تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۹۱ - ۱۲:۲۷  ، 
کد خبر : ۲۳۰۵۵۲

سیره سیاسی امام علی(ع) (بخش ششم)


هادی قابل
امام علی(ع) برای کنترل کارگزاران حکومتی خود افرادی را به عنوان عیون ـ مخبرین ـ انتخاب کرده بود که تا هرگونه تخلفی را به اطلاع حضرت برسانند. امام در برخورد با کسانی که قانون را در جامعه نقض می‌کردند به شدت برخورد می‌کرد و هیچ‌گاه با آنان مسامحه نمی‌کرد. قرابت، دوستی، سرشناس بودن و... مانع از رسیدگی به تخلفات آنها نبود.
سوده دختر عماره همدانی، از زنان شجاع و از شیعیان مخلص علی(ع) است. او پس از وفات امام علی(ع) روزی بر معاویه بن‌ابی‌سفیان وارد شد و از فرماندارش، یسر بن ارطاه، شکایت کرد و گفت: در خشکسالی و تنگدستی بر ما ستم روا داشته است. مردان ما را کشته و اموال ما را گرفته است. ای معاویه، اگر او را عزل کنی تشکر می‌کنیم و اگر نکنی، تو را نخواهیم پذیرفت. معاویه گفت: آیا مرا تهدید می‌کنی؟ می‌خواهی خشم مرا ببینی؟ مگر تو نبودی که در جنگ صفین اشعار حماسی می‌خواندی و سپاه علی(ع) را ترغیب به حمله بر ما می‌کردی؟ حال اینگونه گستاخ سخن می‌گویی؟!
سوده اشکش جاری شد و این اشعار را خواند:
صلی‌الاله علی روح تضمنها
قبر فاصبح فیه العدل موفوناً
قد حالف الحق لایبغی به بدلاً
فصار بالحق و الایمان مقروناً
درود خداوند بر روح بلندی که او را قبری در برگرفته است در حالی که عدالت در آن دفن شده است. قسم به حق که برای او جایگزینی نیست در حالی که او با حق و ایمان مقرون بود».
معاویه پرسید: آن شخص کیست؟ سوده پاسخ داد: به خدا قسم او امیرمؤمنان علی بن ابیطالب(ع) است. ای معاویه، مانند همین قضیه که اکنون پیش تو آمده‌ام، برایم در زمان آن حضرت(ع) پیش آمد، نزد او رفتم، در حال نماز بود. به سرعت نمازش را تمام کرد که من انتظار نکشم. سپس با مهربانی و رحمت و مدارا و عاطفه رو به من کرد و فرمود: آیا خواسته‌ای داری؟ عرض کردم عامل شما به منطقه ما آمده است برای جمع زکات و با ما به جور و ستم رفتار می‌کند. حضرت(ع) گریه کرد، سپس فرمود: بارالها تو شاهدی بر من و بر ایشان، من آنان را به ستم بر مردم امر نکرده‌ام.
سپس یک قطعه پوست آورد و نوشت: بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. قد جائتکم بینه من ربکم فاوفوا الکیل و المیزان و لاتبخسوا الناس اشیائهم و لاتفسدوا فی‌الارض بعد اصلاحها ذالکم خیرلکم ان کنتم مومنین. فاذا قرئت کتابی هدا فاحتفظ بما فی یدک من عملنا حتی یقدم علیک من یقبضه منک. والسلام. مضمون نامه امام علی(ع) این است: «از جانب خدایتان دلیلی روشن آمده است که در کیل و تراز و رعایت عدالت بشود و ستم بر کسی نشود. در زمین فساد نکنید پس از آنکه با زحمات پیامبر و مصلحان، جامعه اصلاح شده است. این برای شما بهتر است اگر ایمان دارید. به محض خواندن نامه من هرچه در دست داری نگهدار و دیگر کاری انجام نده تا مأمور بعدی ما بیاید و از تو دریافت کند».
حضرت علی(ع) نامه را به من داد و هیچ مهری برآن نگذاشت. من آن را برای آن شخص بردم و به او تحویل دادم... او در حالی که عزل شده بود رفت و ما راحت شدیم.
معاویه هم گریه‌اش گرفت و گفت: هرچه می‌خواهد برایش بنویسید و او را راضی به آبادیش برگردانید.(34)
امام علی(ع) برای نظارت بر رعایت قانون و حفظ حقوق شهروندان، خود به بازار قدم می‌گذاشت و قیمتها را کنترل می‌کرد. جلوی غش در معامله را می‌گرفت. جلوی اجحاف بر مردم را می‌گرفت. نصیحت می‌کرد. از هرگونه خلافی آنان را پرهیز می‌داد. از عاقبت و عقوبت شوم تجاوز به حقوق دیگران می‌گفت. تا مردم به حق خود قانع باشند و حرمت قانون را پاس دارند.
7- حفظ امنیت و عمران و آبادانی
از رموز موفقیت هر حکومتی ایجاد امنیت برای تمامی شهروندان جامعه است. مقوله امنیت در ابعاد گوناگون مورد توجه است. امنیت اعتقادی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی. بدیهی است اگر در جامعه‌ای امنیت نباشد، هرج و مرج به وجود می‌آید. جامعه‌ای که در آن هرج و مرج رواج یابد، روی توسعه و پیشرفت و رفاه را نخواهد دید. دشمنان علی(ع) می‌خواستند در جامعه هرج‌ومرج به وجود آورند، تا امنیت جامعه سلب گردد و حکومت به اداره کشور و توسعه آن موفق نشود. اما کوشش امام(ع) ایجاد امنیت و ثبات در جامعه و عمران و آبادانی کشور اسلامی بود. آن حضرت به همه فرماندارانش سفارش می‌کرد که برای مردم امنیت به وجود آورید و در عمران و آبادانی منطقه کوشش کنید.
در فرمان به مالک اشتر می‌فرماید: «خراج و مالیات را جمع کن، امنیت اجتماعی را ایجاد و دشمنان را سرکوب کن. مردم را از لحاظ تربیت و اخلاق به صلاح آور و سرزمینهای آنجا را آباد کن».(35)
از افتخارات دوران حکومت حضرت علی(ع) این است که توانسته است زندگی مردم را سامان دهد و حداقل امکانان را برای همه مردم فراهم آورد. نان، مسکن و آب که سه مورد ضروری زندگی انسان است، در دوران حکومت علی(ع) برای همه مردم فراهم است. آن حضرت در سخنی می‌فرماید: «امروز در کوفه نیست کسی مگر آنکه از سه نعمت برخوردار است، نان گندم می‌خورد، زیر سقفی زندگی می‌کند ـ سرپناه و خانه ـ و از آب فرات استفاده می‌کند».(36)
روزی حضرت در بازار خرمافروشان قدم می‌زد؛ ناگهان کنیزی را دید که در گوشه‌ای ایستاده گریه می‌کند. حضرت پرسید، چرا گریه می‌کنی؟ عرض کرد، اربابم پول داده است که من از بازار خرما بخرم. آمدم از این شخص خرما خریدم و رفتم منزل، اربابم نپسندید و گفت خرما را پس بده، برگشتم نزد فروشنده اما او نمی‌پذیرد. حضرت با آن کنیز نزد فروشنده رفت و فرمود: ای بنده خدا، این کنیز یک خدمتگزار است و از خود اختیاری ندارد. پولش را پس بده و جنس خود را بگیر. آن مرد که حضرت را نمی‌شناخت، عصبانی شد و از جای برخاست و با مشت به آن حضرت زد. مردم که شاهد صحنه بودند آمدند جلو و به آن شخص گفتند، او امیرمؤمنان علی(ع) است. چرا اینگونه برخورد کردی؟ آن شخص رنگ از چهره‌اش پرید و بلافاصله خرما را گرفت و پول کنیز را پس داد. عرض کرد یا امیرالمؤمنین من را ببخش و از من راضی شو.
حضرت فرمود: آنچه که مرا از تو راضی می‌کند، این است که کار خود را اصلاح کنی و درست عمل کنی و حق مردم را رعایت کنی. (بحارالانوار ج41 ص55 حدیث اول از باب 101)
نتیجه‌ای که از این ماجرا می‌گیریم این است که اولاً: در جامعه و بازار مسلمانان بایستی آنقدر امنیت باشد که یک کنیز بدون ترس و اضطراب بتواند به بازار مراجعه کند و به راحتی در معامله شرکت جوید و کسی بر او ستم نکند. ثانیاً: فروشنده و بازاری هم بایستی از امنیتی برخوردار باشد تا سرمایه خود را در بازار به کار بندد و با اندک بهانه‌ای کار و کسبش به هم نخورد. حضرت در مقابل تندی او، نصیحت می‌کند و او را مجازات نمی‌کند، بلکه مقررات را گوشزد می‌فرماید و از خطای او می‌گذرد! چون اگر حاکم به بهانه‌های مختلف بخواهد یک فروشنده و سرمایه‌گذار را به مجازات بکشاند و با تسامح رفتار نکند، امنیت سرمایه‌گذاری از بین می‌رود و کسی رغبت برای کار در بازار نخواهد داشت.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات