تاریخ انتشار : ۲۱ آذر ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۳  ، 
کد خبر : ۲۳۱۰۵۸

تأمل و تصمیم در انتخابات ریاست جمهوری


غلامعلی خوشرو
یکی از شاخص‌های رشد جامعه مدنی، درنگ و تأمل در تصمیم‌گیری‌های کلان اجتماعی است. به میزانی که در کنش‌های سیاسی و اجتماعی سنجش و تحلیل به کار می‌رود به همان میزان جامعه مدنی از رشد و بالندگی برخوردار شده است. اما این درنگ و تأمل مبارک بایستی در نقطه‌ای به عزم و تصمیم بدل شود و گرنه انفعال و معطلی به همراه می‌آورد. اکنون نامزدهای ریاست جمهوری به تصمیم رسیده‌اند و نوبت رأی‌دهندگان است که عزم جزم به کار صواب کنند. با مرور اجمالی به افکار عمومی جامعه می‌توان دریافت که اکثریت بزرگی از مردم در انتخابات شرکت می‌کنند اما هنوز اقشاری از مردم هستند که با تردیدها، ابهام‌ها و ایرادهایی دست بگریبانند در اینجا تلاش می‌شود به برخی از این ابهام‌ها و ایرادها پاسخ گفته شود:
الف: اگر کسانی در گذشته، پیش خود چنین می‌پنداشتند که آراء آنها جایی به حساب نمی‌آید و نقشی در جامعه ندارد، تحولات سال‌های اخیر نشان داد که مشارکت مردم بیش از آنکه تکراری و قالبی باشد نقش‌آفرین و معنادار است اینکه جامعه ما دچار مشکلات و دردهای دیرینه‌ای است محل تردید نیست و اینکه باید در پی درمان و چاره بود هم جای شک ندارد. نکته این است که حل مشکلات عمومی و ساختاری همت جمعی می‌طلبد و تنها از طریق مشارکت گسترده اجتماعی است که حتی می‌توان به آرامش فردی دست یافت. پرهیز از مشکلات اجتماعی منجر به گریز از آن نمی‌شود.
در عرصه مسائل سیاسی و مدنی نمی‌توان تنها دامان خود را از دست مشکلات وارهاند و خاطر خویش را آسوده کرد، در آن صورت مشکلات و معضلات هر روز فروبسته‌تر شده و به گره‌های کوری تبدیل می‌شوند که بر گلوی انسان چنگ می‌اندازند. از یک نگاه، فرد در جامعه چون ماهی در آب است، آب که آلوده شد ماهی را به تب و تاب افکنده و به هلاکت می‌کشاند. سرنوشت ماهی به سرگذشت آب وابسته است. از نگاه دیگر، ماهی نقشی در حفظ پاکی آب ندارد اما افراد در جامعه هم آفریدگار حیات جمعی و هم آفریده آن هستند. بنابراین فرار فرد از چالش‌های جامعه خویش چون فرار ماهی از آب است؛ غیرممکن و هلاکت‌آمیز! اما مشارکت سازنده تک‌تک افراد در فرآیند اصلاح حیات جمعی هم مؤثر است و هم حیات‌بخش پس‌دردهای اجتماعی با داروی شگرف مشارکت فردی درمان می‌شود، اثر این دارو البته تدریجی اما دائمی و حتمی است.
ب: گروهی دیگر چنین می‌پندارند که مطالبات آنها آنطور که توقع داشته‌اند برآورده نشده است بنابراین از مشارکت در انتخابات دلسرد و مأیوسند. به عبارت دیگر خواسته‌های خود را فراتر از برنامه‌های اجرا شده می‌بینند و بر این اساس مشارکت خود را بی‌اثر می‌انگارند. لازم است توجه این عزیزان را به این حقیقت جلب کرد که آرمان‌ها همیشه فراتر از واقعیت‌ها هستند و فاصله آرمان و واقعیت هیچ‌گاه پرشدنی نیست. دنیای آرمانی مطلق است و دلفریب، جهان واقع نسبی است و دل آزار، ولی باید دید آیا تلاش لازم در جهت رسیدن به آرمان‌ها انجام می‌پذیرد و یان تلاش تا کجا صادقانه و خردمندانه است؟ اگر بپذیریم که کوشش‌های فراوان و طاقت‌فرسایی در جهت تحقق آرمان‌ها اصلاح‌طلبانه انجام پذیرفته دیگر نباید کمبودها را عمده کرد و خود را در حزن بی‌پایان به ورطه یأس و ناامیدی افکند.
البته غفلت از کاستی‌ها و نادیده گرفتن آنها خطر مصالحه بر سر آرمان‌ها و شکستن عهد و پیمان‌ها را به همراه خواهد داشت. اما هنر زندگی جمعی در یافتن راهی از میان همه تنگناهای تاریخی و ساختاری و فرهنگی برای تحقق اهداف است. تقویت جامعه مدنی نیازمند روشنگری، مدارا، پایداری، گفتگو و پایمردی است که تنها در یک فرآیند تدریجی و با رویکردی مشارکتی و فراگیر نه خودکامه و انحصارگر قابل تحقق است. به دلیل کارشکنی‌ها و کاستی‌ها و موانع نمی‌توان از پیمودن قانونمند راه مأیوس شد. فردی که متوقع نمره عالی بوده ‌است ولی نمره متوسط کسب کرده ترک تحصیل نمی‌کند، بلکه بر تلاش‌های سازنده خود می‌افزاید. بنابراین تنها با مشارکت سازنده و فعال است که می‌توان به سوی نظام مطلوب حرکت کرد و گرنه ناامیدی و انفعال ثمری جز انسداد و انکسار به بار نمی‌آورد. به عبارت دیگر از این فرآیند نتیجه‌ای کاملاً معکوس حاصل می‌آید.
ج: گروهی دیگر نقش مردم را در سیاست تضعیف می‌کنند تا به زعم خود اسلامیت نظام در برابر جمهوریت آن رنگ نبازد. در این نگاه نقش مردم تشریفاتی و صوری قلمداد می‌شود و حضور مردم فقط به درد حفظ ظاهر می‌خورد. در این رویکرد اسلامیت و جمهوریت دو مفهوم متعارضی تلقی می‌شوند که به نحو تصنعی در کنار هم قرار گرفته‌اند. رابطه آنها مثل ماه و خورشید است که ظهور یکی باعث غروب دیگری می‌شود. حال آن که مطابق میثاق مدنی ایران یعنی قانون اساسی، امور کشور باید با اتکاء به آرای عمومی - انتخابات - اداره شود. مشارکت آزادانه و فعال مردم در انتخابات، نظام اسلامی را تقویت می‌کند نه تضعیف. برعکس اگر اسلام را در مقابل رأی مردم تفسیر کنیم در آن صورت به اقتدار اسلام کمک نمی‌شود بلکه آن را از صحنه اجتماعی حذف می‌نماید.
اگر کسی از سر دلسوزی برای اسلام رویکرد و روشی اتخاذ کند که منجر به راندن مردم از اسلام شود خدمتی به حضور فعال اسلام در مواجهه با چالش‌های مهم جهان امروز نکرده است بلکه اسلام را خواسته یا ناخواسته به حوزه زندگی خصوصی افراد محدود کرده است. در حالی که در مردم‌سالاری دینی، جمهوریت و اسلامیت یکدیگر را تقویت می‌کنند و نظامی عرضه می‌دارند می‌تواند الگوی موفقی برای مواجهه با چالش‌های حاد سیاسی و اجتماعی در سراسر جهان اسلام پدید آورد. پس از موضع اسلام‌‌خواهی نمی‌توان رأی مردم را بی‌اعتبار دانست و فضایی غیرمشارکتی ایجاد نمود و از سر دلسوزی برای اسلام، مردم مسلمان ایران را نسبت به شرکت در انتخابات به تردید افکند. چنین تردیدهایی پایه‌های اسلامیت نظام را تضعیف می‌کند و نتیجه معکوس به بار می‌آورد.
د: گروهی دیگر برعکس به ادعای دفاع از جمهوریت به دلیل امتزاج آن با اسلامیت، مردم را به عدم شرکت در انتخابات دعوت می‌کنند. آنها هم رأی مردم را در جمهوری اسلامی صوری و بی‌اثر می‌دانند و خواهان حذف اسلام هستند چرا که آن را با جمهوریت در تعارض می‌بینند، در اینجا اتحاد ناخواسته‌ای بین دو رویکرد متضاد ایجاد می‌شود که نتیجه‌اش یکسان است و آن مأیوس شدن مردم از مشارکت گسترده در انتخابات کسانی که می‌کوشند اسلامیت را از جمهوریت نظام حذف کنند مرتکب خودکامگی و انحصارطلبی می‌شوند، زیرا مطابق منطق مردم‌سالارانه نمی‌توانند به دفاع از جمهوریت بپردازند چرا که مشروعیت (Legitimacy) هر نظامی متکی به آراء مردم است. چگونه می‌توان مردمی را که نظام جمهوری اسلامی را انتخاب کرده‌اند از مشارکت در انتخابات برحذر داشت.
در پایان بار دیگر تأکید می‌شود که تنها از طریق مشارکت همگانی است که نقش مردم گسترش می‌یابد و خواسته‌های آنها پیگیری می‌شود و گره‌های اجتماعی گشوده می‌گردد. گره‌های اجتماعی را نمی‌توان با دندان گشود در این صورت گره‌ها کور می‌شوند و دندان‌ها لق دست‌های گرهگشا در پای صندوق‌های رأی رمز جاودانگی ملت ایران را رقم می‌زند و باعث کامیابی و مانع خودکامگی می‌گردد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات