تاریخ انتشار : ۲۲ آبان ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۰  ، 
کد خبر : ۲۳۰۴۶۲

اشغالگری غرب با استفاده از قدرت هوشمند


رضا مهرعطا
اتحادیه اروپا پس از دوران جنگ سرد به شکل یک نهاد مستقل درآمد که در آن کشورهای آلمان، انگلیس و فرانسه به عنوان قدرت های برتر این اتحادیه سیاست های اصلی آن را رقم می زدند و در تحولات بین المللی و منطقه ای نیز ایفای نقش می کردند.
نفوذ آمریکا در اتحادیه اروپا عمدتاً از طریق انگلیس پس از دوران جنگ سرد تاکنون صورت گرفته است، حتی پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 و لشکرکشی آمریکا و ناتو به سوی افغانستان و سپس در مارس 2003 به عراق با استفاده از قدرت ها و ظرفیت های کشورهای اروپایی، ما شاهد یک اتحادیه آمریکایی و انگلیسی در ناتو و حتی موضع گیری های اتحادیه اروپا در مسائل و بحران های منطقه ای بوده ایم.
ایستادگی آلمان و فرانسه در برابر هژمونی گری آمریکا و انگلیس در ناتو حاکی از یک رویکرد مستقل اتحادیه اروپایی در برابر آمریکا بوده است؛ اما با روی کار آمدن اوباما رئیس جمهور دموکرات آمریکا، نقش اتحادیه اروپا در مداخلات منطقه ای و بین المللی بیش از گذشته شد و حتی فرانسه یکی از قدرت های اروپایی که زمانی مخالف سرسخت آمریکا بود در این تحولات نقش پررنگ تری را نسبت به دیگر رقبای خود یعنی آلمان و انگلستان ایفا نمود. خیزش های مردمی در برخی از کشورهای عربی منطقه شمال آفریقا و خاورمیانه، نقش اتحادیه اروپا را در حل وفصل مناقشات و حضور دیپلماتیک در این صحنه را پر رنگ تر نموده است.
در شرایط کنونی تحولات بین المللی و منطقه ای، روند تحولات خاورمیانه و خیزش های مردمی علیه حکومت های دیکتاتوری، اوضاع افغانستان، عراق، مسائل خلیج فارس و... همگی موضوعات مورد توجه اتحادیه اروپاست؛ اتحادیه ای که در زمان بوش نقش فعالی نداشت، اما در زمان اوباما و باز گذاشتن دست این اتحادیه بالاخص دو کشور تأثیرگذار یعنی فرانسه و آلمان، به دنبال کسب منافع خود در این مناطق می باشد. نکته قابل توجه در این حوزه رویکرد اروپا به اجرای بازی آمریکایی قدرت هوشمند است. بر اساس اصل قدرت هوشمند اوباما، برای رسیدن به منافع بین المللی از یک سو دستگاه دیپلماسی و اطلاعاتی فعال می شود و از سوی دیگر قدرت نظامی به عنوان مکمل ایفای نقش می کند. در این میان محوریت با قدرت سیاسی بوده و نظامی گری برای ایجاد شرایط به کار گرفته می شود.
در این چارچوب مشاهده می شود که با قطعنامه 1973 شورای امنیت غرب در قالب ناتو مجوز اقدام نظامی در لیبی را یافت، در حالی که آمریکا به دلیل ملاحظات سیاسی امور را به اروپا واگذار کرد و خود در حاشیه قرار گرفت. سرانجام ناتو با قطعنامه 2014 شورای امنیت پایان مأموریت نظامی در لیبی را اعلام کرد. البته ناتو راه ادامه حضور در لیبی با نام حفظ امنیت و درخواست شورای انتقالی برای آموزش ارتش لیبی را باز گذاشته است.
در وادی اقدام سیاسی در قالب قدرت هوشمند در کنار دیدارهای مکرر مقامات ارشد سیاسی و نیز برگزاری اجلاس های بین المللی، اتحادیه اروپا توسعه روابط اقتصادی با کشورهای واقع در این مناطق را در اولویت سیاست خارجی خود قرار داده است. روابط اقتصادی بخشی از قدرت نرم است که در نهایت به وابستگی کشورها به غرب منجر می شود.
البته به رغم حرکت های واحد اروپا، مشکل اتحادیه اروپا رفتار تک محوری دولت هایی نظیر فرانسه، انگلستان و ایتالیا است که هر یک بر اساس منافع راهبردی خاص خود در قبال منطقه، موضع گیری می کنند. با این وجود در چارچوب منفعت طلبی مواضع اتحادیه اروپا با انقلابیون در یک راستا قرار گرفت، چنانکه آنان پس از بحث برکناری قذافی، روابط خود را با دولت قذافی قطع و به همراه آمریکا، ناتو را در عملیات آزادسازی در لیبی (مشابه آنچه که در عراق گذشت) وارد این ورطه کردند. ورود برخی اعضای تأثیرگذار اتحادیه اروپایی از جمله فرانسه، در روند دخالت نظامی در لیبی را می توان بخشی از روند سیاست گذاری کشورهای اروپایی در قبال این تحولات دانست که در قالب قدرت هوشمند صورت گرفته است. اشغالگری که رنگ سیاسی و کاملاً دموکراتیک داشت.
محور دیگر این قدرت هوشمند دولت سازی است. اتحادیه اروپا علاوه بر مداخلات نظامی به دنبال دولت سازی به شیوه دموکراسی غربی در لیبی و دیگر کشورهای منطقه می باشد. طرح جدید اروپا به عنوان مشارکت برای دموکراسی و رفاه مشترک از دیگر اقدامات اروپا در روند دولت سازی در این کشورهای متحول می باشد. ورود شرکت های خصوصی و سرمایه داران برای به اصطلاح بازسازی ویرانه ها و بهبود اقتصاد، بخشی دیگر از این سیاست است. نکته قابل توجه آنکه غرب اشغال فرهنگی را نیز در دستور کار قرار داده که تأکید بر لزوم عدم تشکیل دولت اسلام گرا و نیز اعزام مانکن ها و زنان غربی برای ترویج چارچوب های فرهنگی و در اصل ابتذال غربی به این کشورها به ویژه لیبی از جمله این رفتارها است.
با توجه به این شرایط می توان گفت اگر ناتو شاخصه نظامی اروپا باشد، اتحادیه اروپا به دنبال نقش فعال در حوزه سیاسی و اقتصادی است و در این میان آمریکا با همراهی اتحادیه اروپا به دنبال نوعی مدیریت غیر مستقیم و تأثیرگذار می باشد.
اگر در گذشته انگلیس نقش تأثیرگذار و متحد آمریکا در این اتحادیه و ناتو محسوب می شد، در حال حاضر فرانسه و شخص سارکوزی به دنبال تقویت جایگاه فرانسه در اتحادیه اروپا و ناتو می باشد تا با مدیریت نظامی، سیاسی و اقتصادی منافع فرانسه و اتحادیه اروپا را در خاورمیانه و شمال آفریقا پیش ببرد؛ پیشروی ای که اساس آن را همان دکترین راهبردی قدرت هوشمند اوباما تشکیل می دهد.
اما در این میان اتحادیه اروپا در برابر تحولات مذکور با چالش های زیر روبه رو است:
1- ماهیت و جنس این انقلاب ها مردمی و اسلامی است؛ اما اتحادیه اروپا به دنبال حکومت سازی از نوع غربی در این دولت های متحول شده می باشد و این یک تناقض است که می تواند اتحادیه اروپا را در آینده با چالش مواجه کند.
2- اختلاف بین اعضای اتحادیه اروپا از جمله اعضای آن با شخص وزیر خارجه اتحادیه یعنی شخص خانم اشتون نکته ای دیگر می باشد. در این میان وزیران خارجه بریتانیا، فرانسه، ایتالیا در ابتدا منافع کشورهای خود را در نظر گرفته و سپس به دنبال منافع اتحادیه می باشند و این چندگانگی می تواند برای اتحادیه اروپا چالش برانگیز باشد.
3- تأثیر گذاری آمریکا در بین اعضای اتحادیه اروپایی از جمله انگلیس و اخیراً نیز فرانسه می تواند مسیر منافع اتحادیه را تغییر دهد و آن را با اهداف و منافع آمریکا همسان کند. هرچند که آمریکا با راهبرد قدرت هوشمند راهکاری جدید برای اشغالگری غرب ابداع کرده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات