نجفی / کارشناس روابط بینالملل
در تجزیه و تحلیل سیاست خارجی دولتها از سطوح تحلیلی مختلفی همچون سطح تحلیل تصمیمگیران و تصمیمسازان، سطح تحلیل ملی و بینالمللی میتوان بهره جست. براساس این چارچوبهای تحلیلی، سیاست خارجی دولتها برآیند تعامل متغیرهای متعددی از قبیل دیدگاهها، مواضع، ویژگیهای روحی و روانی و علائق تصمیمسازان و تصمیمگیران، اقتضائات محیط داخلی و ملی تدوین و اجرای سیاست خارجی و نهایتاً تاثیرات نظام بینالمللی بر رفتار واحدهای سیاسی و دولتها میباشد. بدیهی است میزان موفقیت یا ناکامی دولتها در سیاست خارجیشان، ارتباط مستقیمی با چگونگی و میزان تکمیل، سازگاری و انطباق متغیرهای فوقالذکر دارد.
عملکرد سیاست خارجی دولت آقای خاتمی براساس چارچوب تحلیلی مذکور قابل ارزیابی است. در سطوح تصمیمگیری و ملی، شرایط و فضای بوجود آمده ناشی از رویکرد توسعه سیاسی و تقویت نظام مردمسالاری و همچنین اندیشه صلح جو و رهیافت مبتنی بر گفتگو و تفاهم آقای خاتمی، بسترهای مناسبی برای موفقیت دستگاه دیپلماسی کشورمان فراهم آورده است. شرایط نظام بینالمللی و همینطور افکار عمومی جهانی که طالب صلح و آرامش و امنیت و رفاه میباشد، زمینههای تحقق بهتر ایدههای آقای خاتمی در عرصه بینالمللی را فراهم نمود.
از سوی دیگر عملکرد سیاست خارجی دولت جمهوری اسلامی ایران طی چهار سال گذشته و دستآوردهای آن در قالب سه بخش: میانی، استراتژی و شاخصهای عملکرد سیاست خارجی قابل بررسی و ارزیابی میباشد.
مبانی رفتاری عملکرد سیاست خارجی آقای خاتمی را میتوان بشرح ذیل برشمرد:
ـ هدایت سیاست خارجی در چارچوب اهداف و منافع ملی جمهوری اسالمی ایران؛
افزایش عملگرائی و واقعبینی در سیاست خارجی.
ـ تلاش برای تبدیل تهدیدات به فرصتها و امکانات و در نتیجه افزایش ضریب امنیت ملی
ـ زمینهسازی و اشاعه سیاست تعامل بجای تعارض
ـ تلاش برای رفع سوءظنها و توسعه اعتماد متقابل در عرصه سیاست خارجی
اهتمام به مبانی فوقالذکر، به شکلگیری و اجرای دو استراتژی مهم و محوری در سیاست خارجی دولت آقای خاتمی منجر گردید. این دو استراتژی یعنی «تنشزدایی» و «گفتگوی تمدنها»، نقاط محوری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در چهار سال گذشته و در واقع مهمترین ویژگیهای پارادایم جدید سیاست خارجی محسوب میشوند.
با عنایت به موارد فوقالذکر، مهمترین شاخصها و دستاوردهای سیاست خارجی دولت طی چهار سال گذشته را میتوان بشرح ذیل خلاصه نمود:
1- ارتقاء منزلت، اعتبار و فقدان جمهوری اسلامی ایران در عرصه بینالملل و افکار عمومی جهانی؛
2- افزایش و کارآمدی حضور جمهوری اسلامی ایران بعنوان بازیگری فعال در سطوح منطقهای و بینالمللی؛
3- قابلیت نظریهسازی و نظریهپردازی در عرصه روابط بینالملل با هدف ترویج گفتمانهای نوین و صلحجویانه؛
4- افزایش هزینه مقابله با جمهوری اسلامی ایران
5- گسترش زمینههای امنیت اقتصادی و جذب سرمایهگذاری خارجی و کاهش ریسک سرمایهگذاری؛
6- ایجاد شکاف در اردوگاه مخالفین نظام. در واقع سیاست خارجی دولت آقای خاتمی استراتژی مهار و کنترل جمهوری اسلامی ایران از سوی قدرتهای مخالف را از جامعیت انداخت؛
7- بسط و گسترش چارچوبهای حقوقی و قراردادی مناسبات جمهوری اسلامی ایران با کشورهای دیگر؛
8- تلاش برای ورود و تاثیرگذاری افکار عمومی، اندیشمندان و نخبگان در حوزه سیاست خارجی هم در جمهوری اسلامی ایران و هم در کشورهای دیگر از طریق عطف توجه و اهتمام به دیدگاههای آنها؛ 9- بهبود مناسبات با مجموعه کشورهای اروپائی و تغییر دیالوگ انتقادی اتحادیه اروپا با جمهوری اسلامی ایران به دیالوگ سازنده و فراگیر؛
10- بهبود و گسترش مناسبات با کشورهای حوزه خلیج فارس از جمله انعقاد پیمان امنیتی جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی با هدف تثبیت صلح و امنیت در این منطقه؛
11- دوره موفقیتآمیز ریاست جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس اسلامی؛
12- اعتلاء و تقویت موقعیت و جایگاه جمهوری اسلامی ایران بعنوان نقطه همگرائی و تجمع علایق احساسات و خواستهای ایرانیان مقیم خارج و تعمیم و گسترش عرصهها و حوزههای وفاق ملی از محدوده جغرافیائی جمهوری اسلامی ایران به پهنه عواطف و احساسات ایرانیان مقیم خارجی در اقصی نقاط دنیا.