صالح اسکندری
در غرب احزاب زاییده جامعه مدنی هستند و پاسخی به بحران هایی بودند که در مسیر توسعه سیاسی و خروج توسن لجام گسیخته سیاست از بیغوله پادشاهان به وجود آمد. مشارکت نیروهای جدید در عرصه قدرت به شکل آنارشیک و
غیر منسجم ممکن نبود و یک نهاد اجتماعی سازمان یافته و کانالیزه می بایست شکل می گرفت تا منازعات قدرت را ساماندهی می کرد. این نهاد در قالب حزب که هم متکی به نیروهای اجتماعی بود و هم از یک سازمان اجتماعی برخوردار بود و هم انگیزه های لازم را برای مشارکت در عرصه قدرت داشت ظهور و بروز کرد. در ایران قبل از انقلاب اما بنای حزب بر شالوده فراموشخانه ها و انجمن های سری و مخفی دوران قبل از مشروطه گذاشته شد و حضور انگلوفیل ها و روسوفیل های شناسنامه دار مردم را از ابتدا به این ساختار و نهاد بدبین کرد. انحراف مشروطه و ذبح شرعیات به پای عرفیات و فرنگی مآبی مشروطه خواهان به این بدبینی دامن زد. احزاب غیر مردمی و دولت ساخته در دوره پهلوی دوم مثل حزب ملیون که توسط نخستوزیر وقت منوچهر اقبال تأسیس شد و یا حزب مردم که توسط اسدالله علم وزیر دربار و یکی از وابستگان محمدرضا پهلوی تاسیس شد نیز نتوانست اقبال مردم را جلب کند. ساختار تک حزبی با ایده حزب فراگیر رستاخیز ملی ایران در دهه 50 که در عمل ابزاری در دست دیکتاتوری محمدرضا بود نیز آخرین میخ ها را به تابوت اعتماد مردم به احزاب در ایران زد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی علی رغم سابقه ملکوک احزاب در ایران و سوءظن عامه مردم به سلسله روندهای مرتبط با تحزب اما عقلانیت سیاسی حاکم بر مردمسالاری دینی مانع از آن شد که به یک باره تمام محاسن و مزایایی که حزب می تواند برای کشور داشته باشد، نادیده گرفته شود.
البته همزمان با شکل گیری نهضت امام خمینی(ره) تشکیلات جمعیت های موتلفه اسلامی با هدایت بنیانگذار کبیر انقلاب(ره) شکل گرفت و نقش سازنده ای در دهه چهل و پنجاه ایفا کرد. با پیروزی انقلاب این تشکیلات در حزب جمهوری اسلامی ادغام شد. پس از انحلال حزب جمهوری اسلامی با هدایت امام(ره) دوباره فعالیت خود را از سر گرفت. حزب موتلفه اسلامی از احزاب موفق نیم قرن اخیر است. در عنفوان روزهای پیروزی انقلاب اسلامی و تنها یک هفته بعد حزب جمهوری اسلامی با حضور شماری از برجستهترین شخصیتهای علمی، مذهبی و سیاسی ایران که در پیروزی انقلاب اسلامی نقش مهمی داشتند و از یاران نزدیک حضرت امام خمینی محسوب میشدند تاسیس شد و توصیه های تشکیلاتی و سیاسی پدر معنوی این حزب یعنی آیت الله شهید دکتر بهشتی مقدمات طراحی یک نظام واره جدید از تحزب در مردمسالاری دینی را پایهگذاری کرد.دکتر باهنر، صد روز پس از تأسیس حزب، مواضع آن را در مسائل سیاسی، اعتقادی، اقتصادی و فرهنگی بیان داشت و تعداد اعضای حزب را تا آن روز، دو میلیون نفر ذکر کرد. هدف این حزب، ایجاد یکپارچگی و همکاری هرچه بیشتر نیروهای وفادار به انقلاب اسلامی، سامانبخشیدن به حکومت اسلامی و پایهگذاری دولت جمهوری اسلامی طبق قانون اساسی بود. آیت الله شهید دکتر بهشتی در خصوص تشکیلات و ضرورت تحزب پس از انقلاب معتقد است ما برای اینکه بتوانیم کارهای بزرگی را انجام دهیم، بیشک باید متشکل باشیم. رابطههای ایمانی، اعتقادی، علمی، و دینی سازماننیافته، برای رسیدن به "بخشی" از اهداف و تحقق بخشیدن به قسمتی از مراحل یک انقلاب میتواند کافی باشد؛ ولی برای رسیدن به بخشی دیگر از اهداف و تحقق بخشیدن به آن قسمت دیگر از آرمانهای یک انقلاب کافی نیست... ما همچنان بر داشتن یک تشکل پافشاری داریم؛ اما شرط آن این است که:
1. تشکل باید پاسدار ارزش ها باشد، نه پاسدار خود. نگهبان ارزشها باشد،
نه نگهبان خود.
2. تشکل باید سازنده ما، آسانکننده خودسازی برای ما و کمکی به "سیر الی الله" برای شرکتکنندگان در این تشکل باشد.
3. شرط سوم، اینکه این تشکیلات به درد مردم بخورد، نه اینکه یک باری باشد بر دوش این جامعه.
مقدمات تئوریک و پراتیک تحزب در جمهوری اسلامی با حزب جمهوری اسلامی گذاشته شد اما واقعیت این است که هنوز به مرحله باروری نرسیده است. چرا که هنوز تعریف دقیقی از حزب و تحزب در جمهوری اسلامی صورت نپذیرفته است.
مقام معظم رهبری در سفر اخیر به کرمانشاه ضمن تاکید بر این مهم که جمهوری اسلامی با تحزب مخالف نیست فرمودند:"حزبی که مورد نظر ماست، عبارت است از یک تشکیلاتی که نقش راهنمایی و هدایت آحاد مردم را به سمت یک آرمانهایی ایفاء می کند." ایشان ا فزودند: "حزب عبارت است از کانالکشی برای هدایتهای فکری؛ حالا چه فکری به معنای سیاسی، چه فکری به معنای دینی و عقیدتی...البته کسانی که یک چنین تواناییای داشته باشند، به طور طبیعی در مسابقات قدرت، در انتخابات قدرت هم آنها صاحب رأی خواهند شد، آنها برنده خواهند شد؛ لیکن این هدفشان نیست." تعریف رهبر معظم انقلاب قرابت معنایی ویژه ای با برداشت آیت الله بهشتی از تحزب دارد. شهید بهشتی نیز خطر نبود حزب و تشکل را از لحاظ تاریخی نیز بررسی کرده و با اشاره به خطر جنبشی بودن جوامع بخصوص ایران وضرورت ساماندهی تحرکات سیاسی به مواردی مثل خطر باندهای قدرت و ثروت و اطلاع رسانی و بی حساب و کتاب شدن کار سیاسی[ مثل لژهای فراماسونری و انجمن های مخفی و تاثیر آنها در دوره قاجار و پهلوی]، عدم امکان به کارگیری درست نیروها، تشکل همه نیروها جز مسلمانان راستین در خط اسلام و غلبه اقلیت آنها بر مسلمین، و تجربه تلخ مشروطه و امکان نفوذ و انهدام انقلاب، دانسته اما اصراری بر حزب به معنی رایج آن ندارد و حزب را به معنای تشکل و شکل دادن نیروها، وسیله به وجود آوردن طرح و برنامه و نقطه نظرها و موضع گیریها و کادر هماهنگ میداند و تشکیلات را لازمه اداره دوره حکومت و سازندگی برمی شمرد.
چنانچه فعل فعالان سیاسی، کنش کنشگران اصلی و مواضع جریانات و گروه های سیاسی با منافع مردم همسو و همگام باشد یکی از مولفه های عقلانیت سیاسی نخبگان را شامل می شود. در فرهنگ سیاسی - اسلامی ایران همواره این سئوال در افکار عمومی وجود داشته است که اساسا احزاب و گروه ها چه خیری برای مردم دارند؟
اگر مردم امیدی به خیر یک جریان و یا رجل سیاسی نداشته باشند هیچ گاه به وی مراجعه نخواهند کرد. یکی از توصیه های همیشگی مقام معظم رهبری در مقاطع انتخاباتی مختلف خطاب به مردم این بوده است که" فردی را انتخاب کنید که درد مردم را بفهمد." احزاب در مردمسالاری دینی به عنوان حایل و حلقه وصل بین مردم و حکومت وظیفه دارند تا با گفتمانسازی، جامعه را با نظام سیاسی و فرایندهای مرتبط با آن آشنا سازند. ارائه یک مدل رفتاری برای احزاب در زمینه فضاسازی گفتمانی ولایت فقیه در گام اول مستلزم طرح سئوالات کلیدی فلسفه سیاسی اسلام است. اینکه چه کسی باید حکومت کند؟ و چگونه باید حکومت کرد؟ و... گام دوم نظریهپردازی در ساحات مختلف نظام سیاسی اعم از اسلامیت و جمهوریت نظام است و گام سوم ارائه یک مجموعه در هم تنیده و به هم گرهخورده از نشانههایی است که به طور مرتب حول دال برتر ولایت فقیه معنای خاصی یافته و نظام دانایی ویژهای را در عرصههای مختلف انسانی بویژه زندگی سیاسی یک جامعه ایجاد میکند. نظام اسلامی طالب احزاب اسلامی است. کار ویژه اصلی حزب اسلامی نمیتواند اکتساب قدرت باشد.
انگیزه اصلی احزاب اسلامی برای حضور در انتخابات در فضای قدسی حکومت اسلامی یافت میشود که همان تقرب الهی یا کمک به استمرار ولایت خدا در زمین است. در واقع حزب در مردمسالاری دینی بازوی نظام اسلامی و کانالکشی برای هدایتهای فکری، سیاسی و عقیدتی به منظور افزایش کیفیت حیات مادی و معنوی شهروندان است. حزب اسلامی باید دعوت به خدا بکند و نه دعوت به خود و همین دعوت به خدا به طور طبیعی پویشی مردمی در حمایت از این حزب به وجود می آورد. مآلا باید پذیرفت که امروز یک تحزب جاندار به فراخور نظام ریاستی و یا پارلمانی و سایر فرماسیون های ساختاری یک ضرورت اجتناب ناپذیر برای کشور است و باید در کنار پرداختن به این ضرورت به موانع و راهکارهای تقویت فرهنگ تحزب در ساحت سیاست و حکومت ایران نیز پرداخت که اگر مجالی پیش آید در سلسله یادداشت های پیرامون این موضع نیز نکاتی را متذکر خواهیم شد.