* اتحاد و ائتلاف، خبر نوید بخشی در سیاست داخلی کشورمان که ناملایماتی را پشت سر گذاشته است به شمار می رود. به عنوان اولین سوال از سیاست داخلی کشور، به نظر شما اتحاد اصولگرایان در غالب گروه 8 + 7، چگونه میتواند در وحدت بین اصولگرایان موثر باشد؟
** سازوکاری که اصولگرایان در این دوره برای ائتلاف به آن رسیدند، در گذشته در قالب 5+1 آزمایش شده بود و جواب مثبت خود را در انتخابات مجلس هفتم و بعد از آن داده و ضعفهایش نیز تا اندازهای مشخص گردید. با استفاده از آن تجربه، ساز و کار جدید با حضور پررنگتر جامعتین شکل گرفت و به نظر میرسد که این سازوکار هم به لحاظ تجربه و هم به لحاظ تعمیمی که تقریباً به اکثریت جبهه اصولگرایان داده است، موفقترین سازوکار برای ائتلاف اصولگرایان باشد و میتواند تضمین کننده موفقیت اصولگرایان در انتخابات آینده تلقی شود، مشروط بر آن که آنان که پای کار هستند و اکثریت اصولگرایان را تشکیل میدهند، با همین محوریت جامعتین، منسجم و با وحدت کلمه کار را به پیش برده و در گفتمانسازی و اجرا و استفاده از ظرفیت غنی اصولگرایان در عرصه انتخابات درست عمل نمایند و به طور کلی مدیریت خوبی بر آن حاکم باشد. لذا ما فکر میکنیم که این ائتلاف، براساس تجربه گذشته، تقریباً کیفیترین ائتلافی است که تاکنون در معادلات سیاسی کشور رخ داده است.
* آقای ترقی، برخی به مفهوم وحدت، بخصوص تا پیش از انتخابات به عنوان ابزار مینگرند، در حالی که این مفهوم در ماهیت خویش به مثابه یک هدف در مانیفست اصولگرایان است که لازم است بعد از انتخابات حفظ شده و حتی تحقق کاملش در آن مقطع پیگیری شود. شما چه نشانههایی در این ائتلاف میبینید که معنای دوم، یعنی وحدت به عنوان هدف از آن متبادر شود؟
** وحدت اصولگرایان به معنای کنار گذاشتن دیدگاهها و سلایق و نظرات مختلف اصولگرایان نیست بلکه، تکیه بر روی نقاط اشتراکی است که همه آن را قبول دارند و تکیه بر روی آن میتواند نوعی حرکت همافزایی را در مجموعه پدید آورد. بهطور طبیعی آنچه که مقصود رهبری از وحدت بین نیروهای انقلاب است کوتاه نیامدن در پشتیبانی از اصول و آرمانهای انقلاب است اما در اینکه روش تحقق آرمانهای انقلاب در میان جریانات مختلف همچون روحانیت مبارز، موتلفه و جبهه پایداری متفاوت است، خلاف وحدت نمیباشد، بلکه روحیه آن که ما بتوانیم این دیدگاهها را کنار هم بگذاریم و از آن، یک نظر واحدی منبعث از همه این دریافتها را پدید آوریم، مهمترین راه حفظ وحدت است، به گونهای که همه نظرات خود را طرح نمایند ولی جمعبندی نهایی را به عنوان نظر اکثریت بپذیرند، این منطقیترین راه است. اما اینکه جلوی اظهارنظرهای مخالف گروهی گرفته شود یا اجازه تحمیل نظر گروهی بر نظر دیگران داده شود، پذیرفته شده نیست. بنابراین به نظر میرسد این نوع ائتلاف که یک شورای داوری و هیات اجرایی برای آن در نظر گرفته شده است باعث میگردد، حرکت در چارچوب و اصول تعیین شده به شکل مکمل، مراقبت و اجرا شده و نظرات همه اصولگرایان از طیفهای مختلف با اختلاف سلیقههایی که دارند در یک جا متمرکز شده و مورد استفاده قرار گیرد.
* شما به این اعتقاد دارید که برخی از گروهها در میان اصولگرایان دارای نگاهی ابزاری به این ائتلاف هستند؟
** بله، ما در بین اصولگرایان، اصولگرای 100درصد هم داریم، اصولگرای 50درصد هم داریم، بنابراین فردی که اصولگرای 50درصد است، ممکن است نگاهش ابزاری باشد. ممکن است سلایقش متفاوت باشد، بنابراین لازم است با سعه صدر این مجموعه را کنار هم قرار داد و در این ائتلاف ذینفعشان کرد تا بتوانند اکثریت مجلس آینده را بهدست آورند.
* اختلالات در شکلگیری و فعالیت اتحاد اصولگران 7+ 8 را از کدام ناحیه میدانید؟
** بخشی از این اختلالات بیرونی است که از ناحیه مخالفین ماست و از طریق تشدید و بزرگنمایی اختلافات درونی این کار را انجام میدهند. یکسری هم غضنفرهایی در داخل هستند که در حرف زدن و موضعگیری، منافع و مصالح کل اصولگرایان را لحاظ نمینمایند و عواقب آن را نمیبینند؛ این دسته، بدون نیت اما با کج سلیقگی منجر به ایجاد اختلال میشوند.
* در حال حاضر جریان اصلاحطلب، ائتلاف بزرگ اصولگرایان 7 + 8، جبهه پایداری و جریان موسوم به جریان انحرافی، از جریانات سیاسی فعال در انتخابات پیشرو هستند. ائتلاف 7 + 8 در کنار همه مزایای گفته شده، خواسته یا ناخواسته باعث تمایزبخشی و هویتزایی به جریان انحرافی و جبهه پایداری میگردد، کما اینکه به نظر میرسد جریان انحرافی نسبت به بروز چنین تمایزی، حداقل در مقابل بخشی از افکار عمومی بیرغبت نمیباشد. آیا در مورد جلوگیری از چنین بهرهبرداریهایی از سوی این جریانات، اندیشیده شده است؟
** به هر حال، رقابت ما در انتخابات یک رقابت سه قطبی میباشد، قطب اصولگرایان، جریان آقای مشایی و اصلاحطلبان تشکیلدهنده این سه قطب هستند. در صورتی که اصلاحطلبان بتوانند در عرصه سیاسی با قدرت وارد شوند و شخصیتهای ذینفوذی را داشته باشند که در عرصه انتخابات بتوانند موج آفرین باشند، به طور طبیعی اختلافنظر 20 - 10 درصدی که بین اصولگرایان و جبهه پایداری در مصداقها وجود دارد، که به نظر برخی نیز ممکن است بسیار نگرانکننده باشد کاملاً پوشش داده میشود، بدین صورت که ممکن است آنها لیستی جداگانه ارائه کنند که از ٣٠ نفر، ٢٥ نفر مشترک و 5 نفر از آنها باشد، این مشکلی را بهوجود نمیآورد، در سطح کشور نیز همینگونه خواهد بود چون اکثریت تا بیش از 80درصد از لیست، مشترک است اما اگر اصلاحطلبان بهعنوان رقیب اصلی، به شکل ضعیف وارد شوند، رقابت بین جبهه پایداری و جریان آقای مشایی در انتخابات با اصولگرایان جدیتر میشود.
* همینجا بفرمایید که پیشبینیتان چگونه است؟ آیا این فرضیه دوم را محتمل میدانید؟
** بله ممکن است. البته من معتقدم که حضور اصلاحطلبان جدی است و نباید آن را ضعیف تصور کرد، جبهه پایداری هم با مقداری تاخیر اما در نهایت به اتحاد اصولگرایان میپیوندد ولی در صورتی که به چنین وضعی دچار شویم که اصلاحطلبان ضعیف شرکت کنند، رقابت 20 - 10 درصدی جبهه پایداری و 50 - 40 درصدی جریان آقای مشایی با اصولگرایان، باز هم مشارکت را در کشور حفظ مینماید و بهطور طبیعی ضرری نخواهد داشت، بنابراین من تصور میکنم در مورد پیشبینی آرایش سیاسی نباید عجله نمود، باید کمی به پیش رفت و لازم است برای تغییر و تبدیل طراحی صحنه انتخاباتی به نسبت شرایطی که در آینده پیش خواهد آمد، آمادگی لازم را داشته باشیم و در صورتی که الان آن را تثبیت نماییم ممکن است این فرمول دچار مشکل شود، بنابراین تاخیر یکی شدن جبهه پایداری و اصولگرایی تا تعیین تکلیف جریان اصلاحطلب مضر نیست و ما باید برای هر یک از وضعیتهایی که پیش خواهد آمد سناریوهای خاص خودش را داشته باشیم.
* آقای ترقی در این فرصت و تاخیری که از نظر شما مضر نیست، جریان آقای مشایی در شرایطی که به پایگاههای نیرومندی از قدرت دسترسی دارد، در حال زمینهسازی فعالیت های انتخاباتی است، آیا اتحاد 7+8 اصولگرایان در این مقطع برای مهار فعالیتهای رقیب برنامهای ندارد؟
** آنها فعالیتشان جدی است و قابل مهار نیست و تقریباً کارشان را از نظر قول و قرارها و شناسایی نیروها در سطح کشور انجام دادهاند و از این لحاظ جلو هستند. فقط این مردم هستند که باید موضعشان را در آینده در قبال این جریان مشخص نمایند.
* این مشخص شدن موضع مردم چگونه اتفاق میافتد؟
** این بستگی به گفتمانسازی اصولگرایان دارد.
* گفتمانی که منجر به جلب افکار عمومی از سوی اصولگرایان شود، از چه ویژگیهای خاصی برخوردار است؟
** گفتمانی مد نظر است که منجر به جلب اعتماد مردم بشود و بتواند ضعفهای دولت فعلی را برای مردم روشن نماید و کارآمدی دولت آینده را به لحاظ استفاده از ظرفیت اصولگرایان نشان دهد. ما نیازمند به گفتمانی هستیم که اصولگرایان از آن دریابند که همچون دولت آقای احمدینژاد بنا نیست بسیاری از ظرفیتهایشان کنار گذاشته شود و بلااستفاده بماند و مردم دریابند که کارآمدی، تلاش و خستگیناپذیری دولت آقای احمدینژاد همچنان استمرار دارد و کم نمیشود و این انرژی مثبتی که در دولت آقای احمدینژاد برای سرعت بخشیدن به توسعه و پیشرفت کشور وجود داشته است تغییر نمیکند. پاکدستی که در دولت نهم در میان وزرا و رئیسجمهور وجود داشته و در دولت دهم هم وجود داشته است که البته این مسئله اختلاس، کمی آن را تحتالشعاع قرار داده، برای مردم حفظ شود، چرا که نقاط مثبت و ارزشی بوده که مردم به آن بها دادهاند و بر همین اساس و به قول مقام معظم رهبری با همین مطالبه این حرکت و حمایت را ادامه دادند. به نظر میرسد لازم است در گفتمانسازی آینده به این نکات توجه شود. مسئله پرهیز از وابستگی به قدرت و ثروت نیز که از ویژگیهای سلبی است که مقام معظم رهبری بدان اشاره کردند، لازم است در این گفتمان خود را نشان دهد و فکر میکنم با گفتمانی که متناسب با چنین توقعاتی از مردم و مطالبات رهبری تنظیم شود امکان موفقیت اصولگرایان بسیار افزایش مییابد.