تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۹۰ - ۰۷:۱۱  ، 
کد خبر : ۲۳۰۸۸۹

واکنش 4 وجهی آمریکا به موج بیداری اسلامی


آمریکا در شرایط کنونی برای بقای خویش با توجه به چالش‌های اخیر، به دنبال احیای قدرت خود در نظام منطقه‌ای خاورمیانه است. در این راستا به نظر می‌رسد سیاست خارجی آمریکا در قبال موج بیداری اسلامی، چهار موضوع را در دستور کار خود قرار داده است.
همانطور که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند تحولات منطقه، مردمی، اسلامی و آمریکا ستیز است و به عبارتی این تحولات یک "نه" بزرگ به سیاست‌های آمریکا در منطقه بوده است. بر این اساس اولین پیامدی که روی کار آمدن اسلام گرایان انقلابی دارد، محدود ساختن دخالت‌های آمریکا در منطقه خواهد بود؛ و این مسئله به معنی آن است که پایه‌های سیاست خارجی آمریکا در منطقه یعنی "تداوم هژمونی"، "امنیت اسرائیل" و "امنیت انرژی" با چالش مواجه خواهند شد.
اعتقاد نئورئالیست‌ها بر این است که نبود اقتدار مرکزی در نظام بین الملل، انباشت قدرت را به دولت‌ها تحمیل می‌کند و همچنین دولت‌ها باید قبل از هرچیز برای بقای خویش به دنبال امنیت باشند. ایالات متحده نیز در شرایط کنونی برای بقای خویش با توجه به چالش‌های اخیر، به دنبال احیای قدرت خود در نظام منطقه‌ای خاورمیانه است. در این راستا به نظر می‌رسد سیاست خارجی آمریکا در قبال موج بیداری اسلامی، چهار موضوع را در دستور کار خود قرار داده است:
1- تقویت متحدان پیشین در منطقه: ایالات متحده در منطقه دوستانی بالفعل دارد که ابزارهای کنونی آمریکا برای اعمال سیاست‌های آمریکا به شمار می‌روند. از این رو حداکثرسازی حسن روابط، می‌تواند تأثیر بسزایی در تداوم برتری آمریکا داشته باشد. بعلاوه این روند، مورد علاقه این متحدان نیز می‌باشد.
"قطر" ماه گذشته یک سند همکاری با آمریکا امضا کرد. "بحرین" نیز شاهد تمدید حضور پایگاه نظامی آمریکا بود. "عربستان" هم که این روزها محل تردد دیپلمات‌های آمریکایی است. ایجاد پایگاه ناتو در "ترکیه" نیز در راستای حضور حداکثری آمریکا قابل تحلیل است. در مقابل، تلاش این متحدان در مسائل "سوریه" یکی از مواردی است که در راستای سیاست‌های ایالات متحده صورت می‌پذیرد. در مجموع حداکثرسازی در حسن روابط با متحدان و دوستان می‌تواند در حیات جایگاه آمریکا موثر باشد.
2- ایجاد متحدان جدید: کشورهایی که نظام سیاسی آنها تغییر کرده است به نوعی هم می‌توانند فرصتی برای تداوم برتری آمریکا باشند و هم می‌توانند به یک چالش برای این کشورتبدیل شوند. مثلا "مصر" در صورت ادامه روند لیبرال و سکولار حکومت مبارک در دوره جدید، می‌تواند امنیت اسرائیل را که اهمیت ویژه‌ای برای آمریکا دارد، برقرار نماید. از این‌رو بحث "به انحراف کشاندن انقلاب ها" مطرح می‌شود و به همین دلیل آمریکا تلاش دارد ملی گراها و لیبرال‌ها را بر سرکار بیاورد.
"رابرت سات لوف" مدیر موسسه سیاست‌های خاور نزدیک واشنگتن در جلسه‌ای در یکی از کمیته‌های مجلس نمایندگان آمریکا، از دولت آمریکا خواسته است تا بر شورای عالی نیروهای مسلح مصر فشار بیاورد تا قوانینی تصویب کند که از ورود اسلام گراها به حکومت مصر ممانعت کند.
آمریکا همچنین تلاش می‌کند به وسیله ارتباط با سران فعلی در کشورهایی مثل مصر و تونس، سیاست‌های خود را در این کشورها اعمال نماید. در همین راستا چند روز قبل هیلاری کلینتون با "مراد موافی" رئیس سازمان اطلاعات مصر در واشنگتن دیدار کرد. همچنین خبرگزاری فرانسه نیز خبر داد که کاخ سفید در بیانیه‌ای اعلام کرده است که "باراک اوباما" رئیس‌جمهور آمریکا، در تاریخ هفتم اکتبر(15 مهرماه) میزبان "باجی قائد سبسی" نخست‌وزیر موقت تونس در واشنگتن بود. "جی کارنی" سخنگوی کاخ سفید در این بیانیه گفت: "اوباما در طول دیدار خود با باجی قائد سبسی حمایت قاطع آمریکا از گذار تاریخی به سمت دموکراسی در تونس را مطرح کرده است."
البته دیپلماسی عمومی آمریکا نیز تلاش دارد با مردم این کشورها ارتباط برقرار کند و به عنوان مثال، خانم کلینتون در دیدار با موافی خطاب به مردم مصر پیشنهاد حمایت مالی را مطرح نمود.
3- حذف ادعای دموکراسی‌خواهی درقبال کشورهای دوست در منطقه: پیرو مباحث بنیاد گرایی و مبارزه با تروریسم و پس از وقایع 11 سپتامبر، ایالات متحده با طرح خاورمیانه بزرگ، دموکراتیزاسیون را به عنوان سیاست خاورمیانه‌ای خود اعلام نمود. اما اکنون اینگونه مسائل در کشورهای دوست آمریکا، تقریباً به حاشیه رفته است؛ چرا که تداوم این بحث‌ها می‌تواند به پیروزی اسلامگرایان منجر شود و دوستان واشنگتن را تضعیف کند.
سکوت در قبال مسائل عربستان و همچنین در برابر حمایت این کشور از دولت بحرین یا مهم‌تر از اینها سکوت رسانه‌های غربی درباره مسئله بحرین غیر قابل پذیرش است. علاوه بر این موارد غرب در مراحل آغازین این تحولات از "مبارک" حمایت و یا پذیرای نماینده ویژه "قذافی" در انگلیس بودند. در آن زمان "لیام فاکس" وزیر دفاع انگلیس، در کنفرانس مطبوعاتی خود در دبی گفت: "هدف عملیات نیروهای ناتو، تغییر نظام لیبی نیست، بلکه حفاظت از غیرنظامیان است."
درمجموع با توجه به این که منافع ایالات متحده در منطقه به خطر افتاده است، اکنون تداوم تاکید بر ارزش‌هایی نظیر دموکراسی، فاقد ارزش است.
4- تضعیف مخالفان آمریکا در منطقه بویژه منزوی کردن ایران: در کنار تقویت متحدان پیشین و ایجاد متحدان جدید، تضعیف مخالفان، بویژه ایران بیش از پیش در دستور کار سیاست خارجی آمریکا قرار گرفته است. سابق بر این روابط ایران و ترکیه در حال رشد و گسترش بود و در واقع این روابط برای طرفین بسیار اهمیت داشت. اما به نظر می‌رسد آمریکا با فشار بر ترکیه، علاوه بر استفاده از این کشور در سیاست خاورمیانه‌ای خود، سعی در دور شدن آن کشور از ایران داشته باشد.
در واقع ترکیه و آمریکا امروز به یکدیگر نیازمندند. ترکیه به اشتباه احساس می‌کند در بحث نفوذ در "قفقاز" و همچنین در "عراق" و... به آمریکا نیازمند است. همچنین در ایجاد امنیت در مرزهای خود و مقابله با پ.ک.ک واقع در شمال عراق نیاز به حمایت آمریکا دارد. به عنوان مثال در یکی از موارد، این کشور از آمریکا چندین هواپیمای بدون سرنشین از نوع "پریدیتر" درخواست کرده است تا در خاک این کشور مستقر شود تا با کمک آن عملیات ضد ترور را در شمال عراق انجام دهد.
در مقابل آمریکا نیز با استفاده از نیاز متقابل ترکیه و از سوی دیگر با استفاده از گرایش‌های باصطلاح عثمانی گرایی این کشور، سیاست‌های خود را از طریق این کشور اعمال می‌نماید و به عبارتی درمرحله نخست، روابط ایران و ترکیه را دچار کندی می‌کند.
از سوی دیگر، آمریکا با تشدید چالش در "سوریه" و جدا کردن آن از محور مقاومت، سعی می‌نماید با تضعیف این کشور، ایران را از وجود یک دوست راهبردی محروم نماید. بنابراین منزوی کردن ایران نیز می‌تواند به عنوان بخش مهم سیاست خاورمیانه‌ای جدید آمریکا به شمار بیاید.
علاوه بر این سوریه و تلاش‌های آمریکا در قبال آن، در موضوعی جدا نیز قابل طرح است. بدین مضمون که سوریه که به عنوان یک چالش در امنیت اسرائیل قلمداد می‌شده است امروز هم از ناحیه آمریکا بطور مستقیم و هم بواسطه متحدان منطقه‌ای‌اش از جمله عربستان تضعیف می‌شود هر چند این طرح در حال شکست کامل است.
در مجموع با وجود اینکه تحولات اخیر فرصتی را برای مردم منطقه فراهم کرده است تا بتوانند با دخالت‌های کمتر از جانب عناصر خارجی، امورات خود را ساماندهی کنند، اما آمریکا تمام تلاش خود را در جهت افزایش قدرت و همچنین بقای خود در منطقه بکار گرفته است. از این جهت نیاز به آگاهی بخشی درباره ماهیت استکباری آمریکا در افکار عمومی مناطقی که با تحولات مرتبط هستند (بویژه مصر) بیش از پیش احساس می‌شود. چرا که از این طریق، علاوه بر کوتاه کردن دست بیگانگان از منطقه به نوعی دوستان جدید برای ایران ایجاد خواهد شد. در واقع این تحولات هم می‌توانند امنیت‌زدا بوده و هم می‌توانند امنیت‌زا باشند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات