تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۲  ، 
کد خبر : ۲۳۰۹۳۰

سایه جنگ سرد بر روابط روسیه و غرب (بخش دوم)

اشاره: پرونده روابط روسیه و غرب سرشار از موارد بحران زاست. از پهن کردن سپر موشکی غرب در مرزهای روسیه گرفته تا بحران ‌های متعدد خاورمیانه و جنگ انرژی، که حل و فصل هر یک می‌تواند زمان زیادی به درازا بکشد. مقاله‌ای که پیش رو دارید سعی در بررسی برخی از پرتنش‌ترین موارد اختلافات میان روسیه و غرب در مقطع ملتهب کنونی دارد.

البته این سردی روابط فقط به حوزه آمریکا محدود نمی‌شود، مسکو همچنین از یک‌سال گذشته، مناسبات در حال رکودی را با انگلیس، نزدیک‌ترین متحد آمریکا تجربه می‌کند. از همین روست که دو کشور با فعال سازی ظرفیت‌های دیپلماتیک خود، سعی در کاهش تنش‌ها با روسیه دارند. انتخاب مایکل مک‌فال به عنوان سفیر جدید آمریکا در مسکو و سفر اخیر دیوید کامرون نخست‌وزیر انگلیس به روسیه می‌تواند بخشی از این حرکت تلقی شود.
با این همه، مساله استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در رومانی و ترکیه، آنقدر موضوع تنش زایی به نظر می‌رسد که با استفاده از این ظرفیت‌های محدود نتوان آن را مهار یا مدیریت کرد، بویژه زمانی که توافقنامه استقرار بخشی از سامانه سپر دفاع موشکی ناتو، در رومانی به امضای وزیران خارجه آمریکا و رومانی رسید و نظر مساعد ترک‌ها برای بخش دیگری از این سامانه در قلمرو سرزمینی ترکیه جلب شده باشد.
هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا، و تئودور باکانسنچی همتای رومانیایی وی، 13 سپتامبر موافقتنامه استقرار بخشی از سامانه دفاع موشکی ناتو را امضا کردند. وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد که این توافقنامه به کشورش اجازه می‌دهد سیستم دفاع موشکی «اس.ام-3» را در رومانی مستقر کنند.
بر اساس این تصمیم، سپر دفاع موشکی در پایگاه هوایی سابق «داوسلو» در منطقه اولت نزدیک مرز بلغارستان به کار گرفته خواهد شد. در این پایگاه، موشک‌های رهگیر با برد متوسط استقرار خواهند یافت که مراحل نصب آن احتمالا تا سال 2015 (1394) به پایان می‌رسد. همچنین در این تاسیسات قرار است 200 الی 500 نیروی نظامی آمریکایی و 24 سکوی پرتاب موشک استقرار یابد.
روسیه به توافق دولت رومانی با آمریکا برای ایجاد سپردفاع موشکی در این کشور اعتراض کرد.
مسکو بار دیگر حضور نظامی ناتو در نزدیکی مرزهای خود را به باد انتقاد گرفت.
در بیانیه اعتراض‌آمیز روسیه خطاب به آمریکا آمد: این توافقنامه که بر اساس آن در پایگاه سابق نیروی هوایی «داوسلو» رومانی سامانه دفاع موشکی بالستیک «اس.ام.3» مستقر می‌شود، مشابه توافق اخیر آمریکا با ترکیه برای ایجاد سیستم رادار موشکی بوده و نشان می‌دهد طرح سپر دفاع موشکی آمریکا تغییری نکرده است.
وزارت امور خارجه روسیه این توافق را مغایر با مذاکرات روسیه، ناتو و آمریکا در ارتباط با استقرار سامانه دفاع موشکی در شرق اروپا دانست. این در حالی است که پس از مخالفت روسیه با اجرای طرح آمریکا در لهستان و چک، دولت آمریکا مدعی شد این طرح را از دستور کار خارج کرده است.
دولت مسکو به تصمیم ترکیه در موافقت با استقرار رادارهای هشدار سریع ناتو در چارچوب طرح آمریکایی سپر دفاع موشکی در خاک این کشور نیز واکنش نشان داد.
به باور تحلیل‌گران، به نظر می‌رسد آمریکا با اجرا و تکمیل اجزای مهم طرح استقرار سپر دفاع موشکی خود، استقرار رادارهای هشدار دهنده سریع در ترکیه و موشک‌های بالستیک «اس.ام.3» در خاک رومانی، عملا روسیه را در وضعیت قرمز قرار داده است.
البته تنها صدور بیانیه‌های اعتراضی و پاسخ‌های تند دیپلماتیک، پاسخ روس‌ها به اقدام‌های استراتژیک جاری آمریکا نبوده این کشور سامانه پیشرفته موشکی «اس-400» را اطراف مسکو مستقر کرده است.
دیمیتری راگوزین سفیر روسیه در ناتو، پیش از این درباره استقرار سامانه موشکی آمریکا در اروپا به ناتو هشدار داده بود.
وی اعلام کرده بود که این سامانه موشکی باعث تضعیف بازدارندگی هسته‌ای مسکو خواهد شد و دادن تضمین از سوی آمریکا یا ناتو نیز موافقت روسیه را با آن کشور جلب نمی‌کند.
راگوزین تاکید کرده بود که روسیه خواستار مشارکت واقعی در سامانه موشکی اروپاست و نمی‌خواهد نقش یک ناظر منفعل را در این روند ایفا کند و نظاره‌گر عملکرد آمریکا باشد.
بحران خاورمیانه یکی دیگر از پرونده‌های تنش زا و چالش آفرین کنونی در روابط مسکو با غرب و بویژه آمریکا، بحران خاورمیانه و به‌خصوص مسأله سوریه است.
روسیه نیز همانند آمریکا، فرانسه و غرب منافع فراوانی در خاورمیانه عربی و شمال آفریقا داشت و بروز بحران دامنه دار و فراگیر انقلاب‌های مردمی و سرنگونی دولت‌های خودکامه در این منطقه به‌ویژه در لیبی به عنوان متحد نزدیک روسیه، می‌توانست این منافع را با چالش روبرو کند. اما مدت زمان زیادی طول کشید تا روسیه نیز همانند آمریکا، چرخش‌های ناگهانی در سیاست‌های خاورمیانه‌ای خود را کلید بزند.
گرچه اکنون دیگر هیچ سیاستمداری در روسیه در سیاست‌های اعلانی خود از لزوم حفظ قدرت قذافی سخن نمی‌گوید، اما در هنگام تصویب قطعنامه حمله ناتو به طرابلس در شورای امنیت سازمان ملل متحد، تنش‌های زیادی میان روسیه و غرب بروز کرد. هرچند که دست آخر مسکو به قطعنامه رأی داد.
اما زمانی که دامنه ماجرا به سوریه می‌رسد، روسیه به مخالفت‌های شدیدی با دخالت‌های آمریکا و غرب در بحران داخلی این کشور می‌پردازد.
رئیس‌جمهوری روسیه، پس از نشست با نخست‌وزیر انگلیس، در مسکو گفت که اعمال فشار بیش‌تر علیه رئیس‌جمهوری سوریه، کاری اشتباه است.
وی همچنین تصویب فشارها و تحریم‌های بین‌المللی اضافی علیه حکومت سوریه را غیرضروری دانست و اعلام کرد با هرگونه تصویب قطعنامه علیه دمشق در شورای امنیت مخالفت خواهد کرد.
مخالفت صریح و آشکار روسیه با دخالت قدرت‌های خارجی در سوریه در حالی صورت می‌گیرد که آمریکا و متحدان غربی اش با حمایت‌های فراوان از اعتراض‌ها در سوریه به تلاش‌های گسترده‌ای برای کنار گذاشتن بشار اسد، رئیس‌جمهوری سوریه از قدرت دست زده اند.
انگلیس و ماجرای جاسوسی
تنش‌های چندساله میان مسکو و لندن، یکی دیگر از پرونده‌های مهم در تشدید فضای جنگ سرد میان روسیه و غرب به شمار می‌رود. گرچه دیوید کامرون چندی پیش به مسکو سفر کرد تا یخ روابط دو کشور را آب کند اما نشانه‌های موجود نشان می‌دهد که تنش‌ها میان دو طرف همچنان ادامه خواهد یافت.
روابط روسیه و انگلیس در سالهای اخیر رو به سردی گرایید. انگلیس یک تبعه روسیه به نام «آندری لوگووی» را مسئول مرگ «الکساندر لیتویننکو» جاسوس سابق روسیه در لندن دانست و از مسکو خواست تا وی را تحویل دهد، اما با مخالفت روسیه مواجه شد، «لو گووی» سرویس جاسوسی انگلیس را مسئول قتل لیتویننکو در سال 2006 اعلام کرد و روابط روسیه و انگلیس از آن زمان تاکنون متشنج بوده است.
انگلیس در سال‌های اخیر به پناهگاه اصلی مخالفان سیاسی دولت روسیه و رهبران جدایی‌طلب چچن همچون «احمد زاکایف» تبدیل شده و تاکنون درخواست‌های مسکو برای استرداد این افراد بی پاسخ مانده است.
همچنین فعالیت جاسوسان انگلیسی و روسی در خاک دو کشور، تنش‌ها را شدت بخشیده است.
روسیه در سال 2007 به تلافی اخراج سه دیپلمات این کشور از لندن، چهار کارمند سفارت انگلیس در مسکو را اخراج کرد و این امر به منازعه دیپلماتیک و جنجال سیاسی میان طرفین مبدل شد. در ماه دسامبر 2010 نیز هردو کشور یک دیپلمات از طرف مقابل را در همین ارتباط اخراج کردند که بر تنش در روابط مسکو و لندن افزود.
انگلیس در مسائلی مانند گسترش ناتو به سوی مرزهای روسیه، به راه انداختن انقلاب‌های رنگی ضد روسی در قلمرو شوروی سابق و طرح ضد روسی استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپا، همکاری نزدیکی را با آمریکا دنبال می‌کند.
در طرف مقابل، واشنگتن و لندن به آینده سیاسی روسیه بی اعتماد هستند و از اقتدارگرایی این کشور در عرصه بین‌المللی نگرانی دارند و به همین دلیل با متهم کردن دولت پوتین به نقض دمکراسی و حقوق بشر در داخل روسیه، در صدد تخریب وجهه بین المللی این کشور هستند.
دولت پوتین پس از تقویت ثبات سیاسی و احیای اقتصاد در روسیه، اعتماد به نفس خود را به عنوان یک قدرت بزرگ باز یافته و به سیاست‌های غرب، واکنش قاطع نشان داده است.
به عقیده صاحب‌نظران، روابط روسیه و انگلیس با توجه به ادامه رویارویی مسکو با اردوگاه غرب در عرصه بین‌المللی پرتنش خواهد ماند، همچنان که سفر نخست‌وزیر انگلیس به روسیه تغییر چندانی در مناسبات دو کشور به‌وجود نیاورد. آتش زیر خاکستر روابط دوجانبه مسکو ـ لندن گاه به‌گاه نمایان خواهد شد.
در آستانه سفر کامرون به مسکو، «دیوید میلیبند»، «جک استراو»، «مارگارت بکت» و «مالکولم ریفکایند»، چهار وزیر سابق امور خارجه انگلیس در اقدامی غیرعادی با صدور بیانیه‌ای مشترک از کامرون خواسته بودند در مقابل روسیه محکم بایستد.
ارزیابی
1) زمینه‌های تنش در روابط روسیه با آمریکا و کشورهای غربی بسیار عمیق بوده و ریشه در نزاع‌های ایدئولوژیک و دو نوع جهان بینی متضاد در نگرش به مقوله‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی یا جامعه‌شناختی دارد؛ جهان بینی کاپیتالیسم (سرمایه داری) و تقابل شدید آن با جهان بینی کمونیسم.
همین مساله سرمنشاء بسیاری از تحولات سیاسی، اجتماعی و نظامی در قرن گذشته بود و به مدت نیم قرن، دورانی از جنگ سرد را در روابط دو طرف حاکم کرد.
پس از فروپاشی نظام کمونیستی در شوروی سابق در دهه پایانی هزاره نیز، این تضادها همچنان ادامه یافت و به شکلی دیگر بروز و تداوم پیدا کرد.
در این میان، به قدرت رسیدن دیمتری مدودف در ماه می‌2008 میلادی (رئیس‌جمهوری که بسیاری او را گزینه مطلوب آمریکا و غرب می‌دانند) هم نتوانست، جهت‌گیری‌های جاری در روابط و مناسبات دو طرف را به طور کامل تغییر دهد و دوران جدیدی از روابط گرم میان مسکو و غرب را فراروی روس‌ها بگشاید. هرچند که در این مدت بیش از سه ساله، مدودف تلاش‌های بسیاری برای بسط و گسترش بیش از پیش روابط با غرب در دستور کار خود قرار داد و با این اقدام در عمل انتقادهای فراوانی را در میان بسیاری نخبگان سیاسی روسیه برانگیخت؛ تاجایی که بسیاری او را به مهره آمریکایی‌ها متهم کردند.
2) از میان پرونده‌های گوناگون تنش و چالش میان روسیه با آمریکا و کشورهای غربی، هیچ پرونده‌ای به اندازه طرح آمریکایی استقرار سپر دفاع موشکی در اروپای شرقی نتوانسته است روس‌ها را خشمگین و آنها را به اقدام‌های تقابلی وادار کند.
پس از تنش‌های دامنه دار سال‌های 2006 و 2007 بر سر استقرار سامانه‌های دفاع موشکی آمریکا در اروپای شرقی از جمله جمهوری چک و لهستان، که در نهایت با مقاومت و فشار روسیه، آمریکایی‌ها، مشارکت روسیه در این طرح را پذیرفتند، اجرای سریع اجزای اصلی این طرح در رومانی و ترکیه روابط دو کشور را وارد مرحله جدیدی از تیرگی کرد ‌که ‌ابعاد ‌آن می‌‌تواند ‌با ‌سال‌های ‌2007-2006 ‌ قابل ‌مقایسه ‌باشد.
3) دامنه‌های فراگیر تنش در روابط روسیه با غرب و بویژه آمریکا به حدی است که بسیاری از سیاستمداران و نمایندگان دومای روسیه از دولت این کشور خواسته‌اند تا در روابط با واشنگتن تجدیدنظر کند. در این بین «سرگئی آبلتسوف» معاون حزب لیبرال دمکرات روسیه و از نمایندگان این حزب در دوما، آمریکا را به مداخله در امور داخلی روسیه متهم کرد و خواستار تجدید نظر در روابط مسکو با واشنگتن و غرب شد.
آبلتسوف در جلسه دومای این کشور گفت: نوسازی روابط روسیه و آمریکا همانند پروسترویکا شکست خورده است.
وی با بیان اینکه اصول جنگ سرد بار دیگر بین قدرت‌های هسته‌ای جهان حکمفرما شده است، خاطرنشان کرد: چارچوب روابط روسیه با غرب و آمریکا باید مورد تجدید نظر قرار گیرد و مسکو توجه خود را به دفاع از منافع ملی متمرکز کند.
آبلتسوف اظهار داشت: آمریکا در تلاش برای معرفی روسیه به عنوان کشور سرکش نقش پیشرو ایفا می‌کند و این رویکرد با هدف کنار گذاشتن روسیه از صحنه سیاسی بین‌المللی اجرا می‌شود.
4) در چنین فضا و شرایطی به نظر نمی‌رسد اقدام‌های دیپلماتیک آمریکا و غرب در مقابل روسیه به کاهش تنش‌ها کمک چندانی کند. گرچه آمریکا مایکل مک فال را به عنوان معمار سیاست ازسرگیری روابط با روسیه به مسکو فرستاده تا مشکلات جدی پیش آمده بر سر سامانه‌های دفاع ضدموشکی را حل و فصل کند، اما تحلیل گران معتقدند دامنه بحران کنونی در روابط دو کشور آنقدر وسیع است که در این زمینه از مک فال کار چندانی بر نمی‌آید؛ بویژه آنکه اکنون روسیه خود را در وضعیت قرمز می‌بیند.
دراین میان، تلاش‌های مسکو برای توسعه توان و بودجه نظامی خود در جهت مقابله با این وضعیت هشدار ارزیابی می‌شود. اظهارنظرهای مقام‌های بلندپایه روسیه نیز چنین مساله‌ای را تأیید کند.
مدودف به تازگی با اشاره به نفوذ ناتو در نزدیکی مرزهای روسیه، از احتمال وقوع جنگ در برخی نقاط جهان سخن گفت و تاکید کرد: چنین وضعیتی توسعه توان نظامی روسیه را صرف نظر از مشکلات مالی موجود، ضروری می‌سازد.
همزمان با این اظهارات، وزارت دفاع روسیه نیز از احتمال رو به افزایش بروز درگیری مسلحانه‌ای در منطقه خبر داد که برای روسیه خطرساز است؛ به ویژه اینکه آمریکا در تلاش برای تحمیل تسلط خود بر جهان است و متحدان آن در ناتو می‌کوشند حضور نظامی در مناطق نزدیک به روسیه را توسعه دهند.
به هر حال، این تحولات از تنش در روابط روسیه و غرب حکایت دارد که به نظر می‌رسد تا مدت‌ها ادامه خواهد داشت.
روسیه گذشته از روابط متشنج خود با آمریکا، در صحنه مناسبات اروپایی نیز با غرب برخوردهایی دارد و در این عرصه، از اهرم انرژی برای اعمال فشار بر رقبایش سود می‌جوید.
روسیه ـ اروپا و جنگ گاز
روسیه که همواره به عنوان منبع اصلی تامین گاز اروپا مطرح بود، اکنون با سایه جنگ با قاره سبز در زمینه تعرفه این ماده خام صادراتی مواجه است و طرفین از سیاسی شدن مباحث انرژی در مناسبات دوجانبه سخن می‌گویند.
هر چند سایه جنگ گاز میان روسیه و اروپا از هفته‌ها قبل و به دنبال تاکید اروپا و ترکیه بر ضرورت کاهش تعرفه گاز صادراتی روسیه آغاز شد، ولی اظهارات « سرگئی اشماتکو» وزیر انرژی روسیه مبنی بر به بن بست رسیدن مذاکرات مسکو و بروکسل بر سر بسته سوم انرژی اروپا از ابعاد دیگر این مناقشه پرده برداشت. اشماتکو با ابراز تاسف از اینکه مذاکرات با اتحادیه اروپا در باره بسته سوم انرژی بر سر نحوه لحاظ منافع روسیه در اجرای قوانین مرتبط با این بسته سیاستگذاری به بن بست رسید، خاطرنشان کرد که تمامی پیشنهادهای ارائه شده از طرف روسیه در این زمینه از سوی کمیسیون انرژی اروپا رد شده است.
بسته سوم انرژی اروپا که در سال 2009 میلادی تدوین شده است، مجموعه‌ای از قوانین جدید مربوط به انرژی است و کشورهای اروپایی باید قوانین ملی خود را با آن تطابق دهند؛ از جمله قوانین این بسته، تاکید بر ضرورت انفکاک شرکت‌های توزیع‌کننده نفت و گاز اروپا از کشورهای صادر‌کننده این منابع است.
مطابق قانون جدید، شرکت «گاز پروم» روسیه که شرکت انحصاری صادرکننده گاز این کشور است و بخش قابل توجهی از گاز اروپا را تأمین می‌کند، نمی‌تواند به طور همزمان صادرات و توزیع گاز روسیه در اروپا را به عهده بگیرد.
آگاهان سیاسی با اشاره به بن بست رایزنی روس‌ها و اروپایی‌ها درباره اختلافات مربوط به انرژی، پیش بینی می‌کنند وضعیت پیش آمده، روسیه را مجبور خواهد کرد در میان مدت، برنامه‌ها و طرح‌های توسعه بخش انتقال انرژی به سمت شرق را تسریع کند.
البته رسانه‌های روسی در تحلیل‌های اقتصادی خود به این نکته تاکید کردند که بازار گاز متشنج شده و بنا به شواهد موجود، وارد کنندگان گاز روسیه تلاش می‌کنند شرکت گاز پروم را به کاهش قیمت محصول خود وادار کنند.
در همین حال کارشناسان سیاسی اعلام کرده‌اند که بازرسی‌های غیر منتظره از دفاتر شرکت‌های وابسته به گازپروم در کشورهای اروپایی و تهدید ترکیه به تمدیدنکردن قرارداد فعلی واردات گاز از روسیه در صورت کاهش ندادن بهای آن، حلقه‌های یک زنجیر هستند.
به عقیده تحلیلگران مسائل اقتصادی، مدت‌هاست که اروپایی‌ها دیگر از قراردادهای دراز مدت با انحصار گازی روسیه استقبال نمی‌کنند و وقت حمله کنونی نیز به طور تصادفی انتخاب نشده است، بلکه اقتصاد اتحادیه اروپا در مرز بحران قرار دارد و سیاستمداران اروپایی به این نکته پی برده‌اند که بالا بودن بهای انرژی به بی‌ثباتی اقتصادی قاره سبز شدت بیشتری می‌بخشد.
از سوی دیگر، بیش از حد بودن عرضه گاز و تعدد مسیرهای ترانزیت این ماده سوختی، وضع مساعدی را برای چانه زدن برای پایین آوردن بهای گاز وارداتی از روسیه برای مقام‌های اتحادیه اروپا به منظور بهره بردن از این فرصت تاریخی به‌وجود آورده است. در واقع اروپایی‌ها معتقدند بهای گاز وارداتی از روسیه بیش از حد بالا است و در توجیه این استدلال خود اعلام می‌کنند اکنون روسیه گاز را بر اساس قراردادهای درازمدتی صادر می‌کند که در آنها بهای گاز در رابطه با بهای نفت و محصولات نفتی منظور شده است.         ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات