اگر در مجلدات (صحیفه نور) کاربرد واژه دموکراسی اندک است به کارگیری الفاظ (مردم) یا (ملت) بسیار گسترده است. کاربرد اندک واژه دموکراسی در کلام یک مرجع تقلید شیعه در ایران چندان عجیب نیست. همانگونه که کاربرد بسیار دو واژه (مردم) یا (ملت) نیز امری کاملاً قابل انتظار است. در اینجا، امکان بررسی آماری و تحلیلی این دو واژه وجود ندارد. فقط مایلم به مواردی که با بحث دموکراسی بیارتباط نیست، توجه دهم. از میان موارد بسیاری که واژههای (مردم) یا (ملت) آمده است، گاه نحوهای از کاربرد را شاهد هستیم که صرفنظر از حواشی بحث در مقایسه با آموزههای دموکراتیک بیشتر دموکراسی پوپولیستی یا مردمی. که یکی از رادیکالترین انواع دموکراسی است، را به یادمان میآورد. گرچه این موارد اندک است اما یک مورد از آن را به خاطر اهمیتی که دارد به شکل کاملتری در اینجا ذکر میکنیم و آن مربوط به سخنرانی امام در بهشتزهرا در ابتدای ورودشان به ایران در 12/11/57 است«... ما فرض میکنیم که یک ملتی تمامشان رأی دادند که یک نفری سلطان باشد. بسیار خوب، اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند. رأی آنها برای آنها قابل عمل است لکن اگر چنانچه یک ملتی رأی دادند. ولو تمامشان به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد این به چه حقی ملت پنجاه سال پیش از این سرنوشت ملت بعد را تعیین میکند؟»همین مضمون در پیام 22/8/57 یعنی سه ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نیز آمده است و به این اعتبار میتوان استنادهایی چون «میزان رأی ملت است» و امثال آن را هم به این مقوله افزود. مورد یاد شده به تنهایی و برکنار از مجموع پیامها و عقاید امام خمینی در برگیرنده گونهای دموکراسی مردمی ریشهای است. هرچند که باید توجه داشت این اظهارات حالت جدلی دارند و از باب محاجه برای بیاعتبار کردن استقرار نظام پهلوی و مجلس مؤسسان (1304) که کار انتقال سلطنت را از قاجاریه به پهلوی صورت داد،بیان شدهاند و بدیهی است که بیان جدلی و محاجهوار با بیان ایجابی و ابتدا به ساکن متفاوت است.
میتوان با توجه به مورد مذکور سؤال کرد آیا تاثیر رأی مردم در تعیین سرنوشتشان فقط برای همان یک بار در طول تاریخ معتبر بوده یا قابل تعمیم است؟ آیا رأی مردم را در انتخاب نظام مورد نظرشان میتوان همیشه قابل اعتبار دانست؟ با طرح این سؤالات، گرچه از دموکراسی پوپولیستی فاصله میگیریم اما به بعضی از مفروضات اساسی اندیشه امام خمینی دست مییابیم که برای بحث ما راهگشاست، از جمله مفروض (توانایی اسلام) در به دست آوردن قلبهای مسلمانان، این مضمون به گونههای مختلف در پیامهای امام آمده، اما ظاهراً اولین آنها مربوط به سخنرانی ایشان در 11/9/41 است: «راه به دست آوردن قلوب ملت این است دل مردم مسلم با اسلام به دست میآید. رگ، خوابشان را ما فهمیدیم، قلوب مسلمین را باید توسط اسلام جلب کرد الیالله تطمئنالقلوب تمام قلوب دست خداست». از نظر امام بدیهی است که رابطه اسلام و مسلمانان، البته در صورتی که مبلغان و مدعیان اسلام افراد توانایی باشند، در برگیرنده گرایش به اسلام و احکام آن باشد. در همین پیام امام به این نکته اشاره کرده است که: «مردم فهمیدهاند، روحانیت علاقه دارند.» همچنین در پیام 16/1/42 با ذکر این نکته با روحانیت هدفی جز اصلاح ندارد، اضافه شده است که مردم نیز چون طبع اصلاحی دارند به روحانیت علاقهمند هستند. پس از نظر امام خمینی بحث روشن است: مردم مسلمان متمایل به اسلاماند و انتخابشان چیزی جز اسلام نخواهد بود و اگر هم این مهم در عمل اتفاقی نمیافتد به این دلیل است که به دلیل مدت طولانی استبداد شاهنشاهی و استعمار و ممانعت از آگاهی و رشد سیاسی جامعه به خواب رفتهاند و بر مصلحان است که آنان را از خواب بیدار کنند. به تعبیر «بیداری ملت از خواب چند ساله» در پاسخ به نامه اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا در 1346 نیز اشاره شده است. مضمونی که پس از آن بارها امام تکرار کرد و خواستار تحقق آن در میان ملتهای اسلامی شد. پس از بنیانهای انسانشناسی امام خمینی که ما از آنها به عنوان مفروضات نام بردیم حکایت از توجه طبیعی مردم به اسلام دارد و در صورت عینیت نیافتن نیازمند برطرف کردن مانعی است که امام از آن به (خواب) یا (غفلت) و امثال آن یاد میکند. به این اعتبار دموکراسی که حکومت مردمی است، در یک کشور اسلامی مردم به خاطر این مفروضات جز اسلام را انتخاب نمیکنند و لذا حکومت اسلامی در اساس حکومتی دموکراتیک و حتی مهمتر از آن، دربرگیرنده دموکراسی و بسیاری دیگر از مفاهیم است.
نتیجهگیری:
دموکراسی گونهها و تفاسیر مختلفی دارد. یکی از پژوهشگران، دست کم به شش نوع دموکراسی در دوران معاصر اشاره کرده است Gutmannگودین در تپیت 1997،411 به بعد) کمترین میزان سهم مردم در انواع مختلف دموکراسی، نوع (شومپیتری) است که در آن نقش مردم در حد سازوکاری رقابتی برای انتخاب نخبگان در جهت اداره جامعه، محدود میشود (شومپیتر، کاپیتالیسم،... 341، 340) و بیشترین سهم از آن دموکراسی پوپولیستی است که خواستار مشارکت هرچه گستردهتر و مستقیمتر مردم در امور جامعه است. در این میان نوع لیبرال دموکراسی هم جای دارد، یعنی آن نوع دموکراسی که سعی کرده میان حقوق «فرد» و «جامعه» توازن مناسبی فراهم سازد. در این دموکراسی در کنار دفاع از فردگرایی و آزادیهای بنیانی فرد کم و بیش نگرانی از سلطه جمعیت و اکثریت بر اقلیت دیده میشود. لذا، تضمین حقوق فرد اصلی اساسی به شمار میرود. برخی چون (پوپر) پیش از آن برای دموکراسی نقش حکومتی قائل باشند آن را سازوکاری در جهت عزل و به زیرکشانیدن حکومتهای نامطلوب و ناخواسته میدانند (پوپر درس این قرن، 109 به بعد) این انواع و همچنین دیگر انواعی که سایر پژوهشگران در دوران گذشته یا معاصر از آن بحث کردهاند (هله. مدلهای دموکراسی) همگی حمایت از آن دارند که تفسیر واحدی برای دموکراسی وجود ندارد و لذا بطور منطقی منعی ندارد که این انواع در حال حاضر یا آینده افزایش یابند. اما این انعطاف در مفهوم و تعنیات دموکراسی مانند بسیاری دیگر از مفاهیم، به این معنا نیست که هیچ چارچوبی هر چند منعطف برای آن وجود ندارد. برخی از اندیشمندان در تلاش برای ملایم نشان دادن دموکراسی با اسلام استدلالهایی ارائه کردهاند. (Sick Siamic and…) همانگونه که تعدادی دیگر این نسبت را ایجابی ندانسته و دو مقوله یاد شده را با هم سازگار ندیدهاند. همانگونه که در قسمتهای پیشین این مقاله آمده احتمالاًجنس خاستگاه هدفگیری و بالاخره توجیه و سازو کار و استفاده از روشها، مهمترین مواردی هستند که میتوان از طریق آنها و با توجه به تفاسیر ممکن بین این دو مقوله سازگاری یا ناسازگاری ایجاد کرد. مطالعه موردی ما نشان داد که در آرای امام خمینی دموکراسی به مفهوم دخالت در سرنوشت خویش است و مواردی چون انتخاب نماینده مجلس، رئیسجمهوری و امثال آن تبلورهای عالی این دخالت به شمار میرود.
استعداد مردمداری اسلام و همچنین طبع ناآلوده و بیدار مردم از دو سوی، سازوکاری را شکل میدهند که امکان مشارکت مردم را در امور سیاسی اجتماعی فراهم میسازد.