محمدکاظم انبارلویی
مقام معظم رهبری در جمع عظیم مردم کرمانشاه به موضوع مهم انتخابات اشاره فرمودند واظهار داشتند ؛ " انتخابات دمیده شدن روح تازه در کشور است" ونیز تاکید فرمودند:" با هر انتخاباتی خون تازهای دررگهای کشور تزریق میشود"
انتخابات در کشور همیشه آزاد ، سالم وجدی بوده است. به همین دلیل سطح مشارکت سیاسی مردم در مقایسه با دموکراسیهای معمول در جهان همیشه بالاتر بوده است. به همین دلیل دشمن میخواهد آن "روح" را نابود کند و این " رگ" را قطع نماید.
حضرت آیت الله خامنهای فرمودند: "دو موضوع مهم در انتخابات باید مورد توجه باشد: 1- حضور وسیع و گسترده مردم 2- قانونگرایی و احترام به رای مردم ."
طبیعی است این حضور باید تابع مدل خاصی باشد تا مشارکت وسیع سیاسی را تضمین کند. همچنین اگر التزام به قانون و رای مردم وجود نداشته باشد تیر خلاصی به فلسفه انتخابات و اصل جمهوریت نظام است. موضوع مدل رقابتهای سیاسی برای تضمین جمهوریت نظام فوق العاده اهمیت دارد.
جمهوری اسلامی در سه دهه گذشته بیش از سی انتخابات و رجوع به آرای عمومی را پشت سر گذاشته. به این لحاظ در انقلابهای معاصر و حتی دموکراسیهای جهان از دیدگاه قوام جمهوریت، رکورددار است.
تا سال 66 مدل خاصی حاکم بر رقابتهای سیاسی نبود. اما در این سال با رضایت امام نسبت به انشعاب در روحانیت مبارز تهران دو جریان روحانی در کشور پدید آمدند که شناسه مرامنامه سیاسی این دو جریان در پاسخ نامه تاریخی امام (ره) به محمدعلی انصاری که بعدها به منشور برادری مشهور شد از سوی امام منتشر شد.
امام (ره) در حقیقت با طراحی مدل رقابتهای سیاسی در داخل یک تدبیر حکیمانه فرمودند. این تدبیر آن بود که اگر در هر انتخابات هر یک از دو جریان روحانی پیروز شدند آسیبی به اصل نظام و کشور وارد نشود. به طور طبیعی عمده رجال سیاسی و مذهبی و نیز احزاب و گروههای سیاسی و مذهبی ذیل این دو جریان سامان مییافتند. البته مانعی برای حضور نامزدهای مستقل در عرصه انتخابات نبود.
همین مدل در دموکراسیهای معمول جهان دهها سال است تجربه شده و جواب هم داده است. مثلا در آمریکا مدل رقابت بین حزب دموکرات و جمهوریخواه تعریف شده است. هر یک از دو حزب توفیقی پیدا کنند مشکلی پدید نمیآید. نخبگان سیاسی آمریکا در میان این دو حزب تقسیم شدهاند و قدرت بین این دو در رجوع به آرای مردم دست به دست میشود.
در انگلیس، فرانسه، ایتالیا، ژاپن، آلمان و ... هم همین مدل تعریف شده است البته گاهی رقابت دو قطبی است، گاهی سه قطبی و ... اما به هر حال نفس انتخابات پایه اصلی تحکیم امنیت، همگرایی و وحدت ملی است. همچنین کارآمدی نظام در سبقت جریانهای سیاسی کشور در خدمت به مردم و پیشرفت کشور در همین مدلها تعریف شده است. بنا به شهادت حضرت امام (ره) در منشور برادری "همه در اصول با هم مشترکند و به همین خاطر من آنان را تأیید مینمایم. آنها نسبت به اسلام، قرآن و انقلاب وفادارند و دلشان برای کشور و مردم میسوزد"(1)
و نیز فرمودند: "اکثریت قاطع هر دو جریان میخواهند کشورشان مستقل باشد و هر دو میخواهند شر زالوصفتان وابسته به دولت و بازار و خیابان را از سر مردم کم کنند و ..."(2)
بعد حضرت امام به هر دو جریان نصیحت فرمودند؛
"هر دو جریان باید متوجه باشند که موضعگیریها باید به گونهای باشد که در عین حفظ اصول اسلام ،حافظ خشم وکینه انقلابی مردم علیه سرمایهداری غرب و در راس آن آمریکای جهانخوار و کمونیسم و سوسیالیسم بینالملل و در راس آن شوروی متجاوز باشد"(3)
و نیز فرمودند؛ "هر دو جریان باید توجه کنند دشمنان بزرگ و مشترک دارند که به هیچ یک از آنان رحم نخواهند کرد. هر دو جریان با کمال دوستی مراقب آمریکای جهانخوار و شوروی خائن به امت اسلامی باشند." (4)
امام باز در این نامه نصیحت فرمودند: "خداوندا تو شاهد باش من آنچه بنا بود به هر دو جریان بگویم گفتم حال خود دانند البته یک چیز مهم دیگر هم ممکن است موجب اختلاف شود و آن حب نفس است و این دیگر این جریان و آن جریان را نمیشناسد." خوب! حالا ببینیم از وصیت امام(ره) به دو جناح امروز چه مانده است.
اولا: رهبر یک جریان که مبدع انشعاب از روحانیت مبارز بود، خود به بهانهای واهی با آنکه بنیانگذار جریان مجمع روحانیون مبارز و دبیر کل آن بود انشعاب کرد و یک حزب دیگر به نام "اعتماد ملی" تاسیس کرد هم او در پی شکست در انتخابات دور نهم و دهم ریاست جمهوری از دوستان جریان خود از یک سو و دوستان خود در جریان روحانیت مبارز آنقدر فاصله گرفت که طعمه گرگهای سکولار، منافق و دشمنان قسمخورده امام (ره) شد.
جریان منتظری، جریان منحط فکری سروش، معاندان و منافقان در او طمع کردند و او را رو در روی مردم و نظام قرار دادند به طوری که او یک پای اردوکشیهای خیابانی و شرارتهای ضد انقلابی سال 88 بود. او به همین هم اکتفا نکرد متاسفانه با سخنان و بیانیههای موهن خود به نظام الهی جمهوری اسلامی نسبتهایی داد که هیچ نظامی در جهان به آن متصف نیست! دوستان او در مجمع روحانیون مبارز همین راه را ادامه دادند و در 30 خرداد 88 که سالروز قیام مسلحانه منافقین علیه نظام جمهوری اسلامی بود، به بهانه اعتراض به نتایج انتخابات راهپیمایی غیر قانونی اعلام کردند. همانها با بمب "تقلب" که رمز آشوب بود تا سر حد "بغی" پیش رفتند. اعضا و طرفداران آنها به جرایم امنیتی به زندان محکوم شدند و اصرار داشتند نقش اپوزیسیون غیر قانونی نظام را بازی کنند.
صدای بیانیههای آنها از بلندگوهایی در خارج به گوش رسید که امام در منشور برادری آنها را از این کار نهی کردند و به آنان نصیحت فرموده بودند؛ خشم و کینه خود را علیه سرمایهداری غرب و در راس آن آمریکا حفظ کنید.
آنها ثابت کردند دلشان برای مردم و کشور نمیسوزد. شیفتگی رسیدن به قدرت باعث شد فضایی فراهم آورند که امنیت ملی و اقتدار نظام تهدید شود. طبیعی بود مردم و نظام نمیتوانستند این بد مستی را تحمل کنند. لذا در قیام تاریخی 9 دی و 22 بهمن 88 مردم داغ ننگ اپوزیسیون غیر قانونی را به پیشانی آنان زدند. لذا مشروعیت سیاسی و قانونی آنها اکنون برای حضور در رقابتهای سیاسی زیر سئوال است. البته باید انصاف و عدالت را رعایت کرد همه کسانی که در اردوگاه جریان دوم بودند با این شرارت همراهی نکردند و حرمت دیدگاههای امام (ره) در منشور برادری را پاس داشتند به همین دلیل جنبش سبز آنها علیه آرمانها و اهداف امام و نظام به زردی گرایید. ریزشهای این جریان و پیوستگی آنها به مردم باعث شد طراحان آشوب علیه موجودیت جمهوری اسلامی تنها بمانند. عدهای به خارج فرار کردند و آنهایی که به دام قانون گرفتار آمدند یارای سر پا ایستادن پیدا نکنند. امروز این سئوال مطرح است که از مدل رقابت دو قطبی حضرت امام، که حکیمانه آن را طراحی کردند چه باقی مانده است.
پاسخ روشن است. یک جریان بنا به بیوفایی به مردم و امام و نظام، خود را از دور رقابتهای سیاسی آزاد و سالم محروم کرده است.
از طرفی مدل رقابتی دو قطبی پس از دوم خرداد 76 و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نهم به صورت یک رقابت چند قطبی در آمد. رقابت حقوقی دو جریان جای خود را به رقابت حقیقی جمعی از رجال سیاسی و مذهبی داد.
از دل رقابت حقیقی نامزدهای مطرح ، دوگانه هاشمی- احمدینژاد بیرون آمد و نتیجه به نفع احمدینژاد رقم خورد. همین معادله در انتخابات دهمین دوره ریاستجمهوری تکرار شد.
امام در پایان منشور برادری فرمودند: "اگر در این نظام کسی یا گروهی خدای ناکرده بیجهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد،حتما پیش از آنکه به رقیب یا رقبای خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است. تالیف قلوب و تلاش جهت زدودن کدورتها و نزدیک کردن مواضع خدمت به یکدیگر است باید از واسطههایی که فقط کارشان القای بدبینی نسبت به جناح مقابل است، پرهیز نمود" امروز هیچ جناحی در صدد حذف جناح دیگر نیست. صورت اصلی مسئله آن است که یک جناح با اصرار بر عدول از آرمان امام (ره)، مردم و نظام خود را ساقط کرده است. تلاشهای رهبری و عناصر دلسوز برای احیای آنها ثمر نداده است و آنها همچنان بر طبل خروج از نظام میکوبند. آنها حاضر نشدند که نسبت به دخالتهای آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی در رقابتهای سیاسی موضع بگیرند آنها حاضر نشدند از همگرایی با معاندان و منافقان و مخالفان انقلاب تبری جویند. آنها همچنان لبه تیز حمله خود را متوجه مردم و نظام کردهاند و حتی یک قدم حاضر نیستند عقب بنشینند.
بنابراین یک راه بیشتر باقی نمیماند و آن اینکه تتمه جریان دوم که هنوز به امام و نظام و مردم وفادارند با بازخوانی رویدادهای یک دهه اخیر گفتمان جدیدی را باز تولید کنند که در مختصات نصایح و وصایای امام در منشور برادری بگنجد.
از سوی دیگر فیلسوفان و حکمای سیاسی کشور در حوزه و دانشگاه با مروری بر مدل حکیمانه امام (ره) مدلی را طراحی کنند که پاسخگوی نیاز دهه چهارم انقلاب و دهههای بعد باشد.
نسل جدید حوزه، علما و دانشمندان فرهیختهای که طی سه دهه گذشته در حوزهها تربیت شدهاند باید پای به عرصه سیاستورزی نهند و با عبور از رویدادهای تلخ گذشته و برخی بازیگران نااهل، هر کدام ضلعی از اضلاع رقابت را در چارچوب منافع و مصالح ملی و اهداف نظام و رهبری مدیریت نمایند. جریان روحانیت و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به عنوان یک جریان اصیل در کشور با بازتولید خود در جریان فراگیر اصولگرایی، گستره نفوذ خود را در حوزه سیاست بسط داد و رویشهای خوبی را تجربه کرد. امروز همین جریان با مطالعه مطالبات مردم و نیازهای انقلاب در دهه چهارم باید دست به یک نوسازی تمام عیار بزند. این جریان وفادارترین به محکمات امام در منشور برادری بوده است. باید این مسیر را مومنانه ادامه دهد ودر پیروی از رهبر بزرگوار انقلاب حضرت آیت الله خامنهای هیچ تردیدی به خود راه ندهد.