بسماللهالرحمنالرحیم
متهم سوم "شالوم اوفر" فرمانده جوخه که متهم به کشتار 41 نفر بود به 15 سال و برای دو سربازی که هر یک متهم به قتل 22 نفر بودند و سه سرباز دیگر که هر یک محکوم به قتل 17 نفر بودند 8 سال زندان مقرر شد. دو سرباز و یک ستوان بعلت سبکی جرم تبرئه شدند. اعراب فلسطین از این عفو و اغماض که محکمه در مورد محکومین بخرج میداد نگران شده بود. لکن علیرغم آن از جانب صهیونیستها زمزمهها برخاست که چرا باید کسانی را که به وظیفه ملی خود عمل کردهاند اصلاً توقیف نمود و بدینسان تبلیغات وسیعی برای عفو عمومی و تخفیف مجازات محکومین شروع شد.
محکمه تجدیدنظر جرمها را خیلی سنگین تشخیص داد و در نهایت مجازات "ملینکی" به 14 سال، "دهان" به 10 سال و "اوفر" به 9 سال تنزل یافت رئیس ستاد ارتش نیز به نوبۀ خود دخالت کرد و مجازات "ملینکی" را به 10 سال "دهان" را به 8 و سایر قاتلین را به 4 سال تخفیف داد "اما آیا رئیس دولت هم نمیبایستی دخالت میکرد؟!" رئیس دولت ایشان را مورد بخشودگی قرار داد و ملینکی و دهان به 5 سال حبس محکوم شدند اما این هم خاتمه بخششها نبود در آغاز سال 1960 کلیه محکومین پس از سه سال و نیم محکومیت در شرایطی که کمتر شبیه زندان میتوانست باشد آزاد گردیدند. جالب توجه اینجاست که گابریل داهان مسئول کشتار 43 نفر عرب بیدفاع در سپتامبر همان سال از طرف شهرداری "رمله" منسوب به ریاست اداره "امور اعراب" شد.
جالب توجه سرنوشت سرهنگ "شارمی" مسئول اصلی کشتار است. دولت صلاحیت دادگاه نظامی را برای محاکمه او مردود شناخت و او را در محکمه دیگری به سرعت محاکمه کردند و او متهم به انجام یک "خطای تکنیکی" گردید و به پرداخت 15 ریال جریمه محکوم شد.
15 ریال خونبهای 47 تن خونهای پدران یتیمانی که از مزرعه بازنگشتند دخترانی که قبل از پوشیدن لباس سفید بخت به جامۀ سرخ شهادت ملبوس شدند و پسرانی که چون غنچهای ناشگفته در بهار زندگی پرپر شدند و ریختند.
اقدامات اسرائیل موجب شد که حتی مرجعی چون سازمان ملل در طول سالهای 56 تا 62، 11 بار اسرائیل را بخاطر قتلعامهای متوالی رسماً محکوم کند.
3ـ توسعهطلبی ارضی:
اگرچه از نخستین روزهای تشکیل صهیونیسم تا سالهای 1948 از 47 سران نهضت صهیونیسم همیشه سعی در این داشتند که از اعلام اینکه در جستجوی تشکیل یک دولت و سلب مالکیت از اعراب نیستند لکن این امر از همان ابتدا در نظر همگان روشن بود. سرزمینی که صهیونیستها در سال 1919 بعنوان اسرائیل فرض میکردند منطقهای حدود 2 برابر آنچه در سال 1948 بدست آوردند بود، لکن این مساحت خیلی کمتر از سرزمینی است که به ادعای آنان در عهد عتیق متعلق به یهودیان بوده و وسعت آن از نیل تا فرات است. دولت اسرائیل از بدو تشکیل تاکنون سه بار قصد توسعهطلبانهاش را بصورت جنگ آشکار کرده است
الف ـ جنگ 1948 که شرح داده شد و موجب شد که اسرائیل 1300 مایل مربع از اراضی که بر طبق طرح تفکیک سازمان ملل به اعراب داده شده بود تصاحب کرد.
ب ـ در 29 اکتبر 1956 بدنبال اعلام ملی شدن کانال سوئز از طرف جمال عبدالناصر نیروهای فرانسه و انگلستان به مصر حمله کردند اسرائیل نیز بر طبق زد و بندهای قبلی با فرانسه و انگلستان با ارتش خود به رهبری "موشه دایان" به صحرای سینا حمله کرد و پس از یک روز صحرای سینا را اشغال کردند انگلستان و فرانسه که با قوای عظیمی به مصر حمله کرده بودند در مقابل تهدید مسکو مبنی بر بمباران پاریس و لندن با موشکهای اتمی به زانو درآمدند و در روز نهم نوامبر "بنگورین" نخستوزیر اسرائیل مجبور به تخلیه کانال سینا شد (البته اولتیماتوم شوروی به فرانسه جای بحث دارد).
ج ـ در 5 ژوئن 1967 که جنگی شش روزه درگرفت طی آن اسرائیل صحرای سینا و کانال سوئز و قسمتی از خاک اردن و سوریه و تمامی سرزمینهای متعلق به فلسطینیها را متصرف شد و هنوز در آنها مستقر است.
حال سعی میکنیم خلاصهای هم در مورد اقدامات فلسطینیها در قبال اعمال اسرائیل صحبت کنیم.
اعلامیه بالفور 1917 باعث شد که چشم و گوش اعراب در قبال استعماری که در ریشه دواندن در فلسطین بود باز شود. از این دوره به بعد بود که فلسطین صحنه مقاومت مداوم و سرسختانۀ اعراب برضد ائتلاف انگلیس و فلسطین شد سالهای 1917 تا 1948 را میتوان به عنوان دورۀ اینگونه مقاومتها مورد توجه قرار داد.
اولین مخالفت اعراب به صورت اعلامیه دستهجمعی که از طریق گزارش کمیته "کینگ کراون" در 29 اوت 1919 منتشر شد اعلام گردید. متن اعلامیه خلق غیر یهودی فلسطین تقریباً 95% جمعیت را تشکیل میدهد این خلق بشدت مخالف هرگونه برنامه صهیونیستی است. هیچ امر دیگری وجود ندارد که بتواند اینطور وحدت نظر خلق عرب را بیان نماید.
همچنین اعلامیه مشترک خلقهای فلسطین و لبنان و سوریه در 2 ژوئیه سال 1919.
هر روز برخوردهای جدیدی بین صهیونیستها و ساکنان دهکدههای عربی پیش میآمد اینها منجر به شورش ملی شش ماهۀ اعراب در سال 1936 شد این شورش در سال 1937 دوباره تجدید شد تا آغاز جنگ دوم جهانی ادامه داشت.
خلق عرب دیگر ساکت نمینشست و در هر جا در راه مبارزه با صهیونیستها و استعمارگران انگلیسی با جانبازی به مبارزه میپرداختند. جنبش 1936 که 174 روز طول کشید شامل عدم اطاعت در تمام موارد بود. سرانجام این اعتصاب با میانجیگری دول عربی در مقابل قولی که دولت انگلیس برای احقاق حق مردم فلسطین داده بود پایان یافت.
نتیجه اینکه آماری که توسط حکومت انگلیس منتشر شده نشان میدهد که کل مساحت زمینهایی که یهودیان بدست آوردند از 1920 تا وقتی که شروع به اخراج اعراب از دهکدههاشان کردند از 4% مساحت کل فلسطین تجاوز نمیکند. این 4% مساحت یا از طریق مالکان غیر فلسطینی به یهودیان داده شده بود و یا آنکه انگلیس آنها را بطور غیر قانونی از املاکی که بعنوان امانت در دست داشت به یهودیان داده بود.
خلق فلسطین که بعد از استقلال اسرائیل با قهر هرچه تمامتر از خانه و کاشانۀ خود رانده شده بیش از یک میلیون از آنها در کشورهای مجاور بصورت آوارگانی در پایان و در زیر چادر بسر میبرند و نسل بعد از نسل در زیر این چادرها بدنیا میآیند و رشد میکنند بخوبی بعضی مبارزه را درک میکنند بزودی این خلق رنج کشیده دریافت که تنها راه بدست آوردن آزادی نبرد مسلحانه میباشد. این امر منجر به تشکیل سازمان آزادیبخش فلسطین با بنیانگذاری عزالدین قسام در سال 1964 شد. سازمانی که در 21 مارس 1968 حماسه افتخارآفرین "کرامه" را آفرید و به اسرائیل با آن همه قدرت و سلاحهای مدرن درسی فراموشنشدنی داد.
پس از آن بود که خلق فلسطین تنها مرجع احقاق حق خود را سازمان آزادیبخش فلسطین دانست و هر روز تعداد بیشتری از جوانان فلسطینی به عضویت این سازمان درآمدند.
در دنیائیکه اسرائیل و مردم یهودی جمعآوری شده از اقصی نقاط عالم در آن یک واقعیت به شمار میآیند باید رزمندگان فلسطینی را هم واقعیتی به شمار آورد که پس از سالها انتظار در بیابانهای سوزان و در زیر چادرها و در تحت سرپرستی ملل عربی تصمیم گرفتهاند به سرزمین و موطن اصلی خود برگردند و در این راه اسلحه بدست گرفتهاند و مردانه میجنگند اگر هم کشته شدند سلاحی که از دستشان افتاد فرزندان متولد شده در زیر همان چادرها بدست خواهند گرفت و تا پیروزی و تعیین تکلیفشان با صهیونیسم باز نخواهند ایستاد. یک میلیون و پانصد هزار نفر عرب مسلمان و مسیحی قصد کشورگشایی و ماجراجویی در سر ندارند و آنها بخاطر بدست آوردن حق مسلم خود به جهاد برخاستهاند.
چند لحظه خود را عربی فرض کنید در میان یک میلیون و پانصد هزار خواهر و برادر آواره که همۀ آنها را از منازل و محل زندگیشان بیرون راندهاند تا بجای آنها یهودیان اقصی نقاط عالم را جمع شوند و دور از خطر احتمالی نازیسم دیگری! زندگی کنند و آن آوارگان محکوم باشند که در زیر چادرها و در بیابان سوزان با غذای جیرهبندی شده و اهدایی این و آن به اصطلاح به زندگی ادامه دهند. در این حال تنها راهحل مسئله خود را در بین بازوان خود و برادرانت و خواهرانت و در ایمان به هدف مییابی.
اعلامیه حضرت آیتالله خمینی در سوم رمضان 1392 ـ 1400، 8 سال گذشته و این هم فلسطین که راس مصیبتها است. اختلاف نظر و مزدوری بعضی از سران کشورهای اسلامی به هفتصد میلیون مسلمان علیرغم معادن و ثروتها و امکانات طبیعیشان فرصت و امکان کوتاه کردن دست استعمار و صهیونیسم و محدود کردن نفوذ بیگانگان نمیدهد.
ما امروز ناظر جهاد مبارزان فلسطینی در راه سپردن سرنوشت فلسطین به فلسطینیها هستیم ناظر مجاهدانی هستیم که جان بر کف به جهاد قهرمانانه علیه اشغال و تجاوز و در راه آزادی فلسطین و سرزمینهای اشغال شده بپا خاستهاند ناظر آنچه که دیروز دستنشاندگان استعمار در اردن و امروز در لبنان بر سر این مجاهدان آوردهاند و ناظر تبلیغات و توطئههائیکه علیه آنان به انحاء مختلف همگی به تحریک و بدست گماشتگان استعمار و به منظور جدا کردن گروههای مسلمان از مبارزان فلسطینی و بخاطر بیرون کردن مبارزه از مناطق سوقالجیشی انجام میگیرد هستیم آیا رواست که مجاهدان فلسطین قتلعام شوند ولی دیگران در برابر این جنایات سکوت کنند.
امروز بر تمام مسلمانان عموماً لازم است که به پاسداری و پشتیبانی این گروه مجاهد متعهدانه اقدام کنند و از هیچ تلاشی و در راه رساندن اسلحه و آذوقه و ذخیره به این مجاهدان دریغ نورزند و بر فدائیان مجاهد لازم است که با توکل به خدا و پایبندی به تعالیم قرآن با ثبات و جدیت تمام در راه هدف مقدس خویش بکار خود ادامه دهند بیآنکه از سردی و سستی بعضی عناصر افسرده شدند و به شور آزادیبخششان لطمهای رسد.
در پایان به ندای قرآن در سوره الممتحنه آیه 8 گوش فرا میدهیم. تا فرمان الله فرمانده مجاهدین راه حق و حقیقت را دریافت کنیم.
"انها ینهاکم الله عن الذین قاتلوکم فیالدین و اخرجوکم من دیارکم و ظاهرو علی اخراجکم ان تولوهم و من یتولهم اولئک همالظالمون."
"جز این نیست که خداوند شما را از دوستی با آنانکه در دین با شما مبارزه کردند و شما را از دیارتان بیرون راندند و در این کار مداومت بخرج دادند نهی میکند و آنکه با ایشان دوستی کند از ظالمان است."
جنبشهای مقاومت فلسطین آمار 1352 فرمانده کل مبارزه مسلحانه خلق فلسطین ( ) در سال 1969 تشکیل شد تا فعالیت ده سازمان کماندوئی را در ارتش آزادیبخش فلسطین هماهنگ کند.
تعداد نیروها ـ در بخش فلسطین اردن 2000
تعداد نیروها ـ در بخش فلسطین مصر 5000 نفر
تعداد نیروها ـ در بخش فلسطین عراق 1000
سازمانبندی
سازمانها ـ 1) ارتش جنبش آزادیبخش فلسطین (الفتح)
تعداد اعضاء آن برابر تمامی سازمانهای دیگر است (بین 5000 تا 15 هزار نفر)
2) العاصفه ـ دارنده تسلیحات سنگین
3) الصاعقه ـ تابع حزب بعث سوریه
4) جبهه خلق برای آزادی فلسطین قدیمیترین بعد از الفتح به رهبری ژرژ حبش
5) جبهه دموکراتیک خلق برای آزادی فلسطین.
انشعاب دست چپیها از بوجود آمد و ادعای رهبری دارد (رهبر احمد جبرئیل) فوریه 69
6) نیروهای ارتش آزادیبخش فلسطین در زمان رهبری احمه شوقیری توسط کشورهای عربی بوجود آمد.
7) جبهۀ اعراب برای آزادی فلسطین تحت حمایت حزب بعث عراق
8) جنبش عرب برای آزادی فلسطین انشعاب قدیمی از Pelp به رهبری احمد زهرور
9) جبهۀ مبارزه خلق فلسطین (برهبری ابوغریبه)
10) جنبش برای آزادی فلسطین (برهبری سارتویی) انشعابی مخالف الفتح
اصول ایدئولوژی الفتح
تنظیم شده توسط کمیته ویژهای که از جانب کمیته مرکزی ماموریت یافته بود (در سال 1958)
1ـ شورش انقلاب تنها وسیلۀ موجود برای آزادی فلسطین است.
2ـ هدف این شورش انقلابی برچیدن تمام سازمانهای سیاسی، اقتصادی و نظامی صهیونیسم در مناطق اشغالی است.
3ـ این شورش باید از طریق تودههای فلسطینی اعمال گردد.
4ـ این کار انقلابی باید از تمام احزاب و کنترل کشوها مستقل باشد.
5ـ مبارزه انقلابی خلق فلسطین الزاماً برای مدت طولانی ادامه خواهد یافت.
6ـ انقلاب در اصل فلسطینی است و توسعه و گسترش آن عربی خواهد بود.
الفتح اهداف این مبارزه اجتماعی را در دو جمله خلاصه میکند.
1ـ پایان بخشیدن به بهرهکشی انسان از انسان
2ـ اجرای عدالت اجتماعی
ـ دولت اسرائیل نیز رسماً چندین بار اعلام کرده است. که یک دولت تازه به هیچوجه به معنی صرفنظر از حدودی نخواهد بود که "سرزمین اسرائیل" را تضمین مینماید. خاطرات بن گوریون.
ـ با توجه با این حقایق کاملاً بیمعناست که باور کنیم صهیونیسم ممکن است دست از تجاوز خود بردارد و تا به سرزمین مورد نظرشان نرسیدهاند دست از کشتار و غارت بردارند پیشوایان صهیونیسم اغلب بطور صریح قصد اشغال سرزمینهای تازه را در فرصت مناسب اعلام داشتند. و جای تعجب است که امروز رهبران کشورهای عربی که از نیش آلوده به زهر اسرائیل بیبهره نبودهاند و او را به خوبی میشناسند با اطمینان خاطر به اسرائیل سفر میکنند به این امید که از سرزمینهای اشغال شده که جزو آرزوها و اهداف آنها بوده است بردارند. "در نظر دولت استعماری اسرائیل حیات یعنی آمادگی برای توسعه اراضی."
(ما مخالف ادعای صهیونیستی هستیم این ادعاها خواستار یک مشترکالمنافع یهودی در قسمت جنوبی سوریه است که فلسطین خوانده میشود ما مخالف با مهاجرت صهیونیستها در هر قسمتی از کشورمان که باشد میباشیم نه تنها ما برای صهیونیستها عنوانی قائل نیستیم بلکه آنها را از نظرگاه ملی و اقتصادی و سیاسی بعنوان خطر بزرگی برای خلقهایمان میشناسیم هموطنان یهودی ما واجد همان حقوق و تعهداتی میباشند که ما واجدیم.)