علیرضا کوهکن1
مقدمه
در تمام تاریخ افراد، گروهها و حتی کشورهای مختلف سعی نمودهاند تا سیاست کشورهای قدرتمند را تحت تاثیر قرار دهند. به این منظور ابتدا سعی شده تا نظر کشورهای مهم در تحولات جهانی به موضوع خاصی که مورد نظر آنهاست جلب شود.بعد از جلب نظر کشورهای قدرتمند، تلاش می شود تا منافع سیاسی یا اقتصادی آنها مورد توجه قرار گیرد.در دوران جدید، فرایند تلاش برای ارتقاء منافع یک کشور در کشوری دیگر، لابی های خارجی1نامیده میشود. این کار از دو طریق انجام می شود: شکل رسمی آن فعالیت دیپلماتیک استو از طریق دیپلماتها پیگیری میشود و شکل غیررسمی آن که از طریق نمایندگی ب نام لابیگرها2 انجام می شود. در همین ابتدا لازم به توضیح است که بحث اصلی این نوشتار در خصوص گروههای منافع (Interest Groups) است که در فارسی به گروه نفوذ، گروه فشار و گروه منافع ترجمه شده و گرچه هر کدام از این واژه ها در زبان انگلیسی معادل متفاوتی دارند ولی در این نوشتار به اقتضای متن هرکدام از این اصطلاحات رایج در ادبیات فارسی به کار رفته است. در زمان کنونی، ایالات متحده مهمترین کشوری است که سیاست جهانی تحتتاثیر تصمیماتش قرار میگیرد. شاید هیچ کشوری در جهان نباشد که برخی تصمیمات کنگره یا قوه مجریه آمریکا مانند هزینههای دفاعی، خریدهای تسلیحاتی، تجارت مستقیم، کمکهای توسعه و منافع اقتصادی چندجانبه برایش تاثیری نداشته باشد. هرچه قدرت سیاسی و اقتصادی ایالات متحده بیشتر شد، گروههای خارجی بیشتری در جستجوی منافعشان با گروههای داخلی متحد شدند تا قانونگذاران آمریکایی را تحت تاثیر قرار دهند. این روند سبب شد تا در خصوص طبیعت گروههای نفوذ و جایگاه آنها در روند سیاسی آمریکا سوالات مهمی مطرح شود. این نوشتار به صورت خلاصه به بررسی کارکرد، قدرت، منابع و اهداف لابیها در ایالات متحده پرداخته و به صورت خاص لابی ژاپن را مورد بررسی قرار میدهد. سوال اصلی این نوشتار عبارت است از: چرا لابیهای خارجی میتوانند در پیگیری اهدافشان در جامعه آمریکا موفق باشند؟ در پاسخ به این سوال، ابتدا زمینه نظری مباحث لابی ها و نحوه عمل آنها در سیاست ایالات متحده و جامعه متکثر و مردمسالار آن بررسی می شود و سپس نحوه عمل، منابع، میزان قدرت و شیوه تاثیرگذاری لابیها و به صورت خاص لابی قدرتمند ژاپن مورد بررسی قرار میگیرد. مهمترین گروههای ژاپنی فعال در انواع مختلف شیوههای لابی آخرین بخش این نوشتار را تشکیل میدهد.این بررسی سبب شناخت دقیقتر جامعه داخلی ایالات متحده و فرصتهای عمل و استفاده بهتر از امکانات موجود در آن جامعه شده و با استفاده از آن میتوان در این راستا حرکت نمود.باید توجه داشت که گر چه لابیها بخش خاکستری سیاست را تشکیل میدهند و بسیاری بر اساس تئوریهای لیبرال سعی دارند نقش آنها را کمرنگ جلوه دهند ولی با استفاده از این زمینه مناسب که شکل ساختارمند آن از ویژگیهای یک جامعه مردمسالار متکثر ودارای روابط اجتماعی پیچیده است، میتوان اهداف مورد نظر را بهتر پیگیری کرد و با هزینه کمتری به نتایج دلخواه رسید.
1- زمینه نظری لابی ها
بهترین راه برای درک سیاست سازی و چگونگی ایفای نقش لابیها در این روند، این است که اصطلاحات مهم این بحث تعریف شوند. این اصطلاحات عبارتند از گروههای نفوذ و لابیگری.
1-1- گروه های نفوذ و لابیگری
سازمانهایی که به فعالیتهایی مشغولند که در سیاستسازی تاثیر بگذارن، نامهای متفاوتی در طول تاریخ سیاست مدرن داشتهاند. بعضی از این نام ها، مفاهیمی منفی را به ذهن میرسانند مانند منافع خاص، گروه فشار ، منافع ویژه و اسامی شبیه به این که نشان از عدم توجه به منافع عمومی جامعه دارند.(1)واژه گروههای نفوذ تقریبا این پیشداوری منفی را به همراه ندارد. دیوید ترومن گروه نفوذ را اینگونه تعریف میکند: یک گروه نفوذ گروهی است که بر پایه یک یا چند هدف مشترک شکل گرفته و خواسته های مشخص رااز دیگر گروه ها یا سازمان ها در جامعه دارد.(2)
کارل دویج گروه را مجموعه ای از افراد که بعضی ویژگی های شخصیتی نسبتاً مشترک دارند و نقش های درهم تنیده ای را در جامعه بر عهده دارند، می داند. بنابر این
یک گروه نفوذ، گروهی است که از اعضای آن انتظار می رود به برخی رویدادهای محتمل واکنشی همسو یا مشترک داشته باشند و به همین جهت به گونه ای همکاری کنند تا به انتخاب مشترکشان برسند.(3)
علاوه بر گروه نفوذ باید به لابی گری هم اشاره کرد. لابی گری به معنای عملی که توسط بعضی شهروندان انجام می شود تا با استفاده از اطلاعات با عقاید به نفع خودش یک تصمیم سازی برای دولت انجام دهد تا بر یک تصمیم خاص اثر بگذارد.(4)
قانون نحوه عمل لابی ها مصوب سال 1964،در تعریف لابی گری چنین می گوید: "کسی .... که خودش یا از طریق سازمان، کارمندانش یا دیگر افراد یا به هر وسیله دیگری، مستقیم یا غیر مستقیم، فردی یا جمعیٰ با دریافت پول یا هر چیز با ارزش دیگری که برای کمک استفاده می شود یا وعده کمک، سعی کند تا قانونی در کنگره به سرانجام برسد یا شکست بخورد یا به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بر انجام یا شکست روند قانونی تاثیر بگذارد."
1-2-روند سیاست سازی و تعیین دستور جلسه
شهروندان ذی نفعی که امید دارند بتوانند بر تصمیمات سیاست داخلی یا خارجی تاثیر بگذارند، باید تصمیم بگیرند چگونه بین آرزوهای سیاسی خود با مقامات تصمیم گیر ارتباط برقرار کنند. آنها می توانند به صورت مستقیم از طریق نامه، ایمیل، تلفن یا به صورت غیر مستقیم از طریق واسطه ها این کار را انجام دهند. گروه های نفوذ نقش چنین واسطه هایی را برای ایجاد ارتباط میان شهروندان و دولت بر عهده دارند.
مهمترین تصمیمات دولتی در خصوص سیاست خارجی در ایالات متحده توسط رئیس جمهوری اتخاذ می شود. وقتی رئیس جمهوری تعدادی تصمیمات مهم را اتخاذ می کند، باید برای انتخاب هایش پاسخگو باشد. به همین جهت برای بررسی تصمیمات سیاست خارجی، باید نخست رئیس جمهور و سپس کسانی که او به آنها پاسخگوست را زیر نظر داشت.(5)
کنگره جایی است که پول مورد نیاز برای انجام تصمیمات سیاست خارجی را در اختیار دولت می گذارد، اعلام جنگ را تصویب میکند، معاهدات را تایید می کند و به مقامات سیاست خارجی (مانند سفرا) رای اعتماد می دهد.(6)
از دهه 1960 به بعد همه دانشمندان و سیاستمداران معتقدند که کمیته هایی کنگره هم نقشی در سیاست خارجی دارند.(7) اگر چه بیش از نیمی از کمیته های کنگره، مواضعی در زمینه سیاست خارجی اتخاذ می کنند، با این همه هشت کمیته کنگره به صورت مستقیم در سیاست خارجی دخالت دارند: کمیته روابط خارجی سنا، کمیته امور خارجی مجلس، و کمیته های مسائل نظامی، آمادگی و اطلاعات در هر کدام از دو مجلس، کمیته های دیگر هم در برخی جنبه های سیاست خارجی اظهار نظر می کنند. کمیته های کشاورزی در خصوص برنامه کالاهای صادراتی توصیه هایی را انجام می دهد. کمیته امور بانکی، بر بانک صادرات – واردات و مشارکت ایالات متحده در صندوق بین المللی پول نظارت دارد. کمیته بودجه، در تصویب بودجه در کننگره نقش مستقیمی دارد و بخشی از فعالیتهایش مربوط به هزینه برنامه های دفاعی و سیاست خارجی است. کمیته راه ها و معادن مجلس و کمیته امور مالی سنا نیز در هدایت تجارت خارجی دخالت دارند.(8) علاوه بر این، وقتی یک موضوع در سیاست خارجی جذاب باشد، هر کمیته آن را به گونه ای طرح می کنند که در حوزه صلاحیت آنها باشد و بتوانند در خصوص آن اظهار نظر کنند. سازمان های متعددی که پیگیری موضوعی را از دفتر رئیس جمهوری شروع و آن را به یکی از کمیته های اصلی یا فرعی کنگره ختم می کنند، شبکه ای پیچیده و متقاطع از ارتباطات را در شکل گیری سیاست خارجی ایجاد کرده است.
شیوه خاصی که در ایالات متحده یک تصمیم بر اساس آن ساخته می شود، عنصر مهمی است که سبب شده گروه های نفوذ به آن متمایل باشند و شانس تاثیرگذاری بر آن را داشته باشند. در این میان دو شیوه توسط گروه های سیاست گذار پیگیری می شود: شیوه نخست، داخلی است و گروه های تصمیم ساز نقش محوری در آن دارند. در این خصوص، کار علمی و کانون های تفکر نقش اساسی دارند. شیوه دوم، شیوه اجتماعی است و ارتباطات شخصی بین سیاست گذاران هامل اساسی در این تصمیم سازی است.(9) اما باید توجه داشت که در بسیاری از تصمیمات، هر دو شیوه با هم کارایی دارند ولی اغلب غلبه با یکی از آنهاست.
1. انجام لابی
همانگونه که اشاره شد، روابط بین گروه های نفوذ خارجی و نمایندگان و همچنین مقامات اجرایی، به صورت مستقیم و غیر مستقیم است. عمق این روابط بستگی به طبیعت منافعی دارد که این گروه ها مدافع آن هستند؛ البته نقش و جایگاه نماینده و مسئول اجرایی مربوطه نیز اهمیت بسیاری در این خصوص دارد. البته قوانینی نیز در این خصوص نحوه و عمق چنین روابطی وجود دارد.
1-2- قوانین لابی گری خارجی
متمم اول قانون اساسی آمریکا،آزادی بیان و حق شهروندان برای بیان خواسته هایشان از دولت را به رسمیت شناخته است. سوء استفاده از این حق سبب شده تا کنگره تلاشهای متعددی برای سامانده ی به این ححق داشته باشد. مهمترین بحث در قوانین مربوط به لابی این است که جنبه های پنهان چنین کاری برای مقامات داخل دولت مشخص شود و مردم نیز بدانند که دلیل برخی سیاست گذاری ها چیست.(10)
قانون شرکت ارائه دهنده خدمات مفید مصوب 1935، نخستین قانون در خصوص لابی هاست. طبق این قانون همه افرادی که برای یک شرکت کار لابی انجام میدهند، باید در کمیسیون امنیت و تبادل1 ثبت نام شوند و پس از آن است که می توانند در کنگه یا دستگاه اجرایی لابی انجام دهند.(11)
قانون تجارت دریایی در سال مصوب 1936، شرایطی را برای لابی گرانی که برای شرکتهای ارائه دهنده این خدمات فعالیت می کنند، تعیین نمود. سابقه این کار به سناتور هوگوبلک بر می گردد که در اواسط دهه 1930 شرکت سهامی عام نیودیل را برای این منظور تاسیس نمود. البته در آن زمان قانون خاصی برای این کار وجود نداشت.(12)
قانون ثبت نام کارکزاران خارجی (FARA) مصوب سال 1983 مقرر می دارد که همه کسانی که به هر نحوی در سیاست خارجی به نمایندگی از یک طرف خارجی عمل می کنند یا روابطی را با یک طرف خارجی دارند باید در وزارت دادگستری ثبت نام کنند و مشخص باشند. این قانون تا کنون هفت مرتبه اصلاح شده است اما محتوای اصلی اش تغییر نکردهاست. در سال 1946 کنگره ای نخستین قانون جامع در خصوص مدیریت لابی ها را به تصویب رساند. این قانون، قانون فدرال تنظیم لابی گری نام دارد. قانون بیدن منظور طراحی شده تا کنگره و مردم بدانند چه کسی لابی می کند، چه میزان پول برای این کار خرج می کند و این پول از کجا آمده است. همچنینی این قانونٰ کسانی را که به عنوان لابی گر ثبت نام کرده اند، ملزم نموده تا اطلاعات جامعی در خصوص فعالیتهای مالی مربوط به لابی خود ارائه دهند.(13)
این دو قانون بسیاری از جنبه های کاری لابی ها را پوشش می داد. اما کنگره در سال 1978 با تصویب قانون اخلاق در سیاست تلاش مقامات اجرایی سابق برای تاثیر گزاری بر مقامات فعلی را ممنوع اعلام کرد. این قانون ممنوعیتی دوساله برای دو نوع فعالیت را برای مقامات عالی رتبه دولتی مقرر کرده بود:
فعالیت به عنوان شخصی در خصوص موضوعاتی که ارتباط با مسئولیت سابق در دولت دارد.
اطلاع دادن، مشورت دادن، همکاری، کمک یا مشاوره به افراد در موضوعاتی که مرتبط با مسئولیت سابق شخص در دستگاه اجرایی باشد.(14)
چنین قانونی در عمل به معنای ممنوعیت فعالیت این افراد به عنوان لابی گر است. دو تغییر دو تغییر مهم در سال 1995 در خصوص لابی گروه های نفوذ در کنگره و دستگاه اجرایی به تصویب رسید. نخست اینکه، کنگره دریافت هدیه از لابی گر ها را محدود کرد. دوم اینکه، قانون لابی 1946 بازبینی شد و محدودیت های جدیدی برای لابی در نظر گرفته شد، از جمله اینکه لابی گرها باید در دفتر مجلس و سنا نیز جداگانه ثبت نام کنندو فعالیتهایشان مشخص باشند.
2-2- سازمان لابی خارجی- گونه های لابی گری
دولتهای خارجی و گروه هایی در دولت های خارجی مهمترین افرادی هستند که می خواهند بر تصمیمات خارجی سیاست گذاران کشورهای دیگر، از جمله آمریکا تاثیر بگذارند. فرستادن دیپلمات در پایتخت های مختلف نشانه ای از این خواست می باشد. البته منافع گروه های خصوصی دیگر کشورها نیز برای تاثیر در سیاست خارجی آمریکا کاملاً مشخص است اما اغلب در نظر گرفته نمی شود.(15) باید توجه داشت که بعضی کشورها، نظرات، انتقادات و پیشنهادات گروه های خصوصی را بیشتر پذیرا هستند و در مقابل به سخنان دیپلمات ها و مقامات رسمی کشورهای دیگر بدبین می باشند.
با توجه به این مسائل است که گروه های خارجی(دولتی یا غیر دولتی) برای تاثیربر سیاست گذاران خارجی ایالات متحده افرادی آشنا به نام نظام سیاسی و فرهنگی آمریکا را استخدام می کنند تا اهدافشان را پیگیری کنند. این افراد کارگزاران خارجی1 نامیده می شوند. این کارگزاران، در مقابل پولی که دریافت می کنند فعالیت های مختلفی انجام میدهند که می توان آن را به سه دسته تقسیم کرد: مستقیم، لابی به وسیله عام مردم و لابی گری مخفی.(16)
1-2-2- لابی مستقیم
در بسیاری از موارد، وظیفه کارگزاران خارجی این است که با اعضای کنگره یا اعضای کمیته ها و دیگر افراد صحبت کرده و انها را قانع کنند که موارد مورد نظر کارفرمایانشان دارای سود است. در واقع می توان این کارگزاران را به فروشندگانی تشبیه کرد که اجناس صاحب مغازه را به نمایندگان می فروشند و به این منظور باید آنها را قانع کنند که خرید این کالاها به سودشان است. به همین جهت است که در ادبیات آمریکایی بسیار واج دارد که فعالیت لابی گرها عنوان فروش1 گذاشته می شود. این کار در تجارت بین الملل در تجارت خود را بیشتر نشان می دهد. برای مثال هیل و نولتون2 توسط صنایع ایرباس و خطوط هوایی آمریکای شمالی و کره پیگیری شد.(17) نحوه این کار به طبیعت رابطه کارفرمای این کارگزاران با ایالات متحده بر می گردد. بسیاری از کارفرمایان دارای روابط تجاری با آمریکا هستند، به همین چهت کارگزارانشان با اعضای کمیته های تجاری کنگره در ارتباط می باشند.(18)
انگیزه دیگر برای انجام چنین کارهایی، بدست آوردن اهداف سیاسی استکه نمونه مشخص ان به دولت تتایوان بر می گردد. یکی از لابی های مهم در این زمینه لابی واشنگتن است که نقشی ویژه را در این خصوص بر عهده دارد. مشهور است که حوزه سیاسی در تخصص وکلای خبره واشنگتن می باشد و باید برای امر خارجی به انها مراجعه کرد.(19) اعلب این وکلا در گذشته پست عالی اجرایی در اختیار داشته اند.
مقامات سابق دولتی با دیگر سیاستمداران مهم به سه شیوه می توانند برای منافع خارجی لابی کنند: به صورت شخصی، با عضویت در یک لابی، با تاسیس یک لابی. دو شیوه آخر بیشتر متداول است. بر اساس گزارشات کنگره، حدود چهل درصد از نمایندگان مجلس پس از ترک پستشان به عضویت در یک لابی در می آیند.(20) بیشتر لابی ها هم توسط اعضای سابق حزب جمهوری خواه تاسیس شده اند و بعضی از آنها توانسته اند عملکرد خوبی از خود به نمایش بگذارند. برخی از آنها عبارتند از McClure,Gerard and Neuenschwander,Clark and Weinstock Inc.
در ایالات متحده هر دولت جدیدی که سر کار می آید، تعداد زیادی افراد تازه نفس را در پست های اجرایی قرار می دهد و این امر بر گرفته از قوانین فدرال در خصوص خدمات مدنی است. اغلب این افراد سعی دارند تا نقش پر رنگ و فعال در سیاست داشته باشند. انها می دانند که مدتی کوتاه در این پست خواهند ماند، به همین جهت سعی دارند تا جایگاه خود را در سیستم اداری محکم کنند و حیات سیاسی طولانی تری داشته باشند. این حکم برای آنها حکم سکوی پرشی برای کارهای بعدی دارد.(21) وقتی دوره دولتی که این افراد در آن مشغول هستند به پایان رسید، انها پستشان را از دست می دهند و برای اینکه همچنان در چرخه تصمیم سازی باقی بمانند تبدیل به کارگزار خارجی می شوند. آنها به عنوان کارگزار خارجی به همان کار قبلی خود ادامه میدهند و در روند شکل گیری سیاست ها در محل کار قبلی خود کمک می کنند و بدین طریق جایگاهشان را در سیاست حفظ می کنند.
2-2-2- لابی گری در حوزه عمومی
بسیاری از کارگزاران خارجی، به خصوص رسانه ها و گروه های ارتباط عمومی، به صورت غیر مستقیم لابی گر به حساب می آیند. مهمترین کار آنها این است که با تاثیر بر افکار عمومی و اطلاع رسانی به انها سعی نمایند تا نظرشان را به موضوع خاصی جلب کنند و بدین طریق دولت ایالات متحده در جهت مورد نظر آنها رفتار نماید. نمونه کلاسیک این موضوع قرارداد دولت اسپانیا با گروه Ruder &Finn است که به موجب ان این گروه سعی نمود تا مردم آمریکا فهم بهتری از سیاست دولت اسپانیا کسب کنند.
وظیفه این نوع لابی شکل دادن به افکار، احساسات و دیدگاه های عمومی نسبت به موضوع مورد نظر است. هدف این کار توسعه فضایی است که اگر چه ساده به نظر می رسد ولی در عین حال باید به اندازه کافی قوی باشد تا بتواند شهروندان را به فعالیت در جهت منافع گروه وادار سازد. البته باید باعث جذب سیاست سازان و قانون گزاران نیز شود.
3-2-2- لابی های مخفی
سازمانهای مختلفی در ایالات متحده وجود دارد که مهمترین یا تنها وظیفه شان این است که فرهنگ و اقتصاد آمریکا را با دیگر کشورها پیوند زنند. بخشی از وظیفه این سازمانها این است که فعالیتهای فرهنگی را سازماندهی کنند و نشست های نخبگان را برگزار کنند تا بحث های روشنفکری انجام شود. اگر چه این سازمانها به عنوان لابی ثبت نشده اند و بر فعالیت خود عنوان لابی نمی گذارند و لی در حقیقت آنها به دنبال تاثیر بر افکار و تصمیمات هستند. به همین جهت به آنها لابی مخفی گفته می شود. هدفا آنها مثل لابی هایی است که با افکار عمومی کار می کنند و لی ابزار رسیدن به آن هدف متفاوت است.
3. لابی ژاپن
سازمانهای اقتصادی و سیاسی ژاپن نیز مانند بسیاری دیگر، خواهان تاثیر بر روند سیاست سازس در ایالات متحده هستند. لابی ژاپنی ها در ایالات متحده با انگیزه سیاسی و اقتصادی صورت می گیرد. نسل اولیه لابی ژاپن از مبلغات مذهبی آمریکا شکا گرفت که در قرن نوزدهم و بیستم برای تبلیغ مسیحیت به ژاپن رفته بودند. انها در برگشت به ایالات متحده به دنبال این بودند که ژاپن را متحده مسیحی آمریکا در آسیا تبدیل کنند. هدف آنها، آشناسازی آمریکایی ها به طبیعت منحصر به فرد ژاپن و ساختن نمونه آمریکایی الگوی توسعه ژاپن بود.(22) این افراد تونستند قوانین سختگیرانه در خصوص مهاجرت ژاپنی ها را تغییر دهند و از گسترش فعالیت های ژاپن در آسیا حمایت کنند.
قبل از جنگ جهانی دوم، لابی برای منافع ژاپن در آمریکا توسط دولت این کشور یا شرکتهای معدود آمریکایی که رابطه تجاری با ژاپن داشتند، انجام می شد. اما این فعالیت ها با شدت یافتن جنگ در سال 1941 متوقف گشت. لابی ژاپن بعد از جنگ جهانی بر خطر کمونیسم برای ژاپن و منافع ایالات متحده در اقیانوس آرام متمرکز بود تجار آمریکایی به بهانه درمان اقتصاد شکننده ژاپن سعی نمودند تا با بازسازی ژاپن بازاری برای کالاهای آمریکایی ایجاد کنند. به منظور ارتقای روابط تجاری دو کشور گروه آمریکاییهای طرفدار ژاپن با نام «شورای آمریکایی ژاپن»1 شکل گرفت. وظیفه این گروه، قرار دادن ژاپن در سیستم امنیتی آمریکا و تقویت نقش آمریکایی ها در بازسازی ژاپن بود. بعد از این بود که به تدریج گروههای دیگر متمایل به ژاپن ایجاد شدند. برای مدتها مهمترین گروه، لابی«مجمع شهروندان ژاپنی آمریکایی در واشنگتن»2 بود که مایک ماسائوکا سخنگویی آن را بر عهده داشت. نخستین قانونی که بیانگر منافع تجاری ژاپن بود توسط ویلیام تاناکاع حقوق ژاپنی، نگاشته شد.(23)در آن زمان منافع سیاسی و اقتصادی ژاپن در واشنگتن فقط توسط وکلای ژاپنی و دیپلماتهای این کشور پیگیری میشد. به تدریج و با گسترش منافع آمریکا در این کشور، ژاپنیها دریافتند که برای موثرتر بودن لابی باید از لابیگری های آمریکایی استفاده کنند. علت این امر این بود که لابی گریهای آمریکایی روند سیاستسازی را بهتر میشناختند و نسبت به وکلای ژاپنی دسترسی بیشتری به سیاستمداران مهم داشتند. یک نمونه مشهور از این کار، استخدام توماس دوی جهت لابی برای رفع محدودیت از صنایع نساجی ژاپن در سال 1959 بود. دوی در طول پنج سال مبلغ هنگفت پانصد هزار دلار از سازمان تحارت بینالمللی ژاپن دریافت کرد.شروع مشاجرات اقتصادی بین دو کشور در دهه 1950 سبب شد تا تلاشهای لابی ژاپن نیز شدت گیرد. این امر به ایجاد شورای تجارت آمریکا و ژاپن به ریاست وزیر امور خارجه ژاپن منجر شد و دو وکیل این شورا اولین مقامات آمریکایی بودند که دولتی را برای فعالیت در لابی ژاپن ترک کردند.(24)
مرحله بعدی در رشد لابی ژاپن با قانون تجارت سال 1975 آغاز شد. این قانون، دولت و شرکتهای ژاپنی را وادار ساخت تا خود را برای تعامل با محیط تجاری آمریکا که روز به روز پیچیده تر می شود، مهیا سازند. این قانون سبب شد ژاپنی ها به استخدام کارشناسان آمریکایی روی آورند تا از جانب آنان در مباحث مختلف شرکت کنند. یکی از مهمترین کارشناسان استخدام شده هارولد ملگرن1 بود که از طرحان پیش نویس قانون به حساب می آمد. مالگرن با موفقیت در جلوگیری از تعرفه اضافی بر تلوزیونهای ژاپن در سال 1978 توانست طی سه ماه سیصد هزار دلاز درآمد کسب کند. او تا سالها بعد نیز به عنوان مشاور تجاری به فعالیت خود ادامه داد.(25) این مبالغ هنگفت که به چنین افرادی پرداخته می شد، نشان از اهمیت فعالیت آنها بر فعالان در تجارت خارجی داشت.
از اوسط دهه 1960 گروه های نفوذی سیاسی و اقتصادی ژاپنی به استخدام مشاوران آمریکایی برای آموزش سیاست در آمریکا و چگونگی نفوذ بر افکار عمومی آمریکائیان روی آوردند. یکی از مهمترین مشاوران به کار گرفته شده، ریچارد آلن، رئیس مشاوران سیاست خارجی و امنیت نیکسن در انتخابات سال 1968 بود. او در سال 1980، مشاور سیاست خارجی و امنیت ملی رونالد ریگان در انتخابات ریاست جمهوری و در سال 1996 نیز رئیس کمیته مشاوران پت بوکاتان در انتخابات ریاست جمهوری بود.
در همین زمان، سیاستمداران ژاپنی به استخدام ژنرال های بازنشسته آمریکایی روی آورند. یکی از مهمترین این افراد، ژنرال ویلیام دیک، فرمانده ارتش آمریکا در ژاپن تا سال 1998 بود. او به استخدام شرکت صنایع سنگین میتسوبیشی و نیسان درآمد. به گزارش روزنامه ها، نخستین اقدامات او کمک به شرکت نیسان و دستیابی به فناوری سیستم پرتاب چند موشک به صورت همزمان بود که در اختیار آمریکا قرار داشت. برای درک اهمیت استخدام دیک برای ژاپنی ها لازم به ذکر است همسر او، مشاور امنیت ملی پوش پدر در زمان معاونت ریاست جمهوری و رئیس کارمندان شورای امنیت ملی آمریکا بود.(27)
ساختار و گونه های لابی ژاپن
گروه های نفوذ ژاپن، که بیشتر منافع اقتصادی ژاپن را پیگیری می کنند، همه شیوه های لابی را به گار می گیرند و از همه ابزار های موجود برای پیگیری منافع خود استفاده می کنند. ارقامی که توسط این گروه ها بدین منظور صرف می شود، بسیار هنگفت است و بیشتر به سه زمینه روابط عمومی، همکاری میان شرکتها و بورس های تحقیقاتی اختصاص می یابد.(28) این رقم در دهه 1990 بیش از ششصد میلیون دلار در سال تخمین زده می شد.(29)
در ادامه به سازمانهای مهم فعال در گونه های مختلف لابی گری برای لابی ژاپن به صورت خلاصه اشاره خواهد شد.
لابی مستقیم
اهمیت لابی مستقیم را با پدیده درخشان درهای چرخان نشان می دهند. بین سالهای 1983 تا 2000 بیش از یک سوم مقامات فعال در بخش تجارت خارجی ایالات متحده بعد از ترک کار، به عنوان کارگزار خارجی ثبت نام کرده اند. در میان مقامات عالی رتبه ای که به کار برای لابی ژاپن مشغول شده اند، می توان به هنری کسینجر، وزیر خارجه اسبق، ران برون، وزیر تجارت، رابرت استراس رئیس کمیته ملی حزب دموکرات و کلاراهیلز، دستیار دادستان کل اشاره کرد. این مقامات سابق که جایگاه مهمی در نظام اجرایی آمریکا داشته اند، به خوبی می دانند که این نظام چگونه کار می کند و چگونه می توان بر راهبردهای آن تاثیر گذاشت. آنها همچنین به راحتی می توانند با دوستانشان که هنوز در مصادر اجرایی هستند ارتباط برقرار کنند.(30)
همان گونه که اشاره شد، این مقامات سابق مدت کوتاهی در شغل خود باقی می مانند به همین سبب است که بعد از ترک جایگاه خود، باید به دنبال کارهای جدید باشند. یکی از این گزینه ها، کار به عنوان کارگزار خارجی است. با مشغول شدن به عنوان کارگزار خارجی، دیگر مجبور نیستند واشنگتن را ترک کنند و می توانند همچنان در حیطه سیاست سازی مشغول باشند. حتی اگر دیگر نتوانند سیاست های جدیدی بسازند ولی با موقعیت جدیدشان می توانند در ساخت مدل های جدید مشارکت کنند.
لابی در حوزه عمومی
در بخش لابی افکار عمومی، بیشتر لابی اقتصادی ژاپن فعال است. این لابی از چندین سازمان تخصصی شکل گرفته که مافع اقتصادی ژاپن را نمایندگی میکنند. بعضی از این سازمانها، بخش هایی دارند که مشغول جمع آوری اطلاعات اقتصادی هستند و آنها را تحلیل می کنند. بعضی از آنها مشاوره هایی را در جهت اقتصاد ژاپن به اتاق های فکر ارائه می کنند و بقیه هم به عنوان نماینده بخش خاصی از صنعت ژاپن در آمریکا به جذب مشتری و منافع اشتغال دارند.
موسسه اقتصاد ژاپن1 در آمریکا، به عنوان بازوی شورای تجارت آمریکا و ژاپن، مهمترین منبعی است که آمریکا از آن اطلاعات اقتصادی و تجاری راجع به ژاپن دریافت می کند. این موسسه بخشی از وزارت امور خارجه ژاپن است که این وزارتخانه هزینه بیشتر فعالیتهایش را پرداخت می کند. این موسسه علاوه بر منبع اطلاعات اقتصادی، منبع روزآمدی بر اطلاعات سیاسی و سیاست خارجی ژاپن، انتشار مطالب راجع به ژاپن در آمریکا و انتشار گزارش های دوره ای درباره ژاپن است. علاوه بر مطالب منتشره، همایش ها و سخنان مقامات ارشد ان موسسه درباره ژاپن و ایالات متحده در فعالیت های دولتی، تجاری و علمی این کشور بسیار تاثیرگذار است.
از دیگر فعالیتهای مهم موسسه اقتصاد ژاپن، انتشار گزارشهای هفتگی است. این گزارش ها به صورت منظم به بررسی روندهای جاری و درازمدت توسعه در ژاپن و روابط ژاپن با آمریکا می پردازند. حوادث و اتفاقات جاری در این گزارشات مورد توجه قرار می گیرد و سعی می شود توضیح بیشتری در خصوص آن ارائه شود. این گزارش ها، همچنین موضوعاتی مانند اقتصاد ژاپن، سیاست های ملی و پولی ژاپن، آزادی بازار سرمایه در ژاپن، تاثیر نرخ ارزها بر تجارت، قوانینی که بر تجارت آمریکا با ژاپن تاثیر می گذارد، مشکلات تجاری دو جانبه و روابط خارجی ژاپن را پوشش می دهند.
سازمانهای دیگری نیز هستند که به لابی گری اقتصادی مشغولند. برای مثال، موسسه اقتصادی بین المللی تاثیر زیاد بر روابط اقتصادی ژاپن با آمریکا دارد. این گونه سازمانها در حقیقت کامل کننده فعالیت وزارت امور خارجه ژاپن هستند و اصطلاحاً بخش نرم1 روابط را بر عهده دارند. نمونه دیگر در این خصوص شورایی است که رئیس شرکت سونی به همراهی گروهی متشکل از 160 شرکت که منافع زیادی در آمریکا دارند، تاسیس کرد. این شورا که سرمایه گذاری زیادی در آن صورت گرفته است، وظیفه لابی بر ضد سیاست های ایالات متحده که در تضاد با منافع دولت و شرکتهای ژاپنی است را بر عهده دارد.
لابی مخفی
سازمانهای مختلفی در ایالات متحده وجود دارند که ماموریتشان ایجاد ارتباط فهنگی بین آمریکا و ژاپن است. این سازمانها را می توان لابی های فرهنگی نامید. مرکز لابی فرهنگی ژاپن در نیویورک است. در این شهر دفتر چندین سازمان بزرگ فرهنگی از اینوع قرار دارد. برای نمونه از میان آنها می توان به بنیاد ژاپن، چامعه ژاپن و بنیاد ژاپن، جامعه ژاپن و و بنیاد ژاپن –ایالات متحده اشاره کرد. ماموریت این سه بنیاد فراهم کردن شرایطی برای تاثیر بر سازمانهای بزرگ آمریکایی است که نگرش آمریکایی ها نسبت به ژاپن را هدایت می کنند.(31)
بنیاد ژاپن یکی از شناخته شده ترین سازمانهای فرهنگی ژاپتی در آمریکا است. این بنیاد در سال 1972 به عنوان واحدی تحت نظارت وزارت امور خارجه ژاپن تاسیس شد. هدف این بنیاد، مشارکت موثر در تبادلات فرهنگی بین المللی و تلاش برای ارتقای فرهنگ جهانی و فهم بهتر ملت ها از فرهنگ ژاپنی و آشنایی بیشتر با آن است.(32)
این سازمان برنامه های گوناگون تبادل فرهنگی را هدایت می کند و طیفی از برنامه ها از کارهای علمی مانند مطالعات ژاپن و آموزش زبان ژاپن تا هنر، انتشارات، رسانه، ورزش و فرهنگ عمومی زندگی را در دستور کار دارد.
کمیسیون دوستی ژاپن و ایالات متحده سازمان دیگری است که در خصوص مسائل فرهنگی کار می کند. این کمیسیون سازمانی مستقل در دولت آمریکاست و برای افزایش فهم متقابل و همکاری بین ژان و آمریکا فعالیت می کند.(33) این موسسه به اعطای بورس برای حمایت از مطالعات ژاپن در آریکا و همچنین آموزش سیاست محور مطالعات آمریکا در ژاپن مشغول است. این کمیسیون در سال 1975 توسط کنگره تاسیس شده و منابع آن از محل بازپرداخت های کمک های آمریکا به ژاپن بعد از جنگ جهانی تامین شده است.
این کمیسیون فعالیتهایش را بر آموزش متمرکز کرده و به همین سبب بیشتر بورس ها و تحقیقاتس بر محور آموزش تخصصی برنامه های آموزشی در ژاپن قرار دارد. این کمیسیون همچنین به دنبال رشد مطمئن منابع مطالعات ژاپن در آمریکاست و به همین دلیل پروژه هایی که در مقیاس ملی را انجام می دهد و سعی می کند منابع تحقیقاتی، چه به صورت کاغذی و چه الکترونیکی، به میزان کافی در دسترس باشد. این کمیسیون اکنون از طریق شورای تحقیقات علوم اجتماعی و انجمن مطالعات آسیایی از تحقیقات مورد نظرش حمایت می کند.
جامعه ژاپن1 دیگر گروهی است که گرچه توسط تاجران ژاپنی و آمریکایی ایجاد شده ولی قدیمی ترین گروه فرهنگی ژاپنی مستقر در نیویورک می باشد. این گروه سعی دارد روابط بین آمریکا و ژاپن را از طریق فرهنگی، آموزشی، گفتگوی عمومی و تبادل تحقیقات تقویت کند.
هدف این گروه تقویت روابط دوستانه بین ایالات متحده و ژاپن و ایجاد فهم مشترک بین مردم دو کشور درباره هنر، علم، صنایع و اقتصاد است.(34)
هدف این گروه جذب منابع تحقیقاتی از مراکز مختلف آمریکایی برای ایجاد فهم بهتر آمریکایی ها از ژاپن است. این گروه محلی را برای بحث در خصوص مسائل سیاسی، اقتصادی، تجاری و اجتماعی درباره دو کشور فراهم می کند و علاقه اش به برنامه هایی است که امکان آموزش فرهنگ های مختلف را فراهم می آورد.
باید توجه داشت که گر چه لابی فرهگی به دنبال ارتقای درک صحیح فرهنگ ژاپن است اما اتاق های فکر متعددی را نیز در واشنگتن دارد و از این طریق در سیاست سازی بیشتر از حالت معمولی دخالت می کند. این نکته از دید بسیاری از صاحب نظران مخفی می ماند، یکی از مهمترین ابزارهای قدرت لابی ها به شمار می آید.