هادی قابل
حفظ شخصیت مردم
تفاوت حکومتها مبتنی بر ارزشهای دینی و انسانی با حکومتهای مادی در این است که ادیان توحیدی برای حفظ حرمت انسانها و شخصیت دادن به آنها عمل میکنند و حکومتهای مادی برای منافع مادی زودگذر طبقهای خاص عمل میکنند. در حکومتهای مادی انسان ارزش ندارد، بلکه انسان ابزار است. علی(ع) که محور اساسی حکومتش حفظ حرمت انسان و کرامت انسان است، از هر کاری که به کرامت انسانی لطمه وارد کند، جلوگیری میکند. امام صادق(ع) میفرماید: امیر مؤمنان(ع) برای مقصدی از جمع اصحاب خود جدا شد و به سوی آن مقصد حرکت کرد. حضرت که سواره بود ناگهان مشاهده کرد عدهای پیاده به دنبال آن حضرت در حرکت هستند. فرمود: آیا کاری دارید؟ عرض کردند خیر، دوست داشتیم همراه شما بیاییم. فرمود: برگردید، همانا حرکت پیادهها در کنار شخص سواره، سبب فساد روحی و اخلاقی شخص سواره میشود، تکبر و خودخواهی در پی دارد، و باعث خواری و پستی افراد پیاده میگردد. در نهجالبلاغه آمده است: هنگامی که آن حضرت به سوی شام حرکت میکرد در مسیرش به دهقانان شهر انبار (یکی از شهرهای عراق که اصالت ایرانی داشتند) برخورد. آنها به احترام حضرت از اسبهایشان پیاده شدند و در پیش روی آن حضرت شروع به دویدن کردند. حضرت فرمود: چرا اینگونه رفتار میکنید؟ این چه کاری است که شما انجام میدهید؟ عرض کردند: این روش ما مردم است که به این وسیله حکمرانان و فرماندهان خود را احترام میگذاریم. حضرت فرمود: به خدا سوگند از این کار شما هیچ فایدهای به حکمرانان شما نمیرسد. شما به این شکل در دنیا به خودتان مشقت و رنج میرسانید. و در آخرت هم خود را گرفتار بدبختی و شقاوت میسازید (چون برای غیر خدا فروتنی میکنید و کسی را عظیم میدانید که او هم بنده خدا است) چه بسیار زیان دارد رنجی که در پی آن عذاب و کیفر الهی باشد و چه بسیار سود و بهره دارد آسودگی و راحتی (رنج نبردن برای خوشآمد مخلوقی) که همراه آن ایمنی از آتش دوزخ باشد. (36) آن حضرت(ع) در فرمان به مالک اشتر میفرماید: «مردم بر دو دستهاند، یا برادران دینی و ایمانی تواند و یا همانند تو انسانند و در آفرینش مساوی» (37) پس حرمتشان را حفظ کن و انسانیتشان را پاس دار.
جلوگیری از تملق و چاپلوسی
فرهنگ تملق و چاپلوسی جامعه انسانی را از مسیر صلاح و اصلاح باز میدارد. اگر در جامعهای این فرهنگ رواج یافت، صداقت، حق و انصاف از آن جامعه رخت میبندد. خاصیت پست، مقام و حکومت، ایجاد زمینه چاپلوسی است. تعریف و تمجید بیش از حد، بزرگ جلوه دادن کارهای کوچک، تعریف و توصیف از آنچه که واقعیت ندارد به عنوان واقعیت و از کارهای نشده به عنوان موفقیتها همه و همه نتیجه همان چاپلوسی است.
در آموزههای دینی، آنقدر این صفت مذمت شده که دستور دادهاند بر صورت افراد چاپلوس خاکستر بریزید! کنایه از آنکه اینگونه افراد را طرد کنید و آنها را تحقیر کنید، تا ریشه این روش انحرافی که سبب انحراف حاکمان میگردد، قطع شود. امام علی(ع) هیچگاه به کسی اجازه نمیداد که به تملق و چاپلوسی از آن حضرت بپردازد. به فرماندارانش دستور میدهد که افراد متملق را از خود دور کنید و به آنها میدان ندهید. به مالک میفرماید: «خود را به پرهیزکاران و راستگویان نزدیک کن. به آنان ملحق شو و آنها را آموزش ده و وادار کن که تو را نستایند و از اینکه عمل باطلی انجام ندادهای تو را شاد نگردانند. زیرا اصرار زیاد در ستایش، شخص را خودپسند ساخته، سرکش ببار میآورد». (38)
روزی امام(ع) در جمع اصحاب خود سخنرانی میکرد، در وسط صحبت مفصل آن حضرت شخصی از جای برخاست و شروع کرد به صحبت کردن (به اصطلاح امروز یک نفر احساساتی شد و با حرارت و شدت زیاد شروع کرد به سخنرانی و تمجید) حرفهای زیادی زد و بعد هم با الفاظی به تعریف و تمجید از حضرت پرداخت. در پایان گفت: ما مطیع فرمان شماییم، هرچه امر کنید بیچون و چرا میپذیریم. (سمعاً و طاعه) امام(ع) سخت ناراحت شد و در رد مطالب و تعریف و تمجید او فرمود: «... از پستترین حالتهای حاکمان نزد مردم نیکوکار و شایسته آن است که گمان شود آنها (حاکمان) ستایش و چاپلوسی را دوست میدارند. و مردم رفتار و کردار آنان را به تکبر و خودخواهی حمل کنند. و من ناپسند میدارم از اینکه گمان کنید ستودن و ستایش را دوست میدارم.
سپاس خدای را که چنین نیستم، و اگر هم دوست میداشتم این کار را به خاطر فروتنی در برابر خدای بزرگ که او سزاوارتر و بزرگتر است و شایسته ستایش است؛ این خواسته را ترک کردم.
بسا مردم که ستایش و مدح را بعد از کوشش و موفقیت در کاری پسندیده و شیرین میدانند. پس مرا برای اطاعت خدایم و اجرای فرمان او، و خوشرفتاریم با شما و انجام کارهایتان به ستایش نیکو و زیاد نستایید... با من آن گونه که با ستمگران و حاکمان جور سخن میگویید، حرف نزنید. برایم حفاظ درست نکنید و از آنچه که از مردم خشمگین (ستمگران) پنهان میدارند که ناراحت نشوند، از من پنهان ندارید و با من چاپلوسی و حالتهای ساختگی و غیر واقعی و مداراتی رفتار نکنید. درباره من گمان نبرید که اگر کلام حقی گفته شود، دشوار و گران آیدم و گمان نکنید که درخواست بزرگنمایی و مهم جلوه دادن خود دارم...
آری علی(ع) چون در رفت و آمدها اهل خدم و حشم نبود و پس رو و پیش رو، اسکورت و محافظ نداشت، کسانی که آن حضرت را ندیده بودند، در کوچه و خیابان، بازار و حتی مسجد و مجالس وقتی با ایشان روبرو میشدند، نمیشناختند. یکی با تندی با آن حضرت برخورد میکند! یکی با مشت میزند. آن زن مشک آب خود را به او میدهد تا بر دوش کشد و به منزلش بیاورد، در راه هم علی(ع) نزد او شکایت و گله میکند که شوهرم در رکاب علی کشته شده است، و من و کودکانم در تنهایی و تنگدستی به سر میبریم امام علی(ع) از ما حالی نپرسیده است... علی به آن زن کمک میکند، کودکان را بر دوش میگذارد و از آنها عذرخواهی میکند، تنور را آتش میکند و خود را در حرارت آتش قرار میدهد و...
همه این موارد نشان از آن دارد که وی به فرموده خودش همچون ضعیفترین افراد جامعه زندگی میکرد، خوراک، پوشاک، مرکب و رفت و آمدش آنقدر عادی بود که کسی فکر نمیکرد او خلیفه و حاکم مسلمین باشد. اما علی(ع) که با عملش همه این جباریتها را در هم کوبیده و حاکم را یکی از آحاد جامعه میداند که فقط مسئولیتش بیشتر است و هم باید پاسخ خدا را بدهد، هم پاسخ مردم را، نیازی ندارد که برای خود حریم درست کند. او همچون پیامبر گرامی اسلام(ص) زندگی میکرد که وقتی اعرابی وارد مسجد شد و حلقه جمعیت را دید، از قیافه، لباس و جایگاه ویژه محافظ و دور و بری خبری نبوده لذا پیامبر را نشناخت و صدا زد: ایکم محمد؟ کدام یک از شما محمد است؟ امام علی(ع) میفرماید: «خداوند بر پیشوایان حق و دادگری واجب کرده است که خود را در حد زندگی و پوشش پایینترین افراد جامعه قرار دهند، تا بر فقیر، فقر و تنگدستی فشار روحی و روانی وارد نکند و باعث سرکشی او نگردد». (39)
نقطه مقابل چاپلوسی و تملق که آفتی بسیار خطرناک برای قدرتمندان و حاکمان است مسأله انتقادپذیری است. انتقاد، نمایش کمبودها، کاستیها، نقصهای برنامهریزی و عمل میباشد. انتقاد اگر از سوی اهل فن و دانش و به قصد تذکر و اصلاح صورت گیرد بسیار پسندیده و سازنده است. برای شخصی که مورد نقد واقع شده اینگونه انتقاد یک نعمت است.
اما اگر انتقاد از سوی کسانی باشد که یا دانش و تخصص لازم در موضوع مورد نقد را ندارند و یا به قصد کوبیدن، تخریب، هتک حرمت و حیثیت، جو سازی و شانتاژ برای عدم موفقیت در برنامهها صورت گیرد، انتقاد تخریبی است. در روایات ما از نوع اول تمجید شده است و نوع دوم مذمت گردیده است.
امام صادق(ع) میفرماید: «احب الناس الی من اهدی الی عیوبی». «محبوبترین مردم در نزد من کسی است که عیب، نقص و کاستی مرا ـ در هر موردی ـ به من هدیه کند».
تعبیر زیبای امام(ع) به هدیه، نشان از اهمیت انتقاد سالم و سازنده دارد. به همین جهت است که در آموزههای اخلاقی فرمودهاند: «المؤمن مرآت المؤمن. «مؤمن برای مؤمن به منزله آینه است». یعنی عیبنما است. نقص و کاستی را نشان میدهد برای اصلاح زشتیها و آراستن به زیباییها. روش و منش امام علی(ع) در حکومت چنین بود. هیچگاه از کسی که انتقادی میکرد ولو با لحنی تند، یا پرسشی میکرد، رنجیده نمیشد و با تندی برخورد نمیکرد. بلکه با روی گشاده و تشویق از انتقاد و پرسش استقبال میکرد.