مهدی بوترابی ـ مدیر گروه سایتهای پرشینبلاگ
جنگ War/Warfare، عبارت از درگیریهای نظامی و مسلحانه است که با حضور دولتها یا ملتها یا گروهها برای رسیدن به اهداف سیاسی و پیروزی بر طرف مقابل شکل میگیرد و به نوعی بالاترین سطح تلاش سیاسی در حوزه و متکی به ساز و کار نظامیگری است و جنگ اطلاعاتی بخشی از جنگ است که امروزه همپای افزایش اهمیت حوزه اطلاعات و موج انقلاب اطلاعات جهانی، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. حمله به حقوق شخصی در فضای مجازی بخش اولیه جنگ اطلاعاتی است.
Personal Information Warfare. بانکهای اطلاعاتی آنلاین و ایمیل و پروفایلهای آشکار و پنهان کاربران سوژه چنین حملاتی است. سرقت کلمه عبور و دسترسی به اطلاعات فردی و اقتصادی مثلا کارت اعتباری و حساب بانکی یا اطلاعات جامع افراد در بانکهای اطلاعاتی پزشکی و مانند آن عناوین و سوژههای تحرک در این عرصه جنگ اطلاعاتی شخصی است. در گامی بالاتر، حمله به شرکتهای تجاری بزرگ برای سرقت اطلاعات تجاری و استفاده از دستاوردهای رقبا به سود خود مطرح است. Corporate Information Warfare. و در سطح آخر، Global Information Warfare حمله به مراکز مهم جهانی یا کلیت یک کشور با اهدافی فراتر از کسب پول و ضرر به اشخاص و رقبای تجاری مطرح است. سطح آخر از جنگ اطلاعاتی کاملا ماهیت سیاسی جنگ اطلاعاتی را آشکار میسازد. حمله به تاسیسات کنترلکننده گردش پول جهانی یا گردش اطلاعات یک کشور یا سیستمهای تصمیمگیری و اطلاعاتی یک کشور از مصادیق احتمالی این سطح از جنگ اطلاعاتی است. جنگ سایبری نیز به نوبه خود امتداد عرصه نبرد از حوزه اطلاعات به جامعه مجازی است که فراتر از مفهوم اطلاعات و مشتمل بر پروسههای عملیاتی مرتبط بر عرصههای مختلف اجتماعی (اعم از اقتصادی، سیاسی و فرهنگی) تاثیر میگذارد و همپای عملیات زمینی، دریایی، هوایی و فضایی مورد توجه قرار گرفته است. از سوی دیگر مفهوم جنگ اطلاعاتی و جنگ سایبری از حوزه نیروهای مسلح و نظامیگری تا حدودی خارج شده و در بخش غیرنظامی نیز معنا و جایگاه مستقلی یافته است. هدف جنگها تغییر وضع موجود است.
گروههایی که جنگ به راه میاندازند به دنبال تغییر وضع موجود از روش براندازانه و سخت هستند و از جنگ سایبری به عنوان بخشی از جنگ اطلاعاتی استفاده میکنند ولی در جایی که تنها شاهد جنگ اطلاعاتی و سایبری هستیم و اثری از وجوه عینی و حقوقی جنگ بین دو دولت نیستیم، نام بردن از جنگ با تسامح خواهد بود و موضوع به سطح درگیری و رقابتهای اطلاعاتی و سایبری تنزل پیدا میکند، هر چند دستگاههای عملکننده در این حوزه تمایل دارند که فعالیتشان در سطوح بالاتر تصمیمگیری مورد توجه قرار گیرد و بهعنوان بزرگترین مساله یک کشور و حتی مسالهای جهانی تلقی شود. جنگ سایبری، به جهت ماهیت و عرصه نبرد، ابزارها و روشها و بازیگران خود را دارد و موضوع آن، طیفی از سادهترین رقابتهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی تا بالاترین اهداف به شکل براندازی و تغییر بنیادین را شامل میشود. محققان جنگ سایبری معتقدند که این نوع جنگ، اگر با اهمیتتر از اشکال دیگر نبرد نباشد، اهمیت کمتری ندارد و در شرایطی که منابع دانش و اطلاعات، ثروت و قدرت در فضای مجازی به نحو بیسابقهای افزایش یافته است، نحوه کنترل این منابع قدرت و نحوه بازتولید و بازتوزیع آن و تاثیر این روند بر شکلگیری نقشه و زمین بازی جنگ، دارای اهمیت روزافزونی در حوزه سیاست شده است. امر اخیر منشاء اصلی اهمیت فوقالعاده فضای مجازی و تلاش گسترده برای تسلط بر حوزههای استراتژیک آن در جهان امروز است.
بازیگران اصلی جنگ سایبری، چون عرصههای پیشین جنگها، طرفهای دولتی نیستند، قدرت اجتماعی و به تبع آن قدرت سیاسی دیگر به صورت متمرکز در اختیار دولتها قرار نگرفته است و در واقع موضوع نمایندگی دولتها از ملتها و نکات فرعی نتیجه گرفته شده از آن چون «اقتدار» و «حق دخالت دولتها»، به شدت به چالش کشیده میشوند.
مهمترین ابزارهای جنگ سایبری عبارتند از: ویروسهای کامپیوتری، کرمها، تروجانها، راههای پنهان نرمافزاری و سختافزاری اجرای روندهای ناخواسته در سیستمهای دشمن. استفاده از چنین ابزارهایی که ماهیتی متفاوت از ابزارهای پیشین جنگی دارند، به بازیگران جنگ سایبری امکان این را دادهاند که بدون پذیرفتن هزینههای حقوقی و مالی و سیاسی و اجتماعی یک جنگ تمامعیار، به بخش مهمی از اهداف خود بدون جنگ دست پیدا کنند.
جنگ سایبر، گاهی همطراز یا معادل جنگ نرم گرفته میشود در حالیکه جنگ نرم اشاره به تلاشهای فریبکارانه تلویزیون و دیگر رسانههای جمعی برای فریب افکار عمومی یک کشور مربوط میشود. ایجاد زمینه برخورد خاص سیاسی و نظامی و امنیتی با یک گروه، ملت یا دولت، هدف اصلی جنگ نرم است که ابزارهای آن محدود به رسانهها و به عنوان بخش کوچکی از جنگ روانی محسوب میشود. تلاش دولت آمریکا از طریق انتشار اخبار دروغ از منابع موهوم و قلابی با ظاهر قابل اعتماد، برای ایجاد آمادگی روانی مردم آمریکا و ورود به جنگ با صدام در عراق، از نمونههای کلاسیک و استاندارد جنگ نرم است و در واقع نوعی تاکتیک فریبکارانه در عرصه جنگ اطلاعاتی و رسانهای است.
بعضی معتقدند که جنگ سایبری در واقع جنگ نیست و نوعی رویارویی است و بعضی دیگر معتقدند که طبیعت جنگ در فضای سایبر تغییر کرده است و هر دو رویکرد اتفاقنظر دارند که جنگ سایبر چیزی از جنس جنگهای پیشین نیست و اگر این پذیرفته شود، اهداف عملیاتی و ابزارها و عناصر و عملکنندگانش تغییر میکنند، هر چند مقاصد نهایی همان اهداف استراتژیک باقی میمانند.
مفاهیمی چون تروریسم سایبری، امنیت و ضدامنیت (هک)، جدال با هکرها برای حفظ امنیت شخصی و شرکتی و کشوری و جهانی، راههای موثر پیروزی در جنگ سایبری، نقش مردم و نیز مصادیقی چون ظهور ارتشها و نیروهای سایبری، بازداشت هکرها در کشورهای مختلف غربی و ترکیه و ایران، حمله مستقیم سایبری Stuxnet به اهداف استراتژیک ایران چون تاسیسات نیروگاه هستهای بوشهر از موضوعات قابل طرح در حوزه جنگ سایبری هستند.
ایران در دهه نخست از سومین هزاره میلادی با فضای مجازی و مسایل آن آشنا شده است و هر چه میگذرد تاثیر این فضای مجازی و ملاحظات آن در زندگی اجتماعی و سیاست و اقتصاد و فرهنگ بیشتر شده است. فعالان و بازیگران فضای مجازی از تعداد معدودی وبلاگنویس به صدها هزار وبلاگنویس و میلیونها عضو شبکههای اجتماعی مجازی تبدیل شده است که به سرعت، فضای مجازی را به جامعه مجازی بدل میکنند و قواعد و هنجارهای اجتماعی خاص خود را خلق میکنند و در این میان موضوع امنیت و ناامنی در سطح فردی و گروهی و جامعه مدنظر قرار گرفته است.