حسین منصوری
کشور مالزی در جنوب شرقی آسیا واقع شده است که حدود 60 درصد جمعیت آن مسلمان هستند. در قانون اساسی این کشور، دین رسمی، اسلام معرفی شده است اما افراد در انتخاب دین آزاد هستند. موقعیت مالزی به عنوان یک گذرگاه اصلی و مهم در آبهای جنوب شرقی آسیا باعث شده است تا اقوام و نژادهای مختلف از نقاط دیگر آسیا در این کشور جمع شوند. مسلمانان در مالزی عمدتاً شافعی مذهب هستند، اگر چه تعداد زیادی از مسلمانان در مالزی وجود دارند که هیچ مکتب ویژهای را دنبال نمیکنند.
رابطه سیاسی ایران و مالزی به طور رسمی از سال 1345 شمسی برقرار شد که در آن سال سفیر ایران در بانکوک به عنوان سفیر اکردیته در کوالالامپور تعیین گردید. مالزی نیز پس از تاسیس سفارتخانه در تهران در سال 1346 اولین سفیر خود را در سال 1349 به ایران اعزام کرد. چنین به نظر میرسد که انقلاب اسلامی ایران تغییرات اندکی در منطقه آسیای جنوب شرقی از جمله مالزی پدید آورده است، در حالی که در زیر پوسته ظاهری و طبیعی روابط رسمی بین دو کشور، نگرانی جدی مقامات جنوب شرقی آسیا در خصوص تاثیر وقایع ایران بر شهروندانشان نهفته است.
واکنش رسمی اولیه نسبت به سقوط شاه در سال 1979 میلادی سکوت بود و بیانیه صادره از سوی رژیم مالزی ماهیتی غیرمطلوب، نامطلوب یا بیطرفانه داشت تا اینکه بعداً در همان سال وزیر خارجه مالزی در پاسخ سئوالی در دیوان رعیت (پارلمان مالزی) اظهار داشت که روابط ایران و مالزی از وضعیتی طبیعی برخوردار بوده و تشکیل حکومت انقلابی در ایران جزء مسائل داخلی ایران است. او همچنین یادآور شد پرسنل دیپلماتیک مالزی در تهران طبق معمول سرگرم انجام وظایف خود هستند. در حالی که روابط رسمی ایران با مالزی به شیوهای ظاهراً آرام ادامه مییافت، اقدامات متخذه دولت مالزی و همچنین اندونزی برای کنترل هر گونه تاثیر نامطلوب انقلاب اسلامی بر اوضاع داخلیشان نمایانگر نگرانی های مقامات این کشور نسبت به وقایع ایران بود. دولت مالزی علیرغم اهمیتی که برای اسلام در کنار قومیت در حیات سیاسی کشور قائل میباشد، نگرانی خود را از بروز حرکتهای افراطی اسلامی پنهان نکرده و معمولا رفت و آمد رهبران محلی را به ایران زیر نظر داشت. بنابراین یکی از مهمترین تاثیرات انقلاب اسلامی بر دولت مالزی عبارت بود از افزایش اقدامات برای کنترل نقش سیاسی آن دسته از نیروهای اسلامی که وجودشان برای سیاستهای این دولت مضر تلقی میشد. در واقع تا حدود زیادی به خاطر وقایع ایران به نحو فزایندهای نسبت به خطرات ناشی از ایدئولوژی مذهبی آگاهی یافتند.
مالزی در خصوص مسائل بینالمللی جدا از مسئله جنگ تحمیلی که در آن اعلام بیطرفی نمود، تلاش خود را معطوف به میانجیگری جهت خاتمه جنگ کرد و تلاش داشت برخورد متوازنی با دو کشور درگیر در جنگ داشته باشد، و همکاریهای مناسبی با جمهوری اسلامی ایران داشته است. به رغم اینکه گاهی مقامات این کشور از عراق حمایت میکردند، مانند حمایت مالزی از برگزاری کنفرانس کشورهای غیرمتعهد در بغداد در سال 1361 که با اعتراض جمهوری اسلامی ایران موجه شد، در مجموع جو حاکم بر روابط و مناسبات دو کشور در صحنه بینالمللی آکنده از تفاهم و همکاری متقابل بوده است. مالزی از حامیان جمهوری اسلامی ایران در مورد مسئله "رژیم اشغالگر قدس" در سازمان ملل بود و در کمیسیون حقوق بشر به نفع جمهوری اسلامی ایران رای داد. همچنین جمهوری اسلامی ایران بنا به درخواست مقامات مالزی از کاندیداتوری آقای ماهاتیر محمد نخست وزیر مالزی به منظور احراز پست ریاست کنفرانس بینالمللی مبارزه با مواد مخدر حمایت به عمل آورد. در خصوص عضویت مالزی در شورای امنیت سازمان ملل متحد به عنوان عضو غیر دائم نیز جمهوری اسلامی ایران به این کشور رای مثبت داد. همینطور هیئتهای دو کشور در اجلاسیههای مختلف بینالمللی با یکدیگر همکاری خوبی داشتهاند.
انقلاب اسلامی ایران برای بسیاری از مسلمانان جنوب شرقی آسیا پس از گذشت سالهای اولیه، پیش از آنکه به عنوان یک الگوی اجتماعی و قابل تکرار مطرح باشد، به مثابه منبعی الهامبخش تلقی گردید. انقلاب در ابتدا به منزله نمونهای از پیروزی اسلام بر نیروهای امپریالیستی و غیر اخلاقی پدیدار شد، چنین زمینهای سبب شد که واکنشهای عمومی اولیه نسبت به انقلاب اسلامی بسیار مثبت باشد، و رهبران مذهبی را مجذوب نماید. چنین استقبالی لزوماً به معنای اعلام موافقت با ساختارهای نهادی مشخصی که در ایران برقرار شد و یا دفاع از ترویج قوانین مذهبی نبود، بلکه برای بسیاری از مردم آسیای جنوب شرقی این انقلاب بیشتر به منزله یک نماد جلب توجه میکرد و موجب تجدید توان حرکت اسلامی در این جوامع شد.
از جمله جلوههای اجتماعی این فرایند به ویژه در کشور مالزی میتوانیم به عناوین زیر اشاره کنیم:
1 - رفتار مذهبی:
از جمله مصادیق متغیر در رفتار مذهبی میتوان از گرایش بیشتر زنان به استفاده از حجاب اسلامی، افزایش اقبال عمومی نسبت به فرایض دینی مثل برگزاری نمازهای جماعت و جمعه، روزه در ماه مبارک رمضان، شرکت در مناسک حج، زکات، قربانی و جلسات قرائت قرآن نام برد.
2 - حساسیتهای اسلامی:
از جمله مصادیق آن میتوان به گرایش به استفاده از نامها و عناوین اسلامی برای اشخاص و موسسات، تشکیل نمایشگاههای غذای حلال و رواج برچسب حلال برای مواد غذایی، تاکید بر تطبیق روشهای کنترل جمعیت با آموزههای اسلامی، رواج واژگان و تعارفات اسلامی در رسانههای عمومی و نیز در سخنرانی مقامات دولتی اشاره کرد.
3 - مشارکت بینالمللی:
تقویت احساس تعلق به امت اسلامی و ابراز احساس نسبت به تحولات جهان اسلام و وادار نمودن دولت به اتخاذ موضع در مقابل مسائلی مثل جنگ نیروهای متحد علیه عراق 1991، تحولات فلسطین، مسئله بوسنی و هرزگوین، همچنین تشکیل گروههای مردمی برای برپایی تظاهرات همبستگی و جمعآوری کمک برای قربانیان مزبور از جمله اقداماتی بود که در اثر انقلاب اسلامی ایران صورت گرفته است.
4 - موسسات مذهبی:
افزایش تعداد مساجد، مدارس و بیمارستانهای اسلامی و نیز تشکیل موسسات جدید مثل بیمه اسلامی، بورس اسلامی و موسسات متعدد مطالعات اسلامی در مالزی چشمگیر بوده است. شایان ذکر است که بسط و تعمیق فرایند احیای این نوع مراکز در این منطقه، مهمترین علل گسترش جلوههای اجتماعی اسلام گرایی است. انقلاب اسلامی ایران، نیز یکی از مهمترین عوامل موثر در این فرایند میباشد.
مهمترین تاثیر انقلاب اسلامی در مسلمانان این کشور آن است که این مردم هر چه بیشتر به نقش وحدت آفرین و هویت ساز اسلام توجه میکنند و مولفه بیداری اسلامی نیز در این بلاد آشکار شده است. انقلاب اسلامی ایران سبب شد که اسلام به عنوان یک دین، احساس قرابت و همبستگی قابل توجهی بین انبوه مسلمانان در اقصی نقاط بلاد ایجاد کند. این امر نشان میدهد که علی رغم تفاوت و قرائتهای مختلف اسلام، اشتراکات کلی اسلامی چگونه مسلمین را در عین کثرت به وحدت میرساند.
پینوشتها و منابع در دفتر روزنامه موجود است.