تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۹۱ - ۱۲:۲۷  ، 
کد خبر : ۲۳۰۴۹۵

شایسته‌سالاری

مقدمه: در شماره قبل از سلسله مباحث سیره سیاسی امام علی(ع) نمونه‌هایی از رفتار بزرگوارانه و انسانی امام علی(ع) در حفظ حقوق مخالفان و تحمل و مدارای با آنان به طور مجمل بررسی شد. در این نوشتار نیز به نمونه‌هایی دیگر اشاره می‌شود و در ادامه چگونگی معیار انتخاب کارگزاران در حکومت علی(ع) مورد بحث قرار می‌گیرد.

4ـ موسی بن طلحه بن عبیدالله، را خدمت حضرت آوردند، او نیز از مخالفان حضرت در جنگ جمل بود، حضرت فرمود سه مرتبه بگو «استغفرالله و اتوب الیه» او گفت ـ حضرت فرمود: هرچه در میان لشکر ما از سلاح و اسب و لوازم دیگر داری بگیر و برو، سپس نصیحتش فرمود: تقوی و پرهیزگاری را پیشه خود ساز و در خانه‌ات بنشین. (19)
5ـ عایشه همسر پیامبر گرامی اسلام از عوامل اصلی جنگ جمل علیه امام(ع) بود، پس از پیروزی حضرت و شکست جملی‌ها، وی نیز در محاصره طرفداران حضرت قرار گرفت. حضرت پس از گفت‌وگو با او دستور داد با کمال عزت و احترام و به نیکوترین روش او را به مدینه برگردانند. برای این منظور 70 تا 90 زن را که در لباس مردان بودند به عنوان محافظ به همراه او فرستاد و سفارش فرمود که حرمت انتسابش به رسول خدا(ص) را نگهدارند. او هنگامی که به مدینه رسید، گفت: علی(ع) بزرگواری کرد، اما از او گلایه دارم چرا مرا که حرم رسول خدا(ص) بودم به همراه جمعی از مردان به مدینه برگرداند. همراهان در آن هنگام لباس‌های مردانه و دستارها از سر برداشتند و لباس‌های زنانه که در زیر پنهان بود آشکار شد، و عایشه فهمید که در طول سفر به همراه جمعی از زن‌ها آمده است.
عایشه که به درایت و بزرگواری علی(ع) بیشتر پی برد؛ اشکش جاری شد و بر آن حضرت(ع) درود فرستاد و کارش را ستایش کرد (20)
6ـ یکی دیگر از اصحاب جمل سعید بن عاص است که دشمن حضرت(ع) بود. حضرت در مکه به او برخورد و از او گذشت و هیچ چیزی به او نگفت. بلکه گذشته را نادیده گرفت. (21)
7ـ در روز جنگ جمل به مروان حکم، جرثومه نیرنگ و شیطنت و فساد، دست یافت. مروان خیانت‌های بسیاری به مسلمانان در دوران خلافت عثمان کرده بود و اینک هم در ماجرای جمل یکی از آتش‌افروزان است. او نسبت به علی بن ابیطالب(ع) دشمنی و کینه شدیدی داشت حضرت با کمال بزرگواری از او هم گذشت و چیزی با او نگفت و مؤاخذه‌اش نکرد. (22)
آری روش علی(ع) انسان‌سازی است. او از حق شخصی خود می‌گذرد تا پایه‌گذار اصولی ماندگار در تاریخ بشریت باشد. او نمی‌خواهد ارزش‌های والای جامعه انسانی را فدای حکومت خویش کند. او فرصت اندیشیدن و بازگشت را برای مخالف فراهم می‌کند. در مقابل تندی‌های آنها با صبوری و متانت برخورد می‌کند. بی‌جهت نیست که دوست و دشمنش می‌ستایند.
8ـ در جنگ صفین که دو سپاه کوفه و شام رودرروی یکدیگر صف‌آرایی کردند نخست سپاه شام بر آن منطقه وارد شد. معاویه به لشکرش دستور داد رود فرات را در محاصره کامل خود قرار دهد و آب را بر امام(ع) و یارانش ببندند. این امر باعث خوشحالی سپاهیان شام شد. زیرا محاصره آب را ضربه‌ای کاری و اساسی بر سپاه امام می‌دانستند.
امام با سپاه خود وارد منطقه شد. مشاهده کردند سپاه دشمن آب را در محاصره خود قرار داده و اجازه استفاده به سپاه امام(ع) را نمی‌دهند. امام طبق اصول حکومتی خود، نخست‌ وارد مذاکره و گفت‌وگو با معاویه می‌شود. حضرت می‌خواهد جلوی جنگ و خونریزی گرفته شود. امام معاویه را خطاب کرد و فرمود: این چه کاری است؟ چرا آب را بر روی ما بسته‌اید؟! معاویه شورای جنگی تشکیل داد و نظر فرماندهانش را جویا شد که آیا آب را آزاد بگذاریم؟ عمروعاص که بسیار زیرک بود گفت: آب را آزاد بگذارید وگرنه آنها به زور از شما می‌گیرند و آبروی شما می‌رود. اما دیگران موافقت نکردند و آب را بر سپاه علی(ع) آزاد نکردند.
امام علی(ع) در میان سپاه ایستاد و خطابه‌ای حماسی ایراد فرمود: «معاویه گروهی را دور خود جمع کرده است و آنها آب را بر روی شما بسته‌اند... شما تشنه هستید... می‌دانید چه باید بکنید؟ ابتدا باید شمشیرهای تشنه خود را از خون این پلیدان سیراب کنید تا خود به آب برسید و سیراب شوید. زندگی آن است که بمیرید اما پیروز باشید و مرگ آن است که زنده باشید و محکوم دیگران باشید. سپاه علی(ع) با دو مرحله حمله چند کیلومتر آنان را از شریعه فرات عقب راندند. حال شریعه فرات در اختیار علی(ع) و اصحابش قرار گرفته است. اصحاب جلوی آب را گرفتند، معاویه و سپاهیانش بی‌آب ماندند. معاویه فردی را فرستاد تا از اصحاب علی(ع) خواهش کند اجازه دهند آب بردارند، اصحاب اجازه ندادند و گفتند ما شروع‌کننده نبودیم. شما با ما اینگونه رفتار کردید، حال ما هم به شما آب نمی‌دهیم. اما حضرت(ع) فرمود: من چنین کاری را نمی‌پسندم. این کار جوانمردانه نیست. ما با دشمن در صحنه جنگ روبه‌رو می‌شویم.
هرگز پیروزی را از راه تنگ گرفتن بر دشمن نمی‌خواهم. به دست آوردن پیروزی به این وسیله نه در شأن من است و نه در شأن مسلمان عزیز و باکرامت. آنگاه فرمود: آزاد هستید هرچه می‌خواهید آب بردارید. (23) این هم از اصول ثابت در حکومت علوی است که مخالف و دشمن را از حقوق اولیه انسانی‌اش محروم نمی‌کند، و اجازه نمی‌دهد که آب را بر آنان ببندند.
3ـ شایسته‌سالاری
یکی از مشکلات حکومت‌ها گزینش کارگزارانی شایسته و امین برای اداره کشور است. حکومت‌هایی که برخاسته از متن مردم و بر ارزش‌های والای الهی انسانی تکیه دارند، از کارگزاران و خادمانی شایسته، کاردان عاقل، متعهد و متدین استفاده می‌کنند. اما حکومت‌های استبدادی که برپایه حفظ منافع فرد یا گروه حاکم بنا شده است، از افرادی بهره می‌گیرند که تابع محض و موجوداتی بی‌اراده باشند. علی(ع) در حکومتش معیار انتخاب کارگزارانش را، ایمان، شایستگی، درایت، تقوی و تعهد می‌داند.
حضرت(ع) در جواب طلحه و زبیر که برای نصیحت و رای‌زنی آمده‌اند تا نگذارند آن حضرت برخی از فرمانداران نالایق و فاسد همچون معاویه را برکنار کند، می‌فرماید:
«آگاه باشید من افرادی را برای حکومت می‌گمارم که به دین و امانت آنان مطمئن و از روحیات آنان آگاه باشم» (24)
آن حضرت محور اصلی فعالیت کارگزاران خود را رعایت حقوق مردم می‌داند و به آنان توصیه بر حفظ آن می‌کند. کسی که حافظ حقوق مردم نباشد شایستگی اداره جامعه را ندارد و در دستگاه حکومتی علی(ع) جای او نیست. لذا بدون هیچ ملاحظه‌ای از کار برکنار می‌گردد.
در مراسم معارفه ابن عباس، به عنوان والی بصره خطاب به مردم فرمود:
سخنانش را بشنوید، و از دستوراتش اطاعت کنید تا هنگامی که او از دستورات خدا و رسولش اطاعت می‌کند. پس اگر در جامعه شما حادثه‌ای آفرید و برخلاف حکم خدا فرمان داد و از حق روی‌گردان شد، بدانید که من او را از فرماندهی بر شما عزل کردم. (25)
به مالک‌اشتر فرمان می‌دهد که: «از کارگزاران و وزیران حکومت پیش از خودت بهره مگیر، زیرا آنها شریک گناه آن اشرار بوده‌اند... بلکه از افرادی استفاده کن که سخن تلخ حق را بیشتر به تو بگویند و کمتر تو را ستایش کنند.» (26)
انتخاب افراد شایسته برای اداره حکومت، سخت‌ترین کار بر امام علی(ع) است. زیرا کسانی که در جامعه آن روز بودند به استثنای عده معدودی ـ یکی از دو دسته جمعیت بودند:
1ـ تربیت‌شده‌های فرهنگ حاکم گذشته، که در طول 25 سال تحت تأثیر روش و منش پیشین قرار گرفته و اکنون با چنان تجربه‌هایی می‌خواهند عمل کنند.
2ـ دوستان، خویشان و عده‌ای مقدس‌نمای جاهل به زمان، که در گوشه‌ای خزیده و امروز فرصت را غنیمت می‌شمرند.
دسته اول خود را با تجربه و کاردان می‌دانند و دسته دوم خود را ذیحق می‌پندارند و متوقعند که علی(ع) هوای آنها را در حکومت داشته باشد.
به هر جهت علی(ع) بایستی از بین همین مردم برگزیند. لکن با معیارهایی که خود آنها را بیان داشته و بدان اعتقاد دارد. به همین جهت هر کس را به سمتی برمی‌گزیند، نخست روش صحیح را به او یادآوری می‌کند. از تخلف از قوانین الهی، سیره پیامبر(ص) و دستورات حکومتی و تضییع حقوق مردم پرهیز می‌دهد. حضرت در این خصوص می‌فرماید: «همانا هلاکت و نابودی پیشینیان شما به علت امتناع آنها از اجرای حق و عدالت در میان مردم بود. مردم هم پذیرفتند و حق را رها کردند. آنها به اجرای باطل همت گماشتند و مردم همه پیروی کردند و مخالفتی نکردند.» (27)
دشواری کار آن حضرت را شهید مطهری(ره) چنین ترسیم می‌کند: گاهی او را در صحنه مبارزه با پول‌پرست‌ها و دنیاپرستان متجمل می‌بینیم» و گاهی هم در صحنه مبارزه با سیاست‌پیشه‌های ده رو و صد رو، و گاهی هم با مقدس‌نماهای جاهل و منحرف.» (28)
هنگامی که به حضرت خبر می‌دهند، یکی از مسئولانش با مردم بدرفتاری کرده است، از شدت ناراحتی می‌گرید و می‌فرماید:
«خدایا تو گواهی که من به آنان دستور ستم بر مردم را نداده‌ام و واگذاشتن حق و قانون تو را از آنان نخواسته‌ام.» (29)          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات