تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۳  ، 
کد خبر : ۲۳۱۱۷

واژگونی در بازگویی مشروطه (بخش دوم و پایانی)


گروه سیاسی، بهزاد حمیدیه: دیروز نقدی بر اظهارات آقای کدیور در ویژه‌نامه نوروزی اعتماد ملی و نیز کتاب سیاست‌نامه خراسانی نوشته وی ارائه شد. اینک دنباله نقد را در زیر می‌خوانید:

1ـ تعجب‌برانگیز است که جناب آقای کدیور در پاسخ به یک تهافت و تعارض که در نظریه ایشان مشاهده می‌شود، به پاتک پرداخته و تعارضی را به دوران بعد از انقلاب اسلامی نسبت می‌دهند. یا باید این عبارات را در متن بیانات دکتر کدیور لغو و استطراد بدون مناسبت بدانیم (مثلا نوعی عقده‌گشایی بدون مقدمه یا به ادنی ملابسه) یا آنکه آن را نوعی استدلال به شماریم: اگر نظریه من، دارای تعارض است دوران بعد از انقلاب نیز دارای تعارض است. روشن است که در بحث علمی چنین استدلالی ناصواب و غیرمسموع است. از این گذشته گزاره "دیانت ما عین سیاست ماست" چه تعارضی با این گزاره دیگر دارد که "فلان فقیه حق دخالت در سیاست را ندارد"؟! کاملا مبرهن است که اگر فقیهی جامع شرایطی خاص (همچون احاطه به مقتضیات زمان و مکان و آشنایی کافی با سازوکارهای عالم سیاست، شجاعت، ساده‌لوح نبودن، تطمیع نشدن و ...) نباشد به صرف فقاهتش حق دخالت در سیاست را نخواهد داشت. "دیانت ما عین سیاست ماست" دقیقا به معنی دوری از دخالت‌هایی است که تخریب سیاست جامعه اسلامی را در پی می‌آورد. دخالت آزادانه هر فقیه عادل یا غیرعادل، کیس یا ساده‌لوح در امور سیاسی مملکت اسلامی و عدم انقیاد در برابر ولی‌فقیه مساوی است با هرج و مرج که سم مهلک سیاست است و طبق جمله "دیانت ما عین سیاست ماست" از دیانت ما به دور است.

آقای دکتر کدیور بیان داشته‌اند: "بحث من این است که آخوند هیچ جا با ادعای ولایت انتصابی بر مردم وارد عمل نشده است، نمی‌گوید من از جانب خدا بر شما ولایت دارم. ریاست روحانی را در کجا به کار می‌برد؟" این عبارت بسیار تعجب‌برانگیز است و گویی جناب دکتر خود به مطالعه کامل و دقیق کتاب سیاست‌نامه خراسانی که تالیف خود ایشان یا به راهنمایی ایشان است نپرداخته‌اند یا مطالب آن را به فراموشی سپرده‌اند. در ذیل مواردی نقل می‌شود که در آنها ویژگی ولایی آخوند کاملا هویداست و واژه ریاست روحانی نیز در برخی از آنها آمده است.

مرحوم آخوند و مراجع دیگر در نامه‌ای چنین نگاشته‌اند:

به سبب هجومی که از هر طرف بر اسلام شده است، عالم اسلامیت در هیجان است. ماها به صفت مذهبیه بر هشتاد میلیون نفوس جعفری که در ایران و هندوستان و سایر نقاط است متفقا وجوب هجوم جهادی و دفاعی را حکم نمودیم و بر عموم مسلمین تجزیه مسببین اراقه دماء اسلام و صیانت دین محمد(ص) فرض عین است ... .

محمدکاظم الخراسانی، سیداسماعیل بن صدرالدین‌العاملی، عبدالله المازندرانی، محمدحسین الحائری‌المازندرانی(1)

دو عبارت‌ "ریاست مذهبیه بر هشتاد میلیون نفوس جعفری" و "حکم نمودیم" کاملا نشان از صدور حکم حکومتی دارند و حکم حکومتی تنها از ناحیه ولی امت متصور است، چه اینکه هرگونه رجوع به رای مردم یا نیاز به تصویب مقامات منتخب دولتی و عبور از مجرای قوای مقننه و مجریه را نفی می‌کند.

همچنین در نامه‌ای دیگر آمده است:

الیوم همت در دفع این سفاک جبار و دفاع از نفوس و اعراض و اموال مسلمین از اهم واجبات و دادن مالیات به گماشتگان او از اعظم محرمات و بذل جهد و سعی بر استقرار مشروطیت به منزله جهاد در رکاب امام زمان ارواحنا فداه ... است.(2)

مشاهده می‌شود که مرحوم آخوند و مراجع دیگر نجف، از مسند ولایت حکم حکومتی صادر می‌کنند، دادن مالیات را حرام نموده، دفع محمدعلی‌شاه قاجار (= "سفاک جبار") را واجب و سعی در استقرار مشروطیت را از اعظم واجبات اعلام می‌کنند.

مرحوم آخوند و دیگر علمای بزرگ نجف بدون آنکه منصوب ملت باشند و از طریق انتخابات به ریاست توکیلی رسیده باشند در یک نامه خود را رئیس ملت دانسته حکم بی‌اعتباری کلیه قراردادهای حکومت غاصب محمدعلی شاه را اعلام و انجمن ایالتی تبریز را جانشین پارلمان ایران قلمداد می‌نمایند:

... لازم است از جانب این خدام شرع انور که روسای روحانی ملت ایرانیم به توسط سفرا و جراید رسمیه دول معظمه همگی رسما اعلام نمایند که به موجب اصل 24 و 25 نظامنامه اساسی دولت ایران حق هیچ‌گونه معاهده و استقراض بدون امضای پارلمان ندارد و امروزه انجمن ایالتی تبریز به جای پارلمان ایران است.(3)

آیا به واقع سیمای یک حاکم مقتدر از عبارات فوق به دست نمی‌آید؟! آیا این حکومت و اقتدار را جز ولایت می‌توان دانست؟!

مرحوم آخوند خراسانی در دوران بسته شدن مجلس توسط استبداد محمدعلی شاهی، طی نامه‌ای می‌نویسد:

مادامی که مجلس شورای ملی در ایران اقامه نشده گرفتن تذکره اقامت و دادن مالیات به مامورین ایران و مطلق معاونت به آنها حرام و از مصادیق اعانت این سفاک ظلم است.(4)

اما بعد از استعفای محمدعلی شاه می‌نویسد:

به عموم ملت ایران اعلام می‌شود: ارتفاع حکم حرمت اداء مالیات و لزوم اهتمام در رفع انقلابات را سابقا بعد از تغییر سلطنت اعلام باز هم تاکیدا اظهار می‌شود: الیوم حفظ مملکت اسلامی به امنیت کامله و تمکین از اولیای دولت متوقع و اندک انقلاب موجب مداخله اجانب و دشمنی به دین اسلام است ...(5)

صدور حکم حکومتی با توجه به شرایط و رعایت اصلح جهت حفظ جان و مال و استقلال شیعیان جز از ولی شرعی برنمی‌آید و اگر مرحوم آخوند عملا خود را دارای چنین ولایتی نمی‌دید، از صدور فتاوای عادی و احکام اولیه پا به فراتر ننهاده وارد وادی احکام ثانویه که یک زمان اعلام و یک زمان مرتفع می‌گردند نمی‌شد.

همچنین مرحوم آخوند خراسانی در 12 ربیع‌الثانی 1328 قمری، دستور فرموده‌اند سیدحسن تقی‌زاده که "ماده فاسده" است، مقطوع‌الاثر گردد بدون آنکه غائله‌ای به پا شود: "بدون ترتیب هیچ غائله‌ای به کلی از هرگونه مداخله و افساد ممنوع و از هر قسم اثر داشتن در مملکت، بالمره ساقط شود."(6)

نیک آشکار است که حکم به اخراج نماینده‌ای که با رای مردم به مجلس فرستاده شده است، دخالت در حکومت و محدود کردن حق حاکمیت مردم است و این نیست مگر نوعی ولایت شرعی که بر رای و خواست مردم سلطه و برتری دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات