جواد رضایى
پس از اینکه برخی از مسئولان رژیم صهیونیستی مانند: نخست وزیر، نتانیاهو و وزیر دفاع باراک، در روزهای اخیر ایران را به حمله نظامی تهدید کردند، برای بسیاری این پرسش مطرح شد که: چرا هر از گاهی برخی از مقامات رژیم صهیونیستی ایران را به حمله نظامی تهدید می کنند؟ رژیم صهیونیستی از دیدگاه راهبردی انقلاب اسلامی به موجودیت خودش آگاه است و می داند ایران اسلامی این رژیم را نامشروع و غاصب می داند و قائل به این است که سرزمین فلسطین متعلق به فلسطینیان است و چنانچه صهیونیست ها این نظر را قبول ندارند، به رفراندوم گردن نهند و در برابر نتیجه آن تسلیم باشند. آنان همچنان می دانند جمهوری اسلامی به سبب این اعتقاد به شدت و با تمام امکانات از مبارزات مردم مظلوم و محروم فلسطین حمایت می کند. از این رو نظام اسلامی را دشمن اصلی و تهدید برای خودش می داند. این رژیم نامشروع به صرف اینکه ایران آن را نامشروع و فلسطینیان را صاحبان اصلی سرزمین فلسطین می داند، نمی توانست دشمن عملی و تأثیرگذاری با ایران داشته باشد و پیوسته مترصد فرصتی بود که بهانه لازم و مناسب برای دشمنی عملی را پیدا کند. با موضوعیت پیدا کردن فعالیت های هسته ای ایران در آژانس بین المللی انرژی هسته ای که صهیونیست ها در کشاندن آن با این وضعیت به آژانس، نقش بسیار فعالی داشتند، آنها به زعم خودشان بهانه لازم را برای رویارویی بیشتر و موجه! با ایران به دست آوردند. بعد از آن بود که مقامات رژیم صهیونیستی هر از گاهی به ویژه در آستانه نشست های آژانس ایران را به حمله تهدید می کردند. آنها می دانستند حمایت ایران از فلسطینیان تا زمانی ارزش دارد و برای آنها خطر محسوب می شود که ایران کشور قدرتمند و دارای نفوذ باشد و سایر کشورها هم این قدرت و نفوذ را پذیرفته باشند و چنانچه ایران به هر علتی قدرت و نفوذش را از دست بدهد دیگر حمایتش از فلسطین کارساز نیست و برای صهیونیست ها خطر ندارد.
به گمان صهیونیست ها یکی از راه هایی که به طور موثر می توانست ایران را تضعیف کند و قدرتش را به تحلیل برد، شدت گرفتن تحریم ها بود و بهترین بهانه هم که نظر کشورهای استکباری و کشورهای وابسته به آنها را برای تحریم های بیشتر جلب می کرد، فعالیت های هسته ای ایران بود. کشورهای حامی رژیم صهیونیستی می دانستند در صورت درگیری نظامی ایران و رژیم صهیونیستی بسیاری از معادلات جهانی به هم می خورد و قطعاً آنها هم متضرر می شوند، از این رو نسبت به چنین درگیری دغدغه داشتند و نمی خواستند چنین اتفاق شومی بیفتد، رژیم صهیونیستی نیز با آگاهی از آن تهدید را جدی نشان می داد تا بر شدت تحریم ها علیه ایران افزوده شود. صهیونیست ها آنچنان سرگرم این بازی سیاسی امنیتی بوده و به آن امید بسته بودند که فراموش کردند این بازی دو سو دار، یک سو آن که در اختیار آنها بود و به وسیله آنها اداره می شود و یک سو آن در اختیار ایران بود و می بایست ایران آن را اداره می کرد. رفتار خصمانه و تهدیدآمیز صهیونیست ها باعث شد تا انگیزه ایران برای ارتقای تجهیزات نظامی اش مضاعف شود و در حد بود و نبود موجودیت رژیم صهیونیستی رشد کند. رژیم صهیونیستی ادعا می کرد، نگران این است که ایران سلاح هسته ای بسازد و هستی رژیم صهیونیستی را تهدید کند، اما روش اشتباهش در برخورد با ایران کار را به آنجا رساند که ایران بدون در اختیار داشتن سلاح هسته ای می تواند موجودیت رژیم صهیونیستی را تهدید کند و به نظر می رسد چنانچه روزی ایران بخواهد به هر نوع خیره سری رژیم صهیونیستی پاسخ بدهد، هیچ قدرتی قادر نیست جلوی آن را بگیرد.
این بار نیز تعداد اندکی از مقامات رژیم صهیونیستی در آستانه نشست آژانس ایران را به حمله تهدید کردند، اما گویا به سبب سست و بی محتوا بودن گزارش آمانو انتظار نتایج ویژه ای از آن ندارند، از این رو مثل دفعات گذشته با فرار به عقب سعی کردند تا حدودی فضا را تلطیف کنند. تا اینجای کار آنها از تهدید اخیرشان علیه ایران به نتیجه ای نرسیدند، اما با دو پیامد منفی مواجه شدند:
الف- موضع گیری های مخالف داخلی: در بحبوحه این تهدیدات روزنامه صهیونیستی معاریو با درج مطلبی تکان دهنده بخشی از عواقب حمله نظامی احتمالی به ایران را برای مخاطبان و مسئولان رژیم صهیونیستی به تصور کشید و نوشت: «اگر جنگنده های اسرائیلی تأسیسات هسته ای ایران را هدف قرار دهند، در این حملات یک سوم این هواپیما ها توسط پدافند هوایی در اختیار ایران که سیستم دفاعی روسی است سقوط خواهند کرد و در ادامه تأکید می کند که این حمله در نوع خود پیچیده ترین و خطرناک ترین حمله تاریخ اسرائیل خواهد بود و همچنین با استناد به منابع آگاه امنیتی از نبود اطلاعات کافی از تأسیسات هسته ای تهران سخن به میان آورد و تأکید کرد که نتایج این حمله برای اسرائیل بیش از هر چیز به یک فاجعه شبیه خواهد بود. این گزارش پس از توصیف میزان استحکامات هسته ای ایران و مقاوم بودن آن در برابر بمب های سنگین به یکی از ویژه ترین بخش های گزارش، یعنی واکنش ایران می پردازد و می نویسد: «بی شک واکنش ایران به چنین حمله ای بسیار سخت و سنگین خواهد بود و انتظار می رود ایران در اولین واکنش خود با موشک های زمین به زمین(شهاب -3) خود که می تواند تمام نقاط اسرائیل را در نوردد، پاسخ این تجاوز را بدهد.
این در حالی است که نباید این نکته را از نظر دور داشت که برخی از این موشک ها دارای کلاهک های شیمیایی نیز هستند و آنچه گفته شد، تنها آغاز یک جنگ است. این گزارش پرده دیگری را ترسیم می کند و ادامه می دهد: پس از شلیک اولین موشک های ایران باید در انتظار موشک های حماس و حزب الله و عملیات های انتقام جویانه گسترده آنها توسط شهادت طلبان شان و موشک های قسام باشیم، این در حالی است که ایران با هدف قرار دادن نفت کش هایی که از خلیج فارس عبور می کنند، موجب بروز بحران نفتی بزرگ خواهند شد که سراسر جهان و بالطبع اسرائیل را درگیر خود خواهد کرد. نویسنده پس از بیان دیدگاه هایش نظر چند تن از مقامات بلندپایه رژیم صهیونیستی مانند «آفرایم هالی وی» و «شلومو گازیت» و «آوئیم سیلاع» و «اوزی ایلام» را می آورد که به ترتیب مسئولیت های رئیس موساد، رئیس دایره اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی (امان)، برنامه ریز حمله به تأسیسات هسته ای عراق و رئیس کمیته انرژی هسته ای رژیم صهیونیستی در زمان حمله به رآکتورهای هسته ای عراق را به عهده داشتند و همگی آنها با ارائه دلایل روشن و مستدل مخالف حمله به مراکز هسته ای ایران هستند و با توجه به واکنش قدرتمند و ویرانگر ایران به هر حمله احتمالی، رژیم صهیونیستی را از دست زدن به چنین اقدام ابلهانه ای باز می دارند.
در بین اظهارات کارشناسان صهیونیستی که نسبت به عواقب خطرناک حمله به ایران به مقامات این رژیم نامشروع هشدار دادند واقعیت های مهمی بود که چنانچه این مقامات سرسری از کنار آن نگذرند، می توانند مصون بمانند، اما آنچه که در این اظهارات نبود و از همه مهم تر است اینکه موشک های اصلی ایران از خارج سرزمین های اشغالی شلیک نمی شود، این موشک ها صهیونیست هایی هستند که پس از آغاز درگیری در اسرع وقت و با هر وسیله ای سرزمین های اشغالی را ترک می کنند و فرار را بر قرار ترجیح می دهند و هیچ قدرتی هم نمی تواند مانع گریختن آنها شود و آنان را قانع کند که بمانید و برای خیره سری عده ای غاصب و قاتل، کشته شوید. در صورت وقوع این اتفاق، به واقع برای صهیونیست ها اگر اثری از آنها باقی بماند، سرزمین سوخته بر جای می ماند. چه بسا این واقعیت پنهان است که هرگاه صهیونیست ها بخواهند از مرز تهدید عبور کنند، گلوی آنها را می فشارد تا به خود آیند و مراقب اظهارات شان باشند. در مسئله اخیر آنها با پاسخ تهدیدآمیز چند تن از مقامات ایرانی پا پس کشیدند، زیرا احتمال می دادند چنانچه در آن بحبوحه امام خامنه ای(مدظله العالی) وارد میدان شوند و دهان به پاسخ های تهدیدکننده بازکنند، صهیونیست ها دست به فرار بزنند. کمااینکه اخباری دال بر خروج تعدادی از صهیونیست ها در زمان اوج گرفتن مناقشات تهدیدآمیز در چند روز گذشته وجود دارد.