مورتون آبراموویتز، مترجم سیدسعید کلاتی
اخیرا رجب طیب اردوغان به چیزی شبیه به یک ستاره راک نه تنها در خاورمیانه بلکه در نیویورک تبدیل شده است. سفر اخیر او به مجمع عمومی سازمان ملل متحد با مصاحبههای جنجالی وی با فرید زکریا و چارلی رُز و مقالات بیشماری که او را مرد دوران و ترکیه را قدرت جدیدی که دیگر به غرب وابسته نیست و برنامههای خاص خود را دارد، معرفی کردند، گواه این مدعاست. اردوغان چنان ترکیه را متحول کرده که هیچیک از رهبران این کشور بعد از آتاتورک موفق به انجام آن نشده بودند. امروز این کشور پویاتر، دموکراتیکتر و آزادتر از هر زمان دیگری است. رشد چشمگیر اقتصاد ترکیه یک بار دیگر آن را بهعنوان یک بازیگر مطرح عرصه بینالملل معرفی کرده است. اردوغان سعی کرده با دخالت در مسایل خاورمیانه، ترکیه را بهعنوان یک الگوی جدید در منطقه معرفی کند. اکتیویسم و موضع ضد اسراییلی او از محبوبیت بسیار بالایی در داخل خاک ترکیه و بیشتر کشورهای خاورمیانه برخوردار است. اوباما با تمام وجود از اردوغان بهعنوان یک شریک موثر یاد میکند و به کرات از نظرات او درباره منطقه جویا میشود. با این احوال، رمزگشایی از جهانبینی اردوغان بسیار مهم است. افراد زیادی در داخل و خارج از ترکیه به این فکر میکنند که تا چه میزان ارادت او به اسلام، بر فعالیتهای وی در خاورمیانه تاثیر میگذارد. گاهی اوقات نوعی میل شدید به لفاظی احساساتی و شخصمحور بر اصول آزادی و دموکراسی الهامبخش اردوغان سایه میافکند. برخی نه از سر خیرخواهی معتقدند که او با لحنی خستهکننده و بداهه درباره هر نوع موضوعی سخنرانی میکند و اغلب بهراحتی مواضع قبلی خود را فراموش میکند. اجرای سلیقهای اصول در هر دو سطح ملی و بینالمللی، این پرسش را برای خیلیها مطرح کرده است که اردوغان واقعی کیست؟
اسلام و عدالت
اردوغان که مراحل رشد سیاسی خود را در احزاب سیاسی اسلامی ترکیه طی کرده است، شکلگیری خود را مرهون ریشههای شخصی و اسلامیاش میداند. او معتقد است در دنیایی که توسط غرب غیرمسلمان هدایت میشود مدام با کشورهای مسلمان بدرفتاری میشود. او همچنین بر این باور است که اسراییل با دریافت خطمشیهای ویژه از غرب بر همسایگان مسلمان خود سیطره دارد. در ضمن کشورهایی نظیر سودان و ایران به دلیل خصومتشان با اسراییل تحریم و منزوی شدهاند. نقشآفرینان اصلی این سیستم غیرعادلانه، سازمان ملل و شورای امنیت هستند چون به اسراییل امکان حفظ برتری نظامی و هستهای خود بر همسایگان مسلمانش را دادهاند. اردوغان بهعنوان رهبر یک کشور دموکراتیک و موفق اقتصادی، خود را صدای کشورهای مسلمان ستمدیدهای میپندارد که مردم کشورهای خاورمیانه بهویژه مردم فلسطین و مسلمانان آفریقایی را دربرمیگیرد. اردوغان بهکرات عدالت را بهعنوان اصل هدایتگر خود معرفی کرده و همواره از اسلام برای ارزیابی عدالت و مظلومنمایی بهره برده است.
فلسطینیهای غزه در واقع نقطه صفر2 دنیای ستمگر اردوغان را شکل میدهند. اسراییل بدون هیچ ترس و واهمهای، وحشیانه به آنها ستم میکند. اسراییل میتواند با تکیه بر استانداردهای دوگانه آمریکا و سایر کشورهای غربی سیطره خود را در منطقه حفظ کند. سکوت شورای امنیت در برابر سلاحهای کشتار جمعی اسراییل درحالیکه ایرانِ مسلمان به خاطر برنامه هستهایاش تحریم میشود (که اردوغان از آن با عنوان صلحآمیز یاد میکند) موید این نگاه جانبدارانه است. ترکیه از جنگ آمریکا در افغانستان و حتی تلاشهای این کشور علیه تروریسم پشتیبانی کرده است. البته خط قرمز اردوغان برای تمایز تروریسم از جنایات جنگی بهشدت تحت تاثیر نگرش اسلامی وی است. «اگر رهبر مسلمان باشد، دیگر نمیتواند نسلکشی کند چون اسلام، کشتار را منع کرده است.» این دفاع اردوغان از رییسجمهور سودان- عمر البشیر- در جریان کشتار دارفور بود. مواضع روشن و مشخص اردوغان درباره بشیر و حماس او را در مقابل سیاستهای ضد تروریستی ایالات متحده قرار نداده است. نقطه کانونی اردوغان جایی است که اسلام، دموکراسی و سکولاریسم به هم میرسند، مثلا در تونس، مصر، لیبی و مناطقی که اقدامات لازم برای تشکیل دولتهای جدید در جریان است. اردوغان بهعنوان پیامآور انطباق اسلام با ارزشهای دموکراسی به دنبال پر کردن شکاف بحثهای مربوط به آینده خاورمیانه است. او در قاهره به یک حکومت سکولار اشاره کرد و اینکه چگونه یک مرد مذهبی میتواند بدون قربانی کردن دینداری خود یا ماهیت سکولار کشورش یک دموکراسی سکولار را هدایت کند. اردوغان در حال ایجاد برند خاص خود با جبههای به نام اسلام به مرکزیت دموکراسی است.
نفسگرایی
اردوغان از احساسات و روابط شخصی خود با عنوان شاخصهای کلیدی جهتگیری ترکیه به سوی کشورهای دیگر یاد میکند. در مورد سوریه، اردوغان گفته است که اسد دیگر جایی در قلب او ندارد؛ این در حالی است که در دوره رهبری اردوغان ترکیه و سوریه روابط اقتصادی و سیاسی بسیار نزدیکی با هم برقرار کردند. اردوغان با تکیه بر احساسات شخصی خود نسبت به اسد به جای در نظر گرفتن منافع استراتژیک و اقتصادی ترکیه، خود را بهعنوان تجسمی از ترکیه مطرح کرده است. حس شخصی اردوغان برای دفاع از دنیا به آفریقا نیز رسیده است. ملاقات وی از سومالی در اواخر ماه رمضان توام با بخشش و تواضع در برابر مردم سومالی بود. در واقع این سفر، استثنایی در کارنامه وی محسوب میشود. رهبران خارجی کمی از سومالی بازدید کردهاند. او در شماره قبلی نشریه سیاست خارجی مقالهای درباره کمک به سومالی نوشت. اعلام کمکهای عظیم او و پروژههای عمرانیاش همراه شد با دعوت وی به غرب برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل که در آنجا چنان واکنشی به قحطی نشان داد که گویی هیچ کشور دیگری کمکی در این راستا نکرده است. بیشک ترکیه تحت رهبری اردوغان در طول هشت سال اخیر توجه بسیار کمی به سومالی داشته است. به رغم اهداف ارزشمند تلاش برای ارایه خدمات پزشکی و زیرساختی بیشتر به این کشور، ظاهرا صحبتهای اردوغان حول خودش دور میزند تا حول ملت سومالی. او از کشورهایی نظیر سومالی مسلمان برای اثبات توفیق اقتصادی و سیاسی ترکیه و نشان دادن رهبری جهانی خود استفادهمیکند.
کردها
بزرگترین معضل اردوغان از اقلیت بزرگ کردها در ترکیه نشات میگیرد. او بیش از هر رهبر ترک دیگری نسبت به کردها انعطاف نشان داده است. اگرچه ایجاد فضای باز دموکراتیک در ترکیه دستاوردهای ملموس چندانی نداشت، اما اهمیتش در ارایه یک راهحل سیاسی برای مشکلی بود که خیلیها در ترکیه از آن با نام یک مشکل نظامی یاد میکنند. افشای این خبر که دولت با رهبر پ.ک.ک مذاکره کرده است، خود نشانی بود برای گسستن از گذشته. اما به رغم دموکراسی و آزادیخواهی وی در خارج از مرزهای ترکیه، اردوغان دستاوردهای کمی در خانه خود به دست آورده است. در واکنش به حملات مهلک اخیر پ.ک.ک، او رأی به راهحل نظامی برای زمین نهادن سلاح آخرین شورشی کرد داده است. بدون شک تغییر دموکراتیک کردها آزمون بسیار سختی برای توان اردوغان در ایجاد یک ترکیه بازتر و دموکراتیکتر خواهد بود.
نتیجه
بدون شک، اردوغان سیاستمداری کارکشته و کاریزماتیک است که با اشتیاق وافری پا به صحنه جهانی نهاده است. او حاکم مطلق ترکیه است و رسانههای کمی جرأت به چالش کشیدن وی را دارند. او خود را وقف پیشرفت ترکیه کرده و منافع اقتصادی این کشور را حتی اگر با ایدئولوژی شخصی وی در تضاد باشند دنبال میکند. با این حال او مردی با احساسات قوی است که بهوضوح به رسالت خود معتقد است و حمایت سنگین ملتش را احساس میکند. او خواهان تغییر سیطره غرب بر نظام جهانی و بهویژه بر خاورمیانه است. او به اسراییل به دیده متهم مینگرد و اختلاف نظر وی با این کشور بعد از حملات اسراییل به کشتی ترک حامل کمک به غزه تشدید شد. این دیدگاه، وی را در مقابل اصول کانونی سیاست آمریکا مبنی بر حفظ امنیت اسراییل بهعنوان یک فوریت قرار میدهد. اما نباید پراگماتیسم و اعتدال اردوغان بهعنوان نخستوزیر دوره سوم کاهش یابد. چرا که مشارکت ترکیه در اقدام ناتو علیه لیبی و موافقت وی برای استقرار حایل رادار ناتو به مذاق آمریکاییان خوشتر است. او مشخصا خواستار داشتن روابط محکم با آمریکا حتی در خاورمیانه است و دولت اوباما جای هیچ شکی برای او در این خصوص باقی نگذاشته است. جاهطلبی، نفسگرایی و جهانبینی دینی اردوغان او را به چنان مخلوط محترقهای تبدیل کرده است که از او متحدی غیرقابل پیشبینی میسازد.