حسین باستانی
1ـ هشدار هفته پیش بهزاد نبوی به افشاگری در مورد جنگطلبانی که حمله آمریکا به ایران را برای «نظامی» کردن فضای کشور و تقویت «انسجام داخلی» مطلوب خود مفید میدانند، اگر چه بدون نام بردن از «جنگطلبان» مشخصی بود، اما به سرعت با واکنش شدیداللحن مدیر مسئول کیهان روبهرو شد. حسین شریعتمداری در واکنش خود، به ویژه تأکیدات بهزاد نبوی بر «بازدارندگی سیاسی» را «ترجمان ضعف و زبونی و پیشنهاد تسلیم و ذلتپذیری» توصیف کرد.
2ـ چرا سخنگوی ذینفوذی چون مدیر مسئول کیهان، لازم دیده تا نسبت به هشداری که در صحن علنی مجلس در مورد «افشای جنگطلبان» مطرح شده، این چنین به موضعگیری بپردازد؟ خوانندگان «نوروز»، به خاطر دارند که در زمان اوجگیری تهدیدات نظامی آمریکا، با استناد به شواهد گوناگون متذکر شدیم که چگونه در کشور ما، عدهای همواره کوشیدهاند تا به محض بیان «هر» اتهام جنگسالاران آمریکایی علیه ایران، به سرعت مستندات مؤید آن ادعا را «با صدای بلند» به جهانیان اعلام کنند. یکی از این افراد، شخص آقای حسین شریعتمداری بوده است. ایشان در فعالیتهای تبلیغاتی خود، تا به آنجا پیش رفته که از آغاز سال جدید، با اصرار کوشیده است تا در عرصه معادلات امنیتی جهان، حتی خود را از برخی وقایع «خاص»، که قطعاً حتی سخن گفتن از آن وقایع در «حد و اندازه» ایشان نیست، مطلع نشان دهد. مثلاً ایشان (که پیشتر در سرمقالهای در تاریخ 27/11/80، از موضع تهدید «شهرهای آمریکا» به «بمباران شیمایی و میکروبی» سخن گفته بود!) در سرمقاله مورخ 17/1/81 روزنامه خود خبر داده: «به زودی آمریکا و اسرائیل شاهد ضربات سخت و شکنندهای خواهند بود که مسلمانان شهادتطلب در «تمامی نقاط دنیا» به منافع آمریکا و صهیونیستهای ساکن سایر نقاط جهان وارد خواهند کرد»، و یک هفته بعد در سرمقاله مورخ 24/1/81 خود آورده: «چرا باید سفارتخانهها یا دفاتر و مراکز تجاری آمریکا و اسرائیل و کارکنان آمریکایی و اسرائیلی آنها در کشورهای اسلامی امنیت داشته باشند... شواهد و قرائن موجود حکایت از آن دارند که روز انتقام نزدیک است» (24/1/81)؛ و باز یک هفته بعد در سرمقاله مورخ 1/2/81 اصرار کرده: «همه شواهد و قرائن به وضوح حکایت از آن دارند که روز واقعه نزدیک است و دورانی که صهیونیستها و حامیان آنها در هیچ نقطهای از دنیا امنیت نداشته باشند فرا رسیده است» (مدیر مسئول کیهان، در همین راستا حتی علاقه ویژهای داشته که خود را از بروز اتفاقات امنیتی علیه ـ نه فقط آمریکاییها که ـ دول کشورهای اسلامی منطقه هم مطلع وانمود کند؛ تا آنجایی که در سرمقاله مورخ 7/1/81 خود آورده: «دیر نیست که ملتهای مسلمان کیفر خیانتکنندگان را به آنها خواهند چشاند... آیان سران عرب یورش پرخروش ملتهای خود را نمیشنوند؟...»؛ یا در سرمقاله موره 24/1/81 نوشته: «آن دسته از سران کشورهای اسلامی که به ندای ملتهای مسلمان برای مقابله با خیانت وحشیانه اسرائیل پاسخ نمیدهند و در عمل با این رژیم وحشی همکاری میکنند، چرا باید همچنان در قدرت باقی بمانند؟» ... وقس علی هذا).
3ـ توجه به «ظرف زمانی» بیان این قبیل اظهارات از سوی سخنگویی چون مدیر مسئول کیهان، بسیار آموزنده خواهد بود: ایشان در شرایطی کوشیده خود را درحال بیان مداوم سخنان «معنیدار» نشان ددهد که از سوی دیگر، جنگطلبان آمریکایی هم در حال «مقدمهچینیهای عملیاتی» علیه اهداف جدید بودهاند؛ آن هم بر مبنای «شواهدی» که به ادعای آنها در خصوص «حملات تروریستی قریبالوقوع» به ایالات متحده وجود داشته است. این رویکرد، اخیراً، تا آنجا امتداد یافته که از باب نمونه، معاون سرویس عملیات «سیا» هشدار داده «یک حمله تروریستی جدید علیه منافع آمریکا اجتنابناپذیر است» (خبرگزاری فرانسه، 7/2/81)؛ یا رئیس کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا با اعلام این که «حمله دیگری [مشابه حمله 11 سپتامبر] تقریباً حتمی است»، از برخی گروههای مورد حمایت ایران به عنوان نیروهایی که «توان و میل حمله به آمریکا را دارا هستند» نام برده است (رویتر، 31/2/81). جالب آن که حتی در هفته جاری، تصادفاً درست همزمان با اظهارات مدیر مسئول کیهان در خصوص «زبونانه» بودن دیدگاه «بازدارندگی سیاسی در مقابل تهدیدات آمریکا»، (20/3/81) دو خبر حائز توجه بر روی تلکس خبرگزاریهای جهان رفته است. نخستین خبر، اظهارات دادستان کل ایالات متحده بوده که ادعای دستگیری یک فرد «مظنون به طراحی نقشه انفجار یک بمب حاوی مواد رادیواکتیو در آمریکا» را مطرح کرده است؛ و دومین خبر هشدار معاون رئیسجمهور آمریکا بدین مضمون بوده: «اتخاذ سیاست پیشدستی در حمله توسط آمریکا برای مقابله با تروریستها الزامی است، چون روشهای دوران جنگ سرد از قبیل «بازدارندگی»، دیدار سران و پیمانها [یعنی همان «بازدارندگی سیاسی»] در برابر تروریستهایی که چیزی برای دفاع ندارند، راه به جایی نخواهد برد» (آیا جالب نیست که به طور کاملاً همزمان ـ سخنگویان «راست افراطی» در ایران و ایالات متحده در مقابل «بازدارندگی سیاسی» موضعگیری کرد و به مقدمهسازی برای تهاجم نظامی علیه کشورهای مورد اتهام آمریکا میپردازند؟)...
4ـ قطعاً در صورت هرگونه تهاجم نظامی خارجی، مردم ایران و فرزندانشان در نیروهای مسلح در مقابله با متجاوزان به خود تردید راه نخواهند داد. ولی ما در منطقهای زندگی میکنیم که در آن، تجربه «پدیده»هایی از نوع «طالبان» وجود دارد؛ که علیرغم استفاده بیحد و حصر از شعارهای به ظاهر «سلحشورانه» و «ضدآمریکایی» برای اتخاذ «پزهای ایدئولوژیک»، در روز خطر نخستین کسانی هستند که پیش از هر چیز به «فرار» فکر میکنند. ما در داخل کشور هم، نیروهایی داریم که حتی پس از 11 سپتامبر به صراحت اعلام کردهاند، از این که «بنلادن» (با دست زدن به کاری که آنان علیرغم شعارهایشان حتی جرأت «فکر کردن» به آن را هم نداشتهاند) باعث تخفیف آنها شده ابراز نگرانی کردهاند... و امثال همین نیروهای هستند که برای «کم نیاوردن» در «شعار»های ضد آمریکایی، علاقه زیادی به «حرف زدن» در مورد «عملیاتی» دارند که هرگز به آن نزدیک هم نخواهند شد. البته ما در ایران، دقیقاً به دلیل شناخت خود از ویژگیهای روانشناختی این قبیل نیروهای سیاسی، تردید نداریم که سخنان به ظاهر شداد و غلاظ آنها در خصوص «عملیات خاص»، فقط برای مصارف داخلی بیان میشود و بس. اما سؤال اساسی اینجاست: اگر در آینده کسانی از «جنس» بنلادن (که برخلاف برخی سیاسیون داخلی «وجود» اقدامات ادعایی آنها را دارند) در نقاط مختلف جهان دست به عملیات خاص بزنند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ در آن صورت، آیا امثال جنگسالاران آمریکایی که به دنبال بهانهای برای توسعه حملات نظامی خود در منطقه میگردند، «لقلقه زبان» برخی سیاسیون ما را «مستندات» نظامیگریهای جدید قرار نخواهد داد؟ به راستی، چرا عدهای اصرار دارند هر طور شده این «مستندات» را در اختیار آمریکاییها بگذارند؟