تالار شهر (Town Hall) و بعدها اگورا (Agora) محل برگزاری جلسههای شوار بود که سابقه آن به مجمع پیران باز میگشت. «اگورا» یا «آوورا» به فضای بازی اطلاق میشد که محل ملاقات شورای پیران بود. ضمناً تمام اهالی روستاها و بعداًً شهرها میتوانستند در آن فضا گردهم آیند و در کنار رایزنی، بحث و بیان عقاید خود و حتی جشن و اجرای مراسم مختلف، مازاد تولیدات خود را نیز به فروش برسانند که شکلدهنده مفهومی است که بعدها در تمدن غرب به مقر داد و ستد یا بازار جان بخشید (Civic Center) علاوه بر آگورا در پولیس، محلهایی برای نشستن شهروندان و تبادلنظر و بحث و جدل تعبیه شده بود که به نشستگاههای شهروندی معروف بودند، خانه یا مکان شورا (Council House) که در یونانی (Bouleuterion) خوانده میشد، فضای بزرگی برای گردآمدن و بحث و مشورت و نهایتاً تصممگیری نه فقط اعضا بلکه کل شهروندان محسوب میشد.
در تمدن رومی گستره عمل شورها بسیار وسیعتر گردید. زیرا نیل به شهروندی بسیار سادهتر شد و زنان نیز به جرگه شهروندان پیوستند. در روم شوراهای خانوادگی، شوراهای فامیلی، شوراهای دوستان و آشنایان و بالاخره شورای پولیس یا ادارهکننده شهر وجود داشت. یکی از مهمترین شوراهای رومی، شورای آزادسازی بردگان بود که ضمناً کار اعطای شهروندی به غیر بردگان به ویژه آزادمردان و زنان غیررومی را عهدهدار بود.
جالب آن که در اسناد به جا مانده با مواردی از اعمال قدرت شوراها برخورد میشود. از جمله چنانچه شخصی برده خود را بیش از حد متعارف تنبیه میکرد، در شورای خانوادگی یا شورای فامیلی محاکمه میشد و گاه با مجازاتی شدید روبهرو میگشت.
در مواردی نیز تنبیه شدید برده به آزادی او منجر میشد. در سند دیگری از تلاش شخصی برای ایجاد حکومت محلی استبدادی یاد شده است که به اعدام و مصادره اموال او ختم گردیده است. علاوه بر شوراهای پولیس، منابع از شورای فدرالی نیز خبر دادهاند. مثلاً کنفدراسیون بوئوتین، شورای فدرال بود که ششصد و شصت عضو داشت. سخن در باب نظام شورایی در یونان و روم بسیار است که فرصتی مستقل میطلبید. تأثیر این دو تمدن در پیدایش مردمسالاری برای قرنها بعد، تعیینکننده بود.
مهمترین نکته نقش مردم عادی در تمدن یونان و روم است. برای مثال جنگ سالامیس بین یونان و ایران، کاملاً توسط مردم عادی اداره شد و با پیروزی یونان بر سپاهیان ایران، این باور شکوفا شد که مردم عادی کوی و برزن قادر به اداره امور جامعه خود و حتی دفاع از سرزمینشان هستند. پیروزی سپاه یونان بر ایران سبب تحولی بزرگ در تاریخ مردمسالاری جهان و تثبیت آن بود. به نحوی که مورخان بسیاری بر این اعتقادند که اگر ایران در جنگ پیروز میشد، پرونده مردمسالاری مغرب زمین در آغاز راه بسته میشد یا حداقل نقش آن به شدت تضعیف میگردید. در قرون وسطی نیز، اگر چه نقش انتخاب مردم و حیطه عمل شهروندان محدود شد، نظام شورایی از میان نرفت و حتی در زمینههای محدود و خاصی تقویت نیز شد. شوراهای نخبگان امور جامعه غیرمتمرکز اروپای غربی را اداره میکرد که معروفترین آنها شورای شهر «ونیز» بود. در اواخر قرون وسطی شوراهای شهرهای مستقل و شوراهای اصناف دوباره رونقی تمام به خود گرفت. ظهور شهرهای مستقل و پایان قرون وسطی، نقش عظیم و انکارناپذیر در پیدایش و تکامل نظام سرمایهداری داشت. شهرهای جدید تازه استقلال یافته، تماماً دارای شورای شهر بودند و در برخی از شهرها مجلس شهری یا مجمع عمومی سربرآورد و اداره شهر را بر عهده گرفت. تأمین امنیت شهر که به تشکیل پلیس انجامید، از اولین وظایف شوراهای شهر در پایان قرون وسطی بود. در شهرهایی که شورایی قدرتمند داشتند، علاوه بر امور انتظامی، قضاوت در مورد برخی از جرایم، کنترل قیمتها، تعیین و اخذ مالیات از واردات و صادرات کالا بر عهده شورای شهر بود. شهرهای پایانی قرون وسطی یا با جنگ و یا با پرداخت مقرری به شاهزادگان و درمواردی به کلیسا، همراه با استقلال خود، سازمانهای مدیریت شهری، مجلس به ویژه شوراها که از قبل نیز وجود داشتند را سر و سامان بخشیدند و به تدوین منشور شهر و یا دریافت منشور آزادی شهر صادره از سوی شاهزادگان نایل آمدند. ادامه دارد...