مصاحبه و تنظیم : دکتر رحمن قهرمانپور
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مساله فلسطین همواره از الویتهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده است. حتی روی کار آمدن دولتهای متعدد نتوانست از میزان توجه جمهوری اسلامی ایران به این مساله بکاهد با این حال با روی کار آمدن دولت نهم، به فلسطین و حقوق فلسطینیها توجه بیشتری شد. یکی از سیاستهای اساسی ایران در قبال گروههای فلسطینی، تلاش در جهت حمایت از وحدت داخلی این گروهها بوده است؛ تلاش سازندهای که غربیها و بعضی کشورهای غربی منطقه آن را برنمیتابد. اهمیت مساله فلسطین در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ما را بر آن داشت تا مصاحبهای با دکتر غضنفر رکن آبادی—سفیر ایران در لبنان—داشته باشیم.
* سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال مساله فلسطین تا چه حد ریشههای ایدئولوژیک دارد و تا چه حد واقعبینانه است؟ چون بعضیها معتقدند سیاست ایران در قبال مساله فلسطین بیشتر از آنکه واقعگرایانه باشد، ایدئولوژیک و آرمانگرایانه است؟
** از آنجا که فرصت بحث نظری در این مورد وجود ندارد، اجازه دهید بدون پرداختن به این بحث به پرسش شما پاسخ دهم. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تاکنون چهار مرحله یا چهار رویکرد را تجربه کرده است که به ترتیب عبارتند از: 1) سیاست خارجی فعال و تهاجمی با دید آرمانگرایانه مبتنی بر صدور انقلاب—با محور قرار دادن توسعه فرهنگی—که تا پایان جنگ تحمیلی و رحلت امام خمینی (ره) ادامه داشت.2) سیاست خارجی تدافعی توأم با عدم انعطاف پیرامون اصول. این رویکرد محتاطانه و در بسیاری از موارد عملگرایانه بود اما در آن آرمانها کنار زده نشدند. این دوره که مقطع زمانی سال 1368 تا 1376 (پایان دوره سازندگی) را در برمیگیرد، مقارن با دو دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی است. در این دوره توسعه اقتصادی در کشور محو بود و دولت سازندگی در سطح منطقهای سیاست تنشزدایی را پیگیری میکرد. به دلیل بعضی مشکلات ایجاد شده بر اثر سیاست خارجی فعال دوره گذشته، رویکرد عملگرایانهتری در سیاست خارجی اتخاذ شد که به تنشزدایی معروف است. واقعبینانهتر عمل کردن در مساله صدور انقلاب و ارتباط با نهضتهای آزادیبخش مهمترین نتایج این سیاست خارجی بود. 3) در دوره سوم هم که از سال 1376 تا سال 1384 ادامه پیدا کرد و مقارن با ریاست جمهوری آقای خاتمی بود، شاهد تغییر در رویکردهای سیاست خارجی بودیم. در این مرحله که رویکرد ادغام در جامعه جهانی تعقیب شد و دوران توسعه سیاسی نام گرفت، سیاستهای فعال و تهاجمی کمرنگ شدند و تا سال 1384 سیاست خارجی هر چه بیشتر به سمت سیاستهای انفعالی پیش رفت. 4) از سال 1384 تاکنون هم سیاستهای فعال و تهاجمی در دستور کار سیاست خارجی قرار گرفته است. البته این سیاست فعال و تهاجمی با دیدی واقعگرایانه و با توجه به تجربیات بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی علیه چالشهای چهارگانه غرب (حقوق بشر، تروریسم، سلاحهای کشتار جمعی و صلح خاورمیانه) پیگیری میشود.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال مساله فلسطین با انتقادهایی از سوی بعضی کشورها همراه بوده است. یکی از انتقادهایی که وارد میشد، این بود که شما فقط مخالف روند صلح هستید اما راهحل و طرحی برای مساله فلسطین ارائه نمیدهید. در پاسخ به این انتقادها باید گفت که جمهوری اسلامی ایران از حدود 15 سال پیش، طرح خود را برای حل مساله فلسطین ارائه کرد که همان طرح مردمسالارانه برگزاری رفراندوم در سرزمینهای اشغالی بود. این طرح شامل چهار مرحله است و منجر به تشکیل یک دولت واحد برخاسته از اراده مردم میشود. البته نباید فراموش کرد که جمهوری اسلامی ایران اساسا رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمیشناسد که برای صلح آن با فلسطینیها
طرح ارائه داد. از این رو طرح جمهوری اسلامی ایران با در نظر گرفتن همین فرض ارائه شده است. این یک طرح دیپلماتیک دموکراتیک بود اما کشورهای مختلف به خصوص غربها از این طرح استقبال نکردند. دلیل آنها این بود که نتیجه این طرح تشکیل یک دولت در کل سرزمین فلسطینی است که رژیم صهیونیستی آن را قبول نمیکند اما هدف اصلی جمهوری اسلامی ایران از ارائه این طرح، تاکید بر جنبههای واقعبینانه سیاست خارجی خود در قبال مساله فلسطین بود. با ارائه این طرح، ما نشان دادیم که برای برقراری آرامش در منطقه طرحی عملی داریم. من معتقدم سیاست خارجی ما در قبال فلسطین همانگونه که دلایل انسانی و اسلامی دارد، واقعگرایانه هم هست اما طبیعی است که همچون تعریفی که غربیها از واژههای مختلف از جمله واقعگرایی—بر اساس منافع و مصالح خویش – دارند، طرح جمهوری اسلامی ایران را برنتابند و به رغم مردمسالارانه بودن این طرح بر اساس معیارهای دموکراتیک غرب نسبت به آن سکوت کنند و خجولانه از کنار آن بگذرند.
* موضع رسمی ما در قبال اختلافات داخلی گروههای فلسطینی یعنی فتح و حماس چیست؟ به نظر میرسد جمهوری اسلامی ایران نوعی سیاست سکوت همراه با انتظار را در این مورد در پیش گرفته است؟
** موضع رسمی ما در قبال اختلافات داخلی گروههای فلسطینی، تاکید بر حفظ وحدت داخلی، جلوگیری از خونریزی در داخل فلسطین و متوجه کردن لبه تیز پیکان مقاومت به سوی رژیم صهیونیستی است. طبیعی است که وجود اختلافات باعث میشود جبهه مقاومت نتواند به صورت یکپارچه در برابر زیادهخواهیهای رژیم اشغالگر بایستد.
* آیا جمهوری اسلامی ایران برای نزدیکتر کردن گروههای فلسطینی به یکدیگر کاری عملی انجام داده است؟
** جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده آماده هر نوع همکاری برای ایجاد وحدت در میان گروههای فلسطینی است. در همین راستا، این گروهها برای همبستگی و تفاهم هر چه بیشتر با یکدیگر در تهران حضور یافتند. نشست رهبران رده اول گروههای مبارز فلسطینی در هشتم اسفند 88 در تهران، نشستی بسیار موفق در جهت وحدت و تحکیم هر چه بیشتر همبستگی گروههای فلسطینی با یکدیگر بود. اعلامیه مشترک پایانی این نشست که در آن رهبران گروههای مختلف آمادگی خود را برای استمرار مقاومت علیه سیاستها و اقدامات تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی اعلام کردند، بسیار مهم بود و در عرصه عمل باعث کاهش تهدیدات رژیم صهیونیستی علیه منطقه شد. رژیم صهیونیستی پیش از این نشست، تبلیغات زیادی را درباره احتمال حمله به مقاومت فلسطین، لبنان، سوریه و همچنین جمهوری اسلامی ایران به راه انداخته بود که بعد از برگزاری این نشست بلافاصله پس از نشست سه جانبه احمدینژاد—بشار اسد—نصرالله در دمشق، مواضع صهیونیستها تا حد قابل توجهی تعدیل شد.
* موضع ما در قبال گروه فتح چیست؟
** فتح به عنوان یک گروه مبارز فلسطینی همواره مورد تایید جمهوری اسلامی ایران بوده است. البته همه گروههایی که مخالف توافقنامه اسلو هستند، مورد تایید هستند ولی به دلیل وجود دیدگاههای مختلف در داخل فتح درباره نحوه تعامل با طرف صهیونیستی، این گروه دچار انشعاباتی شده است. به عنوان مثال سرهنگ ابوموسی، شاخه انتفاضه فتح را رهبری میکند و به انتفاشه و قیام مسلحانه برای رهایی فلسطین و آزادی کلیه سرزمینهای اشغالی – اعم از سرزمینهای اشغالی سال 1967 و 1948—معتقد است. شاخه دیگری هم به مقاومت بدون سلاح باور دارد. معیار اصلی ما در نزدیکی یا دوری از یک گروه درموضوع فلسطین، میزان نزدیکی آنها به رژیم صهیونیستی است. ما همواره روی این معیار تاکید کردهایم. در ارتباط با دولتها هم این معیار وجود دارد. هر دولتی که به رژیم صهیونیستی نزدیکتر شود، در واقع فاصله خود را با جمهوری اسلامی ایران بیشتر کرده است. ما همواره کردهایم از تشکیل دولت در هر وجب از خاک فلسطین حمایت میکنیم؛ مشروط به اینکه این امر به معنای به رسمیت شناخته شدن رژیم اشغالگر و چشمپوشی از دیگر اراضی تحت اشغال نباشد. سفیر فلسطین در تهران از بنیانگذاران و اعضای قدیمی فتح است و دیگر مسؤولان فتح هم به مناسبتهای مختلف به تهران سفر کردهاند.
* دیدگاهی که مخصوصا در میان اعراب سکولار رایج بوده، این است که جمهوری اسلامی ایران از مساله فلسطین استفاده ابزاری کرده و آن را به مستمسکی برای رقابت خود با رژیم صهیونیستی در منطقه تبدیل کرده است. نظر شما چیست؟
** حمایت جمهوری اسلامی ایران از مردم فلسطین به خاطر ارزشهای انسانی و اسلامی است اما در عالم واقع وقتی سیاستی اجرا میشود، بازخوردهایی هم دارد. رژیم صهیونیستی آشکارا و پنهانی، علیه منافع جهان اسلام و به طور کلی انسانیت عمل میکند که منافع ملی جمهوری اسلامی هم جزئی از آن است.
از این رو ممکن است حمایت ما از گروههای فلسطینی آثار مثبتی هم بر امنیت ملی داشته باشد اما دلیل حمایت از آرمان فلسطین، الهام گرفتن ما از اصل وارده در قانون اساسی مبنی بر حمایت از مسائل عادلانه و مستضعفان و مسلمانان در برابر ظالمان و ستمگران است معتقدم نباید به صرف تبلیغات غربیها بعضی سیاستها را اتخاذ کنیم یا کنار بگذاریم. ما رژیم صهیونیستی را تهدیدی نه تنها برای منطقه بلکه برای کل نظام بینالملل میدانیم که صلح جهانی را در معرض خطر جدی قرار داده است و از آنجا که یکی از ماموریتهای اصلی سازمان ملل، مقابله با تهدیدات علیه صلح جهانی است، معتقدیم سازمان ملل باید با اقدامات رژیم صهیونیستی مقابله کند و در این راستا وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران موضوع جنایت علیه مردم غزه و فلسطین را از نظر حقوقی به گونهای جدی در مجامع و سازمانهای بینالمللی پیگیری میکند. اقدامی که قوه قضائیه در شکایت حقوقی از رژیم صهیونیستی انجام داد و خواستار تعقیب مقامات جنایتکار رژیم صهیونیستی شد، تاثیر مثبتی در جهان اسلام داشت. به همین دلیل ما مساله فلسطین و جنایتهای رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیها را بیشتر در چهارچوب منافع و امنیت جهان اسلام میبینیم. البته معتقدیم در برخورد با تهدیدهای رژیم صهیونیستی باید با زبانی حرف بزنیم که محافل جهانی آن را بپذیرند. پیشتر این تفکر وجود داشت که جنایات رژیم صهیونیستی واضح و آشکار است و رسانهها آنها را نشان میدهند و دیگر نیازی به جمعآوری اسناد حقوقی نیست و آنچه در رسانهها در خصوص جنایتهای صهیونیستها منتشر میشود بهترین سند است، اما از چند سال پیش سازمانهای مردم نهاد فلسطینی با همکاری دیگر گروهها و نهادها، جمعآوری اسناد حقوقی در خصوص جنایتهای صهیونیستها را در دستور کار خود قرار دادهاند که این امر نتایج و بازتابهای خوبی داشته است.
* اختلاف کنونی اوباما و نتانیاهو دربارۀ نحوه برخورد با ایران چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا این اختلاف واقعی است یا صرفا ظاهرسازی است؟
** معتقدم منافع بنیادین آمریکا و رژیم صهیونیستی با هم تفاوتی ندارد. بهتر بگویم رژیم صهیونیستی یک آمریکای کوچک در منطقه است و اصلا نمیتوان سیاستهای این دو را از هم تفکیک کرد. درباره ایران هم آنها از اصول مشترکی پیروی میکنند. هدف آنها از این سیاست آن است که جمهوری اسلامی ایران منافع آنها را تهدید نکند. ایالات متحده و رژیم صهیونیستی تنها بر سر ساز و کار برخورد با ایران اختلاف دارند. اوباما معتقد است در شرایط کنونی روند صلح و سپس برخورد با ایران باید اولویت اصلی باشد. به باور وی حل مساله صلح میتواند ایران را در عرصه سیاسی ـ تبلیغاتی خلع سلاح کرده و برخورد با آن را راحتتر کند اما صهیونیستها معتقدند که مساله ایران برای آنها مساله مرگ و زندگی است. ایران هر روز قویتر از دیروز میشود. بنابراین اولویت اصلی صهیونیستها به تعویق انداختن پیشرفتهای جمهوری اسلامی در برنامه هستهای است.
* آیا درباره شهرکسازی در سرزمینهای اشغالی، اختلاف ایالات متحده و رژیم صهیونیستی جدی است؟
** خیر. از چهار مساله مهم فلسطینی یعنی سرنوشت بیتالمقدس، مساله آوارگان، مرزهای دولت فلسطینی و سرانجام ساخت شهرکهای یهودینشین، آمریکا روی کم اهمیتترین آنها یعنی شهرکسازی تاکید میکند، در حالی که دیگر مسائل به مراتب اهمیت بیشتری دارند. در حالی که قطعنامه 1465 ـ که به دلیل قطعی دانستن رسمیت رژیم صهیونیستی مورد تایید جمهوری اسلامی ایران نیست ـ شورای امنیت به صراحت خواستار برچیده شدن شهرکهای یهودینشین ساخته شده از سال 1967 به این سو شده اما تاکنون رژیم صهیونیستی به این درخواست جواب مثبت نداده است. از طرف دیگر و جالب تر این است که اوباما خواهان عدم توسعه شهرکهای یهودینشین است نه برچیدن آنها؛ یعنی از رژیم صهیونیستی میخواهد شهرکهای جدیدی نسازد، نه اینکه شهرکهای ساخته شده را برچیند. جای تعجب است که بر سر زمان توقف ساخت شهرکهای جدید هم بحث میشود؛ حال آنکه این کار از اساس مغایر با مقررات و قواعد شناخته شده حقوق بینالملل است. باید توجه داشت که نتانیاهو ـنخستوزیر رژیم صهیونیستی ـ حتی این موضوع را هم قبول ندارد.