رحمن قهرمانپور
4- تاثیر جهانی شدن بر سیاسی یا غیر سیاسی شدن جامعه
آنچه در بحث سیاسی یا غیر سیاسی شدن حایز اهمیت خاصی است توجه به این نکته است که تا چه حد ساختارهای غیر سیاسی تحت تاثیر تصمیمات و عملکردهای سیاسی عمل میکنند. مثلا در مورد نظام اداری یا بوروکراسی که میتوان برای آن در هر جامعهیی ساختاری در نظر گرفت. منظور از سیاسی یا سیاست زده شدن این است که تصمیمات اداری در جهت خواستهای مقامات سیاسی باشد. در بسیاری از جوامع بویژه کشورهای در حال توسعه، در عمل مشاهده میشود که بوروکراسی نمیتواند ناظر بیغرض باشد و خود را از سیاست کنار بکشد. زیرا در بسیاری از این جوامع، به دلیل آنکه سیاستمداران برای اخذ تصمیمات مهم و تعیین خط مشی، کانالهای مطمئنی جز بوروکراسی ندارند، در نتیجه نظام اداری از حالت بیطرفی خارج شده به اصطلاح سیاستزده میشود.
در دوران پس از انقلاب به دلیل فرهنگی بودن انقلاب ساختارهای فرهنگی نیز بشدت سیاسی شدند و این در حالی بود که اساسا برخی از اجزای فرهنگ قابلیت سیاسی نداشتند. بر همین اساس کلیت نظام با نوعی سیاستزدگی مواجه شد که بر طبق آن هدف از تاسیس نظام اداری و وزارتخانهها و نهادها خدمت به اهداف مورد نظر نظام بود. اهدافی که در ذات خود سیاسی بودند. پاکسازی گروه عظیمی از کارمندان و اساتید دانشگاه و غیره نیز در همین راستا بود یعنی سیاسی کردن کامل بوروکراسی و تبدیل آن به ابزاری در خدمت نظام سیاسی. در همین زمان بود که حتی بسیاری از نهادهای انقلابی بدون هماهنگی با دیگر وزارتخانهها در کارهای آنها دخالت میکردند و بهانهشان این بود که این وزارتخانهها با اهداف انقلاب همراهی نمیکنند.
اگرچه در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی تلاش شد تا با وارد کردن تکنوکراتها به صحنه اقتصادی کشور اندکی از سیاستزدگی بوروکراسی کاسته شود. اما بعدها دیدیم که همین گروه حزب کارگزاران را تشکیل داده و وارد فعالیتهای سیاسی شدند.
بعد از انتخابات دوم خرداد همچنان که انتظار میرفت، سیاستزدگی نهادهای غیر سیاسی افزایش یافت. علت عمده این مساله آن بود که جناح بازنده انتخابات همچنان در نهادهای مختلفی چون سپاه، نیروی انتظامی، صدا و سیما و دادگاهها و قوه قضاییه حضور داشتند.
علاوه بر موارد یاد شده از دخالت نهادهای غیر مسئول در تصمیمگیریهای اقتصادی هم کاسته نشد. اگرچه ورود تکنوکراتهای در عرصه اقتصاد در دوران ریاست جمهوری هاشمی در دوران خاتمی نیز تداوم پیدا کرد، اما با رفتن رییسجمهور سابق به مجمع تشخیص مصلحت نظام، عملا این نهاد نیز به صورت یک مرجع قانونگذاری مخصوصا در زمینه اقتصاد درآمد. در همین دوران بود که برنامه سوم که آزادسازی اقتصاد را جزو هدف اصلی خود قرار داده بود، جرح و تعدیل شد و از حالت اولیه خود خارج گشت. دخالت این نهادها بود که مساله نظارت بر بنیادها و اخذ مالیات از آنها را دیگر بار به تعویق انداخت و این در حالی بود که بنیادهایی چون بنیاد مستضعفان دارای ثروت بسیار کلان بود و در معادلات اقتصادی کشور جایگاه مهمی داشت.
و بالاخره یکی از موارد جالب توجه دخالت بنیادها در تصمیمگیریهای سیاسی عبارت بود از عملکرد بنیاد 15 خرداد در جریان حل مساله سلمان رشدی میان ایران و انگلیس. این بنیاد فردای اعلام بیانیه مشترک میان ایران و انگلیس اعلام کرد که حکم قتل سلمان رشدی همچنان پابرجاست و این بنیاد به قاتل وی جایزه خواهد داد. این دخالت موجب شد تا دولتهای غربی در این زمینه از ایران توضیح بخواهند.
بنابراین به نظر میرسد که روند جهانی شدن و حتی تشدید آن موجب تحول خاصی در گرایش به غیر سیاسی شدن جامعه نشده است. علت این امر را شاید بتوان در گرهخوردگی مشروعیت نظام با سیاسی کردن جامعه دانست.
جهانی شدن و امنیت ملی ایران
گفتیم که جهانی شدن امنیت ملی را هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ عملی دچار تغییر و تحول اساسی کرده است. علت این امر تغییر در دو مقوله امنیت و ملی است. امنیت در عصر جهانی شدن دارای شکل بسیط و سادهیی نیست، بلکه ابعادی به مراتب پیچیدهتر به خود گرفته است. در این شکل پیچیده از اهمیت امنیت نظامی کاسته شده و بر اهمیت امنیت اقتصادی افزوده شده است. بعد دیگر تاثیر جهانی شدن بر امنیت ملی افزایش منابع تهدید داخلی است.(23) اما واقعیت این است که این تحول در همه جای دنیا یکسان نبوده است. به عبارت دیگر هنوز هم مناطقی وجود دارند که در آنها امنیت نظامی بر سایر ابعاد امنیت اولویت دارد. یکی از این مناطق خاورمیانه است و از آنجا که یکی از محیطهای امنیتی مهم ایران خاورمیانه است، لذا بررسی تحولات این منطقه از بعد امنیتی نیز دارای اهمیت خاصی در مطالعه امنیت ملی ایران است.
سردبیری: ارجاعات مندرج در این مطلب در اصل سند منتشر نشده است.