علی مزروعی
1ـ یکی از دستاوردهای حرکت اصلاحی مردم ایران پس از دوم خرداد 76 تأثیرگذاری چشمگیر بر روی افکار و اندیشههای لایههای سنتی و محافظهکار جامعه ماست. اینان که با تمام قوا برای جلوگیری از رخداد دوم خرداد 76 بسیج شدند و پس از پیروزی اصلاحطلبان همواره به مخالفت و مقاومت در برابر آنها برخاستهاند، در عین حال به مرور زمان در گفتهها و نوشتههایشان نوعی تأثیرپذیری از حرکت اصلاحی را به نمایش گذاشتهاند که مبارک است. بطور مثال افراد و گروههایی که روزگاری سردادن شعار "ایران برای همه ایرانیان" را کفرآمیز و انحرافی میدانستند، این روزها نگرانند که ایران نه برای "همه" بلکه برای "بعضی" از ایرانیان باشد و ایضاً نگرانند که نکند برخی افراد و گروهها از این شعار به مثابه ابزاری برای کسب رأی و سلاحی در جهت سرکوب رقیب بهره گیرند!
2ـ نمونه دیگر از بکارگیری ادبیات اصلاحی در مکتوبات محافظهکاران تکیه بر اصطلاحاتی است که واضح اولیه آنها گروهها و مطبوعات اصلاحطلب بودهاند و اصطلاح "مافیای قدرت و ثروت" از آن جمله است که در ادبیات محافظهکاران به "مثلث مافیایی قدرت ـ ثروت ـ رسانه" یا "شرکت سهامی قدرت و ثروت" به مناسبت طرح بحث مبارزه با مفاسد اقتصادی ارتقا مقام یافته است.
البته در روزگار قبل از دوم خرداد 76 اگر افراد یا گروههایی میخواستند از این اصطلاح استفاده کنند و از فساد در درون حکومت سخن بگویند حتماً از طرف محافظهکاران متهم به تضعیف نظام و دشمنی با پیامبر میشدند، اما خوشبختانه حرکت اصلاحی مردم ایران آنقدر عمق یافته است که امروزه محافظهکاران ـ هرچند به صورت صوری و تاکتیکی ـ پرچم مبارزه با مفاسد اقتصادی را به دست گرفتهاند و از شکلگیری "مثلث مافیایی قدرت ـ ثروت ـ رسانه" خبر و نسبت بدان به همه هشدار میدهند!
3ـ براساس قاعده "فضل از آن پیشگامان است" باید یادآور شد که واضع اولیه اصطلاح "مثلث فساد" یعنی "زر و زور و تزویر" در ادبیات سیاسی ایران مرحوم دکتر شریعتی نظریهپرداز بزرگ سالهای قبل از انقلاب است و ای کاش در همه سالهای پس از انقلاب به هشدارهای او در این زمینه توجه میشد و به خصوص به بسترها و ساختارهایی که "مثلث فساد" میتواند در درون آن رشد کند و فراگیر شود و جامعهای را آلوده کند، پرداخته میشد. یکی از بزرگترین اهداف انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) سالمسازی حکومت و حکومتگران بود، اما اینکه پس از 22 سال حتی فریاد محافظهکاران از شکلگیری "مثلث مافیایی قدرت ـ ثروت ـ رسانه" به آسمان بلند شده است، بسیار هشداردهنده و عبرتآمیز است!
4ـ حرکتها و حتی جنبشهای مبارزه با مفاسد اقتصادی در تاریخ معاصر ایران، چه در سالهای قبل از انقلاب و چه در سالهای پس از انقلاب، کم نبوده است و در هر مقطعی بگونهای و دلایلی بروز و ظهور یافته و بدون حل ریشهای موضوع افول یافته است. حداقل پس از دوم خرداد 76 این دومین حرکتی است که به راه افتاده است. در اولین حرکت میخواستند تکلیف "ثروتهای بادآورده" را روشن کنند و در این حرکت میخواهند با "مفاسد اقتصادی" مبارزه کنند که امیدواریم این چنین باشد و تکرار تجربههای شکست خورده گذشته نباشد.
5ـ ریشه بسیاری از "مفاسد اقتصادی" را باید در "اقتصاد نفتی و رانتی" ایران و ساختار سیاسی برآمده از آن جستوجو کرد. تا زمانی که عزمی همه جانبه و فراگیر در حاکمیت برای فاصلهگیری از "اقتصاد نفتی و رانتی" بوجود نیاید، مبارزه با مفاسد اقتصادی به ثمر نخواهد نشست. "اقتصاد نفتی" اژدهای هزارسری است که اگر چند سر آنهم زده شود، سرهای دیگر فعال خواهد شد. اصلاح ساختار بیمار اقتصاد ایران یکی از اهداف حرکت اصلاحی پس از دوم خرداد 76 بوده و هست، اما معلوم نیست چرا همه آنانی که این روزها طرفدار سرسخت مبارزه با مفاسد اقتصادی شدهاند، در برابر این اصلاح ساختار مقاومت میکنند و حاضر نیستند در ریشهکنی علل اصل بیماریها و مفاسد با اصلاحات همراه شوند.
6ـ و کلام آخر اینکه در هیچ کشور و نظامی جز با "نظارت اجتماعی" نمیتوان از شکلگیری "مثلث فساد" جلوگیری کرد. احزاب و نهادهای مدنی، مطبوعات آزاد و مستقل و مجلس مقتدر ابزارهای قوی نظارت مردم بر حکومتند.
در سایه نظارت مستمر و همگانی این نهادها مسئولان و نهادهای حکومتی همواره خود را در اتاق شیشهای و نه تاریکخانههای امن احساس میکنند و در نتیجه دست از پا خطا نخواهند کرد، ضمن اینکه همواره باید پاسخگوی اعمال خود در پیشگاه مردم و افکار عمومی باشند. بدون وجود این نهادها، حتی اگر همه افراد و نهادهایی که درگیر مبارزه با مفاسد اقتصادیاند صادق باشند، ریشهکنی "مثلث فساد" غیر ممکن است، دشمنی سرسخت با نهادهای مدنی و در عین حال ادعای مبارزه با "مافیای قدرت ـ ثروت ـ رسانه" تناقض آشکاری است که امیدواریم محافظهکاران در رفع آن بکوشند.