* پرسه: اجازه بدهید بدون مقدمه برویم سر اصل مطلب. آیا حق موجودیت اسرائیل را به رسمیت میشناسید؟
** ابوعمر: من از قبل از تشکیل منطقه خودگردان طرفدار جدی راهحل دو دولت بودم.
* پس بنابراین برای شخص شما شناسایی اسرائیل مشکلی نیست؟
** من مسالهای با حق موجودیت اسرائیل ندارم اما ما اینجا درباره مسایل و مواضع شخصی صحبت نمیکنیم. من نماینده دولتی هستم که اعتقاد خود به توافقات قبلی تشکیلات خودگردان را اعلام کرده است. این توافقات شامل به رسمیت شناخته شدن اسرائیل توسط سازمان آزادیبخش فلسطین است. اصولا بدون این شناسایی تشکیلات خودگردان نمیتوانست تشکیل شود. از همین رو اتحادیه اروپا باید تحریم اقتصادی دولت فلسطین را لغو کند، پرداختهای مستقیماش به دولت فلسطین را از سر بگیرد و ممنوعیت ارتباط با اعضای حماس را کنار بگذارد.
* اما حماس با شناسایی صریح اسرائیل مشکل دارد.
** از وقتی که این جنبش به قدرت رسیده است دنیا دولت حماس را بایکوت کرده است زیرا این دولت در برنامهاش اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد. این وضعیت عوض شده است ما در حال حاضر به وضعیت عادی برگشتهایم.
* اما نه هنوز به طور کامل.
** ما حالا دیگر دولت حماس نداریم. دولت فعلی یک دولت وحدت ملی است که هم اعضای فتح و هم اعضای مستقلی مثل من جزو آن هستند.
* اما حماس اسماعیل هنیه را نخستوزیر میداند.
** هنیه به برنامه دولت وحدت ملی ملزم و متعهد است.
* این نکته بسیار ابهامبرانگیز است.
** آیا بهتر است دولت فلسطین با عملکرد و کارهایش سنجیده شود یا آن که دست فلسطینیها را بپیچانیم و بخواهیم چیز بهخصوصی بگویند؟ مساله این نیست که آیا فلسطینیها صراحتا اسرائیل را به رسمیت میشناسند یا نه، مساله این است که آیا ملت فلسطین از طریق دولت وحدت ملی از توافقات صلح با اسرائیل حمایت و پشتیبانی میکند و اینکه برنامه این دولت اصلا نمیتواند صریح و بیپردهتر باشد.
* چرا میتواند، این دولت میتوانست اسرائیل را به سادگی و آشکارا به رسمیت بشناسد و از خشونت دست بردارد.
** بله، اما دیگر اتفاق نظری ملی برای ایجاد یک دولت وحدت ملی به هیچوجه نمیتوانست تحقق یابد.
* آیا فکر میکنید حماس واقعا حاضر به صلح است؟
** من نمیتوانم به جای حماس اظهارنظر کنم. من نماینده دولت فلسطین هستم. من عضو دولتی هستم که به آتشبس متعهد است و درصدد پیش بردن طرح صلح با اسرائیل است و خواهان کشوری فلسطینی در محدوده مرزهای 1967 است. محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان از طرف دولت اختیار تام دارد که راهحلی صلحآمیز برای مناقشه با اسرائیل را تنظیم کند. علاوه بر این دولت ما از ابتکارات صلح سران عرب در ریاض عربستان حمایت و پشتیبانی میکند. در این کنفرانس همه عربها پیشنهاد عادیسازی مناسبات با اسرائیل را مطرح کردهاند. به شرط آن که اسرائیل به طور کامل از مناطق اشغالی سال 1967 عقبنشینی کند.
* اگر خواهان مذاکره و گفت و گو هستید چرا به شدت از اسرائیل انتقاد میکنید، چرا میگویید اولمرت به مذاکرات صلح علاقمند نیست؟
** برای اینکه او همهچیز را وارونه جلوه میدهد. اولمرت میخواهد ابتدا درباره شناسایی اسرائیل گفتوگو شود و بعد درباره عقبنشینی.
* اولمرت پیشنهاد اعراب در اجلاس ریاض را پیشنهادی انقلابی نامید.
** او میتوانست طرح صلح را بپذیرد و مذاکرات باید بر این اساس و پایه آغاز شود.
* آیا طرح کلینتون میتواند پایه و اساس مذاکرات باشد؟
** (خروج اسرائیل از 95 درصد کرانه باختری و تقسیم بیتالمقدس. توضیح درباره طرح کلینتون)
نه، ما از طرح اعراب، فلسطینیها و جامعه جهانی پشتیبانی میکنیم.
* انتظار دارید اسرائیل طرح صلح اعراب را صد در صد بپذیرد در حالی که در کنفرانس کپ دیوید و کنفرانس تابا مذاکرات پیشرفت قابل ملاحظهای داشت. آیا باید نتایج آن مذاکرات فراموش شود؟
** بسیار خب، پس جامعه بینالملل از این به بعد باید دوباره با قواعد و دستورات اسرائیل بازی کند. آینده نشان خواهد داد که آیا میتوان با این موضع به صلح رسید یا نه. من گمان نمیکنم این کمکی به اسرائیل باشد اگر دوستانش که همیشه پشتسر او میایستند، برایشان فرقی نمیکند که او چگونه عمل میکند.