1- این بیانیه با زیر سوال بردن انتخابات در جمهوری اسلامی آغاز می شود. به واقع به کارگیری تعبیر «انتخابات نمایشی»، ادعایی تکراری است که این جریان بعد از شکست سران فتنه در انتخابات 22 خرداد 88 باب کرده و این بار برای زیر سوال بردن انتخابات مجلس تکرار می کند. در حالی که نباید فراموش کرد این مدعیان نمایشی بودن انتخابات، خود اغلب روزگاری نه چندان دور در این نظام عضو مجلس و یا کابینه بوده و توسط همین انتخابات نمایشی؟! شهرت یافته و به قدرت رسیده اند.
2- فرصت طلبی و بهره برداری سیاسی از اختلافات ایجاد شده بین مجلس و دولت و اختلاس شکل گرفته در نظام بانکی، نیز بخش دیگری از این نوشتار را به خود اختصاص داده است و این در حالی است که ملت، اختلافات مجالس و دولت های پیشین را فراموش نکرده و بخشی از آن را طبیعی می دانند که نه تنها نشان ضعف نیست، بلکه از نقاط مثبت نظام سیاسی قلمداد می کنند. ضمن آنکه معلوم نیست مدعیان تکثرگرایی چرا از اختلافات طبیعی ایجاد شده نگرانند! و حاضر نیستند این اختلاف نظر و تکثر را به رسمیت بشناسند!
همچنین فساد اقتصادی هر چند از هرکس صورت گیرد مذموم است اما سوال اساسی آن است که چه کسانی در دهه 70 و 80 هشدارهای رهبر معظم انقلاب اسلامی نسبت به رشد نوکیسه گان فرصت طلب و ضرورت مبارزه با فساد اقتصادی را جدی نگرفتند! و آن را از اولویت کاری دولت سازندگی و دوم خرداد و مجلس ششم خارج ساختند!
3- ابراز نگرانی از ورود نهادهای امنیتی و نظامی به انتخابات نیز ادعایی ملال آور است که به گزافه ای تکراری در بیانیه های چند ساله اخیر این جریان سیاسی ورشکسته تبدیل شده است، بدون آنکه بتوانند برای این ادعا دلایل و قرائنی مستند ارائه کنند. البته بررسی این مسئله که چرا جریان سیاسی مذکور در میان مجموعه خانواده بزرگ صدها هزار نفری نهادهای امنیتی و نظامی شامل ارتش و سپاه و نیروی انتظامی و میلیون ها بسیجی عاشق انقلاب از جایگاه و اعتبار برخوردار نیستند، مسئله ای است که این نویسندگان باید برای آن پاسخ درخوری ارائه دهند.
4- غرض اصلی نویسندگان بیانیه خیلی زود آشکار می شود، آنجا که در بخشی از نوشتار خود پیش شرط برگزاری انتخابات آزاد را «آزادی سران فتنه» و «پذیرش شروط خاتمی» معرفی می کنند. در این باب نیز باید گفت که جرائم و خیانت های متعددی در پرونده سران فتنه و اصحاب ایشان در اردوگاه فتنه گران به ثبت رسیده که بررسی آنها در صلاحیت نهادهای قضایی است.
جرائم انجام شده توسط این افراد در انتخابات 22 خرداد و پس از آن، مواردی نیست که مشمول مرور زمان شده و بتوان تأیید صلاحیت مجدد این افراد برای حضور در انتخابات های گوناگون را تصور کرد! لذا این آقایان بهتر است این تصور خام را از اذهان خود خارج کرده و تدبیری دیگر برای حیات سیاسی خود بیندیشند.
5- نکته آخر توهین بزرگ این مطرودین ملت به ملت غیور ایران است. نویسندگان روسیاه این بیانیه، مجلس کنونی منتخب ملت را به مجلس دوران «حسنی مبارک» در مصر مشابه می دانند که متشکل از نمایندگان واقعی مردم نیستند! این در حالی است که نمایندگان منتخب مجلس هشتم در رقابتی با مشارکت بیش از 75 درصدی ملت برگزیده شده اند، که آماری مشابه با مجالس پیشین دارد.
اما نگرانی اصلی این بیانیه نویسان را نه در تهمت ها و ادعاهای واهی مطرح شده، بلکه در پاراگراف های پایانی بند چهارم آن باید جست وجو کرد، آنجا که بخشی از جریان دوم خرداد را چنین خطاب قرار می دهد:
«همه دلسوزان کشور و علاقه مندان به حاکمیت مردم باید به این نکته توجه داشته باشند که حاکمان فعلی و به خصوص نهادهای اطلاعاتی و امنیتی ممکن است که برخی از چهره ها و افراد را به شیوه های مختلف تحت فشار قرار دهند که در انتخابات نامزد شوند و تلاش کنند در طیف گسترده جنبش سبز و اصلاح طلبی تفرقه ایجاد کنند و تا آنجا که می توانند افرادی را به عنوان «اصلاح طلب خودی» به سمت خود جلب کنند تا سناریوی انتخابات نمایشی خود را تکمیل کنند و اقلیتی کوچک را در مجلس آینده شکل دهند، اما صلاح جنبش سبز و جریان اصلاح طلب در این است که ... اجازه ندهند که تبدیل به عامل مشروعیت بخش انتخاباتی ناسالم و غیرقانونی شوند.»