* شما مدتی پیش گفتید مجلس شعبهای از دفتر رهبری شده است. اولا آیا این جمله واقعا متعلق به شماست؟ ثانیا اگر هست، چه مدرک و شاهدی برای این نظرتان دارید؟ ثالثا باز اگر پاسختان به سوال اول بله است، آیا به نظر شما رهبری این وضع را میپسندند؟
** بله من این جمله را گفتهام. در جلسات رسمی و غیررسمی مجلس جملاتی از این قبیل زیاد تکرار میشود که: «نظر آقا این نیست، آقا با این طرح مخالفند، فلان عضو دفتر رهبری گفته است رهبری این نظر را قبول ندارند و...» در نتیجه بسیاری از افراد از اظهارنظر خودداری میکنند و بسیاری از طرحها با یک جمله باد هوا میشود و این یک آفت برای مجلس است. مجلس و نماینده باید نظر خودش را بدهد و کاری نداشته باشد که با نظر رهبری مطابقت دارد یا نه. اگر ایراد شرعی داشته باشد، شورای نگهبان اعلام میکند و اگر خود رهبری مخالف باشند، در رسانهها اعلام و نمایندگان هم اطاعت میکنند. در واقع شورای نگهبان به منزله دست رهبری است. رهبری این وضع را نمیپسندند. دلیل آن هم، سخنان چند روز پیش ایشان در جمع دانشگاهیان استان کرمانشاه است که صریحا فرمودند: «نمایندگان مجلس باید به وظایف خودشان عمل کنند، رهبری دخالت نمیکند.» به نظر من این سخنان ایشان نظر به سوال از رییسجمهور داشت و ایشان عدم دخالت خود را اعلام کردند و به شایعات پایان دادند.
* احمدینژاد سال ۹۰ با احمدینژاد سال۸۴ تفاوتی کرده است از نظر معیارهای فرهنگی؟ ایشان که همان سال۸۴ هم ژست لیبرالی میگرفت، پس چرا آن موقع به ایشان اعتراض نمیکردید؟
** در سال ۸۴ رگههای لیبرالیسم فرهنگی در ایشان وجود داشت، مثل آنچه در تبلیغ انتخاباتی خود گفتند که ما کاری به ظاهر جوانان نداریم، یا آقای کلهر را به عنوان نماینده فرهنگی خود برای مناظره معرفی کردند، ولی همه فکر میکردند این مقدار برای جذب قشر متجدد اشکال چندانی ندارد؛ در حالی که تساهل و تسامح فرهنگی ایشان بیش از اینها بود.
* به نظر من ایشان در سال ۸۴ با قشر متدین و حزباللهی صادقانه برخورد نکرد و چهره فرهنگی خود را به طور کامل آشکار نکرد، در صورتی که خودش میدانست که تصور مردم از ایشان یک فرد حزباللهی مانند شهید رجایی است. بنابراین بعد از چند ماه ایشان دستور ورود خانمها به ورزشگاههای آقایان را صادر کرد که با مقاومت مراجع مواجه شد.
** به هر حال احمدینژاد سال ۹۰ با احمدینژاد سال ۸۴ از نظر معیارهای فرهنگی تفاوتی نکرده است، فقط چهره واقعی فرهنگی او آشکارتر شده است؛ به طوری که امروز میگوید: اساسا قایل به تهاجم فرهنگی نیستم و جنگ فرهنگ با فرهنگ معنا ندارد. یعنی همه فرهنگها خوب هستند و درست و غلط نداریم و کسی نمیتواند دیگری را به فرهنگ خود دعوت کند. این یعنی پلورالیسم فرهنگی و دعوت اسلام و داعیه جهانی اسلام را هم زیر سوال میبرد.
* به نظر شما چرا برخی نمایندهها سوالشان را از هیاترییسه پس گرفتهاند؟ آیا فشار یا خدای نکرده تطمیعی بوده است؟
** یک روز بعد از تحویل نامه سوال، در جلسه هیاترییسه تصویب شد که طرح سوال را منهدم کنند. بنابراین یکی از اعضا مامور پس گرفتن امضاها شد و یکی دیگر مامور به مصاحبه با رسانهها شد تا اعلام کند هیاترییسه مخالف سوال از رییسجمهور است. طبیعی است وقتی که نماینده با درخواست هیاترییسه برای پس گرفتن امضای خود مواجه میشود، فکر میکند که لابد از دفتر رهبری ندایی آمده که سوال مطرح نشود، در نتیجه ممکن است امضای خود را پس بگیرد. اگر نماینده را به حال خود بگذارند معمولا امضای خود را پس نمیگیرد. استعفای من هم در اعتراض به رفتار هیاترییسه بوده است که استقلال و اقتدار مجلس را مخدوش کرده است.
* چند وقت پیش توکلی گفت: «مجلس بیمار است»، لاریجانی اندکی بعد پاسخ داد: «مجلس بیمار نیست» به نظر شما حرف کدام یک درستتر است و چرا؟
** تعبیر درستتر این است که مجلس بیمار نیست؛ بلکه آن را بیمار کردهاند، یعنی عملکرد هیاترییسه که گاهی از دفتر رهبری مایه میگذارد یا ترس نماینده از رد صلاحیت برای دوره بعدی، استقلال و حریت نماینده را تا حد زیادی مخدوش کرده است. اگر نماینده را به حال خود بگذارند، مجلس بیمار نیست و از نیروهای پرتوان خوبی برخوردار است. به عبارت دیگر، مجلس نیاز به روحیه دارد و باید روح استقلال و آزادی و دفاع از حقوق ملت را در آن دمید. در آن صورت خواهید دید که بسیاری از مشکلات کشور حل میشود.
* اگر اصلاحطلبان از شما برای حضور در فهرست مجلس نهم دعوت کنند آیا قبول میکنید؟
** من در انتخابات قبلی هم گفتم که من به صورت مستقل شرکت میکنم، هر گروهی اعم از اصولگرا و اصلاحطلب جز حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نام من را در فهرست خود قرار دهد، مانعی ندارد. امروز هم - اگر شرکت کنم - همین را میگویم.
* به نظر شما آیا مشایی واقعا احمدینژاد را طلسم یا جادو کرده است؟ اگر مشایی با ماورا در ارتباط است، پس چرا روحانیان بزرگ قم نمیتوانند او را در ارتباط با ماورا شکست دهند و رسوا کنند؟
** مشایی اعتقادات ویژهای درباره انسان و رابطه او با خدا و درباره انسان کامل و امام زمان دارد که آقای احمدینژاد این عقاید را پذیرفته و در صحبتهای او هم هویداست. قاعدتا آقای مشایی کرامتهایی از قبیل پیشگویی نشان داده که اعتماد آقای احمدینژاد را جلب کرده است. ولی این کرامتها دلیل بر این نیست که شخص صاحبکرامت مرجع فکری انسان واقع شود. مرتاضان هندی هم با یک اشاره قطار را از حرکت باز میدارند، آیا ما مجازیم که عقاید و راه و روش زندگی خود را از آنها بیاموزیم؟! مسایل را نباید با هم مخلوط کرد. خداوند اجر هیچکس را ضایع نمیکند، هرکس ریاضت بکشد خداوند قدرت روحی به او عطا میکند. این به آن معنا نیست که همه افکار و رفتار آن شخص درست است. البته ریاضت اسلامی همان عبادت و توجه به خداست.
* آیا خودتان را مصداق ساکتین دوران فتنه میدانید؟ آیا شما آن سال هیچ اعتراضی به کارهای موسوی و کروبی کردید؟
** من درباره فتنه زیاد صحبت کردم، بنابراین مصداق ساکتین دوره فتنه نیستم، ولی چون به رفتار طرف خودی هم انتقادهای زیادی کردم، تندروها که به نظر من در تشدید فتنه نقش داشتند و آسیبجدی به کشور و جایگاه ولایت فقیه زدند، بنده را جزو خواص بیبصیرت برشمردهاند که این عنوان زیبنده خودشان است، چون این بصیرت را نداشتند که باید با انصاف و عدالت درباره دو طرف ماجرا قضاوت کرد و تعصب موجب کوردلی آنها شده بود.
اما اینکه آیا اعتراضی به کارهای موسوی و کروبی کردم یا نه، من سه روز بعد از انتخابات، زمانی که بسیاری از خودیها هم در تردید بودند که آیا تقلبی شده یا نه، در برنامه زنده تلویزیونی به صراحت اعلام کردم که هیچ تقلبی از نظر شمارش آرا صورت نگرفته، گرچه ممکن است، به مبادی آرای آقای احمدینژاد ایرادهایی وارد باشد و گفتم آقای موسوی اشتباه میکند که تهران را ملاک کل کشور قرار داده، روشن است که رأی آقای احمدینژاد در شهرهای کوچک و روستاها بیشتر بوده است.
در مواقف زیاد دیگری نیز این روش آقای موسوی که شورای نگهبان را به عنوان مرجع قانونی داوری نمیپذیرفت، محکوم کردم و حتی آن را یک خطای استراتژیک سیاسی معرفی کردم و گفتم ایشان حداکثر باید میگفت من قانع نشدم که تقلب نشده است اما حکم داور را میپذیرم و بعد اگر ایرادی به ترکیب شورای نگهبان داشت، با مراجعه به رهبری و مجلسدرصدد اصلاح آن برمیآمد. در این صورت به شکل یک قدرت بزرگ سیاسی در کشور ظاهر میشد.
* چرا برخی گروههای دانشجویی و جوانان حزباللهی و اصولگرا با شما خیلی خوب نیستند؟ آیا با ایشان اختلافات مبنایی دارید یا سوءتفاهم است؟ اگر سوءتفاهم است آیا برای رفع این سوءتفاهم کاری کردهاید یا پیشقدم شدهاید؟
** چون حرفهای من را دقیق نمیبینند، فقط تیتر بعضی روزنامهها و سایتهایی مثل رجانیوز را میبینند. البته با بعضی از آنها اختلاف مبنایی هم دارم. مثلا من برداشت آنها از ولایت فقیه را قبول ندارم و طبعا آنها هم برداشت من را قبول ندارند و باید با هم بحث کنیم.
* به نظر شما در انتخابات سال۸۸ چرا افرادی نظیر سروش و مهاجرانی به جای حمایت از خاتمی از کروبی حمایت کردند؟
** شاید آنها فکر میکردند که آقای کروبی چون روحانی است، بهتر میتواند با رهبری تعامل داشته باشد یا گاهی در مقابل رهبری بایستد.
* شما به عنوان یک نماینده وقتی عکس پسر و عروس احمدینژاد در سفرشان به نیویورک را دیدید، چه کردید؟
** تعجب کردم، چون آقای احمدینژاد این امور را رعایت میکرد و خودش به آقای هاشمی ایراد میگرفت. البته با همراه بردن همسر در سفرهایی که طرف مقابل با همسرش حضور مییابد موافقم، چون میتواند با او ملاقات کند و موثر باشد، اما به همراه بردن عروس و دیگران توجیهی ندارد. مجلس و سازمان بازرسی میتوانند اقدام قانونی کنند، ولی میدانید که به بهانه حفظ وحدت و شرایط کشور و منطقه، همیشه این امور در کشور ما نادیده گرفته میشود و مشمول مرور زمان میشود و این یک نقص بزرگی است.
* چرا بعضی از مواضع شما به شدت موجب خوشحالی ضد انقلاب به اصطلاح سبز و لندننشینها میشود؟ آیا انحراف احمدینژاد از انحراف پسر و دختر آقای هاشمی بیشتر است که علنی در تجمعات روز عاشورا و ۲۵بهمن که با هدایت ضد انقلاب هدایت میشد شرکت داشتند؟ و چرا در این مورد واکنشی نشان ندادید؟
** به طور کلی هرکس از دولت و بخشهای مختلف نظام انتقاد کند، موجب خوشحالی آنها میشود. ولی چون این انتقادها موجب اصلاح امور میشود، آن خوشحالی مساله مهمی نیست. اگر با خانواده شما هم همان برخوردی میشد که با خانواده آقای هاشمی شد، یعنی رییسجمهور کشور در مقابل 50میلیون نفر بیننده تلویزیون میپرسید اینها اموال خود را از کجا آوردهاند و وقتی درخواست وقت از تلویزیون میکردید که از خود دفاع کنید به شما وقت نمیدادند، شما هم همین کارها را میکردید، اگرچه آنها گاهی زیادهروی میکردند و میتوانستند از راههای دیگر بروند. خودتان را جای آنها بگذارید، بعد قضاوت کنید.