تاریخ انتشار : ۰۵ دی ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۰  ، 
کد خبر : ۲۳۱۸۶۴

مهندسی فرهنگی


به اهتمام: علی خانی
تداوم سیاست فرهنگی انقلاب اسلامی در گرو انتقال مفاهیم به نسل جدید است از این رو، مهندسی فرهنگی یکی از ضروریات مهم در حوزه مسائل فرهنگی است. اگرچه تحولات، مشکلات و مسائلی چون دغدغه تثبیت، جنگ تحمیلی، لزوم سازندگی، افراطی‌گری‌های نابجا، ساخت‌های غلط فرهنگی، تداوم و حضور برخی گرایشات سکولار، ناسیونالیسم باستان‌گرا بعضا با پشتوانه‌های قوی تبلیغاتی در محافل علمی از یک طرف، گسترش و انبساط جریانات فراملی چون جهانی سازی، یک قطبی شدن جهان، جریانات منطقه‌ای از طرف دیگر، بهانه‌تراشی ایجاد چالش، تهدید، تحریم و بازیهای سیاسی غرب، در برابر ایران به خاطر ماهیت جهان و غیریت‌سازی آن، فرصت پرداختن متولیان فرهنگی کشور به ترسیم مختصات مهندسی فرهنگی را نداد، ولی در برهه کنونی، ضرورتی حیاتی است.
نسل جدید اگرچه با شتاب به صحنه آمد ولی هیچ‌گاه حضور او درک نگردید، همین امر تحول ناگهانی را در افکار عمومی باعث شد و اکثریت فکری جدیدی حول موضوعات نوینی مانند نوگرایی دینی، ارزشهای مدنی و ... شکل گرفت. نسل جدید انگاره‌های نوینی را با خود پدید آورده و حمل می‌کند. این جمعیت جوان متاثر از عوامل بسیاری به یک خودباوری نسبی رسیده و لذا نیازهای فرهنگی جدیدی را می‌طلبد. تحول از فردگرایی منفی به فردگرایی مثبت، رجوع به عقل، نفی رفتار تبعی، استقلال طلبی، تنوع‌طلبی و فزون طلبی از جمله شاخصه‌های خودباوری این نسل است که نیازمند بستر فرهنگی خاص برای رشد و تداوم است. البته که مجموعه این تحولات بر خواست تغییر و دگرگونی و انباشت آموزه‌های فرهنگس نو دلالت دارد. در این رابطه تقاضا برای جابجایی سلسله مراتب ارزشی قرائتهای نو و امروزی از بنیادهای فرهنگی و ارائه چهره متنوع و مألونی از دین از جمله مولفه‌هایی است که می‌توان از آنها به عنوان چالش جدی در عرصه فرهنگ یاد نمود. قابل ذکر است این چالشها ضرورتاً به سمت تغییر منفی میل نکرده و نمی‌کند. اگرچه برخی آموزه‌های فرهنگی جدید با آنچه نظام ارزشی خوانده می‌شود همخوانی و هماهنگی ندارد، ولی می‌تواند به عنوان یک فرصت از آن استفاده شود.
از این روست که مهندسی فرهنگی نیازی بنیادین برای دهه سوم انقلاب تلقی می‌شود، چه بسا عدم پرداختن به این امر در برهه سرنوشت‌ساز کنونی تبعات وخیمی در پی داشته باشد. تبعاتی که نه تنها انتقال مفاهیم و ارزشهای فرهنگی انقلاب را به نسل جدید غیر ممکن می‌سازد، پروسه بازتولید دولت- ملت را عقیم می‌گذارد بلکه تهدیدی جدی برای امنیت و انتظام ملی تلقی خواهد شد. در این رابطه مقام معظم رهبری در تشریح مهندسی فرهنگی و مدیریت فرهنگی تصریح کردند: "ما نمی‌خواهیم با نگاه افراطی به مقوله فرهنگ نگاه کنیم. بایستی نگاه معقول اسلامی را ملاک قرار داد و نوع برخورد با آن را بر طبق ضوابطی که معارف و الگوی اسلامی به ملت نشان می دهد، تنظیم کرد. برخورد افراطی از دو سو امکان‌پذیر است و تصور می‌شود: یکی از این طرف که ما مقوله فرهنگ را مقوله‌ای غیر قابل اداره و غیر قابل مدیریت بدانیم، مقوله‌ای رها، خودرو که نباید سر به سرش گذاشت و وارد آن شد و با این منطق که با فرهنگ مردم نمی‌شود کاری کرد، نمی‌شود الگوهای فرهنگی به مردم داد، نمی‌شود مردم را در زمینه مسائل فرهنگی پیش برد، مقوله فرهنگ عمومی مردم و رشد فرهنگی آنها را رها کرد، که متاسفانه این تفکر در جاهایی هست و عده‌ای طرفدار رها کردن و بی‌اعتنایی و بی‌نظارتی در امر فرهنگ هستند. این تفکر، تفکر درستی نیست و افراطی است. در مقابل آن، تفکر افراطی دیگری وجود دارد که آن سختگیری خشن و نظارت کنترل‌آمیز بسیار دقیق - چه در زمینه فرهنگ عمومی، چه حتی در زمینه مسائل و اخلاق شخصی، قالب‌گیری کردن و قالبها را تحمیل کردن- است. این تفکر نیز به همان اندازه غلط است. نه می‌شود فرهنگ را در جامعه رها کرد که هر چه پیش آمد پیش بیاید، نه می‌شود آن طور که سختگیریهای غلطی را که نه ممکن است و نه مفید الگو قرار داد. آنچه که در مقوله فرهنگ بر عهده حکومت است، عبارت است از نظارت هوشمندانه، متفکرانه، آگاهانه، مراقب از هرزه‌روی نیروها و هرزه‌روی علف‌هرزها، هدایت جامعه به سمت درست، کمک به رشد و ترقی فرهنگی افراد جامعه، باید به این همه مجموعه انسان و بخصوص جوان که در جامعه هستند کمک کرد تا بتوانند راه صحیح و رشد خود را پیش ببرند. ما نه معتقد به ولنگاری و رها سازی هستیم که به هرج و مرج خواهد انجامید و نه معتقد به سختگیری شدید، اما معتقد به نظارت، مدیریت، دقت در برنامه‌ریزی و شناخت درست از واقعیت هستیم"(23/10/83).

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات