان در دانشگاه بوعلی همدان آن سخنرانی را کرد که با یک موبایل از ایشان ضبط شد.
* چه کسی از او دعوت کرده بود؟
** بسیج دانشجویی دعوت کرده بود. یک پلاکارت زده بودند از اینجا تا سر آرژانتین که مقدم جناب آقای دکتر عباس پالیزدار، دبیر محترم کمیته تحقیق و تفحص از قوهقضاییه را گرامی میداریم. رییس دانشگاه، کل اعضای هیاتعلمی، حراست نماینده وزارت علوم هم در آن جلسه بودند. اصلا تمام کلاسهای دانشجویان را آن روز تعطیل کرده بودند تا همه در سالن اجتماعات دانشگاه به بیانات آقای پالیزدار گوش کنند و این سخنرانی در اینترنت پخش شد اما باز هم هیچکس متعرض آقای پالیزدار نشد. تا 20-10 روز بعدش در اول خرداد 87 گزارش آقای دهقان قرائت شد.
* آن گزارش 12 صفحهای؟
** در این گزارش 12 صفحهای تعدادی از عنوانهای شغلی قضات آورده شد.
* به آن 124 پرونده اشارهای شد؟
** نه.
* در گزارش 150 صفحهای چطور؟
** نمیدانم.
* و در گزارش 12 صفحهای مشخصا چه کسانی را متهم کردند؟
** یکسری از قضات.
این قرائت میشود و مجلس تعطیل میشود. میروند تعطیلات پایان دوره. در این خلأ تعطیلات مجلس یک مرتبه پالیزدار بهعنوان مطلع به دادگاه احضار میشود.
* به چه شعبهای احضار میشود؟
** بازپرس شعبه 2 آقای پالیزدار را بهعنوان مطلع احضار میکند. همانشب هم من به ایشان زنگ زدم و گفتم یادتان هست گفته بودم این کار شما اشتباه است که رفتی دانشگاه سخنرانی کردی.
* پالیزدار چه گفت؟
** گفت شما ترسو هستید و من هنوز همان نیت جهاد فیسبیلالله را دارم و فردا هم میخواهم بروم دانشگاه صنعتی اصفهان سخنرانی کنم، پس فردا هم دانشگاه شیراز، بعد فلان جا و فلان جا. یک برنامه زمانبندیشده را وزارت علوم در اختیار من گذاشتند و باید مردم و دانشجویان و قشر فرهیخته ما از این چیزها آگاه شوند.
* یعنی وزارت علوم سخنرانیهای پالیزدار را هماهنگ میکرد؟
** بله! یک کاغذی را داده بودند که بعدا در دادگاه این را تایید کرد که فلان روز فلانجا و فلانروز بهمان جا برود و هر دانشگاهی هم که رفته به او تقدیر نامه دادند. مثلا در همین دانشگاه بوعلی همدان به پالیزدار تقدیرنامه دادند. همه تقدیرنامههایش در پرونده هست.
* چه دانشگاههایی است؟
** بوعلی همدان، اصفهان، شیراز و دانشگاههای رسمی کشور سخنرانی کرده بود.
* و تقدیرنامه گرفته!؟
** بوعلی را من خبر دارم بعد هم من به حالت خنده گفتم اگر تو را گرفتند روی من بهعنوان وکیل مدافع حساب کن که او هم گفت: خبرت میکنم. این داستان اردیبهشت 87 اتفاق افتاده بود. که بعد بازپرس بهعنوان مطلع ایشان را احضار میکند.
* مطلع در چه پروندهای؟
** نمیدانم. تلفنی احضارش کرده. اینطور که خودش میگوید میگفت من با خانم آجرلو و سایر نمایندگان هماهنگ کردم آنها هم گفتند اشکالی ندارد برو ما با دادستان هماهنگ کردیم هیچ مشکلی پیش نمیآید. پالیزدار که میرود یک مرتبه تفهیم اتهام میکنند. بهعنوان نشر اکاذیب و ایشان را میبرند دربند. دو، سه روز بعدش چند تا از نمایندگان مجلس بهعنوان معاونت در جرم با ایشان تحت تعقیب قرار میگیرند و آقای بازپرس علیه آجرلو و دهقان و کامران اعلام جرم میکند.
همدانی: توجه داشته باشید که تا اینجا افرادی که بهعنوان شاکی خصوصی هستند هیچ شکایتی ندارند.
* شما چطور بازداشت شدی؟
** یک روز شخصی به من زنگ زد و گفت: مرا خانم X فرستاده میخواهم برای مشاوره به دفتر شما بیایم، دفترتان کجاست، آدرس دفتر را دادم، گفت: من فردا چه ساعتی بیایم. گفتم: ساعت شش بعدازظهر. ساعت شش آمدیم دیدیم چهار نفر آنجا نشستهاند و موکلهایم را رد کردند و گفتند، از دادسرای تهران حکم داریم دفتر شما را بازرسی کنیم. گفتم: میتوانم حکمتان را ببینم نگاه کردم، گفتم: در ارتباط با پرونده پالیزدار است. گفت: نمیدانم. گفتم: چطور نمیدانید؟ وقتی میخواهید تفتیش کنید باید یک خطی به شما بدهند. اینجا پرونده طلاق هست، پرونده خانواده هست. شما چه چیزی را میخواهید تحقیق کنید. گفت: بله در مورد پرونده پالیزدار است. دیدم: زیر همان نوشته که نامبرده تحتالحفظ دستگیر شود و در صورت استنکاف برخورد شود. رفتیم خانهام را هم گشتند.
* کلا چند روز بازداشت بودید؟
** 22 روز.
* آن مدت وکیل داشتید؟
** بله! آقای رمضان حاجیمشهدی. من قبل از اینکه ایشان را بشناسم دیدم در روزنامهها نوشته که حاجیمشهدی وکیل تسخیری دانشگاه پلیتکنیک شده و بعد دیدم که هیچ کاری هم برای آنها نکرده. بعد از اینکه پالیزدار را گرفتند، دیدیم که وکیل ایشان آقای رمضان حاجیمشهدی است و مصاحبه ایشان را با روزنامهها میخواندیم. در زندان که بودم حدود روز پانزدهم، رییس بند گفت: آقای عطار این فرم وکالتنامه را امضا کن، یکی دیگر از دوستانم به نام آقای حسین گودرزی همراه با آقای همدانی از قبل وکیل من بودند.
* آقای پالیزدار چند وقت بعد آزاد شد؟
** 10ماه بعد از انتخابات آزاد شد.
* کلا پالیزدار چند سال زندان بود؟
** خودشان میگفت بالای 9 ماه انفرادی بود.
* یعنی تنها بود؟
** مدتی تنها بود و مدتی هم با دو، سه نفر دیگر.
* کیفرخواستی که برای شما صادر شد مبنی بر چه اتهامهایی بود؟
** چهار اتهام. نگهداری اسناد طبقهبندی شده، مشارکت در سرقت اسناد طبقهبندی شده با پالیزدار و مشارکت در تشکیل باند. در کیفرخواستی که برای ما صادر شده بود سه نفر نماینده مجلس هم بودند. برای آقای دهقان در همان مرحله دادسرا منع تعقیب صادر شد و آن دو نفر دیگر را مجرم اعلام کرد.
پرونده قاعدتا باید به دادگاه عمومی کیفری میرفت. دادستان گفت چون دو نماینده مجلس، متهم این پرونده هستند، رسیدگی به جرایم نماینده مجلس و وزرا باید در کیفری استان با حضور سه قاضی انجام گیرد.
* بعد جلسات دادگاه تشکیل شد؟
** پشت سر هم از 17 تا 24 اسفند جلسات برگزار شد. سه، چهار روز اول، آقای ارمغان وکیل آقای پالیزدار از او دفاع میکرد.
* آن موقع پالیزدار زندان بود؟
** بله!
* روحیهشان چطور بود؟
** خوب بود، میگفت اگر نتوانستم حرفهایی را که میزنم، اثبات کنم بعد مرا فلان کنید یا میگفت دکترایم جعلی نیست.
* بعد چه شد؟
** بعد ایشان رفت زندان. ما هم که با قرار آزاد بودیم و سه، چهار ماه گذشت تا اینکه انتخابات برگزار شد.
* همه با قرار آزاد بودید؟
** بله، انتخابات که برگزار شد، یک هفته بعد پالیزدار آزاد شد.
* چه زمانی حکمتان را دادند؟
** 5/3/88 ولی 30/3/88 به ما اجازه رویت حکم دادند. پالیزدار 10سال، ترابی سه سال و بقیه هم دو سال به زندان محکوم شدند. قائمینسب هم به بدل از حبس نزدیک 700 هزار تومان جریمه محکوم شد.
* بعد پالیزدار به 10 سال زندان محکوم شد؟
** بله! قاضی من را از سه اتهام تبرئه کرد فقط برای نگهداری اسناد دو سال حبس داد.
* متهمان چه کسانی بودند؟
** همدانی: متهمان به شرح این افراد بودند: 1- آقای عباس پالیزدار 10 سال 2- جواد ترابی سه سال 3- آقای سعید آجیلی 4- آقای خجسته 5- آقای پیمان حاجمحمود عطا 6-آقای حسین رضاخواه 7-آقای محسن قائمینسب
8-آقای علی پالیزدار 9- آقای مهدی حسنی (برادرزنش) 10- آقای کامران 11- آقای دهقان 12- خانم فاطمه آجرلو.
* بعد آنجا از خودتان دفاع کردید و حکم رفت برای تجدیدنظر؟
** حکم برای تجدید نظر رفت شعبه 21 و همه را تبرئه کردند به جز پالیزدار، ترابی و آجیلی.
* ترابی و آجیلی چند سال حبس داشتند؟
** ترابی سه سال، آقای پالیزدار هم شد شش سال.
* بعد چه شد؟
** همدانی: بعد از آن پرونده ما به خاطر شکایتهایی که از قضات پرونده و بازپرس دادستان کرده بودیم رفت به دادسرای انتظامی قضات.
* ما تا اینجا رسیدیم که احکام رفت برای تجدیدنظر و حکم زندان برای سه نفر صادر شد آن سه نماینده هم به دادگاه تجدیدنظر شکایت کردند؟
** همدانی: آن دو نماینده نمیروند به دادگاه در نتیجه رأی بدویشان صادر و برایشان ارسال شد، منتهی به آنها ابلاغ نشد. چون هیاترییسه مجلس از امضای خودداری میکرد. یک سال پرونده همین طور ماند، در آخر همین - دو، سه ماه پیش - دو نفرشان واخواهی کردند و واخواهیشان پذیرفته شد و تبرئه شدند.
* حکم چه زمانی نهایی شد؟
** اردیبهشت 89.
* چرا تا الان اجرایی نشده بود؟
** همدانی: این پرونده به خاطر شکایتی که شده بود به دادسرای انتظامی قضات رفته بود و نمیشد حکمش اجرایی شود.
* چه کسانی شکایت کردند؟
** من، آجیلی، ترابی، رضاخواه و قائمینسب.
* پالیزدار چطور؟
چند بار هم به ایشان گفتیم ولی شکایت نکرد
* بعد به اینجا رسیدید که الان حکم اجرا شده است؟
** نسبت به جواد ترابی و پالیزدار حکم اجرا شده و نسبت به سعید آجیلی هم میخواهند حکم را اجرا کنند ولی هنوز پیدایش نکردهاند.
* یعنی متواری است؟
** حتما متواری هستند.
* بعد به اینجا رسیدید که آقای پالیزدار را احضار کردند تا حکم اجرا شود. شما وکیل پالیزدار هم هستید؟
** همدانی: بله، وکیل سه نفرشان هستم. انصافا اجرای احکام و دادستانی در این مدتی که بنا بود ایشان دستگیر شود، همکاری و دلسوزی خوبی داشتند. آقای جعفری. دولتآبادی، دادستان تهران، اخلاق را بهشدت رعایت میکردند. حتی وقتی گفتیم، پالیزدار مشکلات بدی دارد گفت: مدارک پزشکی دارید؟ چون ایشان هم پرونده پزشک قانونیاش در کرج بود (چون در زندان رجاییشهر بود) از آنجا استعلام میکنند و آنجا هم میگویند: بله ایشان سابقه جبهه و جنگ دارد و فعلا برای شش ماه تحمل کیفر را ندارد. باز دوباره این گواهی پزشکقانونی رفت و بررسی شد و خودشان هم استعلام کردند تا اینکه اعتبار گواهی تمام شد. و باید نامه مجدد میگرفتیم. اینجا بود گفتند که به پالیزدار بگویید ما باید خودشان را ببینیم و گواهی لازم را هم بیاورند.اما پالیزدار میگفت، اگر خودش را معرفی کند باید برود زندان. از آن طرف هم قول داده بودند که ما دستور رهبری مبنی بر معادلسازی هر روز انفرادی برابر با 10 روز زندان عادی را برای تو میگیریم.
* دنبال چه نامهای بودید؟
** نامه معادلسازی انفرادی با حبس عادی بر اساس یک روز 10 روز.
* مگر طبق آیین دادسرای کیفری در قانون چنین چیزی داریم.
** نه نداریم.
* وقتی اینطور مادهای در کتاب قانون نیست چرا دنبالش میگردید؟
** همدانی: حکم حکومتی رهبری است. وقتی رهبری یک دستوری در این باره میدهند ما به نفع متهم حتما استفاده میکنیم.
* چرا آنها به برائت پالیزدار رأی ندادند؟
** خیلی تخفیف دادند. یک مرتبه که نمیتوانستند تبرئهاش کنند ولی من استدلالم این است که آجیلی و ترابی را به همان دلایلی که ما را تبرئه کردند هم باید آنان را تبرئه میکردند.
* الان آجیلی و ترابی چه مدت باید در زندان میماندند؟
** دو و سه سال.
* چقدرش را زندان بودند؟
** نصفش را.
* مگر طبق قانون اگر نصفش را بروند نمیتوانند آزاد شوند؟
** باید بروند و یک مدتی که گذشت، تقاضای آزادی مشروط بدهند.
* اگر نصف بگذرد شما این اقدام را میکنید؟
** بله!
* الان شما اقدامی انجام دادهاید؟
** همدانی: ما الان سه، چهار راه داریم. یکی تقاضای اعمال ماده 18 که داریم انجام میدهیم؛ یعنی اعاده دادرسی از طرف رییس قوهقضاییه. دوم، اعاده دادرسی است که خودمان انجام میدهیم که به عنوان یک فرد عادی شکایتی است که علیه قضات و بازپرس پرونده کردیم و بعد هم پیگیری نامه.
واقعیت این است که پالیزدار تحمل حبس و کیفر را ندارد و تقاضای آزادیاش را دارم.
* آیا رابطهای بین فهرست آقای احمدینژاد از مفسدان! با اسامی پالیزدار بود؟ پالیزدار این اسامی را در اختیار ایشان گذاشته بود؟
** یک نسخه از دیویدی را به احمدینژاد داده بود. در جلسات دادگاه، آقای پالیزدار گفت: من یک نسخه از این دیویدی را دادم به آقایان رییسجمهور ، حدادعادل دادستانکل کشور و وزیر اطلاعات.
* امیدوار هستید پالیزدار آزاد شو؟.
** بله.
* دو متهم دیگر چطور؟
** همدانی: امیدوارم به زودی ایشان به خاطر وضعیت پزشکیاش آزاد شود.
* الان چه کسی شاکی آقای پالیزدار است؟
** خیلی از کسانی که به آنان اتهام زده شده.