مقررات حقوق بینالملل درباره ممنوعیت کاربرد سلاحهای شیمیایی
مهمترین سندی که در مورد ممنوعیت کاربرد سلاحهای شیمیایی وجود دارد، پروتکل 27 خرداد 1306 ژنو میباشد. در پروتکل مزبور هیچگونه ضمانت اجرایی پیشبینی نگردیده و علاوه بر آن، مسئله توسعه، تولید و ذخیرهسازی سلاحهای شیمیایی به سکوت برگزار شده است.(3)
تاکنون 115 کشور به این پروتکل پیوستهاند و مرجع نگهدارنده آن فرانسه است. ایران در سال 1308 و عراق در سال 1309 به این پروتکل پیوستهاند.
از دهه 1960، اجلاس تحریم کاربرد سلاحهای شیمیایی در ژنو آغاز شد که منجر به مذاکرات دوجانبه خلع سلاح بین آفریقا و شوروی سابق گردید و به قرارداد 1350 انجامید.
در حالی که سلاحهای شیمیایی در جریان درگیریهای محلی در جهان سوم به کرات مورد استفاده قرار گرفته، کشورهایی که مستقیماً مسئول ایجاد و گسترش این سلاحها بودهاند، از تمامی آثار آن به دور ماندهاند. این نیز یکی از اصول دموکراسی غربی است که «مرگ خوب است، اما برای همسایه».
چگونگی کسب توانایی و توسعه جنگافزارهای شیمیایی عراق
عراق در ابتدای جنگ در سال 59، با انتقال مقادیری از عوامل شیمیایی و مواد اولیه آن از شوروی سابق و خرید تجهیزات از کشورهای اروپایی و آمریکا، به جبران ضعف خود در زمینه جنگافزارهای شیمیایی پرداخت. این عمل تا جایی گسترش یافت که منجر به فاجعه «حلبچه» گردید. در طی این مدت، عراق بارها از سلاح شیمیایی علیه رزمندگان ایرانی و کردهای عراقی استفاده کرد اما اقدامی جدی از سوی کشورهای غربی ـ که خود در اختیارگذارنده این سلاحها به عراق بودند ـ به عمل نیامد. حتی رسانههای خبری کشورهای غربی نیز عکسالعمل قابل تأملی در این زمینه نداشتند، در پی آغاز جنگ نفت در مرداد 69، و از آنجا که کشورهای غربی و در رأس آنان آمریکا، در صدد فراهم نمودن زمینه مساعدی برای مداخله نظامی علیه عراق بودند، تهاجم وسیع خبری خود را علیه عراق آغاز کردند. یکی از مهمترین محورهای این تهاجم، تکیه بر توانایی عراق در تولید سلاحهای شیمیایی بود، تنها در آن زمان بود که غربیها خود، اعتراف کردند که سلاحهای شیمیایی را در اختیار عراق قرار دادهاند. به عنوان نمونه، گوشههایی از این اعترافات(4) از نظرتان میگذرد:
رادیو لندن / 19 مرداد 69
... در طی ده سال گذشته، غرب مواد خام به عراق فروخته است و چندین شرکت آلمان غربی در زمینه تخصص فنی در تولید مواد شیمیایی ضد آفات و گازهای سمی به عراق کمک کردند.»
مجله «نیوزویک چاپ آمریکا / مرداد 69
اقدامات آمریکا علیه ایران در زمانی صورت پذیرفت که نیروهای ایران در حال پیشروی در مواضع عراقیها بودند. و این امر نه تنها از شکست عراق جلوگیری کرد بلکه... اقدامات محرمانه آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی همچنین شامل اهدای تکنولوژی پیشرفته به عراق و فراهم کردن مواد اولیهای که رژیم عراق با آن بتواند به تولید سلاحهای شیمیایی و حتی هستهای بپردازد، میگردید.»
شبکه تلویزیونی «ای.بی.سی» آمریکا / 20 شهریور 69
«... (صدای روی فیلم «خطی بر روی شن») به دنبال فقدان هر گونه اعتراض عمومی، صدام حسین به توسعه مجتمع جنگافزارهای شیمیایی مخفی خود که توسط شرکتهای آلمان غربی در سامرا در خارج از بغداد طراحی شده بود، ادامه داد.
صدام حسین از یک شرکت آمریکایی به نام «آل کولاک» در بالتیمور، بیش از پانصد تن ماده شیمیایی به نام «فیودی گلیکول» خریداری نمود و این خرید علیرغم ممنوعیت فروش آن به عراق صورت گرفت...»
مجله «تایمز مالی»، چاپ انگلیس
«یک شرکت انگلیسی مقادیر زیادی گلولههای حاوی گازهای سمی چون «هنسلین»، «ترونیان» و نیز بمبهای آتشزا مشابه بمبهایی که آمریکا در ویتنام به کار برد را به عراق صادر کرد.
رادیو اسرائیل به نقل از روزنامه «هآرتص» چاپ تلآویو / 6 بهمن 69
«توماریتن نویسنده اسراییلی در مقاله خود یادآور شد که این تظاهرکنندگان (تظاهرات کردهای چپگرا در چند کشور جهان) هنگامی که شرکتهای بزرگ آلمانی و دیگر کشورهای غربی وسایل و موادی برای تولید سلاحهای میکروبی و شیمیایی به صدام حسین میفروختند، لب از لب نگشودند...»
رادیو آمریکا / 26 شهریور 69
«... به گزارش خبرنگار روزنامه واشنگتنپست، جالب آن که غرب به صدام حسین کمک کرد تا به این مرحله از پیشرفت نظامی برسد. حتی پس از آنکه صدام به استفاده از تسلیحات شیمیایی علیه ایران و کردهای عراقی متهم شد، همکاری غرب با عراق ادامه پیدا کرد...»
نگاهی کوتاه به استفاده عراق از سلاح شیمیایی در طول جنگ
رژیم عراق از همان آغاز جنگ تحمیلی، علاوه بر حملات موشکی و بمباران مناطق غیر نظامی و جنایات جنگی متعدد دیگر، برای پیشبرد اهداف تجاوزکارانه خود از سلاح شیمیایی استفاده کرد. استفاده عراق از سلاحهای مزبور، از موارد آشکار نقض مقررات بینالمللی و از نمونههای جنایت علیه صلح و امنیت بشری است. عراق با پذیرش و تصویب کنوانسیونها و مقررات بینالمللی مربوط به سلاحهای شیمیایی، رسماً متعهد شد که از کاربرد این گونه سلاحها امتناع کند، ولی در عمل به شدیدترین نحو این تعهدات را نقض نمود و به طور گسترده علیه سربازان و مردم غیر نظامی ایران و عراق از سلاحهای شیمیایی استفاده کرد.(5) جالب توجه این که تمامی تهاجمات شیمیایی عراق در مواردی بوده است که نیروهای رزمنده ایرانی دست به عملیات گسترده میزدند. هرچه میزان عملیات گستردهتر میشد، میزان استعمال سلاحها فزونی مییافت.
درباره کاربرد سلاحهای شیمیایی توسط عراق، بعضی مسئولین عراقی چنین اعتراف کردهاند:
10/4/67: طارق عزیز وزیر امور خارجه عراق در آلمان اعلام کرد که عراق در جنگ از سلاح شیمیایی استفاده کرده است.(6)
11/4/67 محمد مشاط سفیر عراق در انگلیس طی مصاحبهای با رادیو لندن گفت: «از زمانی که ایران حملات خود را به خاک عراق آغاز کرد، عراق از سلاح شیمیایی استفاده کرد.»(7)
17/1/64: هشام توفیق، وزیر بازرگانی عراق، در مصاحبه با روزنامه الأنبا کویت گفت: «عراق از سلاحهای شیمیایی به خاطر دفاع از شرق عراق استفاده خواهد کرد.(8)
حال، قبل از آنکه فاجعه حلبچه و ابعاد آن را مورد مطالعه و بحث قرار دهیم، نگاهی گذرا به موارد متعدد استفاده عراق از سلاح شیمیایی در طول جنگ، میافکنیم:
در عملیات خیبر، برای اولین بار عراق به طور گسترده از سلاحهای شیمیایی استفاده کرد و در 14 مورد از طریق هواپیما و توپخانه به طور گسترده خطوط پدافند ایران را مورد حمله قرار داد و تعداد زیادی شهید و مجروح بر جای گذاشت که تنها در یک مورد در منطقه هورالهویزه در تاریخ 8/12/62 باعث مصدوم شدن حدود 1100 نفر گردید. این نخستین کاربرد عراق، در واقع آزمایش عکسالعمل بینالمللی در قبال نقض پروتکل 1306 بود که به تدریج در سالهای بعد به دلیل بیتفاوتی، ابعاد وحشتناکی یافت.(9)
در عملیات بدر عراق از تاریخ 20/12/63 تا 29/1/64 در حدود 50 مورد اقدام به حمله شیمیایی علیه نیروهای ایرانی نمود.
در عملیات والفجر 8 که در تاریخ 20/11/64 انجام گرفت، عراق در 8 مورد اقدام به بمباران شیمیایی کرد که در یک مورد آن در جاده فاو ـ بصره در حمله به محل تجمع نیرو حدود 8500 نفر مصدوم و مجروح شدند. در این عملیات، عراق از گازهای خردل، سیانور، اعصاب و خون استفاده کرد.
در عملیات کربلای 5، که از لحاظ شدت و گستردگی بالاترین ارقام حملات شیمیایی را به خود اختصاص داده است، قبل از آغاز عملیات، هواپیماهای عراقی در 10 مورد و توپخانه در 5 مورد محورهای گوناگون را مورد حمله شیمیایی قرار دادند و پس از شروع عملیات در 18/10/65 تا اسفند همان سال رژیم عراق 56 بار دیگر از تسلیحات شیمیایی استفاده کرد. در این مدت متجاوز از 7000 گلوله توپ و خمپاره حاوی مواد سمی علیه مواضع ایران شلیک شد.(10)
در تاریخ 7/4/66 چهار نقطه شهر سردشت توسط عراق مورد حمله شیمیایی قرار گرفت که بر اثر این حملات، بیش از 8000 نفر مصدوم شدند. این شهر به عنوان نخستین شهر قربانی تسلیحات شیمیایی در جهان، بعد از هیروشیما نامیده شد.(11)
حلبچه، اولین مورد حمله عراق به مناطق کردنشین خود نبود. قبل از آن رژیم عراق در دو مورد، در فروردین و اردیبهشت 66 به ترتیب 8 روستای کردنشین در شمال عراق و 16 روستای دیگر در شرق استان اربیل و شمال سلیمانیه، را مورد حمله شیمیایی قرار داد.
گزارشات هیاتهای اعزامی دبیر کل سازمان ملل به ایران
در پی گسترش استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی در طی جنگ و بنا به دعوت مکرر ایران، دبیر کل سازمان ملل متحد هیأتهایی را به ایران اعزام کرد. این هیأتها در 8 مورد، به بازدید از مناطق مورد حمله قرار گرفته، پرداخته و پس از معاینه مصدومین و بررسی بعضی از قطعات باقی مانده بمبهای شیمیایی، گزارشی مبسوط را تنظیم و به شورای امنیت ارائه دادند. جلسات شورای امنیت در این باره تشکیل شد و علیرغم تایید استعمال سلاحهای شیمیایی از جانب عراق، شورای امنیت و همچنین دبیر کل از محکوم ساختن مستقیم عراق خودداری نمود.(12) و در بیانیههای صادر شده تنها استفاده از سلاحهای شیمیایی محکوم شد، نه استفادهکننده آن. شورای امنیت سازمان ملل متحد در قبال استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی، پس از گزارشات هیات اعزامی دبیر کل به منطقه به صدور 2 قطعنامه و چند بیانیه اقدام کرد. در بعضی از این قطعنامهها و بیانیهها مثل قطعنامه 582 و بیانیه اسفند 1364، تنها از استفاده از این سلاحها ابراز نگرانی و تاسف شده و در برخی دیگر (مانند بیانیه 1363) استفاده از این سلاحها بشدت محکوم و در بیانیه 1366 محکوم گردیده است. نکته قابل تامل در این میان این است که در هیچ کدام از موارد فوق، رژیم عراق محکوم نشده، اگرچه نام این رژیم به عنوان استفادهکننده از سلاح شیمیایی به میان آمده است. و خود پیداست که سازمان ملل که تحت نفوذ ابرقدرتهایی چون آمریکاست، موضعی جز این نیز نمیتوانست داشته باشد. یکی از سناتورهای آمریکایی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی سیبیاس آمریکا میگوید: «یکی از اشتباهات ما در گذشته این بود که زمانی که صدام حسین از گازهای شیمیایی علیه ایرانیان و متعاقب آن علیه مردم خود استفاده کرد، این اقدام عراق از طرف ما محکوم نشد.»(13)
البته این اعتراف در زمانی صورت گرفت که عراق، کویت را در مرداد 69 به تصرف خود درآورد.
حلبچه، صدایی که در گلو ماند
عملیات والفجر 10 (25/11/66) که آغاز شد، امید مردم «حلبچه» به رهایی از سیطره رژیم عراق، افزایش یافت. سپاهیان رشید اسلام، در مرحله اول عملیات والفجر 10 پس از عبور از موانع سخت طبیعی و ایذایی دشمن مقاومت او را در منطقه «خرمال» در هم شکسته، موفق شدند شهر خرمال و روستاهای تابعه آن را آزاد نمایند.
در مرحله دوم عملیات، رزمندگان اسلام طی نبردی دلیرانه در حاشیه جنوبی دریاچه «دربندیخان» ضمن انهدام قوای دشمن، شهر مهم و استراتژیک «دوجیله» و 20 روستای اطراف آن را آزاد کردند. همزمان با این پیشروی، مرحله سوم عملیات از طرف رودخانه «آب سیروان»، «زیکمان» و «آب لیله» آغاز و پس از تصرف ارتفاعات مهم «بالامبو» به منطقه عمومی حلبچه تسلط پیدا کرده، وارد شهر شدند.
پس از تثبیت مواضع آزاد شده، طی مرحله چهارم عملیات، شهر مرزی و کردنشین «نوسود» را از تیررس دشمن خارج کرده و به دنبال آن شهرهای نظامی «طویله» و «بیاره» عراق آزاد شدند همزمان با این نبرد دلیرانه رزمندگان اسلام، که ابعاد وسیعش ابرقدرتها را نیز غافلگیر کرد، دشمن فاجعه خونبار حلبچه را بر پیشانی تاریخ جنایات خود، حک کرد.
نیروهای عراقی، بدنبال استقبال مردم حلبچه از رزمندگان اسلام، طی 48 ساعت، بطور مکرر و گسترده، این شهر و روستاهای اطراف آن را بمباران کردند. بطوری که این حملات، 5000 کشته و بیش از 7000 مصدوم برجای گذاشت. و بدینسان روزهای 27 و 28 اسفند 1366، بعنوان یکی از معدود روزهای تاریک تاریخ بشری به ثبت رسید. هواپیماهای عراقی در حملات خود از گاز «سیایندهیدروژن» که در کمتر از یک دقیقه موجب خفتگی و کشتار انسانها میشود و همچنین از گاز خردل، اعصاب» (سارین)، خون (سیانیدهیدروژن) و خفهکننده (فشرن) در سطح وسیع استفاده کردند.
این واقعه آنقدر فجیع و تأثرانگیز بود که از سوی محافل خبری جهان به عنوان تلخترین حادثه سال اعلام شد. روزنامه اسپانیایی «ال پائیس» در گزارشی به مناسبت کنفرانس پاریس نوشت:
«نام حلبچه از 16 مارس 88 (27 اسفند 66) برای همیشه با سلاح شیمیائی همراه خواهد بود.»(14)
هولناکترین مورد استفاده از سلاح شیمیایی پس از جنگ جهانی اول مربوط به حوادث حلبچه است. برخی از مفسرین، جنایات صدام در حلبچه را به مراتب از برخی جنایاتی که هیتلر انجام داده است هولناکتر توصیف کردند. در این میان، سازمان کمیته صلیب سرخ جهانی در تاریخ 3/1/67، بدون ذکر نام رژیم بغداد، کاربرد سلاحهای شیمیایی را بشدت محکوم، و تصریح کرد:
«حملات شیمیایی اخیر، نشانه تشدید جنگ عراق و ایران به گونهای تازه و فجیع میباشد.»
عکسالعمل برخی سازمانهای بینالمللی و کشورهای غربی، فقط تا همین حد بود. روزنامه «گاردین» نوشت: «ابرقدرتهای از پیروزی ایران نگرانند نه از حملات شیمیایی عراق.»
توسل عراق به سلاح شیمیایی در «حلبچه» به حدی روشن بود که یک فرمانده عراقی در مصاحبه با نشریه تایم اظهار داشت: «در نظر نداریم با گل و عطر از مهاجم پذیرایی کنیم ما از همه وسایلی که داریم، برای دفاع استفاده میکنیم.»
فاجعه حلبچه از زبان شاهدان عینی
«... هنگامی که بمباران متوقف گردید، ما از پناهگاهمان خارج شدیم و شروع به حرکت بسوی مرز ایران ـ که تقریباً 12 کیلومتر با ما فاصله داشت ـ کردیم اما هواپیماها ما را تعقیب کردند و به حملات خود ادامه دادند، ما مجبور شدیم تا شب هنگام زیر یک پل پناه بگیریم. سپس بوسیله یک کامیون بسوی مرز حرکت کردیم. من در گروهی همراه با سی نفر دیگر بودم. در حال حرکت، گاهی اوقات بوهای عجیبی به مشاممان میرسید. افراد زیادی در کنار جاده بودند، کسانی که مجروح بودند و فریاد میکشیدند. ما توقف کردیم و یک زن و کودک را به داخل کامیون کشیدیم. کودک پنج ساله بسیار بیمار بود. من کودک را که گریه میکرد، در بغل گرفتم. پس از مدتی احساس کردم در بازوهایم اتفاقی میافتد، نوعی سوزش و تاول ظاهر شد و پوست من شروع به متورم شدن کرد.»(15)
یکی از نشریات هنگکنگ مینویسد: «مردی میان سال با بالاپوشی از پوستین، شلوار کردی و کلاه گلدوزی شده ـ از معدود افرادی که هنوز در حومه شهر «حلبچه» زندگی میکردند ـ به خبرنگاران گفت: «ایرانیها این جا آمدند و ما به آنان خوشآمد گفتیم.» وی در ادامه گفت: «نزدیک ظهر بمباران عراقیها شروع شد. همه کشته شدند من تودهای ابر دیدم، من گاز دیدم.»(16)
همه این جنایات، در مقابل چشمان حیرتزده جهانیان رخ داد، بیآنکه اقدامی جدی از سوی مجامع بینالمللی صورت گیرد. سرتیپ «ناظر حسین مصطفی»، دومین افسر عالیرتبه عراقی که در طی عملیات جبهه شمالی به اسارت درآمده است، گفت:
«هنگامی که سه فروند هواپیماهای جنگی عراق اقدام به فرو ریختن بمبهایشان بر روی شهر چهار هزار نفری حلبچه کردند ـ و ابر سفیدی از گاز سمی متصاعد شد ـ من از فاصله سه مایلی شاهد این صحنه بودم.»(17)
نشریه «ال میسی زیرو» ایتالیا در تاریخ 16/1/67 مصاحبهای با «علی عبدالعزیز» یکی از رهبران کرد عراقی انجام داد. او که خود، هنگام بمباران حلبچه، در محل بوده است، در پاسخ به این سئوال که «چگونه فهمیدید اتفاقی در حال وقوع است؟» چنین میگوید:
«همگی خود را روی زمین انداختند، سپس دیدم که بعضی قدرت دوباره ایستادن را ندارند. نزدیک من گروهی از کودکان و زنان بودند، نوزده نفر آنها را شمردم یک هواپیما، بمبی پرتاب کرد. آنها خود را بر زمین انداختند و سپس هیچ حرکتی نکردند بدن کودکان تغییر کشل داده بود (آنان) حیوانات کوچکی بنظر میرسیدند. هواپیماها پایین میآمدند، در ارتفاع نزدیک به 200 تا 300 متر، ولی نمیتوانستند بیشتر پایین بیایند، زیرا در آن لحظات، شهر در حال سوختن بود. همه جا را دود فرا گرفته بود و آسمان مانند شب بود. آن شب و روز بعد نیز هواپیماها برگشتند، ولی هیچگونه دفاع نظامی وجود نداشت...»
اندک بازماندگان این فاجعه، همگی یک داستان را تعریف میکنند: «هواپیماها از غرب آمدند، انفجار و ابر زرد رنگ پریده به رنگ تخمک گلها، عسل، یا خردلی...»
«کمیله عبدالله» دبیر یکی از مدارس حلبچه که در یکی از بیمارستانهای باختران بستری بودند، در گفتگو با خبرنگاران گفت:
«هنگامی که هواپیماهای عراقی در آسمان شهر ظاهر شدند، من در داخل خانه بودم سپس صدای مهیبی شنیدم و وقتی از خانه بیرون آمدم بوی گاز را استشمام کردم. سپس با روسری، بینی و چشمانم را پوشاندم ولی فایدهای نداشت.»(18)
عکسالعمل سازمان ملل متحد
شورای امنیت سازمان ملل متحد، متعاقب وقایع حلبچه و نیز فجایع استفاده از سلاحهای شیمیایی علیه کردهای عراقی، ابتدا قطعنامه 612 (16/2/67) و سپس قطعنامه 620 (31/5/67) را به تصویب رساند. در این قطعنامهها بدون ذکر نام عراق، استفاده از سلاحهای شیمیایی محکوم شد.(19)
در مقابل حجم عظیم جنایت رژیم عراق، شورای امنیت حتی حاضر نشد نام عراق را بعنوان استفادهکننده سلاح شیمیایی در قطعنامههای خود به میان آورد. نشریه «ملی گازته» چاپ ترکیه (11/1/67) در این باره مینویسد: «اگر ایرانیان مرتکب چنین اقدامی میشدند، سران کشورهای مقتدر و در راس آنها مجامع بینالمللی جار و جنجال راه میانداختند اما، اکنون که رژیم متجاوز عراق، عامل این جنایت است، این مجامع سکوت اختیار کردهاند.»
این سکوت، آنقدر زشت و شرمآور بود که بعدها در جریان جنگ نفت (مرداد 69) برخی از رسانهها این سکوت را محکوم کردند: رادیو اسرائیل در تاریخ (15/8/69) چنین گفت:
«... من نمیتوانم از مطرح ساختن این پرسش خودداری کنم که چرا وقتی صدام، کردها را با سلاح شیمیایی بیرحمانه به هلاکت رساند، سازمان ملل و شورای ملل و شورای امنیت جنایت او را محکوک ندانستند و ...»(20)
بر کسی پوشیده نیست که شورای امنیت سازمان ملل متحد، حربهای در دست ابرقدرتهاست و مواضعش درست در راستای منافع قدرتهای بزرگ است. آنها با سکوت خود ضمن «تأیید ضمنی» جنایات عراق، سبوعیت رژیم بعث را تشویق کردند. و طراحان قوانین بینالمللی برای جلوگیری از استهزا و تمسخر قطعنامههای «منع استفاده از سلاحهای شیمیایی»، هیچگونه اقدام جدی و بازدارندهای را معمول نداشتند.
و اینک هفتمین سالگرد شهدای فاجعه حلبچه را در حالی گرامی میداریم که وجدانهای منجمد به اصطلاح طرفداران حقوق بشر، این فاجعه را از یاد برده است. کشورهای غربی ـ که تامینکننده سلاح شیمیایی و حامی عراق در جنایاتش بودند ـ اینک انگار به خوابی مرگبار فرو رفتهاند. در حالی که اسرائیل از امضای پیمان منع گسترش سلاحههای هستهای سرباز میزند، آنها آشکارا بر این گستاخی سکوت کردهاند، بد نیست بدانیم در طول سالهای گذشته، صهیونیستها اشکال جدیدی از مواد شیمیایی را در قالب گازهای اشکآور و گازهایی که باعث اسهال و استفراغ شدید میشود، بکار بردهاند.»(21)
و اینجاست که این سئوال مطرح میشود که: «دیروز کردهای عراقی، قربانیان جنگ شیمیایی بودند، فردا نوبت کیست؟»
یک پرفسور ایتالیایی (از اعضاء هیئت پزشکی اعزامی ایتالیا به ایران) پیشنهاد کرده که روز 17 مارس (29 اسفند) مصادف با حمله شیمیایی عراق به حلبچه، تحت عنوان «روز مخالفت جهانی با کاربرد سلاحههای شیمیایی» نامگذاری شود. این پیشنهاد اگرچه بجا و خوب است اما تا زمانی که کشورهای غربی از تولید، انباشت و فروش سلاحهای شیمیایی دست برندارند، جهان در وحشت تکرار یک «حلبچه» دیگر لحظات بسیار سختی را در پیش رو خواهد داشت.