تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۸  ، 
کد خبر : ۲۳۱۷۶۱
نقدی بر مستندنمای «خط و نشان رهبر» بی‌بی‌سی فارسی

پنجه بر چهره آفتاب

نویسنده: رسول سنایى‌راد مقدمه: «خط و نشان رهبر» عنوان یک «مستندنما» با تحریف واقعیت های مربوط به زندگی حضرت آیت الله خامنه ای است که توسط بی بی سی فارسی، پس از چند بار تبلیغ و اعلام قبلی در تاریخ 26 شهریورماه سال جاری پخش شد. این فیلم با ادعای بیان زندگی سیاسی و شیوه حکومت داری رهبر معظم انقلاب و به تهیه کنندگی و روایت گری فردی به نام «بزرگمهر شرف الدین» تولید شده که مروری بر محتوای آن، گویای به کارگیری شگردهای جنگ روانی برای تخریب شخصیت امام خامنه ای است که با وجود تناقضات، مغایرت ها، تخریب ها و دروغ های آشکار در این فیلم و استفاده از ادعاهای اشخاص مسئله دار مغرض و ضدانقلاب، بدون ارائه هیچ گونه استنادی، از ناشی گری، شتابزدگی و غرض ورزی در تهیه آن حکایت می کند. بنابراین، در صورت تبیین مناسب، نه تنها اهداف شوم تهیه کنندگان آن خنثی می شود، بلکه به رسوایی و بی اعتباری آنان در نزد افکار عمومی هم می انجامد. این نوشتار تلاش می کند به تناسب فرصت و امکانی که این نشریه فراهم می کند، تبیین و تحلیلی فشرده از این اقدام بی بی سی به خوانندگان محترم ارائه دهد.

الف- سابقه شبکه بی‌بی‌سی فارسی
گر چه در تاریخ رسانه ای معاصر «بی بی سی» به رادیوی دولتی انگلیس گفته می شود که یکی از ابزار تبلیغی برای دیپلماسی عمومی کشور انگلیس به حساب می آید و سابقه آن به اهداف این کشور در دوران جنگ سرد برمی گردد. در واقع این رسانه به عنوان یکی از مهم ترین ابزار عملیات روانی و جنگ نرم در پیشبرد اهداف بریتانیا و غرب مورد استفاده قرار می گیرد و با پخش اخبار، مستندات تحریف شده و هدفمند، گفت وگوها و برنامه های متنوع و با زبان های گوناگون از جمله زبان فارسی، نقش قابل توجهی در جنگ نرم علیه کشورهای هدف ایفا می کند.
دولت انگلیس که در تاریخ معاصر کشورمان با وقایعی مثل قراردادهای استعماری، مشارکت در کودتاهای 1299 و 1332 به نفع استبداد پهلوی و همکاری با صدام در جنگ هشت ساله علیه نظام جمهوری اسلامی و مردم انقلابی، شناخته می شود، از این رسانه به عنوان ابزاری برای اهداف امپریالیستی و استعماری خود سودجسته است که شرم آورترین نمونه تاریخی آن، اعلام رمز کودتای 28 مرداد 1332 توسط این رادیو، در نیمه شب قبل از شروع کودتا برای کودتاچیان است.
جدیدترین اقدام انگلیس برای تقویت این رسانه، راه اندازی شبکه بی بی سی فارسی، چند ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم است که همزمان با سناریوی القای تقلب و توهم انقلاب رنگی، با بهانه های انتخاباتی در جمهوری اسلامی انجام شد. این شبکه که در شروع کار فقط چند ساعت برنامه و آن هم در قالب برنامه های اجتماعی فعال بود در زمان فتنه رنگی و پس از انتخابات 24 ساعته فعال بود و تمامی تکنیک های عملیات روانی مانند، شایعه، تحریف واقعیات، اغراق و مبالغه، تفرقه افکنی و فریب را برای دامن زدن به آشوب و اغتشاش و تأثیر بر افکار عمومی با هدف ایجاد بی ثباتی و ناپایداری نظام جمهوری اسلامی به کار گرفت. در واقع، همان زمان که سفارت انگلیس تمام قامت، به حمایت از فتنه برخاسته و علاوه بر کارمندان سفارت، دبیر سوم خود را با لباس سبز و برای حمایت از فتنه گران به خیابان ها می فرستاد، این رسانه نیز از هیچ اقدامی برای متشنج نگه داشتن فضا فروگذار نبود و نه تنها در استودیوی رسانه ای فتنه گران در ساختمان قیطریه مستقر بود، بلکه در سناریوی شهیدسازی از جمله تبلیغ بر روی مرگ مشکوک «ندا آقاسلطان» و تبدیل وی به اسطوره ای به نفع دامن زدن به فتنه نیز مشارکت فعالی داشت.
این بار و در آستانه انتخابات که رهبر معظم انقلاب به مواظبت برای جلوگیری از تبدیل آن به چالشی برای امنیت نظام هشدار داده، بی بی سی فارسی به زعم خود، سناریوی بی ثبات سازی رهبری نظام را از راه بی اعتبارسازی معظم له کلید زده و پنجه بر چهره خورشید کشیده تا به زعم خود نور آن را بپوشاند.
ب- زمینه‌ها و عوامل جسارت‌آفرین
علاوه بر دلایل سیاسی و امنیتی پشت پرده که مشوق و محرک دستگاه های رسانه ای مرتبط با دستگاه های امنیتی و سیاسی غرب مثل بی بی سی برای ورود به چنین سناریوی روانی- تبلیغی و مغایر با اعتبار رسانه ای است، نباید از برخی زمینه ها و عوامل داخلی که به این اقدامات جسارت آمیز کمک کرده نیز غافل بود که مهم ترین آنها عبارت است از:
1- تصور بیگانگان نسبت به سرمایه اجتماعی نظام و جدی تلقی کردن لطمه های وارده به آن پس از حوادثی چون فتنه سال 88 و حتی برخی مسائل سیاسی و اجتماعی دیگر مثل، بروز جریان انحرافی و فسادهای ناشی از آن که به زعم طراحان جنگ نرم، اعتماد به نظام و رهبری را مخدوش ساخته است.
2- احساس تضعیف پایه های کاریزماتیک و مشروعیت رهبری که نه تنها اهانت به امام خمینی(ره) و امام خامنه ای در فتنه سال 88 بلکه جسارت علیه حضرت امام توسط امثال اکبر گنجی در دوره اصلاحات و یا وکالتی معرفی کردن ولایت در دوران کارگزاران را شاخص های افول این جایگاه معنوی تلقی می کنند. زوم دوربین به روی تابلوی بن بستی که به اسم امام خامنه ای است و توسط فتنه گران شکسته و به کف خیابان می افتد، نشان از چنین برداشتی دارد.
3- امید طراحان جنگ نرم به تفاوت شناخت و وفاداری نسل های سوم، چهارم انقلاب به ولایت و رهبری نسبت به نسل های پیشین سبب شد تا ایشان به زعم خود برای بهره برداری از کم رنگ بودن حقایق و وقایع تاریخ انقلاب در حافظه تاریخی و سیاسی آنان(نسل جدید)، دست به تحریف و دروغ برای تخریب شخصیت امام خامنه ای، بزنند و اصولاً با چنین تصوری سردمداران بی بی سی اقدام به ساخت این مستندنما کرده اند.
4- بازتاب نزاع ها و اختلافات بیهوده مسئولان و جناح های سیاسی درون نظام و عادی سازی فرامین و تدابیر رهبری نظام در آتش این اختلافات نیز در توهم دشمن برای دست زدن به قداست شکنی علیه رهبری بی تأثیر نبوده است.
5- پشت کردن عده ای از عناصر داخلی به نظام و رهبری و آویزان شدن به دامن دشمن و عقده گشایی علیه مقدسات و باورهای مذهبی و اجتماعی کشورمان هم در پدید آوردن جسارت در دشمن بی تأثیر نبوده است. مصاحبه امثال میردامادی و مزروعی با تهیه کنندگان این اثر موهن و جسارت آمیز علیه رهبری موید این ادعاست و جالب این است که خیانت به نظام و رهبری از سوی افرادی است که زمانی تابلوی اصلاح طلبی و خط امام بالای سر داشته اند، اما امروز در کسوت منافقین جدید، همان نقش منافقین در خدمت صدام برای شکستن خاکریزهای دفاع مقدس را، در عرصه جنگ نرم برعهده گرفته اند.
6- غفلت خواص انقلاب و کارگزاران فکری و فرهنگی کشور از تدوین تاریخ انقلاب و تبیین جایگاه و موقعیت ولایت در پاسداشت عزت و شرافت مردم و روشنگری نسبت به چهره های ولایت ستیز و اسلام گریزی چون بنی صدر که امروز می توانند وسوسه طراحان جنگ نرم را برای سوء استفاده از برخی کم اطلاعی ها برای شکستن حصار امن ولایت برانگیخته و به تولید این آثار بی محتوا و سطحی تشویق کند، از عمده دلایل ساخت چنین مستندنماهایی توسط دشمن است.
ج- خلاصه سناریو
بنگاه رسانه ای بی بی سی به عنوان یک سناریوی امنیتی و جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی تلاش کرده محورهای القایی خویش را برای تخریب امام خامنه ای یا به عبارتی «ترور سرد» ایشان با به تصویر کشیدن جمعی از معترضان به نتایج انتخابات دهم رئیس جمهوری و معرفی آنها به میلیون ها نفر! به گونه ای تنظیم کند که شکاف و تقابل مردم با رهبری را القا کند و آوردن این جمله که میلیون ها نفر در خیابان های تهران یک چیز می خواهند، یک نفر چیز دیگری می خواهد! و سپس نشان دادن تصویر تابلوی بن بستی به اسم امام خامنه ای که توسط چند اغتشاشگر به پایین کشیده شده، هدف نهایی خود از تولید چنین مستندی را نشان می دهد.
بی طرفی مستند مورد ادعای بی بی سی با به کارگیری انواع تحریف ها، دروغ ها و ادعاهای تعدادی از فراریان و چهره های سابقه دار خیانت به نظام ولایی از قبیل بنی صدر، تهرانی، مزروعی و میردامادی به اثبات می رسد که بی بی سی از ادعاهای آنان، رهبر جمهوری اسلامی را شیفته قدرت معرفی کنند که در مسابقه قدرت و حذف رقبایی که هیچ گاه در فیلم دقیقاً مشخص نمی شوند، خود را بالا کشیده و با تمرکز قدرت در نهاد رهبری، نوعی حکومت فردی را با کمک نیروهای امنیتی و اطلاعاتی پیرامون خویش و تسلط بر همه نهادهای حکومتی پیش می برد. این سناریوی ناشیانه با تکنیک مونتاژ «راست های اندک» به «دروغ های بیشتر» تلاش می کند در ادامه خط چپاول و کینه ورزی علیه کشور ایران و جلوگیری از ثبات و پیشرفت جمهوری اسلامی ایران، ناراحتی خود از اقتدار رهبری در جمهوری اسلامی را در میان ادعاها و دروغ های بزرگ پنهان کرده و ترس خود را از روند حوادث الهام گرفته از ثبات و ایستادگی مردم و نظام جمهوری اسلامی با بزرگ نمایی شکاف بین مردم و رهبری و فاصله گرفتن نخبگان با رهبری، نشان ندهد، اما آوردن این ادعا در دقایق پایانی فیلم که، اغتشاشات بعد از انتخابات ایران، نقطه آغاز جنبش های اعتراضی منطقه است! سناریوی انحرافی و کینه جویانه خویش را با رسوایی هر چه تمام تر رو می کند.
تهیه کنندگان «خط و نشان رهبری» دیگر توضیح نمی دهند اگر این شکاف ها واقعی است، پس چرا این جنبش الهام بخش! به نتیجه نرسید، ولی جنبش های مردمی به سرعت توانستند پیش روند و تبدیل به کابوسی علیه نظام لیبرال- دموکراسی غربی شوند و چرا بی بی سی فارسی، شکست فتنه رنگی را در برخورد با جمعیت میلیونی و سراسری مردم ایران در روزهای 9 دی و 22 بهمن 1388نادیده می گیرد و از بیان خواسته ها و شعارهای مردم در این روز طفره می رود؟!
گویا نویسندگان این سناریو، با عبور متعمدانه از این واقعیت های بزرگ تاریخی قصد داشته اند، تنها مقصود و دستور طراحان جنگ نرم در اتاق های فکر موسسات وابسته به CIAو MI6 را برای مقابله با موج بیداری اسلامی و تهاجم علیه ثبات جمهوری اسلامی، با شلیک تیرهای زهرآگین دروغ به سوی رهبری در ایران، به اجرا بگذارند.
د- محورهای القائی و تخریبی
مروری بر محتوای این فیلم و ادعاهای مطرح شده از سوی تهیه کنندگان نشان می دهد، تهیه کنندگان محورهای تخریبی زیر را برای شکستن قداست و احترام رهبری در افکار عمومی دنبال می کرده اند:
1- القای شکاف و تقابل بین مردم و رهبری که در این فیلم، با نمایش صحنه هایی از فتنه سال 88 و مردم نامیدن فتنه گران و سپس پخش فرازی از خطبه نماز جمعه امام خامنه ای در (29/3/88) و هشدار معظم له به عواقب اردوکشی های خیابانی این کار انجام گرفته است.
2- القای دگرگونی هویتی در مقام معظم رهبری و تغییر شخصیت ایشان از یک روحانی اجتماعی و دارای گرایش روشنفکری و مردمی، به فردی ضدمردمی و معارض روشنفکری با تأکید به اینکه، «فقط از او یک صدا باقی مانده»، این دگرگونی را به خورد مخاطب می دهد.
3- معرفی شخصیتی قدرت طلب و فرصت طلب که برای نیل به قدرت، با فرصت طلبی وارد مسابقه و رقابتی ناجوانمردانه شده و با حذف رقبا از حاشیه به بالاترین سطح قدرت یعنی رهبری رسیده است!
4- القای تفاوت سیره مدیریتی امام خامنه ای با امام خمینی(ره) با القای اینکه ایشان، با ترک شیوه سنتی و معمول در بین مراجع، برای بیت و دفتر، به نهادسازی برای تمرکز و فراهم کردن ساز و کار نظارت همه جانبه رو آورده اند.
5- ترسیم چهره ای اقتدارگرا و سلطه طلب از رهبری که با داشتن شبکه ای از نیروهای نظامی و امنیتی برای کنترل و سرکوب به صورت فراقانونی همه چیز را در کنترل دارد.
6- القای شکاف بین روشنفکران و نخبگان با رهبری، علی رغم گرایشات اولیه و دوره جوانی معظم له به روشنفکری و هنر!
7- مداخله همه جانبه در تمامی امور کشور و فرمایشی بودن مجلس و دولت و ورود اطرافیان امام خامنه ای در رقابت های سیاسی و روی کارآوردن رئیس جمهور دلخواه.
8- استفاده رهبری از علایق ایدئولوژیک مردم و جوانان و تبدیل بسیجیان به عنوان گروه های فشار برای اعمال قدرت علیه نیروهای منتقد و مخالف.
9- برخورداری رهبری از شبکه نهادهای مالی و اقتصادی معاف از هرگونه نظارت برای پیشبرد اهداف سیاسی.
برای القای این محورهای تخریبی علیه امام خامنه ای، تهیه کنندگان این فیلم به زعم خویش تلاش کرده اند، از چهره هایی با سابقه حضور در درون نظام مثل بنی صدر و مزروعی، اطرافیان و بستگان مقام معظم رهبری مثل، مرادخانی (خواهرزاده) و میردامادی (پسردایی ایشان) و یا اسدی (دارای سابقه زندان سیاسی قبل از انقلاب) سود جویند که امروزه همگی در زمره فراریان و مخالفان نظام و رهبری بوده و از سوی دیگر به عنوان مستندات به دروغ ها و تحریف های تاریخی آشکاری دست زده اند که جز رسوایی و بی اعتباری برایشان حاصلی ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات