علی خانی
ظهور انقلاب اسلامی ایران نقطه عطفی در حیات سیاسی ملت پاکستان محسوب میشود، علاوه بر تاثیرگذاری انقلاب در سطح کلان که تا اندازهای قابل پیشبینی بود، مسئله مهمتر متاثر شدن شیعیان بیش از پیروان سایر مذاهب این کشور از نهضت اسلامی در ایران بود. در شرایطی که کشور پاکستان تحت سلطه ارتش اداره میشد، شیعیان به دلیل بیتوجهی متوالی دولتهای وقت نسبت به حقوق آنان و نیز عدم هماهنگی در بین خود آنان و تشتت و پراکندگی در وضعیت اسفباری قرار داشتند. وقوع انقلاب اسلامی در ایران نقطه آغازی بود بر اینکه شیعیان خود را بازیابند و لزوم وحدت جهت احقاق حقوق پایمال شده خویش را بیش از پیش احساس نمایند. انقلاب اسلامی در بدو امر تاثیر جدی بر تمامی مردم پاکستان اعم از اهل سنت و تشیع داشت و با توجه به مشترکات و علایق دو ملت، چنین تاثیری دور از انتظار نبود. عموم مردم پاکستان با هدف ایجاد یک کشور مبتنی بر احکام اسلام، قرآن و سنت مبارزه استقلالطلبانه خود را آغاز کرده بودند، لکن پس از گذشت چند دهه نه تنها هیچ افق روشنی از اجرای احکام شرع مقدس مشاهده نمیکردند، بلکه همواره شاهد این امر بودند که اسلام و اجرای احکام اسلامی بازیچه دست قدرتمندان گشته و هر یک به نوعی برای کشاندن خود بر سریر قدرت از آن بهره میگیرند و ماحصل آن، مسخ اسلام و تعطیل احکام اسلامی است.
در چنین شرایطی پیروزی انقلاب اسلامی در همسایگی این کشور و توسط مردمی که مشترکات بیحدی با آنها داشتند، بارقه امیدی در دلهای آنها ایجاد کرد. اما دیری نپایید که دنیا رفته رفته به عمق این تحول پی برد و استکبار که منافع خود را به طور جدی در معرض خطر میدید و در واقع یکی از ستونهای سیاست منطقهای آنها فرو ریخته بود، به فکر چاره افتاد و در این راه از عوامل منطقهای خود بهره گرفت. آنها راه مبارزه با انقلاب اسلامی را در جلوه دادن چهرهای بد از انقلاب و قشری و شیعی قلمداد کردن آن یافتند. لذا تبلیغات مسموم خود را با همکاری دولتمردان پاکستان برای تضعیف پایگاههای انقلاب اسلامی آغاز کردند. از سوی دیگر پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) سبب شد شیعیان پاکستان که همواره در طول تاریخ بسیار نزدیک و برادرانه با ایرانیها داشتند، احساس قدرت کنند. حضور جمهوری اسلامی ایران با اهداف و آرمانهای جهانی، در همسایگی پاکستان و روابط حسنه بین دولتهای دو کشور در بدو امر باعث شد که از فشار بیشتر علیه شیعیان کاسته شود. لکن به تدریج فشارها علیه جامعه شیعه از سوی دولت شدت یافت. اجبار شیعیان به پذیرش فقه حنفی از یک طرف و احساس قدرت از پیروزی انقلاب اسلامی ایران از طرف دیگر، لزوم تحرک و فعالیت سیاسی و مذهبی را در بین شیعیان بخصوص جوانان و اقشار تحصیلکرده، برانگیخت و موجب بروز تحولات قابل توجهی شد(1).
یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی برای شیعیان پاکستان توجه آنها به انسجام و سازماندهی جامعه شیعی و اظهار وجود به عنوان درصدی قابل ملاحظه از جمعیت این کشور جهت تحقق خواستههای خود بود. درست هفتاد روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در تاریخ 24 فروردین 1358 جمعیتی حدود یکصد هزار نفر از شیعیان سراسر پاکستان در شهر بهکر واقع در ایالت پنجاب که اکثر ساکنین آن شیعه هستند تجمع کردند. این اولین باری بود که پس از استقلال پاکستان جمعیتی به آن تعداد از شیعیان در یک محل تجمع مینمودند. علت اساسی این تجمع آن بود که پس از کودتای نظامی ژنرال ضیاء الحق و شعار اسلام خواهی او و تاکید بر این نکته که در کشور فقه حنفی را اعمال خواهد کرد، شیعیان را متوجه کرد که در اسلام خواهی ضیاء الحق سر آنها بیکلاه خواهد ماند. لذا در آن تجمع بزرگ ضمن تعیین رهبری مفتی جعفر حسین اولین گامهای تاسیس تشکیلات "تحریک نفاذ فقه جعفریه" یا نهضت اجرای فقه جعفری نیز در همان روز برداشته شد.
شرکت گسترده در راهپیمایی آخرین جمعه ماه رمضان که به فرمان امام خمینی (ره) به عنوان روز جهانی قدس مشخص گردیده بود، خود حکایت از علاقه جمعیت اهل تشیع پاکستان به انقلاب و حمایت از اهداف انقلاب در وحدت اسلامی و مبارزه با دشمنان اسلام دارد.
تاثیر انقلاب اسلامی در پاکستان با روشها و ابزارهای مختلفی تحقق یافته است که میتوان آنها را به صورت زیر دستهبندی کرد(2):
1 - زمینهها و ریشه های عمیق تاریخی اسلام در شبه قاره هند و نقش اساسی اسلام در استقلال پاکستان، به عنوان شرط لازم برای اثر گذاری انقلاب اسلامی باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد. زیرا موج اول اثرگذاری انقلاب پیش از آنکه محصول عرضه ارادی و برنامهریزی شده انقلاب باشد، ناشی از تقاضا و زمینه آماده و مساعدی بود که در پاکستان وجود داشت.
2 - از سالهای قبل از انقلاب، علمای بزرگ شیعه پاکستان در قم و نجف تلمذ کرده و مهمترین نقش را در ترویج انقلاب اسلامی و سیاسی - تشکیلاتی شدن شیعیان پاکستان داشتهاند.
3 - بعد از انقلاب اسلامی، موسسات خیریه و فرهنگی در پاکستان به وجود آمد که از انقلاب ایران و رهبری آن ملهم بود. مثل کمیته امداد امام خمینی، موسسه خیریه و آموزش امام خمینی، مرکز فرهنگی اقبال- شریعتی. این قبیل سازمانها نقش قابل توجهی در بازتاب انقلاب اسلامی ایفا کردهاند. در اسلام آباد، مدرسه جمعیت اهل بیت، حدود سال 1354، تاسیس شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این مدرسه از یک سو تدریس علوم اسلامی برای طلاب را آغاز کرده و از سوی دیگر نشر و پخش مجله ماهانه "الزهراء" و برنامههای درسی برای جوانان را ترتیب داده است.
4 - مراسم هفته وحدت و سالگردهای پیروزی انقلاب اسلامی نیز از ابزارهای موثر و مستمر صدور انقلاب به پاکستان بوده است. در این مراسم، از یک سو میهمانانی از پاکستان دعوت شده و از سوی دیگر سفارت و خانههای فرهنگ ایران در پاکستان مراسم متعددی را در آنجا برگزار میکنند. این ابزارها و این سازمانها، ناقل آثار انقلاب بوده و نشان دهنده کم و کیف بازتاب انقلاب میباشند. نخبگان سیاسی و مذهبی پاکستان در این مراسم شرکت کرده و در حد خود متاثر میشوند و سپس این آثار را به تودهها منتقل میکنند. سخنانی که این نخبگان بیان میکنند، در عین حال شاخصی است که تا حدودی نشان میدهد انقلاب چرا و چگونه در پاکستان موثر افتاده است؟ همچنین در رابطه با مراسم فوق، مطبوعات پاکستان به مدت چند هفته مطالبی راجع به انقلاب منتشر کرده و کتابها و مقالاتی نیز در این رابطه منتشر میشود که همگی ابزارهایی برای ترویج انقلاب هستند.
انقلاب اسلامی با تاثیر خود بر روی مردم و حکومت پاکستان موجب گردید که دو کشور در همه زمینهها بیشتر از قبل به یکدیگر نزدیک شوند. روابط دو کشور پیش از انقلاب بیشتر در بعد سیاسی و امنیتی بود و تلاش میکردند که ثبات منطقه را که در واقع به سود منافع غرب بود حفظ کنند؛ ولی زمینههای فرهنگی، مذهبی، اقتصادی و اجتماعی از این روابط نزدیک اثری نبرده بود. دو کشور پس از انقلاب در زمینه امنیتی همکاری چندانی نداشته و به جای آن در زمینه اقتصادی سطح مبادلات به چند برابر بیش از انقلاب افزایش یافته و آر سی دی در شکل جدیدی و با شرکت ایران، پاکستان و ترکیه با نام اکو (سازمان همکاری اقتصادی) گسترش و بازسازی شد. به هر حال، تاثیر انقلاب اسلامی بر مردم پاکستان به مواردی که ذکر شد محدود نمیشود و جنبههای مختلفی دارد.
پینوشتها و منابع در دفتر روزنامه موجود است.