مزرعه من را که ضبطش کردید با صدای بلند به شما سلام میگوید خوشههای گندم این مزرعه با حروف زرین از شما سپاسگزاری میکنند زیرا شما آنها را از داس آزاد ساختهاید. شما آنها را از دست زارعی بدوی و بیسواد رها ساختهاید، و به دهقانی باسواد واگذارش کردید. و در اختیار ماشین درو و خرمنکوبی کشاورزی قرار دادهاید که از آن قوم بدتر است. سازمان ملل، اینها همه نشان دادند که هر که با انجام سیاست صهیونیسم مخالفت کند هدف قهر آنها خواهد گرفت. لکن قهری که صهیونیستها نسبت به اعراب فلسطین داشتند از همه شدیدتر و وحشیانهتر بود، بدین منظور بود که پس از تاسیس اسرائیل کشتارهای فجیع و وحشیانه کشاورزان و بیرون راندن آنها از خانه و کاشانهاشان شروع شد. "دیر یاسین و کَفر قاسم" دو نام که یادآور فجیعترین این کشتارها بودهاند برای اعراب به عنوان سمبلی درآمدهاند.
حادثۀ دیر یاسین از این قرار بود که در 9 آوریل 1948 حدود یک ماه قبل از تشکیل دولت اسرائیل یک جوخه مسلح از تروریستهای ایرگون همراه با عدهای از افراد گروه تروریستی به دهکدۀ دیر یاسین که در حوالی اورشلیم است حملهور شدند و شروع به کشتار 254 نفر اهالی این دهکده از زن و مرد و کوچک و بزرگ کردند و آنچه از اهالی را که با لباسهای مندرس و بخون آغشته که از مرگ نجات یافته بودند در رژه فاتحانهاشان به اورشلیم بردند. فاتحان سراپا به خون قربانیان بیگناه آغشته. این عمل باعث گردید که ترس و وحشت در میان مردم منطقه راه یافته و سرانجام موجب مهاجرت 750000 عرب از خانههایشان شد و دولت اسرائیل به محض تخلیۀ دهکدهها آنها را با خاک یکسان مینمود تا از بازگشت اهالی جلوگیری کند.
کشتار کفرقاسم از این نیز وحشیانهتر و ننگینتر میباشد. در شب حمله سهجانبه اسرائیل، فرانسه و انگلیس علیه مصر در 29 اکتبر 56 صهیونیستها با مقدماتی که چیده بودند ترتیب یک کشتار را در دهکده کفرقاسم میدهند. جریان به این ترتیب است که سرهنگ شادمی فرماندۀ هنگها تصال که در مرز اسرائیل اردن بود به سرگرد ملینکی بطور شفاهی دستور اجرای مقررات خاموشی در دهکدههای محل داده شد این خاموشیها باید از ساعت 5 بعدازظهر شروع شده و در 6 بامداد خاتمه یابد دستور موکد بود که نبایستی رحم نمود دستور خاموشی ساعت 5/4 به اطلاع افراد دهکده رسید. 1
و در ساعت 5 همان روز به موقع اجرا درآمد افرادی که در خارج از دهکده در مزارع کار میکردند و معمولاً حوالی عصر به خانه میآمدند از جریان اطلاعی نداشتند و هیچ وسیلهای برای خبر کردن آنها موجود نبود. گارد مرزی که مسئول اجرای خاموشی بود در همان ساعات اول 4 تن را در جلوی دروازههای دهکده به خون غلطانید کشتار با خشونت هر چه تمامتر انجام میشد. ابتدا به روستائیان که اغلب با دوچرخه و گاری یا کامیون به دهکده میرسیدند فرمان ایست داده میشد و پس از آنکه آنها را از وسیله پیاده میکردند آتش مسلسلها را بر روی آنها میگشودند در میان کشتهشدگان هفت کودک و نه زن از هر سنی وجود داشتند و حتی زنی شصت و شش ساله نیز در میان قربانیان بود. آخرین گروه که به مدخل دهکده رسیدند متشکل از 14 زن و 4 مرد بودند زنان در حالیکه استغاثه میکردند با خونسردی هرچه تمامتر بوسیلۀ سربازان اسرائیل به گلوله بسته شدند. 17 نفر از آنها کشته شدند و تنها یک دختر که او هم بسختی مجروح شده بود از مرگ نجات یافت پس از آنکه گزارش کشتار به سرگرد ملینکی داده شد او دستور آتشبس داد و به دریای خونی که نتیجه شهادت 49 بیگناه بود پایان داده شد. دو سال بعد از این واقعه افرادی که مسئول این کشتار بودند به محکمه دعوت شدند. محکمه سرگرد "ساموتل ملینکی" و سروان "گابریل دهان" را به 17 و 15 سال زندان به ترتیب محکوم کرد. ادامه دارد...