مسعود یارضوی
از تلاش برای اعتراضات خیابانی تا حمله به اعتقادات دینی و فرض کردن خود به عنوان مسئله اول کشور، جملگی فصل مشترکهای میان جریان انحرافی و برخی از اصلاحطلبان هستند که همواره دشمنی با آرمان مردم و نظام را در ذات خود دارند.
"تضعیف این دولت بزرگترین ناامیدی روانی مردمی را رقم خواهد زد. در نتیجه مردم ناامید شده از نظام، آماده هر عملی میشوند. درست همانطور که دفاع از این عصاره گرانبها در وقت لازم با حضور میلیونی مردم مواجه خواهد شد."
صبح روزی که این جملات در یادداشت مشکوک "فتنه ممزوج" در روزنامه ایران به همراه ویژه نامه موهن خاتون منتشر شد و رسما نظام را به حضور هواداران دولت در کف خیابانها تهدید کرد، کسی واقعا نمیدانست که این چندمین بار است که عناصر جریان انحرافی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم نظام اسلامی ما را تهدید کردهاند.
تهدیدی که البته القای تئوری برخورداری از 35 میلیون رای توسط جریان انحرافی در بروز آن بی تاثیر نبود.
پارک لاله و کوی دانشگاه تهران نیز هنوز حضور برخی چهرههای اصلاح طلب در میان نقاب پوشها و چماق بدستان را در سال 78 از یاد نبرده است. روزهای سختی که اتاق فرمان اغتشاشات تیرماه 78 را میبایست در دفتر سران اصلاحات میجستیم و این وزارت کشور دولت اصلاحات بود که راهکارهای خروج از قانون اساسی را بررسی میکرد!!!
و البته هنوز کابوس وقایع تیر ماه 78 و خاطره حمایتهای عدهای از سران اصلاحات از اغتشاشگران در یاد مردم مانده بود که تفکرات اصلاح طلبان، فتنه 88 را شکل داد و باز هم این مردم بودند که تجلی فکری مدعیان اصلاح طلب قانونگرایی و روشنفکری را در کف خیابانها و با سنگ و چوب مشاهده کردند.
در واقع در حال صحبت از دو جریان هستیم که هر دو با چنگ اندازی بر مساند دولتی و وجوه بیت المال از میان دو راه خیر و شر؛ جانب شر را برگزیدند و با آنارشیسم و اقدامات اولگارشیستی، حرفشان را زدند و البته میزنند.
در واقع داستان جریان انحرافی و طیفی به نام اصلاح طلبان داستانی غریب در تاریخ سیاسی و اجرایی انقلاب اسلامی ما است. داستانی غریب با پردههایی متفاوت در صورت و مشابه در معنا.
رانتخواری
نخستین و مهمترین فصل مشترک جریان انحرافی و برخی از اصلاح طلبان که در دراز مدت سبب پیوند آنان نیز خواهد شد، مسئله رانتخواری است. مسئلهای که در یک نگاه منصفانه، ظهور و بروز آن در دوران کارگزاران و اصلاح طلبان با مثالهای فراوانی مطرح شد و البته نمونههای رشد یافتهتر آن را نیز هماکنون در مثالهای دیگری، توسط گروه منحرف شاهدیم.
"رانت" امتیاز نانوشته همه مدیران دولتی است که برخی به دلیل بی تقوایی و برخورداری از تسامح در قبال احترام به بیت المال از آن برای انتفاع جیب شخصی استفاده میکنند. این معضل را به طور خاص در میان برخی وابستگان به تفکر اصلاحات و در ادامه آنها اعضای جریان انحرافی میتوان یافت.
همین رانتها بود که برخی کارگزارانیها و اصلاح طلبان را به فکر تشکیل حکومت دائمی، مفاسد اقتصادی و تحدّی نسبت به ساخت نظام واداشت.
در واقع درآمدهای شبههناک ناشی از رانتخواری کاری با آنها کرده بود که دیگر به هیچ وجه دوست نداشتند از قدرت کنار بروند. نظیر همین مسئله به وضوح در رفتار جریان انحرافی نیز مشاهده میشود. آنها با استفاده از رانتهای پیرامونی خود به تئوری مهندسی چینش در مساند حساس دولتی روی آوردند و در واگذاری هدفدار امتیازات اقتصادی، پستهای دولتی و سایر امتیازات، گویا سعی در ربودن گوی سبقت از اصلاح طلبان را دارند.
جنگ با اعتقادات دینی و شیعی
جریان انحرافی و برخی از اصلاح طلبان، شاه بیت بزرگی در رفتارهای مشترک خود دارند و آن نشانهروی اعتقادات اصیل اسلامی و تفکرات شیعی است.
ایجاد مغالطه میان دو مفهوم امام معصوم و انسان کامل ، نظریه پردازی دینی بدون تفقه شیعی ، تمسک به تئوری اسلام منهای روحانیت و ... جملگی مقولاتی هستند که تنها طی چند سال اخیر توسط گروه انحرافی و عناصر آن در فضای عمومی جامع مطرح شده است. و این در حالیستکه حافظه ما پیش از این نیز رفتارهایی نظر تشکیک در مسئله ظهور ، انتقاد از جریان عاشورا و به چالش کشیدن نمادهای تفکر اسلامی همچون حجاب و حیا را از اصلاح طلبان در یاد دارد.
حمله به ارزشهای انقلاب
انقلاب اسلامی ما مبانی و ارزشهایی دارد که مختص به خود اوست. مبانی و ارزشهایی که البته همواره در فصل مشترک رفتار برخی از اصلاح طلبان و جریان انحرافی مورد تاخت و تاز قرار گرفتهاند. حمله به حجاب ، سازش با آمریکا ، دوستی با دشمنان کشور و مردم ، رفاقت با جاسوسها ، جانشین کردن تفکر عشق و محبت به جای تفکر مجاهدت و ... جملگی مفاهیمی هستند که انقلاب اسلامی ما با صدای بلند آنها را در جهان مطرح کرد اما در 32 سال گذشته یا توسط عدهای از اصلاح طلبان هتک شدند و یا در فرآینده تکامل یافتهتر توسط عناصر جریان انحرافی به بازی گرفته شدند.
نکته آنجاست که تمام این اتفاقات با ماهیتی یکسان رخ میدهند و در واقع دو سوی مسئله همواره یکسان بوده است. ارزشهایی که باید مورد حمله قرار گیرند و عناصری که با نظام در تعارضاند و کار حمله بر عهده آنهاست.
تبدیلسازی خود به مسئله اول کشور
منحرفین و برخی از اصلاح طبان علاقه خاصی به طرح خود به عنوان مسئله اول دارند.
آنها همواره به گونهای در رسانههای خود فعالیت کردهاند و یا حرف میزنند که انگار از نظر آنها مسئله مهم، اعتصاب غذای عناصرشان در زندان، به چالش کشیده شدن تفکراتشان و یا دستگیری عواملشان به دلیل ارتکاب به جرمهای مختلف است. و این در حالی است که تجربه تاریخ ما نشان میدهد این جریانات همچون کفهای روی آب مضمحل میشوند و تاریخ از آنها به عنوان درس عبرتی در مسیر پیشرفت انقلاب و نظام استفاده خواهد کرد.