تاریخ انتشار : ۱۳ آذر ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۰  ، 
کد خبر : ۲۳۱۱۸۰

پاسخ‌های مهمانپرست به چراهای دیپلماسی

مقدمه: مهدی مدنی، مریم سالاری : «اظهارات در مورد ملک زاده کذب محض است»، «با شورای انتقالی لیبی در اوج جنگ در ارتباط بودیم.»، «آمادگی ارتباط با تمام گروه‌های سوری را داریم.» اینها جملات صریحی بود که در کنار اظهارنظر درباره کارنامه چهره‌های مشهور به سخنگویی در دولت، به ندرت می‌توان از زبان سخنگوی وزارت خارجه شنید؛ فردی که در میان خبرنگاران به بیان جملات کلی و دو پهلو معروف است. رامین مهمانپرست روز چهارشنبه 4 آبان مهمان تهران امروز بود. اتفاقی که با یک مصاحبه صریح هم همراه شد. در این مصاحبه مهمانپرست به اظهارات خبرنگار سیما در مورد فعالیت‌های وزارت خارجه در لیبی هم پاسخ گفت و آن را خلاف واقعیت و کذب خواند. آنچه در زیر می‌آید حاصل یک مصاحبه یک ساعت و نیمه است.

* سوال اول درباره ساختار وزارت خارجه و تغییرات است.این مسئله در روزنامه‌های منتقد مطرح می‌شود که سیاست خارجی ما خصوصا در سال گذشته نسبت به سال‌های قبل و دوران دولت نهم آقای احمدی‌نژاد تاحدی موضع انفعالی داشته و آنگونه که باید و شاید از موضع تهاجمی با برخی از مسائل مقابله نکرده و از طرفی برخی معتقدند که صرفا روابط دیپلماتیک ایران محدود شده به چند کشور آفریقایی و چند کشور آمریکای لاتین. در واقع ما روابط گسترده‌ای که قبلا با اروپا یا آسیا داشتیم را در دوره اخیر مشاهده نمی‌کنیم. اگر ممکن است یک توضیحی درباره این مسئله بدهید؟
** تحرکات دستگاه سیاست خارجی باید متناسب با تحولات و شرایط موجود باشد. یعنی در یک مقطع زمانی ممکن است که رفت و آمدهای سیاسی ملاک تحرک سیاست خارجی باشد و جای دیگری ممکن است که نوع موضع‌گیری‌ها و هدایت افکار عمومی بیشتر این تاثیر را بگذارد. اگر ما بخواهیم ارزیابی کنیم طی چند سال گذشته چه حوادثی اتفاق افتاده، همه اینها مهم است من سعی می‌کنم به صورت کلی یک توضیحی در این رابطه بدهم.
با وضعیت جدیدی روبه‌رو هستیم که هر کسی ممکن است پیشنهاداتی برای فعال بودن در عرصه سیاست خارجی داشته باشد. بعضی‌ها قائل به این هستند که ما نمایش کار سیاسی‌مان باید بیشتر شود. مثلا اگر رفت و آمدهای بیشتری بکنیم، نشان‌دهنده تحرک ماست. ما فکر نمی‌کنیم که فقط رفت و آمد سیاسی نشان‌دهنده تحرک دیپلماتیک بالایی باشد. اگر واقعا این ملاک باشد، شما می‌توانید در منطقه کشورهایی را پیدا کنید که تحرکات زیادی داشتند ولی می‌بینیم که الان در میان تحولات منطقه جایگاه بالایی ندارند، کار دستگاه سیاست خارجی رصد کردن تحولات و پیش‌بینی برنامه‌های آینده و تحلیل اقداماتی است که طرف مقابل می‌خواهد در منطقه انجام دهد. این منطقه، بسیار حساس است و جهان اسلام دشمنان جدی دارد و رژیم صهیونیستی و کشورهایی که از قدیم پایگاه نظامی و امنیتی‌شان در منطقه حضور مستمری داشته، به سادگی حاضر نیستند منطقه را ترک کنند. آنها منافع بزرگی در منطقه دارند، نقشه‌های سیاسی مختلف را طراحی می‌کنند که باید این طرح‌ها را شناخت و حرکت متناسب با آن را پیش‌بینی کرد. پس یکی از کارها این بوده که ما اتفاقات در حال وقوع را تحلیل کنیم تا ببینیم ریشه اصلی این اتفاقات کجاست.
بعضی‌ها معتقد بودند که این حرکت‌های مردمی خودجوش است.
برخی دیگر می‌گفتند نه این طراحی شده است و قدرت‌های بزرگ ازجمله آمریکایی‌ها می‌خواهند نقشه جدیدی را پیاده کنند. خب منشأ این اتفاقات مهم است و این تشابه و تفاوت حرکت‌ها در کشورهای مختلف نیز مهم است. انگیزه‌های مردم از این حرکت در هر کشور چه بوده است و اینکه قرار است به کجا برسند و چیستی نقطه نهایی و مطلوب مردم، نیز مهم است. اینکه فکر کنیم الگوی همه اینها یکی است و حتما قرار است شبیه یکی از کشورهای منطقه مثلا جمهوری اسلامی شوند، درست نیست. باید اطلاعات دقیق‌تری پیدا کرد و متناسب با شرایط هر کشوری برنامه‌ریزی کرد ولی آن چیزی که در نهایت مهم است، این است که ما نباید خودمان دست و بال خودمان را ببندیم. نه از یک طرف فکر کنیم تحت هر شرایطی فقط رفت و آمدهای سیاسی کافی است، از طرف دیگر هم دلیل ندارد که خودمان را محدود کنیم و بگوییم خب چون مثلا کشوری رفتار نادرستی داشت پس ما روابط را قطع می‌کنیم و هر کاری خواستیم بکنیم.
در تحلیلی که ما از وضعیت منطقه داشتیم، فکر می‌کنیم که این موج حرکت‌ها و این بیداری اسلامی هر چقدر به سمت جلو برود، حتما به نفع منطقه خواهد بود چون حرکت مردم به سمت مشارکت بیشتر در اداره کشورشان به معنای حرکت مردم به سمت استقلال واقعی خودشان است. هر چقدر کشورها به استقلال خود نزدیک‌تر شوند، به معنی کاهش وابستگی به غرب خواهد بود و هر چقدر دولت‌های مردمی و مستقل بیشتری روی کار بیایند، به معنی آن است که امنیت رژیم صهیونیستی دیگر اولویت این کشورها نخواهد بود. پس تحلیل ما این بود که حتما ادامه یافتن این تحولات به نفع آمریکا و اسرائیل نیست. تلاش می‌کنند این حرکت‌ها را متوقف یا منحرف کنند و برای توقف این حرکت‌ها خیلی سعی کردند. حمایت از دیکتاتوری‌ها تا آخرین لحظه نشان می‌داد که سیاست اصلی آنان حمایت از افراد حاکم و حفظ وضعیت موجود آن موقع، بود. ولی وقتی دیدند که نتیجه نداد، اعلام کردند که از مردم حمایت می‌کنند و برای اینکه موضوع را منحرف کنند، اعلام می‌کردند که این موج ممکن است وارد ایران شود که ما معتقد بودیم برای این مسئله ما باید نگران باشیم در حالی که ما این موج را مثبت تلقی می‌کنیم که در صورت گسترش بیشتر آن ما همکاران و همیاران بیشتری خواهیم یافت. موضوعات زیادی را دنبال کردند اما وقتی دیدند این طرح‌ها به نتیجه نمی‌رسد، بحثی را در دستور کار قرار دادند که به شکل‌های مختلف میان کشور ما و کشورهای دیگر درگیری ایجاد کنند که در صورت درگیری میان ایران و سایر کشورها می‌خواستند نتیجه‌گیری کنند که ایران دشمن اصلی اعراب است که به عنوان یک دولت شیعی درصدد پیگیری اهداف خود در منطقه است و اهل تسنن باید در مقابل این موج شیعه‌گری ایستادگی کنند.
* اینجا یک بحثی است که می‌گوید عملکرد دستگاه دیپلماسی ما بهتر می‌توانست باشد. مثلا راجع به لیبی تحرک بیشتری می‌توانست انجام بگیرد. گرچه راجع به لیبی آقای صالحی گفتند اقداماتی انجام دادند اما راجع به سوریه، بحرین، یمن و هر کدام بحث‌هایی وجود دارد که نیاز به بازخوانی بیشتری دارد.
** پیشنهادات و انتقادات باید دقیق براساس مصادیقش گفته شود. هر مقامی براساس جایگاهی که دارد به اظهارنظر می‌پردازد.
* این نکته درست است اما افکار عمومی از عملکرد دیپلماسی قانع نشده است؟
** دستگاه سیاست خارجی مجری سیاست‌های کشور است و خود به تنهایی تصمیم‌گیرنده نیست. برای تعیین خطوط اصلی سیاست خارجی کشور مراجع عالی‌تری که در نظام وجود دارد، تصمیم‌گیری می‌کنند. ما هم نظر می‌دهیم ولی ما یک عضو هستیم. حتما شورای عالی امنیت ملی و همه دستگاه‌ها جمع می‌شوند نقطه نظراتشان را ارائه می‌دهند، تصمیم‌گیری می‌کنند، بعدجمع‌بندی شده و یک تصمیم کلی گرفته‌می‌شود و اگر‌ تصمیمی خیلی مهم باشد، باید نظرات مقام معظم رهبری هم لحاظ شود. این مصوبه‌ها ابلاغ می‌شود وزارت خارجه هم دنبال می‌کند.
موضع نظام مشخص است و بحث‌هایی که در نیویورک مطرح شد باعث شد مقام معظم رهبری یک بار دیگر تشخیص دهد و با قاطعیت موضع نظام را اعلام کند و افکار عمومی این تمایز میان دیدگاه نظام و دستگاه دولت را می‌بیند و تفسیری که الان در برخی نهادها از تحولات منطقه وجود دارد، با دیدگاه نظام متفاوت است که از دید رسانه‌ها و افکار عمومی مخفی نمی‌ماند که این انتقاد به همین مسئله وارد می‌شود که شاید همین امر باعث انفعال دستگاه دیپلماسی ما شده است.
* مثال بزنید.
** مثل طرح محمودعباس که این برداشت شد چراغ سبز از سوی ایران در قبال این طرح نشان داده شد، که منجر به اعلام موضع مقام معظم رهبری شد در حالی که از مواضع مقام معظم رهبری برداشت دوگانه نمی‌شود اما در مورد دیدگاه‌ها و مواضع دولت اینطور نیست.
* شما باید منبع اخبار و افکار عمومی را مشخص کنید. معتقدید موضع ما در مورد فلسطین درست نبود اما منظورتان را دقیق‌تر بگویید.
** نظرات دولت در مورد طرح محمود عباس که گفته این طرح برای اول کار خوب است ولی ما نباید به همین کفایت بکنیم که از همین موضع برداشت‌های متفاوتی شد و رهبری انقلاب در همین جا بود که اعلام نظر کردند.
یک بحثی درباره فلسطین و عضویت آن در سازمان ملل مطرح شد که میان کشورها اختلاف‌نظر بود. این یک توطئه آمریکایی ـ صهیونیستی بود چون موقعیت محمود عباس تضعیف شده بود و طرح سازش را به نتیجه نرسانده بودند و این مسئله را در قالب عضویت فلسطین در سازمان ملل مطرح کردند. علت اینکه معتقدیم این طرح یک نقشه بود این بود که در یک طرحی گفته شده است که از وجود دولت مستقل فلسطین حمایت می‌کنیم اما این بخش اول طرح بود که قسمت دوم هم باید به دنبال آن پذیرفته شود که طرح دو دولت بود که این مسئله حتما از نظر ما درست نیست. حالا ما آمدیم و گفتیم این را قبول نداریم. اگر مستقیما بگوییم مخالفیم می‌گویند همه دنیا موافق تشکیل دولت مستقل فلسطین است ولی ایران و آمریکا و اسرائیل مخالف هستند. پس یک صحنه‌ای را درست کرده بودند که در آن، چه حمایت می‌کردید و چه نمی‌کردید آنها می‌توانستند یک عکس‌العملی نشان دهند. حرفی که زده شده بود این بود که ما خواهان برگرداندن همه حقوق مردم فلسطین به خودشان هستیم که به هر میزان پیشروی کنند یک گام مثبت تلقی می‌شود که مقام معظم رهبری هم به حاکمیت مردم فلسطین از بحر تا نهر اشاره کردند. پس موضع کشور یک موضع هماهنگ بود. در سازمان ملل هم هرجا صحبت شده خواهان اعطای حقوق کامل فلسطینیان بودیم.
* این موضع هماهنگ چرا به خوبی تبیین نمی‌شود؟ مشکل کجاست که برخی‌ها برداشت‌های متفاوت می‌کنند؟
** اگر واقعا هم چنین ابهامی وجود دارد باید رسانه‌های ما یا خودشان این مواضع را تبیین کنند یا از مقامات مختلف سوال کنند تا نقطه‌نظراتشان باز شود. یعنی نقش رسانه در واقع باید این باشد. کلا در بحث دیپلماسی عمومی حرف ما این است که ابهاماتی که در افکار عمومی به وجود می‌آید به این دلیل است که بعضی اوقات اطلاع‌رسانی دقیق نمی‌شود یا عمدا مطالبی به شکل غیرواقعی گفته می‌شود و بعضی‌هایش تحت تاثیر تبلیغات خارجی است که در فضای دیپلماسی عمومی باید این مشکلات را برطرف کرد و حقایق را گفت.
* شما سهمی را در این زمینه برای دستگاه دیپلماسی قائل نیستید؟
** دستگاه دیپلماسی که دارد کارش را انجام می‌دهد. شما مجاز هستید که با هر مقامی در وزارت خارجه گفت و گو کنید و هیچ‌کس مخالفتی نخواهد کرد.
* به عنوان مثال در این تغییر ساختار جدید، بحث آقای ملک‌زاده را مدنظر دارم که اگر به دستگاه دیپلماسی اضافه می‌شد، شما فکر نمی‌کنید که این خود منشأ ابهامات و برداشت‌های دوگانه می‌شد؟
** ممکن است که بعضی جریانات سیاسی مایل به جلوه دادن همه مسائل به شکل سیاسی باشند و در این زمینه خیلی بزرگنمایی می‌کنند. مثلا بحث آقای ملک‌زاده در یک مقطع خیلی کوتاهی مطرح شد و بعد از پستی که دریافت کرده بود، استعفا کرد و رفت ولی همچنان سایت‌ها و خبرگزاری‌ها درباره ادامه کار وی و نفوذ روی سیاست‌های وزارت خارجه حرف می‌زنند که صددرصد تمام حرف‌ها کذب است. اصلا آقای ملک‌زاده دیگر حضور ندارد. چون ایشان در سال 1383 به وزارت خارجه انتقالی گرفته بودند از نظر قوانین استخدامی وقتی فردی، یک مسئولیتی داشته که از آن استعفا داده یا کنار گذاشته شده برای برقراری رابطه حقوقی و استخدامی‌اش باید یک پستی را برایش تعریف کرد. کارگزینی برای آقای ملک‌زاده پست کارشناس ارشد زد تا سیستم حقوقی‌اش برقرار شود که این مسئله منجر به جنجال‌های سیاسی‌ای شد که اهداف خاصی را دنبال می‌کردند.
* یعنی شما معتقدید که وزارت خارجه وارد بحث روز و مناقشات حزبی نشده است؟
** نه، نشده است. شما باید برای این حرف مصداق بیاورید و ما در این مورد براساس اساسنامه وزارت خارجه عمل می‌کنیم که بر دوری از احزاب و جهت‌گیری‌های سیاسی حکم می‌کند.
* حرف‌ ما این است که ورود آقای ملک‌زاده به اعتبار دستگاه وزارت خارجه لطمه زد.
** بله، خیلی چیزها لطمه می‌زند ولی هر کسی که وارد بحث می‌شود و هر کسی به شکلی در این کار تاثیر بگذارد در لطمه زدن به آن هم شریک است.
* بعد از فوت ولیعهد عربستان که با سناریوی آمریکایی _ عربی همزمان شد که ما دیدیم 4 مقام از ایران پیام تسلیت فرستادند آیا این رسم وجود دارد که 4 مقام پیام بفرستند؟
** بله چرا رسم نیست؟ هر مقامی برای همتای خودش پیام تسلیت فرستاده است و این مسئله مشکلی ندارد.
* نه، منظور این است که در این شرایط که عربستان در طرح این سناریوی ضدایرانی با آمریکا همراهی کرده است به لحاظ عرفی شاید افکار عمومی از این پیام‌های تسلیت آزرده خاطر شود؟
** نه، این دلیل بر این می‌شود که ما توطئه بزرگ‌تری را یافته و در جهت خنثی کردن آن توطئه حرکت می‌کنیم. توطئه بزرگ‌‌تر این است که آمریکا و صهیونیست‌ها احساس می‌کنند اگر تحولات منطقه به شکل قوی خودش ادامه یابد، تک‌تک سنگرهای دفاعی آنها را واژگون می‌کند. آمریکایی‌ها احساس می‌کنند که حرکت مردم در حال گسترش به سایر کشورهاست و این حرکت باعث تحت فشار قرار دادن رژیم صهیونیستی در منطقه شده و در حال از بین بردن منافع آمریکایی‌هاست. پس معادله در منطقه باید برهم بخورد و ایجاد درگیری میان کشورهای منطقه یکی از مهم‌ترین راه‌ها برای این تغییر مسئله است و از نظر آنها اگر یک طرف درگیری ایران باشد خیلی بهتر است.
یعنی تمام تلاش آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها ایجاد درگیری میان ایران و یکی از کشورهای منطقه است و فرقی نمی‌کند که آن یکی کشور کدام باشد چون در صورت وقوع درگیری، اینگونه تبلیغ می‌شود که خطر اصلی در منطقه ایران است نه اسرائیل. با توجه به عرب بودن بیشتر کشورهای منطقه، درگیری اعراب و ایران اولویت آنهاست و از طرف دیگر بحث شیعه و سنی را پررنگ می‌کنند. این توطئه را دو سال به طور جدی پیگیری می‌کنند وظیفه ما این است که طوری عمل کنیم که این طرح شکل نگیرد. ما از حساسیت‌های مردممان درباره سرکوب مسلمانان در کشورهایی مانند بحرین آگاه هستیم. ما همیشه مواضعمان را به طور شفاف اعلام کردیم و روی مواضع خود هستیم اما باید طوری عمل کنیم که توطئه بزرگ‌تر اجرا نشود.
* ضرب المثلی است که آیا راه ثواب فقط همین است؟ اظهارات شما مبنی بر وجود توطئه بزرگ‌تر صحیح است اما افکار عمومی می‌پرسد که برای برطرف کردن این توطئه آیا تنها راه این بود که در شرایط آزردگی خاطر افکار عمومی از سناریوی آمریکایی_ عربی، این همه با عربستان وارد مراوده شویم؟ خب وقتی ما با آن توطئه روبه‌رو شدیم چرا تحرک دستگاه دیپلماسی را ندیدیم؟ بدیهی‌ترین کار این بود که فرستادگان ویژه می‌فرستادیم به منطقه تا کشورهای منطقه را از این طرح‌های توطئه‌آمیز آگاه کنند در حالی که ما در این شرایط قرار گرفتیم و ‌همه کارشناسان و آمریکایی‌ها در رسانه‌هایشان به این سناریو می‌خندند ولی کشورهای همسایه و حتی خود عربستان در این رابطه جدی و مدعی شده‌اند و اقدامات حقوقی انجام داده‌اند. چرا این اتفاق می‌افتد؟
** ببینید شاید صحیح نباشد یکسری از اقداماتی که انجام می‌شود در این مقطع اطلاع‌رسانی شود. وزیر خارجه ما به همه همتاهای خود نامه زد و توضیح داد. سفیر ما در آنجا واکنش نشان داد به دبیرکل سازمان ملل نامه زدیم برای همه کشورها توضیح دادیم برای همه سفارتخانه‌ها و نمایندگی‌هایمان اصل موضوع را بیان کردیم و آنها موظف شدند با مقامات کشورهای مختلف ملاقات کنند. در مجامع مختلف مثل سازمان همکاری‌های اسلامی یا مجموعه‌های مختلف موجود در منطقه بحث را مطرح کردیم و هرچه جلوتر آمدیم، دامنه رایزنی‌ها و فعالیت‌های ما گسترده‌تر شد و هیات‌هایی را اعزام کردیم. همین الان سفر وزیر ما به کشورهای مختلف در حال انجام است. اینطور نبوده که ما دست روی دست گذاشته باشیم. ما اهداف و بهانه‌های آینده آنها را تحلیل می‌کنیم و همه این بحث‌ها در شورای امنیت ملی شده و تصمیم‌گیری می‌شود و وزارتخانه به تنهایی نمی‌تواند پیش برود. برخی از این اقدامات را می‌شود همان موقع گفت و برخی را هم نمی‌توان گفت.
راجع به لیبی خیلی اعتراض می‌کردند ما به مصلحت نمی‌دانستیم که در آن موقع بگوییم با شورای انتقالی لیبی ارتباط داریم و بعضی از مقامات ارشدشان به ایران رفت و آمد دارند و با همدیگر برنامه‌ریزی داریم. گفتن این مسئله را به مصلحت نمی‌دانستیم ولی ارتباط داشتیم. رسانه‌های ما برعکس عمل می‌کردند و می‌گفتند در دورانی که مردم لیبی در حال انقلاب هستند، سفارت ما تعطیل است. رسانه ملی ما رفته یک ساختمان خالی را به عنوان سفارت ایران نشان می‌دهد و می‌گوید نگاه کنید اینجا سفارت ایران است که در این شرایط تعطیل است که ما گفتیم این ساختمان سفارت ایران دو سال است که جابه‌جا شده است. ما شاید جزو پنج یا شش کشوری بودیم که در اوج درگیری‌های لیبی سفارتمان تعطیل نشد.
* مثال خوبی زدید آیا این مسئله به معنی کم‌تحرکی دستگاه دیپلماسی ما نیست؟ همین مورد لیبی درست است که رسانه ملی ما به اشتباه یک ساختمان خالی را به عنوان سفارت ایران معرفی می‌کند ولی ببینید چه تعاملی بین رسانه ملی و دیپلماسی وجود دارد که دستگاه دیپلماسی خبر نداده که ساختمان سفارت عوض شده است. من می‌خواهم برگردم به این بحث که اگر ولیعهد عربستان در همین روزها فوت نمی‌کرد و این اتفاق نمی‌افتاد، شما چگونه می‌خواستید با عربستان این تعامل را انجام دهید؟
** یک راهی پیدا می‌شد. باید بدانید که در سیاست خارجی باید از هر رویداد و حادثه‌ای استفاده کرد.
* منظور من این است که اگر این فرصت نبود، شما چه برنامه دیگری داشتید؟
** حالا ما نمی‌توانیم همه برنامه‌های خودمان را علنی کنیم و اصلا مصلحت نیست که بگوییم. هر کس نظر و سلیقه‌ای دارد. ما که نمی‌توانیم براساس سلیقه رسانه‌ها و گروه‌های مختلف عمل کنیم. آن چیزی که برای ما مهم است منافع ملی است نه سلیقه‌های متعدد افراد.
* خب نتیجه این اقدامات شما این است که می‌گویند عربستان با آمریکا همراهی می‌کند و ایران هیچ کاری نمی‌کند. به هر حال آن مسائلی که شما گفتید درست است اما این طرف هم باید افکار عمومی را قانع کرد.
** من سعی کردم که بگویم سیاست خارجی حاصل جمع نظرات مسئولین ارشد کشور است نه فقط وزارت خارجه. در تحلیل این تصمیم‌گیری‌ها هم باید نتایج حاصله ظرف یک سال گذشته ارزیابی شود که نتایج حاصله الان به نفع ماست یا آمریکا و اسرائیل. اگر به نفع آنها شده شما می‌توانید ما را متهم کنید ولی اگر به نفع ما بوده، یعنی تدبیر به کار رفته است.
* اینکه می‌گویید شاخص خوبی است اما کامل نیست مثلا در بحث هسته‌ای شما نمی‌توانید چندان منتقد اساسی پیدا کنید چون برنامه‌ها هماهنگ عمل شده، اما چه اتفاقی رخ داده که وقتی 4 پیام تسلیت - که براساس عرف دیپلماتیک باید هم فرستاده شود- ارسال می‌گردد دستگاه دیپلماسی ما مورد انتقاد قرار می‌گیرد آیا این به معنی آن نیست که شما این حرف‌ها را به زبان دیپلماسی رسانه‌ای نگفته اید.
** ما پنهان‌کاری نکردیم و به همه سوالات جواب می‌دهیم و خودمان به همه می‌گوییم که ممکن است شما از سیاست‌های کشور دیگر ناراضی باشید . طرح سناریوی آمریکایی ـ عربی را ناشی از برنامه‌های طراحی شده می‌دانیم و می‌گوییم که فتنه بزرگ‌تری وجود دارد که اگر از آن غافل شویم این فتنه حاکم خواهد شد. ما هرجا احساس کنیم که گفتن چیزی به نفع کشور نیست نمی‌گوییم و هر چقدر هم که اعتراض وجود داشته باشد، منافع ملی کشور را در نظر می‌گیریم.
* یادم می‌آید چند سال پیش که تونی بلر درباره مسائل ایران اظهارنظر تندی کرد، آقای آصفی بلافاصله جواب قاطعی به او داد. هرچند که شاید این واکنش دیپلماتیک نبود اما بر روی افکار عمومی اثر خوبی گذاشت. حالا اینجا در مورد عربستان که به دنبال تصویب قطعنامه علیه ایران رفته، عملکرد دستگاه دیپلماسی چون برونداد مناسب نداشته، این شائبه را در افکار عمومی ایجاد کرده که دستگاه وزارت خارجه ما دچار انفعال شده است.
** ما در دستگاه دیپلماسی موظف هستیم که رفتارمان دیپلماتیک باشد. حرف زدن ما باید دارای چارچوب باشد و نمی‌پسندیم که هر چیزی را به هر شکلی بگوییم. ما معتقدیم که حرف‌های ما تبعاتی دارد و ما در جایگاه وزارت خارجه باید موضع رسمی و دیپلماتیک داشته باشیم.
* آقای رئیس‌جمهور در مصاحبه‌ای با یکی از شبکه‌های خارجی گفتند ما با دولت سوریه و مخالفان سوریه ارتباط داریم. آیا شما این را تایید می‌کنید؟
** همه کشورهای خواهان ثبات در منطقه باید کمک کنند که حرف مردم و نقطه‌نظرات دولت در یک فضای مثبت منتقل شود. ما فکر می‌کنیم در داخل سوریه بخشی از مردم نظراتی دارند. رفتارهایی که برای نشان دادن این نقطه نظرات انجام شد یا طراحی‌ای که برخی کشورها کرده بودند که با وارد کردن گروه‌های مسلح یک وضعیت بی‌ثباتی در سوریه ایجاد کنند. این یک نوع دخالت خارجی در سوریه محسوب می‌شود. مسائل سوریه باید به صورت کاملا داخلی بین مردم و دولت حل شود. فتنه‌هایی برای ایجاد بی‌ثباتی در داخل سوریه دنبال شده و هدف اصلی آن تحت تاثیر قرار دادن خط مقاومت در منطقه و تامین منافع رژیم صهیونیستی است. آنان پس از ناامید شدن از مصر به دنبال ایجاد فشار بر سوریه هستند. اینکه ما اعلام کردیم آمادگی داریم کمک کنیم تا فضای گفت‌وگو بین نمایندگان مردم و دولت انجام شود بله این را گفتیم و فکر می‌کنیم این ظرفیت و بلوغ هم در بین مردم سوریه وجود دارد که می‌توانند با گفت‌وگو مسائل را حل کنند.
* یعنی تلویحا تایید می‌کنید که ایران با مخالفان سوری هم ارتباط داشته؟
** همان‌طور که گفتم آمادگی‌مان را اعلام کردیم که برای نشست نمایندگان مردم و مقامات دولتی و گفتن نقطه‌نظراتشان و انجام اصلاحات دولت هر کاری از دستمان بربیاید، انجام خواهیم داد.
* اخیرا بحث خروج نیروهای آمریکایی مطرح شده و دو دیدگاه متفاوت در این باره وجود دارد؛ یکی آنکه خروج نیروهای آمریکایی به عراق، احتمال بازگشت میلیتاری به عراق را تشدید می‌کند و احتمال ایجاد ارتشی مانند ارتش بعث را دامن می‌زند آیا خروج از عراق را تهدید می‌دانید یا فرصت؟
** خروج کل نیروهای نظامی را به نفع منطقه می‌دانیم. فکر می‌کنیم که ریشه بسیاری از ناامنی‌ها در منطقه حضور همین نیروهاست. آنها برای ادامه حضور خود در منطقه نیاز به بی‌ثباتی بیشتر دارند. ما معتقدیم که مقامات عراقی این آمادگی را دارند که خودشان ثبات و امنیت را در منطقه برقرار کنند. همه کشورهای منطقه باید کمک کنند تا ریشه‌های ناامنی را از بین ببریم و این همکاری برای ایجاد صلح و ثبات موثرتر است.
* رابطه ما با مصر به کجا رسید؟
** ما آماده توسعه روابط هستیم و فکر می‌کنیم روالی که در مصر طی می‌شود ازجمله تغییر قانون اساسی و تعیین دولت ملی به روابط رسمی و توسعه همکاری‌ها کمک می‌کند.
* تحرکات آذربایجان و ارتباط بیش از حدش با اسرائیل در زمینه‌های نظامی برای شما نگران‌کننده نیست؟ خصوصا این اواخر که چند فروند هواپیمای بی‌سرنشین خریده و یک سرباز ایرانی را هم کشتند؟
** ما همیشه به کشورهای دوست و همسایه توصیه کردیم که اگر فضایی برای دخالت قدرت‌های خارجی در آن کشور به وجود بیاید می‌تواند منافع این کشورها و کشورهای همسایه را تحت‌الشعاع خودش قرار دهد. حتما باید مراقب تحرکات و نفوذ کشورهای غربی ازجمله آمریکا و اسرائیل که به دنبال تامین منافع خود در این کشورها هستند باشند چرا که آنها نفع مردم منطقه را دنبال نمی‌کنند و خطر واقعی برای منطقه هستند. در هر صورت، هر کشوری سیاست‌های مخصوص به خودش را دارد و تا جایی که هیچ تعرضی به منافع کشور ما نداشته باشد ما فقط توصیه‌های خودمان را می‌کنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات