هادی طاهری / کارشناس ارشد مدیریت فرهنگی
مقدمه
در جهانبینی اسلامی، فرهنگ از اهمیت ویژهای برخوردار است. فرهنگ است که چیستی، چرایی و چگونگی زندگی را به انسان میآموزد. هدف از انواع برنامههای فرهنگی دستیابی به الگوی انسان متعالی در راستای سعادتمندی در دنیا وآخرت میباشد. فرهنگ به مثابه خون جاری در رگهای جامعه، شرایط حیات طبیعی جامعه را فراهم ساخته و آن را از آفت پراکنده شدن اعضای خود مصون میدارد و امکان فعالیت صحیح را برای تمام قسمتها و بخشها فراهم میسازد. در جهان کنونی، محتوا و صورت زندگی در ابعاد مختلف، شکل فرهنگی به خود گرفته است و کمتر موضوعی را میتوان یافت که به گونهای به فرهنگ مرتبط نباشد. نحوه فعالیت در اقتصاد، سیاستگذاری و یا فعالیت در نظامات دیگر جامعه، متأثر از مبانی و ارزشهای حاکم بر جامعه است. فرهنگ مقولهای است حاوی مبانی ارزشی و فکری جامعه، که هدایت فعالیتهای فردی و اجتماعی را باعث میشود. بنابراین اقدامات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی نوع فعالیتهای فرهنگی، از مبانی فرهنگی حاکم بر رفتارهای فردی و حکومتی ناشی میشود. زیرا فرهنگ است که به همه ابعاد مختلف جامعه هویت داده و جهت حرکت را مشخص میسازد. رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، فرهنگ را اساس هویت و منشاء عمده تحولات مثبت یا منفی هر جامعه دانسته و فرموده است: «فرهنگ به عنوان شکلدهندهی به ذهن و رفتار عمومی جامعه است. حرکت جامعه براساس فرهنگ آن جامعه است. اندیشیدن و تصمیمگیری جامعه براساس فرهنگی است که بر ذهن آنها حاکم است. دولت و دستگاه حکومت، نمیتواند از این واقعیت به این اهمیت، خود را کنار نگهدارد... و بگوید بالاخره فرهنگی وجود دارد و مردم به چیزی فکر میکنند نه ما مسئولیت داریم این فرهنگ را بشناسیم، اگر ناصواب است، آن را تصحیح کنیم و اگر ضعیف است آن را تقویت کنیم.»1
کشورها و یا به عبارت دقیقتر دولت ـ ملتها در جهان متغیر کنونی وارد فضایی شدهاند که اقدامات و فعالیتهایشان به طور اجتنابناپذیر تحت تاثیر تحول مقولات فرهنگی قرار دارد. از این رو شناخت و درک صحیح از تحولات فرهنگ و سایر تحولات مرتبط با آن اجتنابناپذیر بوده و جوامع و ساختارهای رسمی و غیررسمی خواهناخواه مشمول تاثیرات مستمر و دائمی این عرصه خواهند بود.
به علت اهمیت فرهنگ، اخیراً شاهد توجه موکد اندیشمندان و صاحبنظران با پسوند و پسوندهایی اضافه شده بر فرهنگ هستیم که میتوان یکی از مهمترین آنها را مهندسی فرهنگی دانست. رهبر معظم انقلاب شورای عالی انقلاب فرهنگی را مرکز بسیار مهم و حساس مهندسی فرهنگ ملی و مسئول صیانت و رشد فرهنگی جامعه برشمرده است. لذا مقاله حاضر در نظر دارد مهندسی فرهنگی را در سه حوزه چرایی، چیستی و چگونگی به بحث گذارد.
ضرورت مهندسی فرهنگی (چرایی)
نخستین پرسشی که پیرامون پرداختن به یک موضوع علمی و پژوهشی ذهن هر پرسشگری را به خود مشغول میکند این است که اصولاً چه ضرورتی داشت بحث عمدهای از فعالیتهای پژوهشی عدهای از محققان مصروف چنین موضوعی شود؟ اصولاً چه دلایل ایجابی و سلبی ذهن پژوهشگران را به خود مشغول کرده است. چرایی، ضرورت و اهمیت مهندسی فرهنگی یا به عبارتی اهمیت پیرایش و آرایش، ارتقاء و تکامل فرهنگ در شئون مختلف هر جامعه، به اندازهای است که باید آن را همسنگ، بلکه فراتر از مسئله مرگ و زندگی برای آن جامعه تلقی کرد. جامعهای که به هر دلیل، و چه بسا به سبب هجوم فرهنگ بیگانه، فرهنگش آلوده، مسموم و منحط شده یا از هویت دینی، ملی و تاریخیاش فاصله گرفته باشد، مانند آبزیان است که در آب آلوده شناور شده باشد و به طور طبیعی دیر یا زود، مرگ آن فرا خواهد رسید. ما اگر انسان را موجودی فرهنگی تعریف کنیم و حیات طیبهاش را در گرو فرهنگ پاک او بدانیم، بایستی همچنان که برای تنفس سالم او نسبت به محیط زیست و عوامل مخرب آن حساسیت نشان میدهیم و در تلاش شبانهروزی آن را آفتزدایی مینماییم تا در مسیر تولید اکسیژن هم آنچه مزاحم است را پالایش کند، برای سالم نگه داشتن فضای فرهنگی جامعه هم باید به مهندسی این فضا و پاکسازی آن بپردازیم.
از اینرو در اینجا برخی از مهمترین دلایلی را که به عنوان ضرورت مهندسی فرهنگی میتوان مطرح کرد را بر میشماریم:
1. صحیح نبودن اقتباس محض از الگوی تمدن مادی
تمدن مادی همان تمدنی است که جوهر و عصاره آن در بحث مدرنیسم و پست مدرنیسم آمده است و ذهن اندیشمندان علوم انسانی را به فراخور حال در دفاع یا رد آن به خود مشغول داشته است. از اینرو ما نیز به عنوان وارثان و پرچمداران تمدن اسلامی نمی توانیم چالشهای آشکار و پنهان حضور تمدن مادی غرب را در حوزه تمدنی خود نادیده بگیریم. خودباوری فرهنگی در اندیشۀ امام یک اصل اساسی است. امام معتقد است غرب در پی استیلای فرهنگی خویش بر شرق است و این استیلا نظام فرهنگی جامعه شرقی را بر هم خواهد زد. ایشان در پیام تاریخی خویش به گورباچف به این نکته اشاره کرده و میفرماید:
شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گره های کور اقتصادی سوسیالیسم و کونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایهداری غرب حل کنید، نه تنها دردی از جامعۀ خویش را دوا نکرده اید که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند.2
از این رو اقتباس کامل و بیچون و چرا و حتی التقاطی از تمدن غرب با وجود اختلاف در مبادی (مقدمات، ابتداییات و ضروریات)، مبانی (زیربناها، زیرساختها و استدلالات) و نتایج (محصولات، خروجیها و فرآیندها) نمیتواند تصمیمی عقلانی باشد. تمدن مادی، محصول باورها و اندیشههای سکولار است و با اندیشه و باورهای تمدنساز اسلام فرسنگها فاصله دارد. البته سخن گفتن درباره تمدن اسلامی به معنای آن نیست که از اصول عقلایی، ارزشی و فرهنگی مفید و سازنده آنها بهره نگیریم، چراکه برخی ارزشهای اخلاقی در فرهنگهای دیگر، برخاسته از عقل بشری است که به عنوان پیامبر باطن عمل میکند و اسلام، آن را ـ چه موجود و چه آنهایی که پس از این پدیدار میشوند ـ تأیید کرده و میکند؛ همان اصولی عقلی که از آن در اصول فقه اسلامی به سیره عقلا یاد میکنند و بر آن مهر تأیید میگذارند. اما اقتباس محض از مدلهای مادی موجود قطعاً از پاسخگویی به نیازهای فطری بشر مبتنی بر ارزشهای ناب توحیدی ناتوانند.
2. هجوم همه جانبه فرهنگ مادی به فرهنگ توحیدی
تهاجم همهجانبه فرهنگ و تمدن غرب به محور توحید که ویژگی اصلی و اساس وحدت جوامع اسلامی است از دیگر دلایلی است که ضرورت پرداختن به این موضوع را ضروری مینماید. تمدن غرب از سالها پیش با اجرای پروژه جهانی سازی با استفاده از تکنولوژیهای مدرن رسانهای و پروپاگاندا و اقناع اذهان ملل جهان سوم، تمام عناصر فرهنگ یکتاپرستی را نشانه گرفته تا هرگونه مقاومت مبتنی بر تفکر الهی را از میان بردارد و فرهنگ و تمدن غرب را به عنوان آخرین راه سعادت بشری و به عنوان تمدن کامل، برجسته و پویا معرفی نماید. این هجوم از راههای گوناگون انجام میگیرد که برخی از آنها عبارتند از:
1. خاموشی در برابر عظمت و شکوه فرهنگها و تمدنهای غیر غربی.
2. وارونه جلوه دادن عناصر فرهنگی تمدنهای دیگر.
3. وانمود کردن اینکه آنچه غرب را از بقیه جهان برتر کرده، فلسفه و بنیاد عقلی و فکری و رویکرد خردگرایی و دوری از سنت و عادات کهنه بوده است نه دستیابی به دانش و فنآوری و کارشناسی.
4. دفاع موذیانه و همزمان از «تحجر و روشنفکری» امام خمینی در این باره فرمود:
میدانیم که قدرتهای بزرگ چپاولگر در میان جامهها افرادی به صورتهای مختلف از ملیگراها و روشنفکران مصنوعی و روحانی نمایان که اگر مجال یابند از همه پرخطرتر و آسیبرسانترند ذخیره دارند که گاهی سی ـ چهل سال با مشی اسلامی و مقدسمآبی یا «پان ایرانیسم» و وطنپرستی و حیلههای دیگر، با صبر و بردباری در میان ملتها زیست میکنند و در موقع مناسب مأموریت خود را انجام میدهند.3
ترویج و اشاعه افکار این دو گروه و غفلت افراد جامعه نسبت به فرهنگ اصیل و ناب خود، آنها را با کمترین هزینه در دام فرهنگ مادی میاندازد. غرب در این تهاجم با تشکیل فرقههای افراطی و تفریطی در مذاهب وادیان مختلف به خصوص اسلام عزیز همچون وهابیت، بهائیت، طالبانیزم و امثال آنها تلاش زیادی برای به انحراف کشاندن جامعه نموده است.
3. لزوم تحقق آرمانهای دینی و ساماندهی آموزههای دینی
دین در تکامل ماهیّت انسان و در تکامل معنویت و انسانیت انسان نقش اساسی و بیبدیل دارد بهگونهای که هیچ چیزی قادر نیست جای آن را بگیرد. بنابراین ما برای تحقق فرهنگ دینی باید نهایت توان خود را به کار بریم و یکی از لوازم آن اجرای احکام دینی کشور است که ضرورت مهندسی فرهنگی را ایجاب میکند. امام خمینی(ره) درباره لزوم اجرای قوانین اسلام میفرماید:
امروز روزی است که اسلام باید تحقق پیدا کند. ما اگر اسلام را در این انقلاب، در این نهضت، احکام اسلام را پیاده نکنیم، کی پیاده خواهیم کرد؟ چه وقت همچو نهضتی تحقق پیدا میکند؟ اگر این نهضت خدای نخواسته بخوابد و به خاموشی بگراید، کی میتواند دیگر اسم اسلام را بیاورد؟ اگر ما امروز قوانین اسلام را اجرا نکنیم، کی اجرا بکنیم؟ آقایانی که میگویید نمیشود، پس کی میشود؟ پس بگویید هیج وقت اسلام نه! بگویید نهضت منهای اسلام همان طوری که گفتید اسلام منهای روحانیت، حالا هم بگویید نهضت منهای اسلام اگر با این نهضت منهای اسلام. همان طوری که گفتید اسلام منهای روحانیت، حالا هم بگویید نهضت منهای اسلام، اگر با این نهضت اسلام را متحقق نکنید و احکام اسلام را مو به مو جاری نکنید، مأیوس باشید دیگر نخواهد شد.4
4. عامل ارتقای بصیرت دینی
بصیرت و آگاهی دینی از عوامل اصلی پیروزی است. زیرا به تجربه ثابت شده آنچه بیش از هر چیز ناملایمات و سختیها را کاهش میدهد و به حرکتها جهت میدهد ایمان به خداست که بصیرت ثمره و میوه آن است. از اینرو بصیرت دینی باعث توانایی، قدرت، پایمردی، دلیری، توکل و اعتماد به نفس است.
قرآن کریم برای بصیرت و آگاهی مبتنی بر ایمان به خدا و رسول به خصوص برای رزمندگان اسلام اهمیت فروان قائل شده و آن را عامل پیروزی و ناآگاهی را سبب شکست دانسته و میفرماید: «یا أیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُومِنینَ عَلَی الْقِتالِ إِنْ یَکُنْ مِنکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ یَغْلِبُوا ألْفاً مِنَ الَّذینَ کَفَرُوا بِأنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَفْقَهُونَ.»(انفال:65)
اگر از شما بیست تن صابر باشند بر دویست تن از کافران و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر از آنان پیروز خواهند شد، این بدین جهت است که کفار از بینش صحیح برخوردار نیستند.
امام علی (ع) میفرماید: ان القتال لیس بالکثره بل بالبصر.5 همانا نبرد با زیادی نیرو نیست بلکه با بصیرت و بینش کامل است. و نیز میفرماید : وَ أمَّا مَا ذَکَرْتَ مِنْ عَدَدِهِمْ فَإنَّا لَمْ نَکُنْ نُقَاتِلُ فِیمَا مَضَی بِالْکَثْرَةِ وَ إنَّمَا کُنَّا نُقَاتِلُ بِالنَّصْرِ وَ الْمَعُونَة،6 امّا آنچه از شمار آنان گفتی، ما در گذشته نمیجنگیدیم به نیروی بسیاری، بلکه میجنگیدیم با چشم داشتن به پیروزی و یاری آن حضرت همچنین میفرماید: الْعَامِلُ عَلَی غَیْرِ بَصِیرَةٍ کَالسَّائِرِ عَلَی غَیْرِ طَریقٍ فَلَا تَزِیدُهُ سُرْعَةُ السَّیْرِ إِلَّا بُعْدا7 همانا عملکننده بیدانش چون رونده در بیراهه است و چنین شخصی هر چه بیشتر میرود از مقصود خویش فاصله میگیرد. اما کسی که از روی آگاهی عمل میکند همچون رهروی است که در جاده روشن قدم بر میدارد و نیز شخص باید بنگرد که آیا پیشرفتی دارد یا به عقب برمیگردد. از همین جا معنای تأثیر تقوا در تقویت عقل و ازدیاد بصیرت و روشنبینی روشن میشود.
بنابراین مهندسی فرهنگی مبتنی بر تعالیم دینی عامل اصلی ارتقاء بصیرت است. و جایگاه بصیرت دینی به عنوان یکی از عناصر اصلی فرهنگ سازمانی بسیار پر اهمیت میباشد؛ چون بر این مبنا میتوان به هر صفت نفسانی پسندیده مانند شجاعت، شهامت، جرأت، جسارت، استقامت و وقار و آرامش متصف گردید.
5. مهندسی فرهنگی اساس بالندگی و پویایی
قابلیت، ظرفیت، نوع عنصر، شیوه القاء و اقناع، درجه و دامنه پویایی و بسطپذیری فرهنگها در دورههای گوناگون اغلب متفاوت بوده است. برخی فرهنگها، در دورانی به پویایی و بسط درونی تمایل داشته و برخی دیگر به بسط و پویایی بیرونی. تحول و پویایی فرهنگی براساس نوع متغیرهای وارد بر عناصر آن به صورت سریع و کند ظاهر میشود.8 اما الگوهای تغییر و پویایی فرهنگی در سه شویه کلی دستهبندی شده: 1. الگوهای تکاملی که مبتنی بر کوشش داوطلبانه و مستمر فرد که وضعیت اجتماعی جامعه و خویش را از یک مرحله به مرحله بالاتر و مطلوبتری هدایت میکند و معتقدین به این الگو تغییرات اساسی در جامعه را محصول دگرگونی در وسایل معیشت میدانند. 2. الگوی اشاعهای که معتقد است عناصر و منظومهای فرهنگی در اثر مجاورت و تعامل جوامع، متقابلاً گسترش مییابند و بر این فرض است که فرهنگهای پویا و زاینده در برخورد با فرهنگهای ایستا و نازا، خود را بر آنها تحمیل و مسلط میکنند. 3. الگوی فرهنگسازی قائل به آن است که فرهنگ به معنای شیوۀ زندگی برای پویای خویش نیازمند دو شاخه و دو پایه اساسی فکری و عملی است که تغییر در عناصر ساختاری هرکدام منجر به تغییر رفتاری و کنشی میگردد.9 از اینرو در بحث فرهنگسازی دو بخش وجود دارد: الف) اندیشهسازی که از مباحث عقلی و نظری محض پدید میآید که پاسخگوی نیازهای عقل انسان است. ب) آفرینشگری که سازنده نظام ارزشها و باورها است و از کنش و واکنشهای هنری ظاهر شده و باعث پرورش ذوقیات میگردد.
پویایی و سرزندگی فرهنگ از نگاه امام خمینی(ره) یکی از ویژگیهای اصلی فرهنگ است. به اعتقاد امام فرهنگ مشرق زمین توانایی دارد که بدون تأثیر از سایر فرهنگها نقشی فعال و پویا ارائه نماید. ایشان در وصیتنامۀ خویش در فرازی به نقشۀ دامنهدار استعمار غرب برای رخوت و رکود فرهنگی جوانان به وسیلۀ مظاهر فساد اشاره مینمایند و آن را مغایر پویایی فرهنگی مشرق و به خصوص ایران میدانند. از نگاه امام الگوی خودباوری شرق یکی از راههای پویایی و سرزندگی فرهنگ شرقی است و به همین جهت در وصیتنامۀ خویش خطاب به جوانان ایرانی میفرماید: «و بدانید که نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و آمریکا و شوروی کم ندارد اگر خودی خود را بیابد.»10
از نگاه امام خمینی(ره) فرهنگ خودی هر جامعه مناسبترین فرهنگ برای رشد و بالندگی آن جامعه است و تلاش در جهت هرچه پربارتر کردن این فرهنگ موجب استقلال فرهنگی خواهد شد.11 در ادبیات امام فرهنگ غرب، ویرانگر فرهنگ شرقی است ولی با این وجود امام بر اخذ وجوه مثبت فرهنگ غربی تکیه دارد. خودباوری فرهنگی در اندیشة امام یک اصل اساسی است.
بنابراین برای پویایی فرهنگی باید نظم و انسجام فرهنگی و یک مهندسی دقیق را طراحی نماییم سپس با برنامهریزی و مدیریت فرهنگی آن هدف مهم را محقق سازیم.
6. مهندسی فرهنگی رمز ساختن کشور اسلامی
فرهنگ هر جامعه بسته به نوع آرمان، چشمانداز، ماموریتها و وظایف متفاوت میباشد. برای پدید آوردن هرگونه دگرگونی در درون یک جامعه ضرورت دارد ابتدا فرهنگ توانمندی، پدید آید؛ آنگاه افراد جامعه برای پذیرش دگرگونی آماده و سازگار گردند؛ و هر دگرگونی را در راستای اصلاح و تقویت جامعه و رسیدن به الگوی مدینه فاضله، پیشرونده و روز به روز نوشونده بدانند. رهبر معظم انقلاب درباره ایجاد کشور اسلامی و وظیفه نسل امروز چنین میفرماید: «برای اینکه تفکر انبیاء در جامعه پیاده شود، یک حرکت بلندمدت و طولانی لازم بود. این انقلاب با این هدف به وجود آمد. جامعۀ اسلامی، کشور اسلامی، نه فقط دولت اسلامی، نه فقط تشکیل یک نظام اسلامی، بلکه تشکیل یک واقعیت و یک مجموعه مردمی که براساس تعالیم اسلام ـ که لب لباب تعالیم انبیاء است ـ زندگی میکنند و آثارش را احساس میکنند. این هدف ماست. خوب، ما به این هدف هنوز نرسیدیم، توقع هم نبود که در ظرف سی سال برسیم. این هدف، هدف خیلی طولانی مدتی است. باید تلاش کرد، باید کار کرد تا به این هدف رسید؛ شما مسئولیتتان این است. مأموریت این نسل این است؛ کشور و ملتتان را به آن جایگاهی که معنایش این باشد که یک جامعۀ اسلامی به معنای واقعی تشکیل شده، برسانید. این را الگو کنید. این میشود بزرگترین وسیله برای گسترش این فکر و گسترش این تجربه در عالم؛ این مأموریت این نسل است که در تصور و در جنبۀ نظری، چیز مشکلی نیست. البته کار، کار بسیار دشواری است. همان تحرک جوانی، همان انگیزۀ جوانی را لازم دارد. با تلاش فراوان جهادی که حالا گفتهایم و عرض میکنیم. هدف این است: ما کشور اسلامی میخواهیم. کشور اسلامی وقتی تشکیل شد، معنایش این است که دنیای مردم آباد خواهد شد، نه به معنای آبادیای که در نظامهای مادی وجود دارد.)12
7. مهندسی فرهنگی ضامن پیشرفت همراه با عدالت
دهه پیش روی جامعه ما با تدبیر رهبر معظم انقلاب بنام «دهۀ پیشرفت و عدالت» نامیده شده است. بیانات ایشان در مورد این موضوع سرشار از مضامین و رهنمودهای فرهنگی است که برای دستیابی به این آرمان باید با تحلیل ویژگیها، عناصر و عوامل اصلی آن را محقق نمائیم. رهبر معظم انقلاب در رهنمود خود در این باره، عناصر اصلی تحقق این دهه را اینگونه برمیشمارد:
1. حضور نسل جوان تحصیلکرده.
2. عنصر دیگر، تجربه نخبگان و مسئولان.
3. عنصر دیگر، زیرساختهای کشور در زمینۀ ارتباطات، در زمینۀ ارتباطات، در زمینۀ مواصلات، در زمینۀ تحقیقات علمی و در زمینۀ ساخت و سازها.
معظمله در ادامه رهنمودهاشان مبانی نظری خود را درباره مفاهیم اصلی این موضوع اینگونه بیان کردهاند:
مقصود ما از پیشرفت چیست؟
1) پیشرفت در یک جهتِ محض نیست.
2) مقصود از پیشرفت، پیشرفت همهجانبه است، پیشرفت در تولید ثروت ملی، پیشرفت در دانش و فناوری، پیشرفت در اقتدار ملی و عزت بینالمللی، پیشرفت در اخلاق و در معنویت، پیشرفت در امنیت کشور هم امنیت اجتماعی، هم امنیت اخلاقی، پیشرفت در ارتقای بهرهوری، پیشرفت در قانونگرائی و انضباط اجتماعی، پیشرفت در وحدت و انسجام ملی، پیشرفت در رفاه عمومی، پیشرفت در رشد سیاسی، پیشرفت در مسئولیتپذیری، پیشرفت در عزم و ارادۀ ملی.13 اما همانطور که از عنوان این دهه برمیآید پیشرفت یک روی سکه و در واقع نیمی از هدف و بعد فیزیکی آن است. از این رو میفرماید:
پیشرفت اگر با عدالت همراه نباشد، پیشرفتِ مورد نظر اسلام نیست. اینی که ما تولید ناخالص ملی را، درآمد عمومی کشور را به یک رقم بالائی برسانیم، اما د رداخل کشور تبعیض باشد، نابرابری باشد، عدهای آلاف و الوف برای خودشان داشته باشند، عدهای در فقر و محرومیت زندگی کنند، این آن چیزی نیست که اسلام میخواهد؛ این آن پیشرفتی نیست که اسلام میخواهد؛ این آن پیشرفتی نیست که مورد نظر اسلام باشد.14
و در بیان دیگر میفرماید:
همیشه در دلِ ساخت حقوقی، یک ساخت حقیقی، یک هویت حقیقی و واقعی وجود دارد؛
او را باید حفظ کرد. این ساخت حقوقی در حکم جسم است؛ در حکم قالب است، آن هویت حقیقی در حکم روح است؛در حکم معنا و مضمون است. اگر آن معنا و مضمون تغییر پیدا کند، ولو این ساخت ظاهری و حقوقی هم باقی بماند، نه فایدهای خواهد داشت، نه دوامی خواهد داشت؛ مثل دندانی که از داخل پوک شده، ظاهرش سالم است؛ با اولین برخورد با یک جسم سخت درهم میشکند. آن ساخت حقیقی و واقعی و درونی، مهم است؛ او در حکم روح این جسم است. آن ساخت درونی چیست؟ همان آرمانهای جمهوری اسلامی است: عدالت، کرامت انسان، حفظ ارزشها، سعی برای ایجاد برادری و برابری، اخلاق، ایستادگی در مقابل نفوذ دشمن؛ اینها آن اجزاء ساخت حقیقی و باطنی و درونی نظام جمهوری اسلامی است. اگر ما از اخلاق اسلامی دور شویم، اگر عدالت را فراموش کردیم، شعار عدالت را به انزواء انداختیم، اگر مردمی بودنِ مسئولان کشور را دست کم گرفتیم، اگر کسئولین کشور هم مثل خیلی از مسئولین کشورهای دیگر به مسئولیت به عنوان یک وسیله و یک مرکز ثروت و قدرت نگاه کنند، اگر مسئلهی خدمت و فداکاری برای مردم از ذهنیت و عمل مسئولین کشور حذف شود، اگر مردمی بودن، ساده زیستی، خود را در سطح تودهی مردم قرار دادن، از ذهنیت مسئولین کنار برود و حذف شود؛ پاک شود، اگر ایستادگی در مقابل تجاوزطلبیهای دشمن فراموش شود، اگر رودربایستیها، ضعفهای شخصی، ضعفهای شخصیتی بر روابط سیاسی و بینالمللی مسئولین کشور حاکم شود، اگر این مغزهای حقیقی و این بخشهای اصلیِ هویت واقعیت جمهوری اسلامی از دست برود و ضعیف شود، ساخت ظاهریِ جمهوری اسلامی خیلی کمکی نمیکند؛ خیلی اثری نمیبخشد و پسوند «اسلامی» بعد از مجلس شورا: مجلس شورای اسلامی؛ دولت جمهوری اسلامی، به تنهائی کاری صورت نمیدهد. اصل قضیه این است که مراقب باشیم آن روح، آن سیرت از دست نرود، فراموش نشود؛ دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و غالب. به روح، معنا و سیرت توجه داشته باشید. این، اساس قضیه است.15
بنابراین دهۀ پیشرو دارای بعد دیگری است؛ که در واقع شکلدهنده ذهن و رفتار عمومی جامعه است و حرکت جامعه و اندیشیدن و تصمیمگیری جامعه بر اساس آن است. از این رو معظمله عدالت و سایر فرهنگ اسلامی را یار و همراه همیشگی پیشرفت میداند و در اینباره میفرماید:
باید عدالت تأمین بشود. عدالت هم یک واژهی بسیار عمیق و وسیعی است که بایستی خطوط اصلی آن را جستجو و پیدا کرد. به نظر ما عدالت، کاهش فاصلههای طبقاتی است، کاهش فاصلههای جغرافیائی است.16 ایشان در باب فرهنگ پیشرفت که باید در تمام مسیر سرلوحه همه قرار گیرد الزامات و نمونههای عدالت را نام میبرد و میفرماید: یکی از مصداقهای عدالت، مبارزهی با فساد مالی و اقتصادی است که بایستی جدی گرفته شود.17 یک اقدام اساسی دیگر مبارزهی با اسراف، حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف، جلوگیری از ولخرجیها و تضییع اموال جامعه است؛18 چنانکه مشاهده کردیم لازمه پیشرفت منطبق با فرهنگ اسلامی، مهندسی، برنامهریزی و مدیریت فرهنگی است؛ تا در پایان دوره ده ساله مدنظر، هدف و آرمان دو وجهی «پیشرفت و عدالت» تحقق پیدا کرده باشد. از این رو معظمله برای تدوین الگوی توسعه ایرانی-اسلامی که رشد و بالندگی انسانها بر مدار حق و عدالت و دستیابی به جامعهای متکی بر ارزشهای اسلامی و انقلابی و تحقق شاخصهای عدالت اجتماعی و اقتصادی در دورۀ پنجسالۀ آینده است، توصیههایی به قوای سهگانۀ کشور دارند که اولین آن تکمیل و اجرای طرح مهندسی فرهنگی کشور و تهیۀ پیوست فرهنگی برای طرحهای مهم است.19