الف - سطح داخلی: از اواسط جولای 2011 اعتراضهای داخلی در فلسطین اشغالی به دلیل گرانی مسکن شروع شد. این اعتراضها به تدریج و با فراخوانی معترضان در شبکههای اجتماعی (فیسبوک و ...) گسترش یافت و به انقلاب چادر موسوم شد. برگزاری تظاهرات 400 هزار نفری و اعتراضها به تبعیض اجتماعی، در این رژیم بیسابقه بوده است. وجوه تشابه میان این اعتراضها با قیامهای عربی در دو نکته است: نخستین نکته نحوه اعتراض و تداوم اعتراضهای مسالمتآمیز و گسترده است که به ویژه شباهت زیادی به قیام مردم مصر، یمن، تونس و بحرین داشته است. نکته دومی همزمانی این اعتراضها با قیام مردمی جهان عرب بوده است.
ب - سطح فلسطینی: یکی از مهمترین پیامدهای بیداری اسلامی برای رژیم صهیونیستی، به توافق رسیدن جنبشهای فتح و حماس بود. این توافق موسوم به "آشتی ملی" از یک سو تنها چند هفته پس از سقوط حسنی مبارک روی داد که این امر نشان از نگاه و رویه متعادل نظام جدید مصر به گروههای فلسطینی (فتح و حماس) دارد و از سوی دیگر واکنش تند و توام با عصبانیت اسرائیلیها را به این توافق که نشات گرفته از ایجاد فاصله میان تشکیلات ابومازن و رژیم اسرائیل و متقابلا همگرایی میان فتح و حماس بوده است، به دنبال داشت. به دنبال توافق آشتیجویانه فتح و حماس، آمریکا و اسرائیل تلاش زیادی در راستای ایجاد موانع بر سر راه آنان و به شکست کشاندن آشتی ملی داشتند تا اینکه در حال حاضر و با وجود گذشت چند ماه از امضای آن هیچ نتیجه عملی قابل توجهی عاید فلسطینیها نشد.
ج - سطح منطقهای: رژیم صهیونیستی در منطقه بیشترین پیامدهای منفی را متحمل شد که به اختصار و در چند محور عبارتند از:
ج -1- انتفاضه سوم: اگر اسرائیلیها به دنبال انتفاضه اول (1987) یک گام عقبنشینی کرده و فلسطینیها را به رسمیت شناختند و در پی آن تشکیلات خودگردان موجودیت یافت و در پی انتفاضه دوم یا مسجدالاقصی (2000)، مجبور شدند نوار غزه را تخلیه کرده و از آن عقبنشینی کنند، در انتفاضه سوم، باید هزینههای سنگینتری را بپردازند. تلاش همزمان فلسطینیهای ساکن سوریه و لبنان در "یوم النکبه" (سالگرد اشغال فلسطین) و یوم النکسه (سالگرد شکست اعراب در جنگ 6 روزه 1967) سال جاری برای ورود به فلسطین اشغالی که بیش از 30 شهید به دنبال داشت، به همراه پیامدها و نتایج آن میتواند سرآغاز انتفاضه سوم را رقم بزند. ناگفته پیداست که این خیزش و انتفاضه، متاثر از قیام ملل عرب است.
ج -2- چالش نظامهای دموکراتیک: به تجربه ثابت شده است که مردم مسلمان با اساس رژیم صهیونیستی مخالف هستند. به تبع این امر، نظامهای متکی بر مردم در کشورهای اسلامی همانند ایران، ترکیه، حماس در نوار غزه، پاکستان و ... با این رژیم دارای مشکلاتی هستند. در نتیجه به نظر میرسد اگر در دیگر کشورهای عربی و مسلمان، نظامهایی بر پایه آرای مردمی روی کار آیند، به احتمال زیاد آنان نیز با رژیم صهیونیستی دچار مشکلات عدیده خواهند شد چه اینکه انقلابیون مصری، سران دولت موقتشان را مجبور به اتخاذ رویهای متفاوت از دوره مبارک با رژیم اشغالگر قدس کردهاند. فرار سفرای این رژیم از مصر و اردن نشانگر اراده و دیدگاه مردمی در همین راستاست.
ج -3 - تغییر در ائتلافهای منطقهای: تا چندی پیش همواره از دو محور مقاومت (ایران، سوریه، حزبالله و حماس) و محافظهکار یا میانهرو (مصر، عربستان، اردن و دیگر کشورهای حاشیه خلیجفارس) یاد میشد. اما با سقوط مبارک در مصر و لرزش ارکان نظام پادشاهی اردن و عربستان، محور دوم تضعیف و دگرگون شد.
در نتیجه با تقویت محور مقاومت و تضعیف محور محافظهکار، شاهد فعالیت و تحرک فوقالعاده ترکیه در منطقه هستیم. در حال حاضر ترکیه تلاش میکند با مصر به نقشآفرینی جدید در عرصه خاورمیانه تبدیل شوند. این محور (ترکیه - مصر) از یکسو با هر دو محور مقاومت و محافظهکار روابط نسبتا خوبی دارند و از سوی دیگر از وزنههای موثر منطقهای به شمار میروند اما نتیجه این تغییر در ائتلافها، تاکنون عمدتا علیه منافع رژیم صهیونیستی رقم خورده است.
ج -4 - مصر: یکی از مهمترین و بزرگترین پیامدهای قیامهای عربی سقوط حسنی مبارک، همپیمان استراتژیک رژیم صهیونیستی از عرصه قدرت بود. وقوع چند اتفاق به ویژه عملیات ایلات که منجر به کشته شدن چند سرباز صهیونیست و سپس شهادت چند مصری گردید، افکار عمومی مصر را علیه این رژیم تهییج کرد که به تسخیر سفارت در 9 سپتامبر منجر شد. احتمال تجدیدنظر در پیمان کمپ دیوید که از زبان نخستوزیر دولت موقت مصر جاری شد، همانند پتکی بر سر سران رژیم صهیونیستی وارد آمد. ابطال پیمان کمپ دیوید، همانند کابوسی است که خواب راحت را از چشمان صهیونیستها ربوده است.
ج - 5 - ترکیه: روابط رژیم صهیونیستی با ترکیه به ویژه از سال 1994 وارد مرحلهای جدید از تعاملات نظامی و استراتژیک شد. برقراری روابط گسترده اقتصادی، توریستی و نظامی و استفاده نظامی از فضای آسمان ترکیه از سوی صهیونیستها، نشانگر حجم و کیفیت این مناسبات دوجانبه است اما در سه سال اخیر و در پی جنگ 22 روزه و سپس کشته شدن 9 تن از افراد ترکیه در کشتیهای ناوگان آزادی به دست کماندوهای اسرائیلی، ورق برگشت. در پی این وقایع، روابط یادشده رو به سرازیری افتاد تا اینکه اخراج سفیر اسرائیل از ترکیه، این روند را وارد مرحلهای نوین کرد.
در حال حاضر اسرائیلیها سیاست صبر و انتظار را در قبال ترکیه در پیش گرفتند اما ترکها با بهرهگیری از فضای ضداسرائیلی منطقه تلاش میکنند با ائتلافسازی جدید منافع خود را به پیش ببرند.
د - فرامنطقهای: یکی از پیامدهای قیامهای عربی، آشتی ملی فتح و حماس و ایجاد فضای لازم برای طرح موضوع کشور مستقل فلسطین در سازمان ملل است. در این شرایط که بیش از 120 کشور از فلسطینیها حمایت میکنند رژیم صهیونیستی و آمریکا در شرایط سختی قرار گرفتهاند و تلاش میکنند تا از عوارض منفی این طرح بکاهند. اقلیتهای مسلمان و فلسطینی در اروپا و آمریکا نیز از فضای منطقه خاورمیانه برای اعتراض به حمایت غرب از اسرائیل با برگزاری تظاهرات بهرهگیری میکنند.
نتیجهگیری
استمرار قیامهای عربی و تداوم دومینوی سقوط حکام مستبد و دیکتاتور، مطلوب نظر اسرائیلیها نیست؛ هرچند که این وضعیت در کوتاه مدت ناامنی و مشکلاتی را در جوامع اسلامی به وجود میآورد و از این حیث رژیم صهیونیستی به ظاهر برنده ماجرا محسوب میشود اما واقعیت آن است که با سقوط حکام دیکتاتور و روی کار آمدن نظامهای مردمسالار، رژیم صهیونیستی در سراشیبی سقوط قرار میگیرد.