تاریخ انتشار : ۰۶ آذر ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۶  ، 
کد خبر : ۲۳۱۲۰۹

«آرامش فعال» توجیهی ندارد


سیداحمد میری
تاریخ ایران در حال عبور از گذرگاه بسیار دشواری است. تحولات اجتماعی و فکری در فرایند تاریخ «ایران نوین» به مرحله پختگی و باروری رسیده و اصلاحات برگی دیگر از تاریخ پرتلاطم این دیار است. «ایران امروز» مانند مادری است که نوزاد در شکم، روی «یخ» راه می‌رود. لذا راه سخت اما ممکن را در پیش دارد. تقابل مخالفان اصلاحات شرایط آن را به لبه تیغ قرار داده است. بی‌تردید هم اصلاح‌طلبان و نیز مخالفان آن، باید از تکرار اشتباهات گذشته (تاریخ) درس عبرت بگیرند و هم نیاز واقعی و حیاتی مردم را درک کنند و نیز بدانند در چه دنیایی حکومت می‌کنند.
زیرا شرایط ایران نوین را نمی‌تون بدون شناخت از تحولات تکنولوژیک دنیای مدرن مورد بررسی قرار داد. لذا بازبینی و بازخوانی راه‌های رفته و نگاه بصیرت‌گونه نسبت به نیاز امروز و چگونه رسیدن به فردای بهتر در این «دنیای پر مسأله» باید از دغدغه‌های جدی نخبگان سیاسی باشد. عبور از این گذرگاه تاریخ در دنیای پیچیده و ایران نوخواسته بس دشوار و مشکل است.
با توجه به تحولات جدید در ایران و جهان ارتباطات و افزایش «قدرت اجتماعی» در مقابل «قدرت سیاسی» که باعث بسط مطالبات فزاینده مردم ایران شد و سال‌ها این مطالبات «بدون پاسخ» انباشته شده بود. با بسط قدرت اجتماعی، مهار و کنترل نهادهای مدنی نه بایسته است نه شایسته، پس نیازهای جدید را باید پذیرفت. در پاسخ به این نیازها، تجربه نشان داده است که جریان محافظه‌کار توان پاسخگویی به این همه نیازهای جدید را ندارد چون پاسخ‌های آنان غالباً کهنه و تکراری شده است. بنابراین شرایط جدید ایران نوین، آبستن حوادث و منتظر نوزادی است، پس باید این زایمان طبیعی باشد. بی‌تدبیری و «عصبانیت سیاسی» جامعه ما را به مرحله مبهمی سوق خواهد داد، در آن صورت هم مادر آسیب خواهد دید و هم نوزاد.
در غیر این صورت، ایران به مرحله خطرناکی هدایت خواهد شد و منافع ملی ما به تاراج خواهد رفت، اما در شرایط جدید وظیفه ما چیست؟ مهمترین وظیفه اصلاح‌طلبان زایش بارقه امید در میان مردم و «فضاسازی امیدآفرین» در جامعه است. پیام اصلاحات باید امید به فردای بهتر، صلح، دوستی، گفت‌وگو و نشاط باشد اما مخالفان، همه آن را می‌خواهند تبدیل به یأس و ناامیدی و افسردگی کنند و به همین خاطر درصدد افزایش «هزینه اصلاحات» و خسته و ناامید کردن مردم هستند. از سوی دیگر باید بدانیم در این شرایط حساس کشور که غالب مردم به انتظار میوه‌های اصلاحات هستند، مبارزه میلیمتری و کیلومترها عقب‌نشینی، باعث می‌شود که اصلاح‌طلبان مردم را از دست بدهند.
بنابراین و با توجه به موارد فوق، به دشواری‌ها و تنگناهای اصلاح‌طلبان پی‌ می‌بریم. معمار اصلاحات با کارکردهای متضاد و پارادوکسیکال‌های مختلف مواجه است زیرا هم باید قسمتی از «وضع موجود» را حفظ کند و هم باید «تحول» ایجاد نماید اما باید بدانیم «سیاست» عرصه تصمیم‌گیری‌های متناقض نیز هست.
مسأله مهمتر اینکه، اصلاحات در ایران نوین در تعامل با برخی از نخبگان سنتی، هم «درد» و هم «درمان» جامعه ماست زیرا بخش مهمی از جامعه ما می‌خواهد زندگی مدرنی داشته باشد اما بخشی از جامعه و نخبگان می‌خواهند ایران را براساس الگو و روش‌های سنتی اداره کنند، فقدان «انسجام درونی» میان نخبگان و فقدان ساخت قدرت منسجم، جهت تأمین منافع ملی مهمترین مشکل جامعه ماست، چون هر یک فهم و تعریف متفاوتی از نیازها و مطالبات مردم دارند. یک لایه مهم مخالفان اصلاحات هنوز در قرن 17 یا 18 زندگی می‌کند اما اصلاحات در قرن 21 به سر می‌برد.
چه باید کرد؟ باید فرایند اصلاحات را با «هزینه کم» و «سود بیشتر» به پیش بریم و از ظرفیت‌ها، توانایی‌ها و ابزارهایی که در اختیار داریم استفاده بهینه نماییم و ابزارهای قانونی را شناسایی و از آن به نیکی استفاده کنیم. باید از طرح «شعارهای زودرس» و اضافی خودداری و شعارهای مطرح شده را برای مردم تبیین و عملیاتی کنیم و نیز باید بدانیم شیب تند اصلاحات، «هزینه اصلاحات» را افزایش خواهد داد.
با حرکت «گام به گام»، هم مردم آگاه‌تر می‌شوند، اصلاحات، نهادینه‌تر می‌گردد و نیز اصلاح‌طلبان فرصت تطبیق با نیازها و شناخت اولویت‌ها را می‌یابند و می‌توانند مخالفان را به رعایت «قواعد بازی سیاسی» وادار می‌کنند و اصلاحات را در لایه‌های زیرین جامعه برسانند. در این راه «حکمت‌اندیشی» استمرار اصلاحات را تضمین می‌نماید. فرصت کوتاه است، «غفلت از زمان» شکاف میان مردم و اصلاح‌طلبان را افزایش خواهد داد. باید بین اهداف و روش‌ها یا استراتژی و تاکتیک‌ها یا امکانات و توانایی‌ها با نیازها توازن ایجاد کرد و با توجه به قدرت حریف و توانایی‌های خود، تاکتیک‌ها را انتخاب کرد.
باید بدانیم، آزمون خویشتنداری «سیاست آرامش فعال» و سیاست صبر و انتظار دیگر توجیه‌پذیر نیست. اگر مردم احساس کنند «ساختار قدرت» اصلاح‌طلبان را مسخ کرده، از آنان فاصله خواهند گرفت. «فقدان پاسخگویی» به «انفجار انتظارات» منجر خواهد شد. نباید تقابل اصلاح‌طلبان و مخالفان به جدال «محافظه‌کاران» با «ملاحظه‌کاران» تبدیل شود. ملاحظه‌کاری افراطی، اصلاح‌طلبی را به انفعال محض خواهد برد و بزرگترین آفت، این است که مردم احساس کنند اصلاح‌طلبان نمی‌توانند کاری انجام دهند و اگر اینچنین شود، مردم، به راهی دیگر خواهند رفت. اصلاح‌طلبان باید بدانند هدف مخالفان، مجلس ناکارآمد، احزاب منفعل، نخبگان ملاحظه‌کار، مطبوعات تعطیل‌شده، اصلاح‌طلبان دربند و خانه‌نشین است.
آنها می‌خواهند نهایتاً «سکوت خاموش» را حاکم کنند تا اصلاحات به شیر بی‌یال، دم و اشکم تبدیل شود. «صبوری افراطی» مردم را به شدت «عصبانی» می‌نماید. لذا کلید استمرار اصلاحات، صراحت، شفافیت، حکمت و حقیقت‌گویی در رفتار و کردار اصلاح‌طلبان است. نباید تفکر «دگماتیزم» نمونه مفرط مخالفان اصلاحات، اصلاح‌طلبان را به سمت «پراگماتیزم» هدایت کند. در آن صورت مرگ تدریجی اصلاحات حتمی است. مردم راه جنبش مدنی را ادامه خواهند داد زیرا این جنبش یک شبه به وجود نیامد تا یک شبه از بین برود، این جنبش ریشه اجتماعی، تاریخی دارد. اگر آلترناتیوی پیدا نکنند شاید مدتی خاموش باشند اما راه خود را در یک فرصت تاریخی جدید، بازتولید خواهند کرد. این سنت تاریخ تحولات اجتماعی است.
... و اما امروز، ایران نوین، در مسیر خود یکی از «پرچالش‌ترین» زمان خود را در طول تاریخ طی می‌کند. درک زمان (قرن 21) الزامات، ضرورت‌ها و نیازهای آن برای استمرار راه باقی مانده، امری حیاتی و ضروری می‌باشد. گفت‌وگو، کم‌هزینه‌ترین و منطقی‌ترین روش برای حل و فصل منازعات سیاسی موجود است. فرایند تداول قدرت و رقابت میان جناح‌های «سنتی و مدرن» را طبیعی تلقی کنیم.
همه باید روی «قواعد بازی» به تفاهم برسیم. درک متقابل میان اهداف و روش‌ها ضروری است. نبرد سیاسی تنفرآمیز را به «چالش سیاسی» رقابت‌آمیز تبدیل کنیم و مقاومت در مقابل جنبش مدنی از سوی سنت‌پرستان را کاملاً طبیعی بدانیم. برای استمرار اصلاحات باید «درد زایمان جامعه» را تحمل کرد. زیرا اصلاحات زایمان طبیعی جامعه ماست. پس بگذارید این نوازد طبیعی متولد شود نه با سزارین. هر چند که اصلاحات برای مخالفان درد و برای جامعه ایران درمان است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات