تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۹۰ - ۰۷:۴۷  ، 
کد خبر : ۲۳۱۵۱۰

پرسش‌هایی پیرامون تحزب در ایران


صالح اسکندری
ضرورت نهاد سازی در قالب احزاب اسلامی برای سازماندهی فعالیت های سیاسی در نظام مردمسالاری دینی مبتنی بر تعریف رهبر معظم انقلاب در کرمانشاه یعنی کانال‌کشی برای هدایتهای فکری و یا یک تشکیلاتی که نقش راهنمایی و هدایت آحاد مردم را به سمت آرمانهای انقلاب اسلامی ایفاء می کند در کنار سایر نهادها و ساختارهای برآمده از اسلام سیاسی نظیر مساجد، بسیج، راهپیمایی ها، نماز جمعه و ... مسبوق به پاسخگویی به برخی پرسشهاست که در ذیل بدانها اشاره می شود:
1- مسئله رقابت در انتخابات به عنوان یکی از ابعاد اصلی تحزب در مهندسی احزاب اسلامی چگونه حل می شود؟
2- در این مهندسی، رقابت تک حزبی است( احزاب کمونیستی) و یا دو حزبی یا چند حزبی؟
3- اگر تک حزبی است جناح بندی های درون حزب بر چه مبنایی شکل می گیرند؟
4- اگر دو حزبی است ریل ثبات و نقطه استقرار آن ها کجاست؟ آیا قرار است مجددا دو پویش اصولگرا و اصول ستیز روبروی هم صف آرایی کنند؟
5- اگر چند حزبی و موید پلورالیسم سیاسی است تعدد و تکثر احزاب تا کجا پذیرفته است و حد یقف آن کجاست؟
6- کمیت و تعداد احزاب چه ارتباطی با مقوله ثبات سیاسی برقرار می کند؟
7- توزیع مهارت های سیاسی و یا همان کادر سازی با چه هدفی و در چه راستایی صورت می پذیرد؟ تعمیق باورهای عقیدتی و یا آماده سازی برای حضور در مناصب و ژست های حکومتی؟
8- منابع تامین مالی احزاب آیا بر مبنای حق عضویت اعضاست و یا حکومت وظیفه دارد در ریل گذاری برای تحزب در فرهنگ سیاسی کشور منابعی را به طور قانونی در اختیار احزاب قرار دهد. تا یک حزب برای تامین منابع مالی انتخابات و یا سایر فعالیت های سیاسی ناگزیر به راه های غیر مشروع روی نیاورد؟
9- چالش بدبینی و سوء ظن افکار عمومی نسبت به تحزب که از یک تبار تاریخی برخوردار است و از دوران انجمن های سری و فراموش خانه ها شروع شده و تا احزاب دولت ساخته پهلوی و حتی برخی احزاب که در جمهوری اسلامی شب انتخابات بدون هیچگونه پشتوانه نیروی اجتماعی مثل قارچ سر بر می آورند، ادامه داشته و دارد را چگونه می توان حل کرد؟
10- و از همه مهمتر احزاب اسلامی آیا باید در خدمت اصول نظام و بازوی مردمسالاری دینی باشند و یا مثل برخی تجارب در یکی دو دهه گذشته مانند حزب مشارکت و سازمان مجاهدین ‍ژست اپوزیسیون به خود بگیرند؟
طی سی و سه سال گذشته تلاشهای بسیاری برای ریل گذاری ثبات در سیاست ایران و آرایش و پیرایش جامعه مدنی در آیینه اسلام و انقلاب صورت گرفته تا قطار رقابتهای سیاسی در ایستگاه بی ثباتی متوقف نشود. در سه دهه گذشته همواره بازسازی هندسه سیاسی کشور روی میز کار دولتمردان و جریانات سیاسی قرار داشته که البته برخی اوقات گرایشات غیر بومی و بعضا سکولاریستی در مدیریت و مهندسی رقابتهای سیاسی نه تنها به ثبات سیاسی منجر نشد، بلکه مولد نوعی بی ثباتی، آنومی و بی هنجاری در رفتار احزاب و جریانات سیاسی گشت.
مانند برخی احزاب دولت ساخته که با توسل به منابع نا مشروع سعی در تامین هزینه های مالی خود داشتند و متضمن هیچ نیروی اجتماعی مشخصی نبودند. یا موضع جناح بندی نافرمان در دل برخی گروه ها و اضلاع رقابت سیاسی را چگونه می توان حل کرد؟ نمونه عینی این آسیب خطرناک در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به نمایش درآمد. هر چند در این انتخابات به واسطه تدبیر شورای نگهبان و درایت وزارت کشور بسیاری از شبهات غیر مستند و بعضا هدفمند پاسخ داده شد اما واقعا ما تا چه وقت می توانیم چنین مدل رقابت آسیب پذیری را ادامه دهیم.
یک جریان سیاسی که به درست یا غلط در هیبت یکی از جناحین کشور در دو دهه گذشته ظاهر شده است پس از شکست در انتخابات به یک باره تمام موازین قانونی کشور را زیر پا می گذارد و با اردوکشی در خیابان ها همه چیز را زیر سئوال می برد و یکی از با شکوه ترین انتخابات کشور را بدون هیچ مستند قانونی با علامت سئوال های بزرگ روبرو می کند. ‏
با مدل سازی عالمانه تحزب در ایران بدون تردید آینده سیاست و رقابت از افق ثبات سیاسی پایدار طلوع می کند. چرا که فرهنگ سیاسی ایران از دیرباز جامعه مدنی را باور داشته است. و بدون تردید احزاب اسلامی در خدمت اصول نظام اسلامی قرار دارند.‏
امروز این مهم پذیرفته شده است توزیع مصالحه آمیز تمایلات سیاست گذارانه و عبور از شکافهای بی مبنا و همچنین وقوف بازیگران اصلی به نیازهای حیاتی کشور و مردم متناسب با گفتمان پیشرفت و عدالت تنها با یک خط‌کش مدرج و استاندارد بومی ممکن است که مستلزم تغییرات سخت افزاری و نرم افزاری در فرایندهای زیردستی و بالادستی گزینش کارگزاران سیاسی است.‏

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات