نویسنده: دکتر عبدالمجید شیخی؛ کارشناس اقتصادی، عضو هیأت علمی و استاد دانشگاه
پیشبینی آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب دربارهی نفوذ بیداری به قلب اروپا رفتهرفته جای خود را باز کرده و به یک واقعیت انکارناپذیر تبدیل شده است. ورشستگی لبیرالیسم اقتصادی در حال وقوع است. حال سؤال این است وظیفهی ایران و کشورهای اسلامی در این برهه چیست؟
بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) فرمودند: «به خواست خدا این قرن، قرن پیروزی مستضعفین بر مستکبرین عالم است.» بسان پیشبینی ایشان دربارهی شکست استخوانهای بلوک شرق اکنون صدای شکستن ستون فقرات بلوک غرب و نظام سرمایهداری به گوش میرسد و میرود تا پیشبینی آن حجت الهی بار دیگر تحقق پذیرد و بر اساس پیشبینی امام المسلمین مقام معظم رهبری(حفظهاللهتعالی) بیداری عمومی به قلب سیاه اروپا نیز نفوذ کند. اکثریت جامعهی غرب در اروپا با کسری عمومی و بدهی انباشته مواجه گشته و به گونهای دور باطل اقتصادی گریبان آنان را گرفته است.
کشورهایی که با اتکا بر یک بودجهی ویژه با سهم بالای مالیاتها سال به سال از جیب اکثریت مردم هزینههای رفتار و کردار استعماری، ولنگاری، لشکر کشی و جنایت به کشورهای فقیر، ولخرجی مترفین صهیونیست و صاحبان بنگاههای بزرگ چند ملیتی مالی، پولی، خدماتی و ... را تأمین میکردند، اکنون مجدد برای جبران این کسری قصد جان مردم فقیر خود را کردهاند یعنی یک بار دیگر قصد خالی کردن جیب مردم و تأمین سفرهی اقلیت ثروتمند خود را دارند. این دور باطل ناشی از سیطرهی نظام ربوی در بازار پولی و مالی، فاصلهی بسیار زیاد طبقاتی ناشی از همین نظام ربوی و حباب شدن بخش و لایهی اقتصاد مجازی اقتصاد و پیروزی آن بر بخش حقیقی اقتصاد یعنی بخش تولید کالا و خدمات حقیقی و نافع است.
در این نظام بخش بزرگی در لایهی مجازی اجتماع کردهاند و به گونهای سر بار و نان خور بخش حقیقی شدهاند. کار این گروه سفته بازی با منابع پولی، ارزی و اوراق بهادر امانتی مردم در نزد مؤسسههایشان، (وام) قرض دادن و گرفتن مازاد بیپشتوانه و بیمحل، خلق پول کاذب و مکیدن خون بخش حقیقی و جان مردم به جیبهای خود است. در این شلوغ بازار کاذب و حرام، این پول و تطهیر کنندگان آن هستند که بسان پیکر در حرکتند و بخش حقیقی اقتصاد مانند سایه به دنبال آنهاست و به گرد پای آنها نیز نمیرسد. اصولاً ترمز و هماهنگی نمیتواند بین دو لایه برقرار شود.
به همین دلیل بالاخره بحران بزرگ و ترکیدن این حباب بسیار بزرگ در اواخر سال 2008 آغاز گردید و انشاء الله میرود تا آیندهی بسیار بسیار نزدیک، طومار نظام ربوی و اقتصاد سرمایهداری را در هم بپیچد. یکی از مشخصات این نظام ظالمانه، تزریق یک مجموعه پول به عنوان ارز غالب در بازار جهانی است. شاید بزرگترین جنایت اقتصادی غرب برضد دنیا همین ظلم خاموش اقتصادی است که از ثمرات حاکمیت یهودیان صهیونیست و مسیحی بر عالم است. این اسکناسهای بیپشتوانه اکنون به مانند بمبهای بیصدایی هستند که به خصوص در زمان حذف پشتوانهای مانند طلا و افت ارزش قدرت خرید دارندگان این اوراق، آنها را چپاول کرده و به جیب کشورهای استعماری و به خصوص صاحبان بنگاههای مالی و پولی صهیونیست یهودیان و مسیحی میریزد.
واقعیت این است که هم اکنون اقتصاد آمریکا مستعد سه آسیب و بحران و آمادهی ترکیدن سه مرحلهی حباب مالی و پولی در درون است:
1- مرحلهی کوتاه مدت
2- مرحلهی میان مدت
3- مرحلهی بلند مدت
سرانجام بحران بزرگ اقتصادی در اواخر سال 2008 در دنیای غرب آغاز شد و در آیندهی بسیار نزدیک نیز، طومار نظام ربوی و اقتصاد سرمایهداری برچیده خواهد شد. از مشخصات این نظام ظالمانه، تزریق یک مجموعه پول به عنوان ارز غالب در بازار جهانی است که شاید از بزرگترین جنایتهای حاکمیت یهودیان صهیونیسم و مسیحی برضد اقتصاد دنیا همین ظلم خاموش اقتصادی است.
در کوتاه مدت کسری بودجه امان او را سلب میکند. در میان مدت، بدهی انباشته شدهی وحشت آور 5/15 تریلیون دلاری است که رتبهی او را سرنگون کرده و میرود تا شالودهی اعتبار او را کم کم مانند موریانه از درون پوک سازد. اما اینجا تازه آغاز کار مستضعفین است. بزرگترین نقطه ضعف این نظام ظالمانه جایی است که به عنوان بزرگترین نقطهی قوت دزدی دو قرن گذشتهی او مطرح است. اسکناسهایی که دست کشورهای دیگر است به منزلهی چاشنی مینها و بمبهای (نه تنها ضد نفر و تانک، بلکه) ضد قصر و کاخهای لیبرالیسم غربی عمل میکنند. بمبهایی که در جای جای نظام ربایی و حرام خواری سرمایهداری صهیونیست توسط خودشان کاشته شده و این چاشنیها و اهرمهای کنترل از راه دور آنها در دست ما است. استفاده از این اهرمها مشروط به انجام اقدامهای زیر است؛
حرکت اول؛ توافق دو جانبه، چند جانبه و منطقهای بین کشورهای طرف معامله مبنی بر حذف دلار و یورو و دیگر ارزهای غربی و شرقی و استفاده از پولهای متقابل کشورهای مستضعف بهویژه کشورهای اسلامی در معاملههاست. در یک مثال جدی، اگر این حرکت به یکباره عملی شود، طومار این نظام ظالمانه مانند ترکیدن لحظهای یک بادکنک برچیده و سرعت کنونی سیر قهقرایی سرنگونی نظام سرمایهداری تبدیل به سرعت نور خواهد شد.
حرکت دوم؛ پیاده کردن یک نظام مالی و پولی بدون ربا در کشورها است. در این نظام، حجم لایهی مجازی به شدت کوچک و در مقابل حجم بازار حقیقی به شدت بزرگ است. نان خورهای مولود نظام بیترمز مالی و پولی ربایی حذف میشوند. در این اقتصاد، پول شخصیتی ندارد بلکه ابزاری برای مبادله و ذخیرهی قراردادی ارزش و سایهی بیارادهی پیکر خود یعنی تولید کالاها و خدمات است.
در خوشبینانهترین وضعیت با فرض حاکمیت یک نظام پولی و مالی بدون ربا در کشور از دیدگاه علم اقتصاد، بزرگ شدن بخش مجازی حباب بیپشتوانه و غلبه دادن دلالی بر بخش تولید است که اکنون آفت بزرگ اقتصاد ما همین حاکمیت بخش بازرگانی و دلالی است که عنصر اصلی فرار از حقوق مالیاتی است و حتی عنصر اصلی اتکا به درآمد نفتی نیز همین بخش کاذب سودآور به نفع برخی کنار گود نشینان مترف است و همین حباب به همراه نظام ربوی و فاصلهی طبقاتی اکنون مرگ نظام لیبرالیسم اقتصادی غربی را نزدیک کرده است. به رغم تلاشهای زیاد بهویژه در دولتهای نهم و دهم، متأسفانه هنوز نتوانستهایم مشکل فاصلهی طبقاتی را حل کنیم، همچنین مشکل ناکارآمدی نظام بانکی نیز باقی است. حال چه جای توجیهی برای بزرگ کردن نظام دلالی مالی و پولی مانند دادن مجوزهای تأسیس بانکهای خصوصی داریم.
اگر نظام بانکی ناکارآمد است و در طرح تحول اقتصادی قصد بر اصلاح است، در این مقطع بر این پایهی ضعیف و موریانه خورده و ظرف ناهموار چه جای مجوز بانکهای جدید است؟ متأسفانه هر روز در کشور شاهد رشد قارچ گونهی بانکهای جدیدی هستیم که جز شائبهی دلالی پولی و (خدای ناکرده) گرفتن بهره، پیام مثبتی برای جامعه ندارند. در شرایطی که موتور تولید با زحمت خود را روشن نگاه داشته کدام افزایش ظرفیت در اقتصاد مجوز این تصمیم ناپخته شده است؟ البته دربارهی طرح غیراسلامی دادن مجوز تأسیس بانکهای جدید و نیز موانع اجرایی بانکداری بدون ربا در دو مقالهی دیگر صحبت شده که از عزیزان خواننده دعوت میشود با این کلید واژهها در همین پایگاه (سایت تحلیلی – تبیینی برهان) جستوجو نمایند و از این رو مجالی برای تکرار نیست.
پیام این نوشتار خیرخواهانه برای مسؤولین مالی و پولی کشور احتراز از راه رفته و تجربهی شکست خوردهی غرب یعنی پرهیز از تقلید کورکورانه از ادبیات اقتصاد ورشکستهی غرب و رویکرد به اقتصاد اسلامی (در زمینهی مدیریت بازار مالی و پولی) است که اکیداً بنای آن بر خلق ارزش افزوده واقعی حلال از کار و تلاش در عرصهی تولید کالاها و خدمات حقیقی است و توصیه میشود از آن شکست قریب الوقوع (به عون الله تبارک و تعالی) عبرت بگیرند و تا دیر نشده کشور را در خطر آسیب و تحمیل هزینههای غیر قابل جبران بیش از پیش غرق نسازند. (فاعتبروا یا اولوالالباب)